مقاله بلند "هنر گیوه دوزی در وفس" طی سال 88 و 89 در شش قسمت مجزا در نشریه صنعت کفش به چاپ رسید. در این مقاله که اولین تحقیق مفصل و گسترده در زمینه گیوه دوزی در وفس می باشد، این هنر اصیل بومی منطقه به طور کامل مورد بررسی قرار گرفت.

قسمت ششم و پایانی مقاله:

 

انواع گیوه‌های وفس

گیوه‌های تولیدی در وفس به شش دسته تقسیم می‌شد:

1) «هاموءَ بی‌پیشوَندَ» (bi-pišvanda): دیوَ و شیوَ در این نوع هاموءَ (گیوه) نازک و ظریف و بسیار زیبا می‌باشد. در رویه‌بافی این گیوه از دِسِّه‌ فرنگی و دِسِّه ناید که از نخ‌های مرغوب بودند استفاده می‌شد. این نوع گیوه، گران‌تر از انواع دیگر بود ولی عمر کمتری داشت و بیشتر برای تردد در داخل روستا استفاده می‌شد.

2) «هاموءَ پیشوَندْدارَ» (pišvand-dāra): دیوَ و شیوَه در این نوع گیوه ضخیم‌تر از نوع بی‌پیشوَندَ بود. نسبت به آن ارزان‌تر و عمر زیادتری داشت و بیشتر در کارهای کشاورزی و باغداری استفاده می‌شد.

3) «هاموءَ مَلِکی» (maleki)(گیوه ملکی): در این نوع گیوه، پِنجَ و پاشنَ را بسیار زیبا درست می‌کردند. برای پِنجَ از نافَ‌گا که سفیدتر بود استفاده می‌شد، همچنین همانگونه که قبلا توضیح داده شد، دِندَ ای را به شکل «U» درآورده و دِنْدَ کوچک دیگری در میانش قرار می‌دادند تا زیباتر به نظر برسد.

4) «هاموءَ چوپانی» (čupāni): گیوه‌ی چوپانی، دیوَ و شیوَای ضخیم‌ و عاری از هرگونه ظرافت داشت و چوپانان از آن استفاده می‌کردند.

5) «هاموءَ زارّوآنَ» (zārruāna): این نوع گیوه مخصوص بچه‌ها بود و به طور سفارشی و تک سایز ساخته می‌شد. ابتدا پای بچه یا نوجوان مورد نظر را اندازه می‌گرفتند و سپس شیوَ را در آن اندازه درست می‌کردند. زنان دیوَچِن نیز بر روی شیوَ به دیوَچِنی می‌پرداختند. دیوَ در هاموءَ زارّوآنِ، رنگی و دارای اشکال زیبایی بود. به طور کلی سعی می‌شد گیوه بچه‌گانه تا حد ممکن زیبا باشد.

6) «هاموءَ زِنانَ» (zenāna): این نوع گیوه همانطورکه از نامش پیداست مخصوص خانم‌ها می‌باشد، معمولاً کوچکتر از نوع مردانه و کم کیفیت‌تر بود. در دوآل‌کِشی گیوه زنانه، به جای 5 سوراخ فقط 3 سوراخ تعبیه و دوآل‌کِشی می‌شد که همین امر باعث کیفیت پایین‌تر این نوع گیوه نسبت به نوع مردانه بود.

 

برای محکم‌تر کردن گیوه‌های تولیدی، آنها را «اَلاوانْ» (alāwān) می‌کردند. اَلاوانْ، تکه‌ای چرم پهن و بلند از جنس پوسدَگا، به عرض حدودی 2 تا 4 سانتی‌متر و طول مناسب بود که به طور آماده از شهرهای همدان، اراک و یا قم خریداری می‌شد. اَلاوانْ دورتادور گیوه و در مرز اتصال شیوَ و دیوَ دوخته می‌شد. این کار یا از ابتدای تولید گیوه و یا هنگام فرسوده‌شدنش صورت می‌گرفت تا بر عمر گیوه بیفزاید. گاهی بعد از فرسوده و پاره‌شدنِ اَلاوان اولیه، باز هم گیوه را اَلاوان می‌کردند که در این صورت به آن «اَلاوانْ دو تِغَ» (اَلاوانِ دو تیغه) می‌گفتند.

 

تاثیرات اقتصادی گیوه‌دوزی‌ در وفس

هنر گیوه‌دوزی در وفس، اساساً یک شغل بود. شغلی که زنان و مردان بسیاری را به خود مشغول کرده بود. خانواده‌های بسیاری از درآمد گیوه‌دوزی شکل گرفتند و به حیات خود ادامه دادند. بسیار بودند زوج‌های جوانی که چون در ابتدای راه بودند هنوز هیچگونه سرمایه‌ای همچون خانه، باغ و دام نداشتند و تنها سرمایه‌ی آنها پیشه و هنر گیوه‌دوزی بود که پسر از پدر و دختر از مادر خود فرا گرفته بود. آنها با کمترین امکانات ولی با پشتکاری بالا، زندگی خود را با گیوه‌دوزی آغاز می‌کردند و به تدریج می‌توانستند وسایل راحتی خود را فراهم کنند. حاجیه بالاخانم امیری، پیرزن 85 ساله وفسی که نزدیک به 70 سال است دیوَچِنی می‌کند، می‌گوید: «در ابتدای زندگی مشترک، هیچ نداشتیم. شوهرم تازه از سربازی آمده بود و در یکی از اتاق‌های خانه پدری زندگی می‌کردیم. زیرمان زمین و بالای سرمان آسمان بود. ولی شروع به کار کردیم. شوهرم شیوَ می‌‌کشید و من دیوَچِنی می‌کردم. به تدریج توانستیم خانه‌‌ی بزرگتر و وسایل بیشتری برای خود تهیه کنیم».

در وفس، شغل شیوَکِشی از شغل‌های با درآمد مناسب به حساب می‌آمد و مرد شیوَکِش به راحتی می‌توانست از عهده‌ی هزینه‌های زندگی برآید مگر در شرایط قحطی و کمبود گندم و جو که چون خود به زراعت نمی‌پرداخت امکان تهیه گندم و جو برای او سخت‌تر از دیگران بود. اما در شرایط عادی می‌توانست قسمتی از درآمد خود را پس‌انداز کرده و آن را برای خریدن باغ و خانه یا رفتن به سفر زیارتی صرف نماید. همچنین سایر اهالی روستا نیز در هنگام مواجهه با مشکلات مالی از صنف شیوَکِش‌ پول قرض می‌کردند.

معاملات گوناگون مربوط به گیوه، باعث رونق بازار خرید و فروش وفس شده بود. در حواشی صنعت گیوه‌دوزی، گروهی نیز پدید آمده بودند که کارشان فروش گیوه‌های وفس در شهرها و تهیه نیازمندی‌های صنف شیوَکِش بود؛ به این افراد «چَچی‌گَرْ» (čači-gar) (معامله‌گر یا دلال) گفته می‌شد. آنان گیوه‌ها را بار الاغ کرده به شهرهای همدان، قم و روستاهای اطراف برده، به فروش می‌رساندند و از طرف دیگر ابزارآلات و مواد اولیه مورد نیاز را از شهرها تهیه می‌کردند. جالب اینجاست که در حال حاضر نیز اکثر فرزندان این افراد، در شهرها مشغول فروش کفش هستند و وضعیت مالی نسبتاً خوبی دارند.

مغازه‌دارها و فروشندگان وفس نیز در فصول زمستان و بهار، شیوَ را از شیوَکِش می‌خریدند و در فصول پاییز و تابستان که بعضی از استادان شیوَکِش به سراغ مزارع و زمین‌های کشاورزی خود می‌رفتند و تولید شیوَ کم می‌شد، آن را به دیوَچِنْ‌ها می‌فروختند.

 

تاثیرات فرهنگی گیوه‌دوزی در وفس

هنر گیوه‌دوزی به علت سابقه و گستردگی که در سطح وفس داشت، باعث شکل گرفتن فرهنگ و فلکلور خاصی شده بود. هنر گیوه‌دوزی، صنف شیوَکِش‌ها را پدید آورده بود که تا حدودی به عنوان گروه و طبقه‌ای مستقل شناخته می‌شدند و در عرف، ویژگی‌های خاصی به آنها نسبت داده می‌شد. همچنین دخترانی که دیوَچِنْی را بلد بودند، ستایش می‌شدند از این جهت که هنری دارند و در مواقع سختی می‌توانند یاریگر همسر خود باشند.

صنعت گیوه‌دوزی، لغات و اصطلاحات و حتی اشعار خاص خود را پدید آورده بود. که نمونه‌هایی‌ از آنها قبلا بیان شد. تجمعات مردان و زنان و دختران باعث انس و الفت بیشتر و همگرایی بین خانواده‌ها می‌شد و بدینوسیله زمینه‌ی انجام دیگر کارهای گروهی از جمله شیرواره و ... بین همسایه‌ها فراهم می‌گشت.

در انتها توجه شما را جلب می‌کنم به مطالبی از کتاب مرآت‌العارفین اثر میرزا ابوالقاسم وفسی که در دوران مشروطیت می‌زیسته است. توضیح اینکه مرحوم میرزا ابوالقاسم در کتاب خود با دیدی انتقادی به مدح و ذم تمام اصناف و طبقات گوناگون وفس، از جمله صنف شیوَ‌کِش‌ها پرداخته و توصیه‌هایی نموده است: «ای استادان گیوه‌کش، چرا بعضی از شما گندم‌نما و جو فروشی می‌کنید و... ظاهر گیوه را خوب و باطن گیوه را معیوب و بعضی پوست مردار و کهنه نجس را استعمال می‌کنید و مشتری‌ها را ... که باید یک جفت کفش پاره کند تا یک جفت تخت از شما بگیرد. ای آقایان همسایه گیوه‌کشان، بارها شکوه می‌کنید که اکثر خرابی این آبادی از حیث تعدّیات از گیوه‌کشان است ... لکن باز قدرشان را بدانید؛ هر وقت شماها معطّل بمانید به جهت پول مالیات و غیره کار شما را راه می‌اندازند و اگر گیوه‌کش در وفس نباشد شما هر کدام مبالغی در راه گیوه باید بدهید».

 

منابع تحقیق

پاپلی یزدی، محمدحسین(1367)، فرهنگ آبادی‌ها و مکان‌های مذهبی کشور، بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان رضوی.

خبرگزاری ایرنا(4 اردیبهشت 1387)، گیوه: قدیمی‌ترین پای پوش ایرانیان، اینترنت.

حاجیلو، حسینعلی(1379)، منوگرافی روستای وفس، پایان نامه دانشجویی، دانشگاه مازندران، کارشناسی علوم اجتماعی.

سمیعی، عزیزاله(1380)، برخی باورها و ضرب‌المثل‏های مردم وفس، فصلنامه راه دانش استان مرکزی، ش 17 و 18.

لغت نامه مرحوم دهخدا..

فرهنگ جغرافیایی ایران(آبادیها)(2535 شاهنشاهی)، دایره جغرافیایی ستاد ارتش، جلد دوم.

مقدم، محمد(1328)، گویش‌های وفس و آشتیان و تفرش، شماره 11 مجله ایران کوده.

مظلوم زاده، محمدمهدی(1384)، پیشه گیوه‌دوزی در کازرون، فصلنامه فرهنگ مردم ایران؛ ش 5 و 6.

وفسی عراقی، میرزا ابوالقاسم(متخلص به خاکی: 1343ق)، مرآت العارفین.

Stilo, Donald (2004), Vafsi Folk Tales. Wiesbaden: Dr. Ludwig Reichert Verlag, 288 pages.

 

با تشکر صمیمانه از استادِ شیوَکِش، آقای «حاجی‌آقا صادقی» که پذیرای نگارنده در دُکّان ساده و دل‌انگیز خود بود و به تمام سئوالات با صبر و حوصله پاسخ می‌داد و نیز تشکر فراوان از خانم‌ها جهان باریکلو و حاجیه بالاخانم امیری که تمام مراحل دیوَچِنی را مو به مو برای نگارنده توضیح دادند. همچنین از آقایان مولا امیری و حسینعلی باریکلو به خاطر کمک‌هایشان قدردانی می‌نمایم.

منبع:مهدی بهراد(آبان 1389)، ماهنامه صنعت کفش، سال هفدهم، شماره 155، صفحه 40، تهران.

متن اصلی مقاله(همراه با تصویر) را می‌توانید از اینجا دریافت کنید(به فرمت PDF و حجم 149 کیلوبایت)

مطالب مرتبط:

هنر گیوه‌دوزی در روستای وفس (قسمت اول)

هنر گیوه‌دوزی در روستای وفس (قسمت دوم)

هنر گیوه‌دوزی در روستای وفس (قسمت سوم)

هنر گیوه‌دوزی در روستای وفس (قسمت چهارم)

هنر گیوه‌دوزی در روستای وفس (قسمت پنجم)