چهار
قسمت از مقاله "هنر گیوه دوزی در وفس" در سال 1388 به چاپ رسیده بود(مشخصات
در انتهای این پست)، قسمت پنجم نیز در مردادماه امسال در نشریه "صنعت کفش" به چاپ رسید که توجه شما را
به آن جلب میکنم:
طرز
ساخت شیوَ توسط استاد شیوَکِش
به طور کلی پنج مرحله اساسی در شیوَکِشی وجود دارد که در ادامه به توضیح آنها میپردازیم.
(1) آماده کردن «شِرَّکُنَ»: پارچههای نخی، پنبهای یا
کتانی غیر از کِرپ، پشمی و پلاستیکی، که در وفس به آنها شِرَّکُنَ گفته میشد عمدتاً
به وسیله خود شیوَکِشها و یا مغازهدارهای وفس از شهرهای همدان یا قم و به قیمت
نازلی خریداری میشد. آنها در زمان قدیم، سوار بر خر به همدان میرفتند و پارچه
مورد نیاز خود برای چند هفته را میخریدند. این پارچهها که طی 3 تا 4 دههی گذشته،
بیشتر از نوع لِی بوده است، ابتدا به دقت شسته میشد. کار شستن این پارچهها را
زنان و یا مردان در کنار چشمهها و قناتهای وفس انجام میدادند. بعد از شستن،
پارچهها را زیر نور آفتاب خشک میکردند و سپس آنها را برش میزدند. استادِ شیوَکِش، پارچهها را به صورت مستطیلهایی با طول تقریبی 15 سانتیمتر
و عرض تقریبی 3 سانتیمتر برش میزد. بعد از اینکار پارچهها برای ساختن پیلتَ
آماده بود. در این مرحله، مقداری چیپْ نیز به دست میآمد که هم برای ساختن پیلتَ و
هم به عنوان سوخت در چالَ مورد استفاده قرار میگرفت.
(2) درست کردن پیلتَ و پَستا: استاد شیوَکِش، تکه پارچههایی که در مرحله قبل آماده شد را پیش روی خود،
بر سطح کُندَ قرار میداد؛ یک لایه پارچهی پنبهای که میتواند چیپْ (تکههای
اضافی پارچه) نیز باشد را در میان پارچهی آماده شده میگذارد. سپس لبههای تکه
پارچه را از هر طرف به اندازه 1 سانتیمتر به سمت داخل دولا یا تا میزد. بعد با
استفاده از مِشتَ چندین بار روی آن میکوبید تا کاملاً صاف و مسطح شده و در جای
خود محکم شود. بدینطریق پارچههای مستطیلی لوله یا پیچیده شده به عرض یک سانتیمتر
و طول پانزده سانتیمتر به دست میآمد که به آن پیلتَ گفته میشد.
استاد در ابتدا تعداد زیادی پیلتَ درست میکرد. برای ساختن
هر شیوَ به
حدود 105 تا 120 پیلتَ احتیاج بود. شیوَکِش بعد از تهیهی پیلتَها،
آنها را به سه دستهی مساوی با حدود 30 تا 40 پیلتَ تقسیم مینمود و پَستا (دستهی
لته کهنه) درست میکرد، یعنی اینکه پیلتَها را تحت فشار دست و با دقت کافی کاملا
منطبق بر هم قرار میداد تا در مرحله بعد بتواند آنها را در یک راستا سوراخ کند. برای
هر جفت شیوَ ، 6 پَستا موردنیاز بود.
استادِ
شیوَکِش در این مرحله سه ابزار دِروشِ پِیدوآل و دِروشِ بَلگَ و
دِروشِ کُلِ را در چالَ میگذارد تا خوب داغ شوند چرا که در مرحله بعدی به آنها
احتیاج پیدا میکرد.
(3) دوآلکِشی: دوآلکِشی مهمترین و سختترین کارِ گیوهدوزی است. بعد از آماده شدن پَستاها، استادِ شیوَکِش، دوآل و همچنین دِنْدَها را آماده میکند (همانگونه که
قبلا توضیح داده شد) و سپس طبق مراحل زیر عمل مینماید:
1- ابتدا دوآل را کمی نمناک میکرد تا نرمتر شود. در صورت
نیاز، آن را دورِ کُندَ انداخته، میکشید تا چین و چروکش برطرف شود و سپس به کمک گَزَنْ
چربیهای موجود روی آن را جدا میکرد.
2- دوآل را توسط دِسِّه (نخ) و به همان صورتی که قبلاً گفته
شد به سرِ سیلیم متصل میکرد.
3- یک پَستا را برداشته، روی کُندَ میگذاشت و نقطهی میانی
آن را درجهت عرضی و طولی مشخص مینمود و با استفاده از دِروشِ پِیدوآل که اکنون کاملاً
داغ است، خطی بر روی پَستا و دقیقاً در میانهی آن ایجاد میکرد تا راستای سوراخ
مشخص شود و راحتتر بتوان پَستا را در راستای مورد نظر سوراخ کرد. سپس دِروشِ بَلگَ
را از چالَ بیرون آورده و نقطهی میانی را در جهت راستای مشخص شده، سوراخ میکرد.
4- یک پَستای دیگر را همانند مرحله قبل سوراخ میکرد.
5- با استفاده از دِروشِ پِیدوآل (کاملاً داغ)، سوراخِ اولین
و دومین پَستا را باز و فراخ میکرد.
6- دوآل را به کمک تکهای پارچه صابونکاری میکرد تا در
سوراخها روانتر حرکت کند.
7- سیلیم و دوآل را که اکنون توسط دِسِّه به یکدیگر متصل
بودند را وارد اولین پَستا میکرد. اکنون سرِ دیگر دوآل آزاد است و باید آن را در
جایی محکم کرد. برای اینکار به یکی از این دو طریق عمل مینمود: یا سرِ آزاد دوآلْ
را در میان همان پیلتَهای اولیه مخفی کرده و با چند ضربهی مِشتَ، آن را در جایش
محکم میکرد یا اینکه، ابتدا سیلیمْ و دوآل را فقط از چند پیلتَ اولیه (در اولین
پَستا) عبور میداد و سپس در سر آزادِ دوآل، سوراخی به وسیلهی دِروشِ بَلگَ ایجاد
میکرد و سیلیمْ و دوآلِ متصل به آن را، از میان سوراخ میگذراند. بدینوسیله انتهای
دوآلْ، به دور چند پیلتَ اول، پیچیده و محکم میشد و او میتوانست سیلیم و دوآلِ متصل
به آن را در باقی سوراخهای اولین پَستا وارد کند. پس از وارد کردن دوآلْ در کل پیلتَهای
اولین پَستا، با استفاده از مِشتَ ضرباتی را بر روی مسیر عبور دوآل (همان مسیر
سوراخ) وارد میکرد تا دوآل در جای خود محکم شود.
8- سپس دوآل را وارد دومین پَستا کرده، با قدرت میکشید تا هر
دو پَستا به هم فشرده شوند (باز هم با استفاده از مِشتَ، ضرباتی به مسیر عبور دوآل
وارد میکرد تا دوآل را در جای خود محکم کند). برای جلوگیری از شلشدن دوآل، دِروشِ
دوآلگیر را در انتهای دومین پَستا وارد دوآل میکرد.
9- هم اکنون دو پَستا به هم فشرده شدهاند و هر کدام فقط یک
سوراخ در میانه دارند. در ادامه باید بر روی هر پَستا، چهار سوراخ دیگر (دوتا در
سمت راست و دوتا در سمت چپِ سوراخ فعلی) ایجاد شود. گیوهی مرغوب 5 سوراخ در کف
دارد و در اصطلاح به آن «پِجْ دوآل»(pej-duāl) یا پنجدوآل گفته
میشود.
10- استادِ شیوَکِش، دِروشِ بَلگَ را در حالیکه کاملاً داغ است، برداشته و در
سمت راست سوراخ فعلی و با فاصله یک سانتیمتر از آن، سوراخی ایجاد میکند. برای اینکه
سوراخ بهتری ایجاد شود، دِروشِ بَلگَ را از هر دو طرف وارد پَستاها میکند. به همین
شیوه، یک سوراخ دیگر در منتهیالیه سمتِ راست و دو سوراخ دیگر در سمت چپ ایجاد میکند.
11- در مراحل قبل، سوراخ کردن دو پَستا کامل و سوراخ میانهی
آنها دوآلکِشی شد؛ حال به سراغ سومین و آخرین پَستا میرویم و با استفاده از
دِروشِ بَلگَ به همان روشی که در شماره 3 توضیح داده شد آن را سوراخ میکنیم.
12- استادِ شیوَکِش، سومین پَستا را نیز همانند اولین و دومین پَستا، دوآلکِشی
میکند و دِروشِ دوآلگیر را در انتهای سومین پَستا وارد دوآل
میکند. هم اکنون هر سه پَستا به هم متصل هستند و کفی گیوه را شکل میدهند.
13- حال بر روی سومین پَستا، چهار سوراخ در سمت چپ و راست و
در راستای سوراخهای اولین و دومین پَستا ایجاد میکند و با استفاده از دِروشِ پِیدوآل،
چهار ردیف سوراخ در هر سه پَستا را باز و فراخ میکند. برای این کار، هم از ابتدای
اولین پَستا و هم از انتهای سومین پَستا، دِروشِ پِیدوآل را که کاملا گرم و داغ
است، وارد سوراخها میکند.
14- هم اکنون سه پَستا کاملاً به هم فشرده شدهاند و هر
کدام چهار سوراخ خالی نیز دارند. بعد از این مرحله، نوبت به اتصال پِنجَ به شیوَ
میرسد. دِندَها از قبل آماده شدهاند. استادِ شیوَکِش، دِندَای مستطیل شکل را انتخاب کرده، آن را به شکل «U» در میآورد. سپس نقطهی میانی این
دولایه دِندَ را با استفاده از درفش پاشنَبَندَ سوراخ میکند و با استفاده از دِروشِ
کُلِ سوراخ آن را بازتر میکند.
همانگونه
که قبلا نیز گفته شد، میتوان به منظور قشنگی دیوَ به جای پوسدَگا از نافَگا
استفاده کرد.
15- استادِ شیوَکِش، سیلیمْ و دوآل متصل به آن را که از انتهای سومین پَستا بیرون
آمده است از سوراخ دِندَ عبور داده، محکم میکند.
16- اکنون سیلیم و دوآل را از سوراخِ سمت راست سوراخ میانی
عبور داده و از هر سه پَستا رد میکند تا دوباره به ابتدای اولین پَستا برسد. با
ضربههای مِشتَ، دوآل را در جایش محکم میکند.
17- در این مرحله نوبت به اتصال پاشنَ به شیوَ
میرسد. دو دِندَ مربعی شکل
آماده کرده، با استفاده از پاشنَبَندَ و دِروشِ کُلِ سوراخی در آنها ایجاد میکند
و سیلیم و دوآل را از آنها عبور میدهد. سپس سیلیم و دوآل را از اولین سوراخِ سمت
چپِ سوراخ میانی عبور داده و با عبور از هر سه پَسْتا دوباره به پِنجَ میرود.
18- دِندَ ای مربعی شکل انتخاب کرده، سوراخ میکند و آن را
به همان شیوهی فوقالذکر، دوآلکِشی میکند. با این کار، سه دِندَ در پِنجَ (پنجه) قرار میگیرد
و آن را تکمیل میکند.
19- بعد از عبورِ دوآل از پِنجَ، سیلیم و دوآلِ متصل به آن
را از سوراخِ دوم در سمتِ راست عبور داده، از هر سه پَستا رد کرده و دوباره به پاشنَ
میرسد.
توجه کنید
که برای عبور دادن دوآل از سوراخها باید نیروی زیادی به کار برد، خصوصاً هر چه به
سوراخهای انتهاییتر نزدیک شویم، به نیروی بیشتری احتیاج است و سختی دوآلکِشی
از همین جا نتیجه میشود. استادِ شیوَکِش برای اعمال نیروی بیشتر
و کشیدن دوآل، میتواند از ابزار چوءَ دوآلکِش (چوب دوآلکِش) و نیز از پای خود کمک
بگیرد.
20- در این مرحله پاشْنَ (پاشنه) نیز تکمیل میشود. برای اینکار
دو دِنْدَ مربعی انتخاب کرده، پس از سوراخ کردن، آنها را دوآلکِشی
میکند و در نهایت، سیلیم و دوآلِ متصل به آن را که اکنون
بسیار کوتاه شده است از دومین سوراخِ سمتِ چپ، با سختی و فشار زیاد عبور داده و هر
سه پَستا را رد میکند.
21- در مرحله آخر، استادِ شیوَکِش برای جلوگیری از خروج دوآل از مابین سوراخها، سرِ آن را
از سیلیم بازکرده در بین پیلتَها میچرخاند و سپس گره میزند و با ضربههای مِشتَ،
آن را در جایش محکم میکند.
بعد از انجام مراحل فوق، دوآلکِشی
به پایان میرسد. استاد با مِشتَ ضرباتی به تمام سطح شیوَ
وارد میکند تا دوآل در جای خود کاملاَ سفت و محکم شود. اگر
حین دوآلکِشی، دوآل کم بیاید و یا
اینکه پاره شود، دوآلِ کوچکتری را به سر آن متصل کرده و ادامه کار را به شیوهی
گفته شده انجام میدهد.
قبل از
انجام مرحلهی بعد، استاد شیوَکِش با استفاده از ابزار دِروشِ پِجارِ، پیلتَها را با صبر و
حوصله، صاف و مرتب میکند. او دِسِّههای اضافه را در میان پیلتَها مخفی کرده و پیلتَها
را در راستای هم قرار میدهد.
(4) پِلکْکردن: بعد از اتمامِ دوآلکِشی
و پِجارِ کردن، نوبت به پِلککردنِ شیوَ
میرسد. استادِ شیوَکِش برای دوام شیوَ، با استفاده از دِسِّه پنج لایه، دور تا دورِ داخل شیوَ
را به فرم زیگزاگ (مورب) میدوزد به طوریکه پِلک از زیرِ شیوَ
دیده نمیشود. برای این کار به کمک ابزار خَطْکِش که
کاملاً داغ است، خطی فرضی به فرم الگوی شیوَ، لب به لب آن کشیده و با استفاده از دِروشِ پِلکَ (کاملاً
داغ)، نقطهای بر روی خط فرضی را در جهتِ جلو سوراخ میکند و 5 تا 6 میلیمتر آنطرفتر
بیرون میآورد و سپس دِسِّهپِلک را از آن عبور میدهد. این کار، به همین صورت
دورتادور شیوَ انجام میشود تا کارِ پِلکْکردن شیوَ به پایان برسد.
(5) تراش کردن اطراف شیوَ:
بعد از پِلککردن، استادِ شیوَکِش با استفاده از ابزار گَزَن، حاشیههای اضافی شیوَ
را برش میزند تا فرم واقعی شیوَ
مشخص گردد. بار دیگر به کمک مِشتَ، زیر و روی شیوَ
را کوبیده و یکدست میکند.
با تکمیل 5 مرحلهی اساسی، کارِ شیوَکِشی به پایان میرسد. اما به منظور بهبود کیفیت گیوه، دو کار دیگر
انجام میشود. یکی اینکه بعد از تمامشدن شیوَکِشی، ابتدا رنگ نیل را در آب حل کرده و به تمامی سطح زیر شیوَ
و لبههای آن مالیده و با مالشِ زیاد،
مایع را به خوردِ شیوَ میدهند تا رنگهای مختلف پیلتَها در شیوَ
از بین برود و یکرنگ (آبی) شود و دیگر اینکه پس از مالیدن
رنگِ نیل، کَتیرَ را با آب مخلوط کرده و همانند نیل بر روی شیوَ
میمالند. حالت چسبناکی کَتیرَ باعث میشد تا کنارههای شیوَ
سفت و محکم شود.
منبع:مهدی
بهراد(مرداد 1389)، ماهنامه صنعت کفش، سال هفدهم، شماره 152، صفحات 62و 63، تهران.
متن
اصلی مقاله(همراه با تصویر) را میتوانید از اینجا دریافت کنید(به فرمت PDF و حجم 147 کیلوبایت)
مطالب
مرتبط:
هنر
گیوهدوزی در روستای وفس (قسمت اول)
هنر
گیوهدوزی در روستای وفس (قسمت دوم)
هنر
گیوهدوزی در روستای وفس (قسمت سوم)
هنر گیوهدوزی در روستای وفس (قسمت چهارم)