حرفهایی در مورد وفس
1) کمیجان: شهرستان مُرده!
یک نسبت سادهای که میتوانیم در نظر بگیریم برای سنجش میزان فعال بودن مسئولین یک منطقه(در حد یک شهرستان)، اخبار و گزارشهایی است که هر روزه از آن منطقه و مسئولین، در رسانهها منعکس میشود. اگر این نسبت را برای کمیجان و مسئولینش در نظر بگیریم، به این نتیجه میرسیم که گویا هیچ کاری در کمیجان انجام نمیشود و اصلا کمیجان، شهرستان نیست و حداکثر در حد یک دهستان یا بخش است. نه خبری هست نه چیزی. چه بشود که هفتهای یک خبر از کمیجان بیرون بیاید و آن خبر هم یا مربوط به جلسهی خواهران بسیجی است و یا تصادف منجر به مرگ در محدودهی شهرستان.
هشت ماه از انتخاب فرماندار جدید کمیجان میگذرد؛ اما دریغ از یک خبر، از قول این فرماندار. هشت ماه گذشته و ما هنوز تصویر این بابا را هم ندیدیم چه برسد به ارائه طرحها و برنامهها و ... . بخشداریها را هم که اصلا ول کنید. ولی از طرف دیگر، روزی نیست که خبری از اراک و ساوه و شازند و تفرش و آشتیان و خمین و دلیجان و محلات و ... در خبرگزاریهای ایرنا و ایسنا و فارس و مهر و سایت استانداری و ... نباشد. اصلا کمیجان یک سایت رسمی نصف و نیمهای هم ندارد که حداقل اسم بخشها و دهستانها و روستاهاش، توی اون ذکر شده باشه.
از دو هفته قبل از شروع ثبت نام شورای روستایی، همهی فرمانداران شهرستانهای استان، هزار تا حرف در مورد آن زدهاند، که مثلا ما چند تا حوزه انتخابیه داریم، چند تا اصلیست و چند تا فرعی و چند نفر مسئول برگزاری انتخابات هستند و ... ولی هیچ صدایی از آقای ابوالقاسم مسافر(همون فرماندار کمیجان) درنیامد که ببینیم بالاخره انتخابات در کمیجان هم برگزار میشود یا نه؟!!
2) حسینیهی وفسیها در قم
وفسیهای مقیم قم، از خیلی سالهای قبل، یک مسجد در اندازه متوسط به اسم «مسجد سیدالشهداء» در یکی از کوچههای قم داشتند و دارند. با توجه به جمعیت زیاد وفسیها در قم(البته در تهران و کرمان هم وفسیهای زیادی هستند) تصمیم گرفته شد(فعلا نمی دونم چه کسانی، کجا و چرا چنین تصمیمی گرفتند) که یک حسینیه هم که به نام وفسیها باشه، درست کنند و از چند سال قبل شروع کردند و ... و زمینش تهیه شد و ... و شروع کردند به ساختن و ... و درخواست کمک شد و ..و هر کس هر کاری از دستش برمیاومد انجام میداد و ... و خیلی زحمت کشیدند و ... تا اینکه حدود هفت هشت ماه قبل طبقهی زیرزمینِ ساختمان سه طبقهی حسینیه تکمیل شد و ... و هنوز درخواست کمک میکنند و ... و هنوز ساخت و ساز ادامه دارد و .... .
اولا باید تشکر کنیم هم از وفسیها و هم از غیر وفسیهایی که توی این چند ساله خیلی زحمت کشیدند؛ ثانیا نقطهچینهایی که من گذاشتم یعنی اینکه اطلاعات درست و حسابی در اختیار ندارم تا بنویسم و اصلا از چند ماه قبل میخواستم گزارشی از مسجد و حسینیهی وفسیها در قم تهیه کنم که متاسفانه تا حالا که نشده؛ ثالثا اینکه، ساختن یک مکانی به این اندازه و بزرگی، به اسم وفس و وفسیها، بسیار بسیار کار خوبیه و تا قرنها میتونه وفسیها رو در کنار هم نگه داره؛ و در نهایت میخواستم این رو بگم که: از وقتی که طبقه زیرزمین حسینیه تکمیل شده، در ایام محرم، ماه رمضان، روزهای ولادت و شهادت بزرگان دین و ... (غیر از نمازهای واجب یومیه و خواندن دعا در صبح جمعه ، که همیشگی است) مراسمهایی در این حسینیه برگزار میشود که واقعا استقبال بسیار زیادی از طرف وفسیها و غیر وفسیها میشود و انصافا مراسمهای خوبی هم توسط مسئولین حسینیه برگزار میگردد. آخرین نمونه این مراسمها، شب زنده داری در شبهای قدر امسال بود که البته من سعادت نداشتم به اونجا برم ولی آنطور که شنیدم، جمعیت بسیار زیادی برای مراسم احیاء شبهای قدر به این حسینیه میرفتند. از طرف حسینیه، دو تا سه شب هم، به افراد حاضر، غذای سحری دادند( که ببرند تو خونه هاشون بخورند).
خلاصه خیلی لازم و ضروریه که گزارشهایی تهیه شود از:
1. مسجد و حسینیهی وفسیها در قم؛ همچنین هیئتهای عزاداری مختلف موجود در قم که متعلق به وفسیها هست.
2. حسینیهی وفسیها و تکیه سمیعیها در تهران؛ همچنین هیئتهای عزاداری وفسیها در تهران.
3. از کرمان خیلی خبر ندارم ولی حتما یا مسجد دارند و یا هیئت، که لازمه گزارشی تهیه شود.
4. در اراک، مسجد و حسینیه متعلق به وفسیها نداریم اما حدود دو سه تا هیئت وفسی وجود دارند.
3) ماه رمضان در وفس
قصد داشتم یک مطلبی تحت عنوان «ماه رمضان در وفس» بنویسم اما متاسفانه مطالب مکتوبی در اختیار نداشتم و همچنین فرصت تحقیق میدانی هم وجود نداشت و نتونستم چیزی بنویسم اما طبق خبرهایی که شنیدم، امسال هم مثل هر سال، مجالس روضه و نذری در مساجد وفس برقرار بود و در روزهایی از ماه رمضان(خصوصا شهادت حضرت علی -ع-) دستهجات عزاداری در کوچههای وفس حرکت کردند. افطاریهای همگانی در بعضی مساجد برگزار شد و نماز جماعت هم همیشه برقرار بود و فکر میکنم یک فرد روحانی غیر وفسی نیز برای «تبلیغ» به وفس رفته باشد(اگر کسی وفس بوده، لطفا از اخبار ماه رمضان برامون بگه). همچنین مطالب بسیار جالبی مربوط به زمانهای قدیم وجود داره که باید درموردشون بیشتر تحقیق بشه؛ مثلا در زمانهای قدیم برای فهمیدن زمان اذان صبح از ستارهها استفاده میشده است؛ یا اینکه یک یا چند نفر مسئول بیدار کردن مردم در وقت سحر بودند که برای این کار، در کوچهها حرکت میکردند و بر روی طبل میکوبیدند.
در ضمن، وفسیها به «ماه رمضان» میگویند:«ماهِ روزَ»؛ به زمان «سحری» میگویند:«آزانْ سَری»؛ به «شب قدر» میگویند:«شُوو قَدری» و روز شهادت حضرت علی(ع) را «وَخْمَ» گویند و ... .
4) تابلوی راهنمای گردشگری در روستای پالنگان نصب میشود؛
انجام چنین کارهایی در وفس واقعاً لازمه. هنوز خیلی از وفسیها هم وفس رو نمیشناسند چه برسه به غریبهها.
کاش آقای حسینی(مدیرکل میراث فرهنگی استان مرکزی) به جای اینکه چپ و راست، اسم و تعداد روستاهای ویژه گردشگری رو اعلام کنه و هر دفعه، هم تعداد و هم اسم روستاها تغییر بکنه (مثلا، اولِ اول، 6 تا بودند بعد شدند 5 تا، بعد دوباره 6 تا و فعلا هم 10 تا هستند و واقعا هنوز هم تکلیف بعضی روستاها مشخص نیست مثل اسفندان، که معلوم نیست ویژه است یا نه؟!)، یکی ی دونه از این تابلوها درست می کرد میزد اول روستاهای گردشگری تا قال قضیه رو بکنه!
5) ۱۵۰ تن گردو از باغهای خمین برداشت شد؛
تقریبا این روزها، روزهای پایانی برداشت گردو در وفس هست. هر سال مقدار خیلی زیادی گردو که فعلا محصول اول باغات وفس میباشد از 12 کیلومتر باغات وفس برداشت میشود؛ اما هیچ وقت معلوم نشد که چقدر درخت گردو توی وفس داریم؟، اینها هر سال چقدر محصول میدهند؟ این محصولات به چه قیمتی فروخته میشوند؟ خرید و فروش گردو و بادام و آلو و سیب و گلابی و لواشک و آلوخشک و شیره انگور و .... چه تاثیری بر اقتصاد خانوادههای روستایی و کل وفس داره.
خیلی از خانوادههای وفسی که به شهرها مهاجرت کردند، بدون هیچ زحمتی فقط در فصل پاییز به وفس می روند و محصول خود را می چینند، یک آب و هوایی عوض میکنند و بر میگردند و تا تابستان و پاییز سال بعد هیچ کاری به وفس ندارند. درخت گردو هم که خیلی مظلومه و با توجه به شرایط بسیار مناسب آب وهوایی و خاک وفس به هیچی احتیاج نداره. اگر همهی خانوادههای وفسی، هر سال یک مقدار پول خرج وفس میکردند، الان وضعیتش خیلی بهتر بود؛ باور کنید!
6) 80 درصد از دامهای خمین علیه تب مالت واكسینه شدند؛
متاسفانه در سالهای اخیر وضعیت دامداری وفس خیلی مناسب نبوده؛ در یکی دو سال گذشته، یک سری از دامها با اینکه واکسینه شده بودند، ولی به خاطر بیماری تلف شدند؛ نمیدانم مشکل از کجاست.
7) بالغ بر 189 كیلوگرم انواع موادمخدر در استان مركزی كشف شد؛
توزیع مواد مخدر در وفس صورت میگیرد!؛ چندین بار، هم مسئولین وفس گفتند و هم مردم وفس که: آقایون مسئول در استان مرکزی، لطفا یک پاسگاه در این منطقه 230 کیلومتر مربعی احداث کنید، ولی هیچکس گوش نکرد که نکرد؛ متاسفانه اوضاع هر روز دارد بدتر میشود.(البته از قدیم گفتند «از ماست که بر ماست»؛ اینجا، یعنی اینکه چرا پاسگاهی رو که در سال 1325 توی وفس ایجاد شده بود و تا بعد از انقلاب هم پابرجا بود، نتوانستیم حفظ کنیم).
8) سرشماری در وفس
قرار است ششمین سرشماری سراسری، در آبانماه برگزار شود. سعی میکنم مطالبی پیرامون آن بنویسم.
صفحات اینترنتی سایت میراث فرهنگی استان مرکزی در توضیح ویژگیهای مختلف و مکانهای دیدنی این استان، روی تله تکست قرار گرفته است.
10) حدود دو ماه قبل، عملیات اجرایی گازرسانی به روستاهای چلپی، اسفندان، کوتآباد، خمارباقی، کلوان، امامزاده عباس، مهدیآباد، حسینآباد شکرایی از توابع شهرستان کمیجان، آغاز شد.
چه زمانی گاز به وفس میرسد؟ یکی از اساسی ترین خواستههای مردم وفس، گازرسانی به خانهها است و لذا یکی از وظایف اصلی شورای جدید، باید پیگیری گازرسانی به وفس باشد.
روستای وفس بلندترین ارتفاع را در بین مناطق اطراف خود دارد و لذا در زمستانها سردتر از بقیه جاها است.
11) اشتباه خبرگزاری ایسنا
میگم آقای حسینی(همون مدیرکل میراث فرهنگی استان مرکزی)، خیلی کم، اسم روستاهای ویژه گردشگری استان رو اعلام میکرد، حالا خبرگزاری ایسنا هم به کمکش اومده و سَرخود از قول مدیر کل، خبر منتشر میکنه. خبرگزاری ایسنا روز هجدهم مهر این خبر رو از قول آقای حسینی مخابره کرد و عینا همین خبر رو دوباره در روز بیست و سوم مهر هم منتشر کرد(البته با عنوانی متفاوت)!
12) میخواستم در مورد «فناوری اطلاعات در روستا» و «بحث جمع آوری زباله در وفس» و «شورای نمونه روستایی» مطالبی بنویسم، اما پیش خودم گفتم اگر هر کدوم رو جداگانه و با شرح بیشتری بنویسم خیلی بهتره؛ فعلا تا بعد.
13) راستی نظر شما چیه؟
)
)
آقای «سید حمید رضا میری»
آقای «حسن باریکلو»
بودند كه با اخذ مدرك ديپلم در دانشگاهها پذيرفته نشده بودند و عضويت در سپاه دانش، آينده شغلى شان را به عنوان آموزگار تامين مى كرد) در قالب این گروهها، دوران
روز یکشنبه همین هفته (16 مهر)، آقای محمد علی نمازی، دبیر كمیته راهبردی گردشگری روستایی و عشایری كشور، به استان مرکزی رفته بود. هدف اصلی سفر آقای نمازی، بررسی وضعیت روستاهای ویژه گردشگری این استان بود. در همین راستا، صبح روز یکشنبه جلسهای با حضور ایشان و آقای حسینی، مدیرکل میراث فرهنگی استان مرکزی، و دهیاران و بخشداران(یعنی کوچکترین مسئولان دولتی) استان برگزار شد.
در انتهای جلسه، آقای سید محمد حسینی، مدیر کل میراث فرهنگی استان مرکزی نیز حرفهای همیشگی خودش را تکرار می کند:


