هنر گیوهدوزی در روستای وفس (قسمت چهارم)
ادامهی "ابزار مورد استفاده در شیوَکِشی"
5. «دِسِّه» (desse): همانگونه که پيشتر گفته شد، نخ را در وفسی، دِسِّه میگويند. در شيوَکِشي نيز از نخ استفاده میشود و آنهم در دو مرحله:
الف) به منظور اتصال دوآل به سيليم در مرحلهي دوآلکِشي از تکهاي دِسِّه استفاده ميکنيم. دِسِّه به ضخامت پود زير قاليبافي و طولي در حدود 35 تا 40 سانتيمتر دارد.
روش بستن دِسِّه مابين دوآل و سيليم: دِسِّه را دولا نموده و تاب ميدهند، بعد قسمت تابخورده دِسِّه را از سوراخ سيليم عبور داده و از آن طرف حدود 5 تا 7 سانتيمتر بيرون ميآورند. استاد شيوَکِش، سرِ آزاد دِسِّه را از سوراخ قسمت تاخورده، عبور داده و ميکشد طوري که دِسِّه به دو قسمت چهارلا و دولا تقسيم ميشود. در اينجا شيوَکِش، يک سرِ دوآل را با دِرَووشِ بَلْگَ سوراخ نموده و سرِ دِسِّه (قسمت دولا) را از آن عبور داده و براي استحکام در موقع کشيدن، اضافهي دِسِّه را از وسطِ قسمت، چهارلا نموده و دوباره در همان سوراخِ دوآل، وارد ميکند. در اين مرحله گرههاي محکم بدست ميآيد که با کشيدن هرگز باز نميشود.
ب) «دِسِّهپِلکْ» (desse-pelk): منظور از دِسِّهپِلک، نخِ پِلکْ کردن است و منظور از پِلکْکردن، همانگونه که قبلاً گفته شد، تودوزي لبهی داخلي شيوَ بعد از مرحلهي دوآلکِشي است. دِسِّهپِلک ازجنس همان نخِ رويهبافي است منتهي در هنگام ريسيدن و پيچش آن از کلاف، 5 لايهاش ميکردند. رنگ اين دِسِّه در اکثر موارد سفيد بود و به ندرت «دِسِّهکَوْ»(desse-kav) (نخِ آبي) نيز، استفاده ميشد.
انواع «دِرَوش» (derawš): درفش را در وفسی، دِروش گويند. درفش ابزاري است كه دستهی خراطي شده دارد و قسمت كارآي آن از فلز است. هفت نوع درفش مختلف در گيوهدوزی وفس وجود دارد که عبارتند از (ش 6 تا 12):
6. «پِيدوآل» (pey-duāl): اين نوع دِرَوش حدوداً 20 سانتيمتر است. نوکِ آن کُند و براي دوآلکِشي در شيوَ مورد استفاده قرار ميگيرد. دستهي آن چوبي است و در وفس ساخته ميشد.
7. «کُلِ» (kole): نوک «دِروشِ کُلِ» مانند دِروشِ پِيدوآل است و همانند آن براي بازکردن سوراخها در دوآلکِشي مورد استفاده قرار ميگيرد، با اين تفاوت که دِرَوشِ پِيدوآل براي بازکردن سوراخهاي پَسْتا (دستهي لتِّه کُهنهها) استفاده ميشود ولي دِرَوشِ کُلِ، سوراخهاي ايجاد شده در دِندَ را باز و فراخ ميکند. بلندي دِرَوشِ کُلِ 10 سانتي متر است، دستهاي چوبي دارد و توسط آهنگريهاي وفس ساخته ميشد.
8. «بَلگَ» (balga): دِروشِبَلگَ (درفش بَلگَ)، دهانهي پهن و تختي به اندازه 10 ميليمتر دارد که بسيار تيز است. طول آن نيز در حدود 12 سانتيمتر است؛ دستهاي چوبي دارد و در خود وفس تهيه ميشد. کار دِروشِبَلگَ، سوراخ کردن پَستا (دستهي لتِّه کُهنهها) ميباشد.
9. «پاشنَبَندَ» (pāšna-banda): کاربرد پاشنَبَندَ، سوراخ کردن دِنْدَهاي مورد استفاده در پِنجَ و پاشنَ ميباشد. پاشنَبَندَ کاملاً شبيه بَلگَ بوده و فقط تيغهي آن کمي پهنتر است.
10. «دِروشِ پِجارِ» (derawše-pejāre): اين نوع دِروش، هم اندازه و هم شکل دِروشِ کُلِ ميباشد ولي نوک آن تيز و صيقل داده شده است. از دِروشِ پِجارِ، براي صاف و مرتب کردن پيلتَها و جورکردن آنها در کنار هم در انتهاي کار شيوَکِشي و قبل ازپِلککردنْ استفاده ميشود.
11. «دِروشِ پِلکَ» (derawše-pelka): از دِروشِ پِلْکَ براي تودوزي لبه داخلي شيوَ بعد از مرحلهي دوآلکِشي استفاده ميشود که به آن پِلککردنْ ميگويند. دِروشِ پِلکَ همانند دِروشِ کُلِ است ولي نوکش کمي تيزتر ميباشد.
12. «دِروشِ دوآلگيرْ» (derawše-duālgir): در هنگام دوآلکِشي، با توجه به اينکه دوآل، مرحله به مرحله در ميانِ پيلتَها کشيده ميشود، براي جلوگيري از شلشدن دوآل، سرِ تيزِ دِروشِ دوآلگير را در دوآل فرو ميکنند تا پيلتَها به همان حالت فشرده باقي بماند. به عنوان مثال، استاد شيوَکِش بعد از دوآلکِشيِ اولين پَستا (دستهي لتِّه کُهنه)، دِروشِ دوآلگير را در انتهاي آن، در دوآل فرو ميکند؛ او پس از دوآلکِشيِ دومين پَستا، دِرَووشِ دوآلگير را از بين دو پَستا بيرون آورده و دوباره در جلوي دومين پَستا در دوآل فرو ميکند.
دِروشِ دوآلگير، جثهي کوچکتري نسبت به دِروشِ کُلِ دارد و طول قسمت فلزي آن 3 تا 5 سانتيمتر است.
13. «کُنْدَ» (konda): سندان چوبي و استوانهاي شکل از تنهي سخت درخت گلابي به قطر تقريبي 15 و طول 70 تا 80 سانتيمتر که نيمهي آن را در زمين فرو و نصب ميکردند. چالهاي در زمين حفر ميشد و کُندَ را در درونش قرار ميدادند و سپس اطراف آن را گچ ميگرفتند تا سفت و محکم شود و از جاي خود تکان نخورد. کُندَ از درختان باغات وفس تهيه ميشد؛ قبل از کار گذاشتن آن، ابتدا محيط بيرونيش را به خوبي صيقل ميدادند.
اندازهی کُندَ در حدي است كه استاد شيوَکِش بدون خمكردن كمر و به راحتي ميتواند روي آن كار كند. سطح اين سندان در اثر ضربهی مِشتَ (کوبه) و کار «گَزَنْ» (gazan) (تيغه تيز) به تدريج ناهموار ميگردد و لازم است هر چند وقت يكبار روي آن با سوهان چوبساب، مسطح شود. همين امر باعث ميشود كه به تدريج ارتفاع سندان كم شود و وقتي به حدي برسد كه براي كار كردن روي آن، كمر خم شود و كار مداوم با آن دشوار گردد، مجبور به تعويض آن هستند. کُندَ بسته به نوع چوبش و مقدار کاري که روي آن انجام ميشود عمري در حدود 2 سال دارد.
14. «مِشتَ» (mešta): مِشتَ (کوبه) که بر روي کُندَ کوبيده ميشود، از جنس آهن است و در حدود 3 کيلوگرم وزن دارد. سر مِشتَ گرد است، قطر کف آن 5/5 سانتيمتر و طول آن 15 تا 20 سانتيمتر ميباشد. اين وسيله معمولا از شهر همدان خريداري ميشد.
15. «گَزَنْ» (gazan): از گَزَن براي تراشيدن و بريدن استفاده ميشود. طول آن 15 سانتيمتر است. دستهاي چوبي و تيغهاي پهن به عرض 12 ميليمتر دارد.
16. «خَطکِش» (xatkeš): اين وسيله دستهاي چوبي و قسمت کاراي فلزي دارد که سرش به طرف داخل خم شده و پيچ خورده است. از خَطکِش براي علامتگذاري بر روي شيوَ در مرحلهي پِلکْکردن استفاده ميشود.
17. «کَوَر»(kavar): سنگ در گويش وفسی، کَوَر گفته میشود. براي ساويدن و تيزکردن تيغههاي دِروشِ بَلگَ، پاشنَبندَ و گَزَن از تکه سنگ صيقل داده شدهاي استفاده ميشود.
18. «سُوآن» (sowān): در مواردي علاوه بر سنگ، براي تيزکردن ابزاری چون گَزَن و بَلْگَ از سوهان استفاده ميشود؛ همچنين از نوعي سوهان بزرگ که طول قسمت كارآي آن 28 سانتيمتر است براي سائيدن و صافكردن رويهی کُندَ استفاده ميکردند. سُوهان معمولاً از شهر همدان خريداري ميشد.
19. «چالَ» (ālač): در کنار هر کُندَ، چالهی کوچک و جمع و جوری در زمين ايجاد ميکردند يا با استفاده از گِل، محوطهای کوچک روي زمين ساخته ميشد. چالَ جايگاه آتش و زغال بود و ابزارهای دِروشِ پِيدوآل و دِروشِ بَلگَ و دِروشِ کُلِ و دِروشِ پِلکَ و خَطکِش را در اين چالَ داغ ميکردند. داغ کردن ابزار به منظور راحتتر سوراخ کردن پيلتَها و علامتگذاري شيوَ، انجام ميشد. سوخت مورد استفاده در اين چالَ، چيزهاي متنوعي از جمله زغال، چوب خشک، بوتهي «وَرَّکَ» (varraka) (از بوتههاي بيابان وفس) و «چيپْ» (čip) (تکههاي اضافه پارچه) بود.
در مورد چالَ :1) معمولا زماني که مردِ شيوَکِش در خانه و به تنهايي مشغول شيوَکِشي بود، از همسر خود ميخواست که آتشِ چالَ را فراهم کند. 2) در زمستان و روزهاي سرد، آتش چالَ را بيشتر ميکردند تا باعث گرمشدن فضاي دُکّان شود. 3) دود ناشي از سوختن مواد در چالَ، باعث سياهي سقف و ديوار دُکّان ميشد.
20. «چوءَ دوآلکِش» (čua-duālkeš): چوب دوآلکش، تکه چوب گِرد و راست با قطر 1 و طول 10 تا 15 سانتيمتر بود که براي راحتتر کشيدن دوآلْ مورد استفاده قرار ميگرفت. دوآلْ را به کمک تکهاي «سِجافْ» (sejāf) (قطعه پارچه بلند و نواري شکل) دور چوءَ دوآلکِش ميبستند و ميکشيدند.
21. «سيزْدَ» (sizda): در وفسی به جارو، سيزدَ گفته میشود. سيزدَ از بوتههاي خاردار بيابان وفس تهيه شده و براي آبزني به پيلتَ يا شيوَ استفاده ميشد.
22. «چيپْ» (čip): به تکههاي اضافي پيلتَ (لتِّه کهنه)، چيپْ گفته ميشود. چيپْ به عنوان سوخت در چالَ مورد استفاده قرار ميگرفت.
23. «سَعون» (sa'un) (صابون): دوآل را صابونکاري ميکردند تا سطح لغزندهاي پيدا کرده و خيلي راحتتر در ميان سوراخهاي شيوَ حرکت کند. بعضي مواقع به جاي صابون از چربي يا پيه گوسفند استفاده ميشد. صابون مورد استفاده همان صابون معروف آشتيانی بود.
24. «نيل»: بعد از تمام شدن شيوَکِشي و تراش کردن اطراف شيوَ با گَزَن، رنگِ نيل(آبي) را به شيوَ ميمالند.
25. «کَتيرَ»(katira): کتيرا در وفسی، کَتيرَ گفته میشود و آن شيرهي سفيدرنگِ بوتهي «گُونَ» (gowna) (گَوَن) است. در زمانهاي قديم، کَتيرَ از بيابانهاي وفس تهيه ميشد. بدين صورت که در غروب يک روز، بر روي ساقهي گُونَ، تيغ زده ميشد و صبح روز بعد، شيرهي کَتيرَ را که از شيارها بيرون آمده، جمع ميکردند. از اين طريق دو نوع شيرهي کَتيرَ به دست ميآمد: يکي که مرغوبتر بود و به آن «شاچِنْ» (šāčen) گفته ميشد و ديگري که کيفيت پايينتري داشت و «پسْچِنْ» (pasčen) ناميده ميشد. در وفس بيشتر از نوع پَسْچِنْ در شيوَکِشي استفاده ميشد و نوع شاچِنْ به فروش ميرسيد.
منبع:مهدی بهراد(آذر 1388)، ماهنامه صنعت کفش، سال شانزدهم، شماره 144، صفحات 64و 65، تهران.
متن اصلی مقاله(همراه با تصویر) را میتوانید از اینجا دریافت کنید(به فرمت PDF و حجم 165 کیلوبایت)
مطالب مرتبط:
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۴ آذر ۱۳۸۸ ساعت 1:9 توسط مهدی
|