حرف‏هایی در مورد وفس

1) کمیجان: شهرستان مُرده!

یک نسبت ساده‏ای که می‏توانیم در نظر بگیریم برای سنجش میزان فعال بودن مسئولین یک منطقه(در حد یک شهرستان)، اخبار و گزارش‏هایی است که هر روزه از آن منطقه و مسئولین، در رسانه‏ها منعکس می‏شود. اگر این نسبت را برای کمیجان و مسئولینش در نظر بگیریم، به این نتیجه می‏رسیم که گویا هیچ کاری در کمیجان انجام نمی‏‏شود و اصلا کمیجان، شهرستان نیست و حداکثر در حد یک دهستان یا بخش است. نه خبری هست نه چیزی. چه بشود که هفته‏ای یک خبر از کمیجان بیرون بیاید و آن خبر هم یا مربوط به جلسه‏ی خواهران بسیجی است و یا تصادف منجر به مرگ در محدوده‏ی شهرستان.

هشت ماه از انتخاب فرماندار جدید کمیجان می‏گذرد؛ اما دریغ از یک خبر، از قول این فرماندار. هشت ماه گذشته و ما هنوز تصویر این بابا را هم ندیدیم چه برسد به ارائه طرح‏ها و برنامه‏ها و ... . بخشداری‏ها را هم که اصلا ول کنید. ولی از طرف دیگر، روزی نیست که خبری از اراک و ساوه و شازند و تفرش و آشتیان و خمین و دلیجان و محلات و ... در خبرگزاری‏های ایرنا و ایسنا و فارس و مهر و سایت استانداری و ... نباشد. اصلا کمیجان یک سایت رسمی نصف و نیمه‏ای هم ندارد که حداقل اسم بخش‏ها و دهستان‏ها و روستاهاش، توی اون ذکر شده باشه.

از دو هفته قبل از شروع ثبت نام شورای روستایی، همه‏ی فرمانداران شهرستان‏های استان، هزار تا حرف در مورد آن زده‏اند، که مثلا ما چند تا حوزه انتخابیه داریم، چند تا اصلیست و چند تا فرعی و چند نفر مسئول برگزاری انتخابات هستند و ... ولی هیچ صدایی از آقای ابوالقاسم مسافر(همون فرماندار کمیجان) درنیامد که ببینیم بالاخره انتخابات در کمیجان هم برگزار می‏شود یا نه؟!!

 

2) حسینیه‏ی وفسی‏ها در قم

وفسی‏های مقیم قم، از خیلی سال‏های قبل، یک مسجد در اندازه متوسط به اسم «مسجد سیدالشهداء» در یکی از کوچه‏های قم داشتند و دارند. با توجه به جمعیت زیاد وفسی‏ها در قم(البته در تهران و کرمان هم وفسی‏های زیادی هستند) تصمیم گرفته شد(فعلا نمی دونم چه کسانی، کجا و چرا چنین تصمیمی گرفتند) که یک حسینیه هم که به نام وفسی‏ها باشه، درست کنند و از چند سال قبل شروع کردند و ... و زمینش تهیه شد و ... و شروع کردند به ساختن و ... و درخواست کمک شد و ..و هر کس هر کاری از دستش برمی‏اومد انجام می‏داد و ... و خیلی زحمت کشیدند و ... تا اینکه حدود هفت هشت ماه قبل طبقه‏ی زیرزمینِ ساختمان سه طبقه‏ی حسینیه تکمیل شد و ... و هنوز درخواست کمک می‏کنند و ... و هنوز ساخت و ساز ادامه دارد و .... .

اولا باید تشکر کنیم هم از وفسی‏ها و هم از غیر وفسی‏هایی که توی این چند ساله خیلی زحمت کشیدند؛ ثانیا نقطه‏چین‏هایی که من گذاشتم یعنی اینکه اطلاعات درست و حسابی در اختیار ندارم تا بنویسم و اصلا از چند ماه قبل می‏خواستم گزارشی از مسجد و حسینیه‏ی وفسی‏ها در قم تهیه کنم که متاسفانه تا حالا که نشده؛ ثالثا اینکه، ساختن یک مکانی به این اندازه و بزرگی، به اسم وفس و وفسی‏ها، بسیار بسیار کار خوبیه و تا قرن‏ها می‏تونه وفسی‏ها رو در کنار هم نگه داره؛ و در نهایت می‏خواستم این رو بگم که: از وقتی که طبقه زیرزمین حسینیه تکمیل شده، در ایام محرم، ماه رمضان، روزهای ولادت و شهادت بزرگان دین و ... (غیر از نمازهای واجب یومیه و خواندن دعا در صبح جمعه ، که همیشگی است) مراسم‏هایی در این حسینیه برگزار می‏شود که واقعا استقبال بسیار زیادی از طرف وفسی‏ها و غیر وفسی‏ها می‏شود و انصافا مراسم‏های خوبی هم توسط مسئولین حسینیه برگزار می‏گردد. آخرین نمونه این مراسم‏ها، شب زنده داری در شبهای قدر امسال بود که البته من سعادت نداشتم به اونجا برم ولی آنطور که شنیدم، جمعیت بسیار زیادی برای مراسم احیاء شبهای قدر به این حسینیه می‏رفتند. از طرف حسینیه، دو تا سه شب هم، به افراد حاضر، غذای سحری دادند( که ببرند تو خونه هاشون بخورند).

خلاصه خیلی لازم و ضروریه که گزارش‏هایی تهیه شود از:

1. مسجد و حسینیه‏ی وفسی‏ها در قم؛ همچنین هیئت‏های عزاداری مختلف موجود در قم که متعلق به وفسی‏ها هست.

2. حسینیه‏ی وفسی‏ها و تکیه سمیعی‏ها در تهران؛ همچنین هیئت‏های عزاداری وفسی‏ها در تهران.

3. از کرمان خیلی خبر ندارم ولی حتما یا مسجد دارند و یا هیئت، که لازمه گزارشی تهیه شود.

4. در اراک، مسجد و حسینیه متعلق به وفسی‏ها نداریم اما حدود دو سه تا هیئت وفسی وجود دارند.

 

3) ماه رمضان در وفس

قصد داشتم یک مطلبی تحت عنوان «ماه رمضان در وفس» بنویسم اما متاسفانه مطالب مکتوبی در اختیار نداشتم و همچنین فرصت تحقیق میدانی هم وجود نداشت و نتونستم چیزی بنویسم اما طبق خبرهایی که شنیدم، امسال هم مثل هر سال، مجالس روضه و نذری در مساجد وفس برقرار بود و در روزهایی از ماه رمضان(خصوصا شهادت حضرت علی -ع-) دسته‏جات عزاداری در کوچه‏های وفس حرکت کردند. افطاری‏های همگانی در بعضی مساجد برگزار شد و نماز جماعت هم همیشه برقرار بود و فکر می‏کنم یک فرد روحانی غیر وفسی نیز برای «تبلیغ» به وفس رفته باشد(اگر کسی وفس بوده، لطفا از اخبار ماه رمضان برامون بگه). همچنین مطالب بسیار جالبی مربوط به زمان‏های قدیم وجود داره که باید درموردشون بیشتر تحقیق بشه؛ مثلا در زمان‏های قدیم برای فهمیدن زمان اذان صبح از ستاره‏ها استفاده میشده است؛ یا اینکه یک یا چند نفر مسئول بیدار کردن مردم در وقت سحر بودند که برای این کار، در کوچه‏ها حرکت می‏کردند و بر روی طبل می‏کوبیدند.

در ضمن، وفسی‏ها به «ماه رمضان» می‏گویند:«ماهِ روزَ»؛ به زمان «سحری» می‏گویند:«آزانْ سَری»؛ به «شب قدر» می‏گویند:«شُوو قَدری» و روز شهادت حضرت علی(ع) را «وَخْمَ» گویند و ... .

 

4) تابلوی راهنمای گردشگری در روستای پالنگان نصب می‌شود؛

انجام چنین کارهایی در وفس واقعاً لازمه. هنوز خیلی از وفسی‏ها هم وفس رو نمی‏شناسند چه برسه به غریبه‏ها.

کاش آقای حسینی(مدیرکل میراث فرهنگی استان مرکزی) به جای اینکه چپ و راست، اسم و تعداد روستاهای ویژه گردشگری رو اعلام کنه و هر دفعه، هم تعداد و هم اسم روستاها تغییر بکنه (مثلا، اولِ اول، 6 تا بودند بعد شدند 5 تا، بعد دوباره 6 تا و فعلا هم 10 تا هستند و واقعا هنوز هم تکلیف بعضی روستاها مشخص نیست مثل اسفندان، که معلوم نیست ویژه است یا نه؟!)، یکی ی دونه از این تابلوها درست می کرد می‏زد اول روستاهای گردشگری تا قال قضیه رو بکنه!

 

5) ۱۵۰ تن گردو از باغهای خمین برداشت شد؛

تقریبا این روزها، روزهای پایانی برداشت گردو در وفس هست. هر سال مقدار خیلی زیادی گردو که فعلا محصول اول باغات وفس می‏باشد از 12 کیلومتر باغات وفس برداشت می‏شود؛ اما هیچ وقت معلوم نشد که چقدر درخت گردو توی وفس داریم؟، اینها هر سال چقدر محصول می‏دهند؟ این محصولات به چه قیمتی فروخته می‏شوند؟ خرید و فروش گردو و بادام و آلو و سیب و گلابی و لواشک و آلوخشک و شیره انگور و .... چه تاثیری بر اقتصاد خانواده‏های روستایی و کل وفس داره.

خیلی از خانواده‏های وفسی که به شهرها مهاجرت کردند، بدون هیچ زحمتی فقط در فصل پاییز به وفس می روند و محصول خود را می چینند، یک آب و هوایی عوض می‏کنند و بر می‏گردند و تا تابستان و پاییز سال بعد هیچ کاری به وفس ندارند. درخت گردو هم که خیلی مظلومه و با توجه به شرایط بسیار مناسب آب وهوایی و خاک وفس به هیچی احتیاج نداره. اگر همه‏ی خانواده‏های وفسی، هر سال یک مقدار پول خرج وفس می‏کردند، الان وضعیتش خیلی بهتر بود؛ باور کنید!

 

6) 80 درصد از دام‌های خمین علیه تب مالت واكسینه شدند؛

متاسفانه در سال‏های اخیر وضعیت دامداری وفس خیلی مناسب نبوده؛ در یکی دو سال گذشته، یک سری از دام‏ها با اینکه واکسینه شده بودند، ولی به خاطر بیماری تلف شدند؛ نمی‏دانم مشکل از کجاست.

 

 

 

 

7) بالغ بر 189 كیلوگرم انواع موادمخدر در استان مركزی كشف شد؛

توزیع مواد مخدر در وفس صورت می‏گیرد!؛ چندین بار، هم مسئولین وفس گفتند و هم مردم وفس که: آقایون مسئول در استان مرکزی، لطفا یک پاسگاه در این منطقه 230 کیلومتر مربعی احداث کنید، ولی هیچکس گوش نکرد که نکرد؛ متاسفانه اوضاع هر روز دارد بدتر می‏شود.(البته از قدیم گفتند «از ماست که بر ماست»؛ اینجا، یعنی اینکه چرا پاسگاهی رو که در سال 1325 توی وفس ایجاد شده بود و تا بعد از انقلاب هم پابرجا بود، نتوانستیم حفظ کنیم).

 

8) سرشماری در وفس

قرار است ششمین سرشماری سراسری، در آبانماه برگزار شود. سعی می‏کنم مطالبی پیرامون آن بنویسم.

 

9) وفس روی تله تکست تلویزیون؛

صفحات اینترنتی سایت میراث فرهنگی استان مرکزی در توضیح ویژگی‏های مختلف و مکان‏های دیدنی این استان، روی تله تکست قرار گرفته است.

 

10) حدود دو ماه قبل، عملیات اجرایی گازرسانی به روستاهای چلپی، اسفندان، کوت‌آباد، خمارباقی، کلوان، امامزاده عباس، مهدی‌آباد، حسین‌آباد شکرایی از توابع شهرستان کمیجان، آغاز شد.

چه زمانی گاز به وفس می‏رسد؟ یکی از اساسی ترین خواسته‏های مردم وفس، گازرسانی به خانه‏ها است و لذا یکی از وظایف اصلی شورای جدید، باید پیگیری گازرسانی به وفس باشد.

روستای وفس بلندترین ارتفاع را در بین مناطق اطراف خود دارد و لذا در زمستان‏ها سردتر از بقیه جاها است.

 

11) اشتباه خبرگزاری ایسنا

می‏گم آقای حسینی(همون مدیرکل میراث فرهنگی استان مرکزی)، خیلی کم، اسم روستاهای ویژه گردشگری استان رو اعلام می‏کرد، حالا خبرگزاری ایسنا هم به کمکش اومده و سَرخود از قول مدیر کل، خبر منتشر می‏کنه. خبرگزاری ایسنا روز هجدهم مهر این خبر رو از قول آقای حسینی مخابره کرد و عینا همین خبر رو دوباره در روز بیست و سوم مهر هم منتشر کرد(البته با عنوانی متفاوت)!

 

12) می‏خواستم در مورد «فناوری اطلاعات در روستا» و «بحث جمع آوری زباله در وفس» و «شورای نمونه روستایی» مطالبی بنویسم، اما پیش خودم گفتم اگر هر کدوم رو جداگانه و با شرح بیشتری بنویسم خیلی بهتره؛ فعلا تا بعد.

 

13) راستی نظر شما چیه؟

شوراها و دهیاری‏های وفس، پس از انقلاب اسلامی

وضعیت کلی شوراهای روستایی پس از انقلاب اسلامی را در پست «شورای روستا» توضیح دادم. می‏توان گفت که وضعیت وفس نیز دقیقا به همان صورت بوده است؛ یعنی در همان روزهای اول، نهادها و افراد قدرتمند همچون «خان‏»، «مالک»، «نایب الحکومه» و «کدخدا»، از قدرت کنار گذاشته می‏شوند و به تدریج نهادی از جنس مردم یعنی «شورای اسلامی وفس» جای آنها را می‏گیرد. البته توجه دارید که، خان‏ها، مالکان و کدخداها در روستاهای مختلف ایران، همه به یک شکل و شیوه، اعمال قدرت نمی‏کردند و هر کدام از این افراد را باید با توجه به شرایطی که در آن قرار گرفته بودند، ارزیابی کرد. همه‏ی خان‏ها و کدخداها در هر جایی از ایران زورگو و ظالم نبودند و آنهایی هم که زورگو و فاسد بودند؛ به یک اندازه، از قدرت خود سوء استفاده نمی‏کردند و میزان آن متفاوت بود. در مورد وفس، با توجه به اینکه از اوایل قرن جاری، یکی از چهار بخش اراک به حساب می‏آمد و قدرت فراوانی در مناطق اطراف داشت و همچنین عالمان مذهبی فراوانی داشت(جو وفس، یک جو شدید مذهبی بود)، شرایط ویژه‏ای وجود دارد و به راحتی نمی‏توان در مورد حاکمان آن قضاوت کرد و در اینباره باید تحقیقات مفصل و جامعی صورت گیرد؛ که اولین و مهمترین گام را استاد عزیزالله سمیعی برداشتند و کتاب «تاریخ بلوک وفس» را که شامل سه منطقه شراء، برچلو و وفس می‏شود را تالیف کردند که امیدوارم هر چه زودتر مقدمات چاپ و انتشار آن فراهم آید.

آخرین خان و نایب الحکومه وفس، «مرتضی خان دارابی» فرزند «علیقلی خان دارابی» بود که حدود شش تا هفت ماه بعد از انقلاب، فوت کرد. آخرین کدخدای وفس، «کدخدا رحمان» بود که هنوز هم کدخدای وفس نامیده می‏شود و در وفس سکونت دارد.

 

شورای اسلامی وفس (شورای غیر رسمی)

این شورا در همان سال اول بعد از انقلاب شکل می‏گیرد و با توجه به اینکه هیچ قانون و تصمیمی از طرف حکومت و دولت، مبنی بر تشکیل شورا در روستاها و شهرها وجود نداشت، این شورا نیز به طور خودجوش و توسط تعدادی از دبیران دبیرستان دولتی آن زمان وفس، تشکیل می‏شود. اولین شورای اسلامی وفس توسط چهار نفر از این دبیران(بعضی از دبیران وفس، از دانشجویان دانشگاه بودند که به دلیل انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه‏ها برای تدریس به وفس رفته بودند) تشکیل گردید، این افراد عبارت بودند از: آقایان «علیرضا مجیدی»(وفسی)، «طاهری»(وفسی)، «آرانی»(غیر وفسی) و «صادقی»(غیر وفسی). شورای اسلامی وفس، با تغییر و تحولات فراوان، در حدود 20 سال عمر کرد و در نهایت جای خود را به اولین شورای رسمی وفس، داد.

شورای اولیه وفس با ترکیبی از دبیران، در حدود 2 تا 3 سال عمر کرد. در طی این مدت، به تدریج روستایی‏ها خود را باور کردند و بعضی‏ها که باسوادتر و یا ریش سفیدتر بودند تصمیم گرفتند در شورا حضور یابند. خصوصا با استعفای سه نفر از اعضای شورای اولیه که عبارت بودند از: «طاهری»، «آرانی» و «صادقی»، زمینه برای حضور سایرین در شورا فراهم شد و به این ترتیب می‏توانیم بگوییم دور دوم شورای وفس، آغاز شد. در گروه دوم شورای وفس، آقایان «علیرضا مجیدی»(از دوره اول)، «غلامرضا خان دارابی»، «محمد حسین حیدری»، «حاجی علیقلی موسولو»، «حاج حسن باریکلو»، «محمد حسن حیدری» و «آقا رضا فولادی» حضور داشتند. شورای دوره‏ی دوم با همین اعضایی که نامشان ذکر شد در حدود دو سال به کار خود ادامه داد اما بعد از سال دوم، آقای «غلامرضا خان دارابی» و بعد از حدود سه سال، آقای «محمد حسین حیدری» از عضویت در شورا استعفا دادند و افراد جدیدی وارد شورا شدند که می توان شورای جدید را به عنوان گروه سوم شورای وفس در نظر گرفت. زمان تشکیل گروه سوم شورای وفس، در حدود سال‏های 65 و 66 بود. افرادی که جدیداً وارد شورا شده بودند، عبارت بودند از: آقایان «الله رضا باباجانی»، «حمید ماشی» و «سید احمد اَرماینده» و افراد باقیمانده از گروه دوم شورا آقایان «علیرضا مجیدی»، «حاجی علیقلی موسولو»، «حاج حسن باریکلو»، «محمد حسن حیدری» و «آقا رضا فولادی» بودند. گروه سوم شورا، آخرین گروه شورای غیر رسمی وفس بود و با عمر طولانی 11 ساله، تا سال 1377 و برگزاری اولین انتخابات رسمی شورا، وجود داشت. علت طولانی شدن عمر گروه سوم شورا، این بود که افراد جدیدی قصد ورود به شورا را نداشتند و به همین دلیل، اعضای شورا (آنهایی که قصد خروج از شورا را داشتند) نیز نمی‏توانستند استعفا بدهند و از گروه خارج شوند و به هر حال با اکراه و اجبار، در گروه باقی ماندند.

در انتهای این قسمت، بد نیست توضیح کوتاهی را در مورد نحوه‏ی پذیرفته شدن افراد به عضویت شورا، بیان کنم؛ تا قبل از برگزاری انتخابات رسمی، برای پذیرش عضو جدید در شورا، مردم یک محله یا چند محله در یکی از مساجد وفس جمع می‏شدند و به فردی که تمایل خود را برای ورود به شورا اعلام کرده بود، رای می‏دادند. رای دادن در اوایل انقلاب به صورت صلواتی بود(یعنی به افراد حاضر در جلسه گفته می‏شد که فلانی می‏خواهد عضو شورا شود، اگر موافقید صلوات ختم کنید و ...)؛ در سالهای بعد با شمردن مخالف و موافق داخل مسجد، یک فرد انتخاب یا رد می‏شد و بعد از آن، رای گیری به شیوه فعلی، یعنی استفاده از کاغذ و صندوق برگزار میگردید. مسئول برگزاری رای گیری، شمارش آرا و تایید عضویت، «جهاد سازندگی» بود.

نهاد دهیاری (انتصابی)

با اینکه قانون و تصمیم مشخصی برای تشکیل شورا و انتخاب دهیار در روستاها وجود نداشت، اما در کنار تشکیل شوراهای غیر رسمی، اولین دهیار وفس نیز در سال 1375 از طرف بخشداری «بخش وفس» که در کمیجان قرار داشت، انتصاب (و نه انتخاب) شد. نام این دهیار را نمی‏دانم، اما اصالتاً خنجینی و محل زندگی او در وفس، طبقه بالای ساختمان «صندوق قرض الحسنه» فعلی وفس بوده است. این فرد تا حدود سال‏های 78 و 79 دهیار وفس بود. بعد از ایشان، آقای «حسین بهادری» به سمت دهیار وفس انتصاب گردید. آقای بهادری، تا انتخاب اولین دهیار رسمی وفس توسط شورا در سال 1382، دهیار وفس بود.

 

اولین شورای انتخابی وفس

بالاخره انتظار به سر رسید و مسئولان حکومت جمهوری اسلامی بعد از بیست سال از انقلاب مردم ایران و زمانی که خیلی چیزها برای وفس از دست رفته بود، تصمیم گرفتند مردم را هم در حکومت و سرنوشت خودشان شریک کنند؛ در نتیجه اولین انتخابات شورای شهر و روستا در هفتم اسفند سال 1377، برگزار شد. انتخابات در وفس هم، جریان پیدا کرد و چون اولین دوره‏ی آن بود، شور و شوقی در میان روستانشینان وفسی، برای نامزد شدن در انتخابات و همچنین شرکت در رای گیری وجود داشت. افراد زیادی برای عضویت در شورا ثبت نام کردند و اکثر این افراد کسانی بودند که در طی 20 سال گذشته، در شوراهای غیر رسمی حضور پیدا کرده بودند.

انتخابات در موعد مقرر برگزار و نتیجه‏ی انتخابات در زمان مشخص اعلام گردید؛ اما پس از اعلام نتایج، مسائل و مشکلاتی پیش آمد. قضیه از این قرار بود که، یکی از افرادی که توانسته بود تعداد آراء لازم برای عضویت در شورای وفس را به دست آورد و به طور قانونی عضو شورا شود، آقای «عباس رضا خان دارابی»، از بستگان خان‏های سابق وفس بود و این بستگی ایشان به خان‏های سابق برای بعضی دیگر از اعضای شورا و افراد دیگری از ساکنان وفس، مشکل بزرگی بود و همین چند نفر، نمی‏خواستند آقای دارابی در شورا حضور داشته باشد، لذا تمام تلاش و کوشش خود را به کار بردند تا مانع ورود ایشان به شورا شوند (بگذریم از اتفاقات و حوادثی که پیش آمد) و در نهایت، آقای دارابی توسط مقامات مسئول، از عضویت در شورای وفس کنار گذاشته شد.

آیا بهتر نبود، افراد مخالف به تصمیم مردم وفس احترام می‏گذاشتند و عملی بر خلاف خواست آنها انجام نمی‏دادند؟ من قصد حمایت از آقای دارابی یا مخالفان او را ندارم و شاید حتی مخالفان، دلایل دیگری برای مخالفت با آقای دارابی داشتند که ما از آنها بی اطلاعیم، اما باز هم هیچ مجوزی وجود ندارد که بخواهیم نظر شخصی خود را به خواسته جمعی، ترجیح دهیم و متاسفانه این مسئله، دقیقا همان کاری است که به طور گسترده در جامعه ایران انجام می‏شود و قسمت اعظم مشکلات ما نیز ناشی از آن است.

 خلاصه، بعد از کش و قوس‏های فراوان، پنج نفر به عنوان اعضای اصلی و سه نفر به عنوان اعضای علی البدل اولین شورای اسلامی وفس، انتخاب شدند. اسامی این افراد عبارتست از:

اعضای اصلی: آقایان «حسین رضا شیخی»، «حمید ماشی»، «مرتضی میری»، «اصغر میری» و «تقی باریکلو».

اعضای علی البدل: آقایان «محمد حسن حیدری»، «محمد اَلِفی» و «علی حسن باریکلو».

اولین شورای وفس، طبق قانون، چهار سال فعالیت کرد. این شورا با اعضای اصلی خودش، از سال 1377 تا 1381، برقرار بود.

آقایان «حسین رضا شیخی»، «مرتضی میری» و «تقی باریکلو»، هم اکنون نیز در وفس سکونت دارند و آقایان «حمید ماشی» و «اصغر میری» به قم و اراک، مهاجرت کرده‏اند.

 

دومین شورای انتخابی وفس

دومین دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا در سال 1381، در ایران و وفس برگزار شد. در این دوره نیز تعدادی از همشهریان وفسی که اکثرا در دوره قبلی هم عضو بودند، نامزد حضور در شورا شدند. اما به طور کلی شور و شوق کمتری نسبت به دور اول، برای حضور در شورا وجود داشت. نکته جالب انتخابات این دوره، حضور یک خانم غیر وفسی در میان نامزدهای انتخابات بود که در نهایت نیز موفق شد در شورا حضور یابد. انتخابات برگزار شد و نتایج به صورت زیر اعلام گردید:

اعضای اصلی: آقایان «محمد حسن حیدری»، «تقی باریکلو»، «مرتضی میری»، «علی حسن باریکلو» و خانم «فاطمه حسینی».

در این دوره نیز پنج نفر به عنوان اعضای اصلی و سه نفر به عنوان اعضای علی البدل انتخاب شدند، اما بعد از چند ماه از برگزاری انتخابات، دو نفر از اعضای اصلی کنار رفتند و دو نفر از اعضای علی البدل جای آنها را گرفتند و از نفر سوم علی البدل هم بی اطلاع هستم.

افرادی که نامشان در بالا ذکر شده، اعضای حال حاضر «شورای روستای وفس» هستند. برای آشنایی هر چه بیشتر با این افراد اطلاعات مختصری در زیر ذکر می‏شود:

 

1مرتضی میری) آقای «مرتضی میری»

محل فعلی زندگی: وفس.

سطح تحصیلات: دیپلم.

شغل: معلم مدرسه ابتدایی «ولایت فقیه وفس».

آقای میری، یکی دو سال گذشته را در میلاجرد زندگی می‏کرد اما از ابتدای سال تحصیلی امسال، دوباره به وفس بازگشته است. آقای میری در دور اول شورا نیز از اعضای اصلی بودند.

 

2) خانم «فاطمه حسینی»

محل فعلی زندگی: وفس.

شغل: خانه داری

خانم حسینی، همسر آقای مرتضی میری و اصالتا اهل روستای زادق آباد هستند.

 

 

3تقی باریکلو) آقای «تقی باریکلو»

محل فعلی زندگی: وفس -- محله‏ی «باغچه میران».

سطح تحصیلات: سواد در حد خواندن و نوشتن.

شغل: باغداری

آقای باریکلو در دوره قبل نیز از اعضای اصلی بودند.

 

4) آقای «محمد حسن حیدری»

محل فعلی زندگی: وفس -- محله‏ی «دروازه».

سطح تحصیلات: سواد در حد خواندن و نوشتن.

 

5) آقای «علی حسن باریکلو»

محل فعلی زندگی: وفس -- محله‏ی «باغچه میران».

سطح تحصیلات: سواد در حد خواندن و نوشتن.

شغل: باغداری

 

دهیاری

همانطور که در پست «شورای روستا» توضیح دادم، به طور کلی، در دوره اول شوراهای روستایی(از سال 1377 الی 1381)، نهاد دهیاری تشکیل نشد. اما در وفس، از سال 1375 الی 1382(یعنی قبل از شورای اول و در طی آن)، دو نفر به عنوان دهیار وفس، توسط بخشداری بخش وفس، تعیین شدند.

بعد از اصلاح قانون شوراهای اسلامی شهر و روستا در مهر 1382و اعلام حمایت دولت از دهیارهای انتخاب شده توسط شورا، شورای روستای وفس در همان سال 82، آقای «سید حمید رضا میری» را به عنوان اولین دهیار وفس برگزید.

سید حمیدرضا میریآقای «سید حمید رضا میری»

آقای میری از سال 82 الی 83 دهیار وفس بود. ایشان در حال حاضر مسئول کتابخانه عمومی شیخ عبدالنبی وفسی هستند و در محله «دروازه» در وفس زندگی می‏کنند. مدرک تحصیلی آقای میری، دیپلم است.

بعد از اینکه آقای میری در سال 83 از سمت خود استعفا داد، اعضای شورا آقای «حسن باریکلو» را به سمت دهیاری وفس انتخاب کردند.

 

 

 

 

حسن باریکلوآقای «حسن باریکلو»

آقای باریکلو در حال حاضر دهیار وفس و مدیر مدرسه ابتدایی ولایت فقیه هستند. ایشان فعلا در وفس زندگی می‏کنند. با اعلام نتایج سومین دوره انتخابات شوراهای روستا، مدت فعالیت ایشان به عنوان دهیار وفس، به اتمام می‏رسد.

 

 

 

 

از دوستان و همشهریان وفسی تقاضا میکنم هرگونه اشتباهی در مطالب این پست را با توضیح کافی در نظرخواهی قید نمایند تا اصلاح لازم صورت گیرد.

نامزدهای انتخابات!

نامزدهای انتخابات شورای روستای وفس!

 

 

 

ما خواستار احداث جاده کمیجان - وفس - ساوه هستیم.

 

اهالی شهید پرور روستای وفس

 

 

 

مطالب پیشین:

جاده جدید وفس (شمال وفس) (29 آذر 1384)

 

حضور رئیس جمهور در بلوک تاریخی وفس (29 اردیبهشت 1385)

 

هیئت وزیران تصویب کرد: ارتقای محور وفس - آقجه قلعه (23 خرداد 1385)

سومین دوره شورای روستای وفس

آن دسته از همشهریان وفسی که تمایل دارند در انتخابات سومین دوره شورای روستای وفس، حضور داشته باشند، می‏توانند برای ثبت نام اقدام نمایند. همشهریان وفسی از امروز، دوشنبه - 24 مهر 1385، الی روز یکشنبه - 30 مهر 1385، به مدت هفت روز فرصت دارند تا برای شرکت در انتخابات سومین دوره شورای روستای وفس اقدام کنند (البته، افراد غیر وفسی نیز می‏توانند در شورای وفس حضور داشته باشند). ثبت نام در وقت اداری صورت می‏گیرد. افراد متقاضی باید شرایط زیر را داشته باشند:

 

1) تابعیت كشور جمهوری اسلامی ایران                               [همه وفسی‏ها تابعیت ایرانی دارند!]

 

2) حداقل سن 25 سال تمام                                                [متولدین قبل از 24 مهر سال 1360]

 

3) اعتقاد و التزام عملی به اسلام و ولایت مطلقه فقیه              [فکر کنم همه‏ی وفسی‏ها داشته باشند!]

 

4) ابراز وفاداری به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران        [انشاء الله که وفادارند!]

 

5) دارا بودن سواد خواندن و نوشتن                                     [خوشبختانه خیلی‏ها سواد دارند]

 

6) اقلیت های دینی شناخته شده در قانون اساسی بجای اسلام باید به اصول دین خود اعتقاد و التزام عملی داشته باشند.               [بعید می‏دانم که وفسی مسیحی، یهودی یا زرتشتی داشته باشیم!!]

 

و دو مطلب مهم

1) داوطلبان شركت در انتخابات شوراهای اسلامی نیازی نیست كه ساكن حوزه انتخابیه باشند؛ ولی چنانچه به عضویت شورا انتخاب شدند باید در محدوده حوزه انتخابیه خود سكونت اختیار كنند[یعنی وفسی‏های عضو شورای وفس می‏توانند در شهرهای میلاجرد یا کمیجان نیز سکونت کنند].

 

2) تغییر محل سكونت هر یك از اعضای شورا به خارج از حوزه، موجب سلب عضویت آنان خواهد شد[این هم که خیلی واضحه].

 

مدارک مورد نیاز

همشهریان وفسی، برای ثبت نام باید به بخشداری مرکزی در شهر کمیجان مراجعه کنند و مدارک زیر را همراه داشته باشند:

1) اصل شناسنامه عكس دار
2) دو نسخه تصویر كلیه صفحه‏های شناسنامه
3) اصل و تصویر كارت پایان خدمت یا مدركی دال بر مشخص بودن وضعیت خدمت وظیفه عمومی. برای متولدین سال 1337 و قبل از آن نیازی به ارائه مدرك یاد شده نمی‏باشد.
4) چهار قطعه عكس جدید 4*3

 

تعداد اعضای اصلی و علی البدل شورای وفس

روستای وفس طبق آخرین سرشماری که در سال 1375 صورت گرفت، در حدود 1800 نفر جمعیت دارد. بر اساس قانون شوراهای اسلامی، تعداد اعضای شورا در روستاهایی که بیش از 1500 نفر جمعیت دارند؛ عبارتست از: 5 نفر عضو اصلی و 3 نفر عضو علی البدل

 

در انتهای اطلاعیه ستاد انتخابات کشور، ذکر شده است که:

افراد ذیل به واسطه مقام و شغل خود از داوطلب شدن برای شوراهای اسلامی محرومند، مگر اینكه قبل از ثبت نام از سمت خود استعفا نموده و به هیچ وجه در آن پست شاغل نباشند.
1) رئیس جمهور و مشاورین و معاونین وی، معاونین و مشاورین آنان، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، اعضای شورای نگهبان، رئیس قوه قضائیه و ... .

2) استانداران، معاونین و مشاورین آنان، فرمانداران و ... .

3) شهرداران و مدیران مناطق و ... .

 

که البته بعید می‏دانم رئیس جمهور یا نمایندگان مجلس یا استاندار استان مرکزی و یا فرماندار کمیجان، قصد داشته باشند در انتخابات شورای وفس حضور پیدا کنند!!

 

زمان برگزاری انتخابات

همزمان با تمام مناطق ایران، انتخابات شورای وفس نیز در روز جمعه، بیست و چهارم آذرماه سال 1385، برگزار خواهد شد. به احتمال زیاد، بر طبق روال سابق، دو صندوق رای گیری در وفس مستقر خواهد شد.

 

متن کامل اطلاعیه ستاد انتخابات کشور پیرامون زمان ثبت نام و شرایط داوطلبان انتخابات سومین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا

شورای روستا

فردا، 24مهر 1384، ثبت نام از داوطلبان سومین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا آغاز می‏شود و حدود دو ماه دیگر، این انتخابات در سطح تمام مناطق جمعیتی ایران از کلان شهرها گرفته تا روستاها و عشایر کوچ رو برگزار خواهد شد.

اولین دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا در بعد از انقلاب اسلامی، سال 1377 و دومین دوره‏ی آن در سال 1381، توسط دولت آقای خاتمی، برگزار گردید.

شوراها به عنوان نهادهای مشارکت مردمی، از اولویت‏های حقوقی مردم هر جامعه می‏باشد و اساسا بدون آن امکان حل مشکلات به صورت کامل و اساسی وجود ندارد. شورا، بخشی از مدیریت اجتماعی را در دست می گیرد و به دلیل ذات مردمی اش و همچنین دارا بودن ارتباطات نزدیک با مردم و مشکلات آنها، بسیار راحت‏تر و سریع‏تر قادر به ریشه‏یابی معزلات و مشکلات اساسی و حل آنها خواهد بود.

 

اولین شورای روستا

تشکیل شوراها و سپردن مسئولیت‏هایی به مردم برای حل مشکلات مردم، سابقه‏ای حدودا ً50 ساله در ایران دارد. نخستین بار در تاریخ ایران، چنین شوراهایی با نام «شورای ده» در سال 1331 در زمان نخست وزیری مرحوم دکتر مصدق و به پیشنهاد و تصویب خودشان (به وسیله اختیارات ویژه‏یی که از مجلس گرفته بود)، ایجاد گردید که البته به دلایل گوناگونی، تشکیل این شورا دیری نپایید. «شورای ده» مرکب از 5 عضو اصلی بود که عبارت بودند از: یک نفر نماینده‏ی مالک، کدخدای ده، 3 نفر از معتمدین محلی به انتخاب کشاورزان آن قریه.

بعد از کودتای سال 1332 و شرایط خفقان بعد از آن، تا سال 1340 تغییر شرایطی در امر مدیریت روستاها ایجاد نگردید.

 

اجرای طرح اصلاحات ارضی

در سال 1340 شمسی، محمد رضا شاه، به انجام اصلاحاتی پرداخت که بعدها به طور رسمی «انقلاب سفید» یا «انقلاب شاه و مردم» نام گرفت. «تصویب قانون اصلاحات ارضی» و «اعطای حق رای به زنان» از مهم‌ترین این اصلاحات اجتماعی و سیاسی بود. با تصویب قانون اصلاحات ارضی، شیوه مالکیت زمین های زراعی از «فئودالی سهم بری» به «خرده مالکی» و توزیع مجدد آن بین زارعان، تغییر کرد. اصلاحات ارضی باعث تحولات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی چشمگیری در تمام سطوح جمعیتی ایران، خصوصا روستاها گردید. این اصلاحات در سه مرحله بین سال‏های 1341 الی 1349 صورت گرفت و به دلیل تعدد روستاها و مزارع مشمول قانون اصلاحات ارضی، مشکلات متعدد در اجرای قانون، عدم همکاری مالکان و حتی گاهی زارعان و مسایل دیگر، مراحل سه گانه اصلاحات ارضی در ایران به صورت کامل انجام نشد و با وقفه‏ای چند ساله در بعد از انقلاب، هنوز هم جریان دارد. یکی از تغییراتی که در نتیجه‏ی اصلاحات ارضی و بعضی دیگر از تغییرات اجتماعی و سیاسی، ایجاد شد؛ فروپاشی «نهاد کدخدا» بود. تا پیش از این، کدخدا به عنوان نماینده مالک و ارباب، قدرت مطلق هر روستا به حساب می‏آمد، اما بعد از اعمال قانون اصلاحات ارضی، قدرت مالکان و اربابان که در نتیجه‏ی زمین‏هایشان بود، به تدریج کاهش یافت و در نتیجه کدخدا نیز قدرت خود را از دست داد. بعد از فروپاشی نهاد کدخدا و خارج شدن روستاییان از زیر ظلم و ستم مالکان و تا زمان انقلاب اسلامی، تشکیل «شورای ده» با جدیت بیشتری دنبال شد و همچنین نهاد جدیدی تحت عنوان «خانه‏ی انصاف» ایجاد گردید. ایجاد خانه‏ی انصاف، با هدف رسیدگى و حل اختلافات قضایى روستاییان كشور و رفع نیاز آنان از مراجعه به مراكز قضایى در شهرها، بود. همینطور در سال 1346، گروه‏هایی تحت عنوان «سپاهیان دانش» و «سپاهیان بهداشت» ایجاد شدند. مردان و زنان داوطلب(اكثراً از كسانى تصويری از يک سپاهی دانش در روستا - عکس از کتاب سپاه دانش در ايران دوره پهلویبودند كه با اخذ مدرك ديپلم در دانشگاه‏ها پذيرفته نشده بودند و عضويت در سپاه دانش، آينده شغلى شان را به عنوان آموزگار تامين مى كرد) در قالب این گروه‏ها، دوران ۴ ماهه اى را به عنوان دوران آموزشى گذرانده و سپس براى تدريس يا انجام فعاليت هاى امدادى و درمانى راهى روستاها و مناطق دورافتاده مى‏شدند. علاوه بر «سپاه دانش» و «سپاه بهداشت» كه از بين زنان و مردان داوطلب مى پذيرفت، «سپاه ترويج آبادانى» نيز در همين دوران تشكيل شد. اين «سپاه» فقط از بين مردان داوطلب مى پذيرد و زنان حق عضويت در آن را نداشتند. نهادهای جدید التاسیس و عوامل ارتشی و دولتی، در طول 15 سال قبل از انقلاب منشاء خدمات ارزنده‏ای در روستاها گردیدند؛ اما در مجموع، دولت نتوانست آنطور که لازم است حضور خود را در روستاها به قصد توسعه آنها، پر رنگ کند و لذا باز به فکر ایجاد نهادی قدرتمندتر و مستقل‏تر در روستاها افتاد که نتیجه‏ی آن تصویب قانونی تحت عنوان قانون «دهبانی» در سال ۱۳۵۵ ‪ در مجلس شورای ملی بود؛ براساس این قانون، «دهبان» توسط شورای ده انتخاب شده و با حكم فرماندار انجام وظیفه می‌كرد. وظایف دهبان بیشتر از کدخدا بود و همه‏ی ابعاد اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را در بر می‏گرفت.

 

پیروزی انقلاب اسلامی

از اصلی ترین دلایل وقوع انقلاب در ایران این بود که مردم می‏خواستند تا اصل حکومت مردم بر مردم را احیا نمایند؛ مردم می خواستند سرنوشت خود را به دست گیرند و دیگر اجازه حکومت یک فرد یا گروه بر دیگران را ندهند و بهترین راه تحقق این خواسته، ایجاد شوراهای شهر و روستا بود. اما متاسفانه این خواسته به دلایل گوناگونی به فراموشی سپرده شد تا در نهایت، بیست سال بعد از انقلاب و آنهم به صورتی ناقص به اجرا درآمد.

در اینجا لازم است یادی کنیم از مرحوم آیت الله طالقانی، مبارزی که از همان روزهای اول انقلاب، تاکید بسیاری بر شوراها داشت و ریشه‏ی حل تمام مشکلات مردم (و حتی شورش های اوایل انقلاب در کردستان) را در تشکیل شوراها و دخیل کردن مردم در سرنوشت خودشان می دانست. آیت الله طالقانی در عمر کوتاه خود بعد از انقلاب اسلامی، تمام توجه خود را به شوراها معطوف نمود و سعی و کوشش بسیاری در راه‏اندازی شوراها انجام داد، اما به دلیل افراط‏ گری‏هایی که در اوایل انقلاب به وجود آمد، نتوانست کاری از پیش ببرد و تنها نتیجه زحمات او، که بعد از فوتش حاصل شد افزودن فصلی به قانون اساسی در رابطه با شوراها بود. اما این قانون ناقص، بعد از بیست سال و آنهم بعد از چندین مرتبه تغییر به اجرا درآمد.

اصلاحات ارضی ایران بعد از انقلاب: پس از انقلاب در ایران، روند اصلاحات ارضی به طور کلی دستخوش تغییر شد. شورای نگهبان در تاریخ 21 تیر 1363 اجرای قوانین اصلاحات ارضی را مخالف با مذهب اسلام تشخیص داد و روند اصلاحات ارضی بطور کلی متوقف شد. هفت سال بعد، مجمع تشخیص مصلحت نظام در 2 خرداد 1370 ادامه روند اصلاحات ارضی را قانونی اعلام نمود.

 

شورای روستا در بعد از انقلاب

تقریبا می‏توان گفت تا قبل از برگزاری اولین دوره انتخابات شورای شهر و روستا در سال 1377، همان نهاد «شورای ده» که در قبل از انقلاب وجود داشت با نام جدید «شورای اسلامی روستا» به کار خود ادامه داد، اما در قانون «شورای اسلامی» که در سال 1361 به تصویب رسید، نهادهای دیگر قبل از انقلاب، که عبارت بودند از نهاد «کدخدا» و «خانه‏ی انصاف»، به کلی از قانون حذف شدند. همچنین به جای عوامل دولتی چون «سپاه دانش»، «سپاه بهداشت» و سایر موارد که قبل از انقلاب وجود داشت، عامل دولتی و مردمی «جهاد سازندگی» ایجاد گردید. جهاد سازندگی با استفاده از تجربیات عوامل دولتی مشابه در قبل از انقلاب و با استفاده از گروه‏های داوطلب مردمی، توانسته است در طول عمر 27 ساله این انقلاب خدمات بسیار گرانبها و ارزنده‏ای را به روستاییان ارائه کند که این روند هنوز نیز ادامه دارد.

 

برگزاری اولین و دومین دوره انتخابات شورای شهر و روستا

بالاخره بعد از بیست سال از وقوع انقلاب اسلامی در ایران، در تاریخ هفتم اسفندماه سال 1377 شمسی، اولین دوره انتخابات شورای شهر و روستا در اکثر (و نه تمام) مناطق جمعیتی ایران از کلان شهرها گرفته تا روستاها برگزار گردید. این نخستین بار در طول تاریخ ایران بود که انتخابات شوراها به این گستردگی و در یک زمان مشخص صورت می‏گرفت. دولت جناب آقای خاتمی، هفتمین دولت نظام جمهوری اسلامی، برگزار کننده‏ی این انتخابات بود. قانونی که مبنای برگزاری این انتخابات بود در سال 1375 به تصویب مجلس و تایید شورای نگهبان رسیده بود. «قانون شوراهای اسلامی شهر و روستا»، مشتمل بر نود و چهار ماده و پنجاه و یک تبصره بود که در پنج فصل با عناوین زیر به تصویب رسیده بود:

فصل اول: تشكیلات؛ فصل دوم: انتخابات؛ فصل سوم: وظایف شوراها؛ فصل چهارم: ترتیب رسیدگی به تخلفات؛ فصل پنجم: سایر مقررات.

دومین دوره انتخابات شورای شهر و روستا بعد از اتمام دوره‏ی چهار ساله‏ی شورای اول، در سال 1381 برگزار گردید. در این دوره از انتخابات، مناطق تحت پوشش، گسترده‏تر گردید و باز هم دولت آقای خاتمی، هشتمین دولت نظام جمهوری اسلامی، برگزار کننده‏ی این انتخابات بود. قانون مصوب سال 1375 با انجام تغییراتی، قانون مبنایی دومین دوره انتخابات شورای شهر و روستا بود. از اصلاحاتی که در قانون سال 1375 صورت گرفته بود، اصلاح ماده 69 در سال 1382 بود، این ماده مربوط به دهیاری‏ها و وظایف آن بود که متاسفانه در دوره اول انتخابات شورای شهر و روستا عملی نگردیده بود، یعنی اینکه در طی 4 ساله‏ی اول، فقط نهاد «شورای روستا» در روستاها حضور داشت و نهاد «دهیاری» که در قانون مصوب شده بود، ایجاد نگردیده بود. اما خوشبختانه در سال 1382، با اصلاح قانون مربوطه و اعلام حمایت مالی دولت، نهاد «دهیاری» نیز ایجاد گردید. طبق قانون، دهیار توسط شورای روستا انتخاب می‏شود و نهاد دهیاری همانند شورای روستا، عمری چهار ساله دارد.

 

سومین دوره انتخابات شورای شهر و روستا نیز قرار است در تاریخ 24 آذرماه سال 1385 برگزار شود.

طرح توسعه گردشگری روستايی

علی محمد نمازیروز یکشنبه همین هفته (16 مهر)، آقای محمد علی نمازی، دبیر كمیته راهبردی گردشگری روستایی و عشایری كشور، به استان مرکزی رفته بود. هدف اصلی سفر آقای نمازی، بررسی وضعیت روستاهای ویژه گردشگری این استان بود. در همین راستا، صبح روز یکشنبه جلسه‏ای با حضور ایشان و آقای حسینی، مدیرکل میراث فرهنگی استان مرکزی، و دهیاران و بخشداران(یعنی کوچکترین مسئولان دولتی) استان برگزار شد.

اولا نمی‏دانم که دهیار وفس هم در این جلسه شرکت کرده است یا نه؟

دوما، آقای نمازی در این جلسه توصیه‏های بسیار خوب و مفیدی را برای دهیاران، خصوصا دهیاران روستاهای ویژه گردشگری از جمله وفس، بیان کرده است.

سوما، امیدوارم آقای حسن باریکلو، دهیار وفس، در این جلسه شرکت کرده باشد و توصیه‏های مهم آقای نمازی را یادداشت نموده باشد.

و چهارما، جناب دهیار، سعی نماید که این توصیه‏ها را عملی کند.

 

آقای نمازی در ابتدای جلسه، ده روستای «آوه»، «آهو»، «انجدان» ،«‌چناقچی»، «سرآبادان»، «شهابیه»،‌ «واران»، «ورچه»،‌ «وفس» و «هزاوه» را به عنوان روستاهای هدف گردشگری استان مرکزی معرفی نمود و بیان کرد:«روستاهای انجدان و شهابیه جزء مطالعات جامع گردشگری سال 85 قرار دارند و از محل اعتبارات 3 میلیارد تومانی دهیاری‌ها برای این مطالعات استفاده خواهد شد».

 

توصیه‏های آقای نمازی به دهیاران:حسن باریکلو-- دهیار وفس

1) ‌دهیاران باید با توجیه طرح گردشگری روستایی در روستاها این مسئله را در بین روستاها تبیین كنند كه تنها راه نجات روستا‌ها به كارگیری و رواج صنعت گردشگری در آن‌ها است‌.

 

2) تأمین واحدهای اقامتی در روستاها و تشویق روستائیان به منظور در اختیار قراردادن اتاق‌هایی از منازل مسكونی خود به گردشگران و كسب درآمد از این محل از دیگر وظایف دهیاران است.

 

3) تأمین سرویس‌های بهداشتی، پاركینگ، فراهم كردن زمینه در اختیار قراردادن محصولات روستاها به گردشگران‌، برقراری ارتباط گسترده دهیاران با اداره كل شهر و روستا،‌ بنیاد مسكن،‌ جهاد كشاورزی، آموزش و پرورش و میراث فرهنگی از دیگر وظایف دهیاران است.

 

آقای نمازی، دبیر كمیته راهبردی گردشگری روستایی و عشایری كشور، در ادامه چند نکته را بیان می‏کند:

1) طرح هادی روستایی: اجرای طرح‌های هادی روستایی در روستاها از جمله مشكلات و موانع موجود بر سر راه توسعه گردشگری روستایی و عشایری در روستاهای هدف می‏باشد و می‌طلبد تا مسئولان بنیاد مسكن طرح‌های هادی روستایی را به گونه‌ای در روستا‌ها پیش ببرند كه ساختار یگانه و سنتی روستا از بین نرود.

 

2) آموزش دهیاران: برگزاری یك دوره مبانی مقدماتی گردشگری روستایی برای دهیاران و تهیه طرح جامع گردشگری، ‌جمع‌آوری تجربیات كشورهای موفق و استاندارد‌سازی روستاهای هدف، از دیگر برنامه‌های این معاونت در راستای اجرای طرح گردشگری روستایی است.

 

3) تالیف کتاب برای گردشگران روستایی: چاپ كتاب راهنمای گردشگری روستایی و عشایری در قالب 6 جلد 300 صفحه‌ای از جمله اقدامات انجام شده است كه در آن 60 مورد از اطلاعات مورد نیاز گردشگران روستایی اعم از معرفی جاذبه‌ها، زمان سفر، سوغات سفر، محصولات دامی، كشاورزی، آیین، مناسك و روش‌های ‌محلی واحدهای اقامتی و غیره تعبیه شده است.

 

سید محمد حسینی -- مدیر کل میراث فرهنگی استان مرکزیدر انتهای جلسه، آقای سید محمد حسینی، مدیر کل میراث فرهنگی استان مرکزی نیز حرف‏های همیشگی خودش را تکرار می کند:

تنوع منابع طبیعی، آب كافی، جاده دسترسی، وجود امكانات زیرزمینی، بافت‌های تاریخی،‌ شخصیت‌های فرهنگی و تاریخی، آیین‌ها و سنت‌های فراوان از جمله قابلیت‌ها و توانمندی‌های روستاهای استان مركزی است.
وی خاطر‌نشان كرد:‌ اجرای طرح گردشگری روستایی در روستاها به ساماندهی وضعیت بهداشتی روستاها و زیبا‌سازی این مناطق خواهد انجامید.

 

متن کامل این خبر را می توانید در خبرگزاری فارس بخوانید؛ همچنین خبرگزاری ایسنا، این خبر را در این دو صفحه (این و این) مخابره کرده است.

 

مطالب پیشین:

خبر: روستای وفس از مناطق ویژه گردشگری روستایی(17 آذر 1384)

70 میلیون تومان اعتبار، برای توسعه روستاهای ویژه گردشگری استان مرکزی(24 دی 1384)

استقرار پایگاه میراث فرهنگی در وفس(13 اردیبهشت 1385)

خانه ی مردم شناسی وفس(14 اردیبهشت 1385)

بناهای تاریخی وفس به موزه و مهمانسرا تبدیل می شوند(8 مهر 1385)

علی باباجانی

                        چه تاریکم آن کورسو نشکند                       که می آید از روبرو نشکند

 

                        بلوری که سرشار از روشنی ست                 به دستش دل من بگو نشکند

 

                        چه با احتیاط از کنارم گذشت                        که این دل به لبخند او نشکند

 

                        و پیش نگاهش دل چینی‏ام                           وجودم سراپا سبو نشکند

 

                        چه می شد اگر سنگ می زد مرا                   گه این جام بی های و هو نشکند

 

                        میان عبور از سکوت و نگاه                       چرا شیشه‏ی گفتگو نشکند

 

                        تو با قهر یا خنده یا گریه‏ای                          به این مرد سنگی بگو نشکند

 

                        به دنبال تو تا ته کوچه‏ام                             که تا راه این جستجو نشکند

 

                        ولی راه کج کرد یعنی نیا                             نشد بغض من در گلو نشکند

راه جستجو

 

علی باباجانیآقای علی باباجانی، یکی از جوانان هنرمند و با ذوق و استعداد وفسی است. این نویسنده و شاعر گرانقدر، در سال 1352 در وفس متولد شد. تحصیلات اولیه را در وفس گذراند و سپس به همراه خانواده به قم مهاجرت کردند. ایشان تحصیلات خود را در قم تا مقطع دیپلم ادامه دادند و سپس به خدمت سربازی رفتند.

آقای باباجانی در سایت «مجله پوپک» در صفحه معرفی خود گفته‏اند:

اولین روز از اولین ماه سال 1352 روز تولد من است به همین خاطر بهار و عید را دوست دارم شش ساله بودم که رفتم مدرسه. درس خواندم و خواندم تا دیپلم گرفتم.

 

کلاس اول راهنمایی بودم که احساس کردم می توانم شعر بگویم و قصه بنویسم همین کار را کردم و بعد از سربازی، جدی جدی شاعر شدم. سال 1372 اولین بار با سلام بچه ها آشنا شدم و در سال 1377 موفق شدم که در این مجله مشغول به کار شوم.

 

در این مجله کارهای زیادی کردم. تصحیح، ویراستاری کردم. مدیر داخلی پوپک و مسئول بخش اجتماعی پوپک بودم و حالا دبیر بخش آموزش مجله سنجاقک هستم.

 

با مجله های دیگر هم همکاری کردم و مطالبی از من در آن مجله‏ها (سروش نوجوان، کیهان بچه‏ها، دوچرخه، باران و ... ) چاپ شده است. برای مجله پوپک صفحه‏ای دارم به نام «قندان» که با بچه‏ها رابطه خوبی برقرار کرده است. این صفحه را دوست دارم و امیدوارم همچنان بنویسم.

در حال حاضر نیز (سال 1384) دانشجوی ادبیات فارسی هستم و با سلام بچه‏ها، پوپک و مجلات دیگر هم همکاری دارم.

 ***

آقای باباجانی در هر دو حوزه نویسندگی و شعرسرایی بسیار فعال هستند و در عمر کوتاه فعالیت هنری خود، آثار بسیاری آفریده‏اند. ویژگی بارز دیگر ایشان، توانمندی ایجاد آثار برای گروه‏های مختلف سنی است و تا کنون نیز آثار متنوعی را متناسب با گروه‏های سنی کودک، نوجوان، جوان و بزرگسال پدید آورده‏‏اند.

 

فهرست آثار آقای علی باباجانی(آثاری که از طریق جستجو در اینترنت، یافت شده است)

در این قسمت به بررسی آثار این نویسنده گرامی که در قالب‏های داستان، شعر، گزارش و مقاله می‏باشد، خواهیم پرداخت. برای راحتی کار، آثار ایشان را به دو دسته تقسیم می‏کنیم. دسته‏ی اول، کتاب‏هایی که ایشان تالیف کرده‏اند و دسته‏ی دوم عبارتست از: داستان‏های کوتاه و بلند، مقاله‏ها، گزارش‏ها و مطالب کوچک و بزرگی که در نشریات مختلف به چاپ رسیده است.

1) کتاب‏های تالیف شده: تا به حال شش کتاب تالیفی ایشان، به چاپ رسیده است و چندین کتاب دیگرشان در حال طی مراحل برای منتشر شدن هستند. کتاب‏های چاپ شده‏ی جناب آقای باباجانی عبارتست از:

 

الف) بهار کی می آید؟

مجموعه شعر کودک و نوجوان -- نشر منادی تربیت(تهران) -- 24 صفحه

این کتاب در نهمین دوره انتخاب كتاب سال مجله‌های سلام بچه‌ها و پوپك در سال 1383 و در بخش «اولین شاعر نوجوان»، با اعطای لوح سپاس و جایزه نقدی مورد تقدیر قرار گرفت. این کتاب در سال 1384 و در تیراژ 5000 نسخه، به چاپ دوم رسید.

 

معرفی کتاب در سایت تجاری ایران‏بین

 

معرفی کتاب در کتابخانه ملی

 

 

 

ب) ‌آدم‌ ب‍رف‍‍ی‌ چ‍ش‍م‌ ت‍ی‍ل‍ه‌‌ا‌ی‌آدم برفی چشم تیله ای

مجموعه داستان حوزه کودک -- نشر شباویز(تهران) -- 20 صفحه

 

معرفی کتاب در سایت تجاری ایران‏بین

 

معرفی کتاب در کتابخانه ملی

 

معرفی این کتاب به زبان انگلیسی در سایت تجاری

 

 

ج) آنجا که دلم جا ماند

نشر قو(تهران) -- 80 صفحهآنجا که دلم جا ماند

کتاب حاضر، گزارشی است از سفر نگارنده به مناطق جنگی که در خلال آن، شرح برخی عملیات‌ها در قالب خاطراتی از همسفران نگارنده از دوران جنگ بازگو شده است.

 

معرفی کتاب در سایت تجاری ایران‏بین

 

شرح مختصر پیرامون کتاب در سایت شبستان

 

توصیف کتاب در پایگاه شهید

 

 

 

د) آمدی در شهر ما گل كاشتی

داستان --  گروه کودک و نوجوان --  نشر بوستان كتاب قم

محور این داستان حضور حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) در قم می‏باشد.

 

ه) گنجشك های كوچك شاعر

مجموعه شعر -- گروه نوجوان -- نشر سوره مهر

 

و) شعر استان قم

مجموعه شعر

 

همچنین بخش مربوط به «شهدای روستای وفس» در کتاب «وفس در گذر زمان» توسط ایشان نگاشته شده است.

تعدادی از کتاب‏های در دست چاپ این نویسنده فعال عبارتند از: «اوزون حسن»، «قصه های شیرین کلاغک»، «مجموعه قصه» و «ماه دو تکه»(مجموعه داستان؛ معجزات پیامبر).

 

2) داستان‏های کوتاه و بلند، مقاله‏ها، گزارش‏ها و مطالب کوچک و بزرگی که در نشریات مختلف به چاپ رسیده است: آثار آقای باباجانی در این دسته بسیار زیاد است و در اینجا فقط آنهایی مشخص می شود که در اینترنت از آنها نام برده شده است.

نشریاتی که آقای باباجانی با آنها همکاری داشته، عبارتنداز:

پوپک، سلام بچه‏ها، سروش نوجوان، کیهان بچه‏ها، دوچرخه، باران، پیشگامان، دیدار آشنا، یاس و ... .

 

الف) مجله پوپک: بیشترین مطالب آقای باباجانی در این نشریه گروه کودک و نوجوان به چاپ رسیده است. به عنوان نمونه:

 

شماره 122 (شهریور 83)          شماره 124(آبان 83)          شماره 132(تیر 84)

 

شماره 133(مرداد 84)              شماره 135(مهر 84)          شماره 137(آذر 84)

 

شماره 138(دی 84)                شماره 139(بهمن 84)         شماره 140(اسفند 84)

 

شماره 141(فروردین 85)         شماره 142(اردیبهشت 85)  شماره 143(خرداد 85)

 

ب) مجله سلام بچه‏ها:

مجله سلام بچه‏ها در تیرماه 1385

 

مطلبی با عنوان «رنگین کمان» از آقای باباجانی در این شماره

 

ج) مجله دیدار آشنا:

 

شماره 48 (به همین سادگى مات مى‏شویم)     شماره 49(كمی توقف كن!)

 

شماره 52(پرنده در پرنده)                          شماره 52(آدینه موعود)

 

شماره 52(یك آدم و دو حوا [قسمت اول])      شماره 53(یك آدم و دو حوا [قسمت دوم])

 

شماره 54(یك آدم و دو حوا [قسمت سوم])

 

شماره 55 و 56 (مروری بر حماسه قاسم)    شماره 55 و 56 (با خبرسازان)

 

شماره 18 مجله یاس(شعر)

 

د) ماهنامه فرهنگی، آموزشی پیشگامان

 

شماره 12(آذر 84)                      شماره 13 (دی 84)

 

شماره 15(فروردین 85)               شماره 17(خرداد 85)

 

مقاله‏های «چ‍ش‍م‌ چ‍ش‍م‌، دو خ‍رم‍‍ا» و «گزارشی از كتابخانه آستانه مقدسه حضرت معصومه (س)» را نیز از آقای باباجانی ببینید.

 

سه مصاحبه آقای باباجانی در موضوعات مختلف:

 

خبرگزاری مهر: نوشتن و سرودن از پیامبر (ص) به نویسنده و شاعر توانمند سپرده شود.

 

سایت شبستان: نویسنده‌های ما خطبه حضرت زهرا (س) را نمی‌شناسند.

 

سایت شبستان: هنرمندان برای بیداری وجدانهای خفته بپا خیزند

 

در انتها باز تاکید می‏کنم آثاری در این فهرست آمده‏اند که از طریق جستجو در اینترنت یافت شده‏اند و مطمئناً تعداد آثار و تالیفات جناب آقای باباجانی بیشتر از موارد ذکر شده میباشد.

 

 

علی باباجانی؛ روزنامه اطلاعات؛ 7 مهر 1385

 

باغ خوبی‏ها

 

یك شاخه نرگس
یك خوشه سنبل
یك غنچه میخك
یك بوته پرگل

من باغ زیبایی
در قلب خود دارم
هر روز در این باغ
یك دانه می
كارم

در فكر من این باغ
اندازه دنیاست
من باغبان هستم
آن، باغ خوبی
هاست

 

مطالب پیشین:

شهید سیدعبدالحمید سجادی وفسی(اولین شهید انقلاب مشروطیت ایران)

 

میرزا محمد حسین همافر عراقی

 

حاج ابوالقاسم خاکی

 

آیت الله العظمی شیخ عبدالنبی عراقی وفسی

 

سید مبین وفسی

 

سید رفیع رفیعا

 

ملا میر محمد باقر بن میر فاضل وفسی

 

میرزا محمد آقا سجادی

 

دکتر علیرضا باریکلو

وفس در ویکی‏پدیا

آیا می دانید «ویکی‏پدیا» چیست؟

ویکی‌پدیا دانش‌نامه‌ای است مبتنی بر وب، همگانی و آزاد، بدین معنی که همگان می‌توانند به نوشتن و ویرایش نوشتارها بپردازند. این نوشتارها و ویرایش‌ها می‌بایست بر پایه‏ی آیین‌نامه‏ی ویکی‌پدیا باشد یعنی مطالب بی‌طرفانه و بدون پایمال کردن حق نشر دیگران نوشته شده باشد. مدیریت بررسی نوشتارها توسط گروهی از گردانندگان صورت می‌گیرد. این دانش‏نامه حدوداً متشکل از ۲۲۹ زبان مستقل دنیا است که حدود ۱۵۲ تای آنها فعال هستند و توسط بنیاد غیر انتفاعی ویکی‌مدیا پشتیبانی می‌شوند. مداخل آن طبق مدخل‌های سالنامه‌ها، فرهنگهای جغرافیایی و رخدادهای روز هستند. هدف آن آفرینش و انتشار جهانی یک دانشنامهٔ آزاد به تمامی زبانهای زنده دنیاست. ویکی‌پدیا با روزانه ۶۰ میلیون کلیک (روی پیوندهایش) جزو پرمخاطب‌ترین سایت‌های مرجع دنیا به حساب می‌آید.

برای مطالعه بیشتر پیرامون ویکی‏پدیا به این صفحه مراجعه کنید.

 

وضعیت وفس در دانش‏نامه‏ی ویکی‏پدیا چگونه است؟

تا حدود چند ماه قبل چیز خاصی در رابطه با وفس در این دانش‏نامه وجود نداشت (به طور کلی مقالات نسبتاً کمی به زبان فارسی در این دانش‏نامه موجود است که جدیداً در حال گسترش می‏باشد) و بنده از همان اوایل آشنایی با این دایره‏المعارف عظیم، به فکر ایجاد صفحاتی در معرفی وفس، گویش وفسی، شخصیت‏های وفسی و ... به دو زبان فارسی و انگلیسی در آن بودم.

 

در این مدت چند ماهه دو صفحه در این دانش‏نامه ایجاد کردم که عبارتند از:

1) صفحه‏ای در معرفی «وفس» به زبان فارسی. این صفحه شامل اطلاعات مختصری پیرامون وفس و جنبه‏های مختلف آن است. همچنین چند تصویر را نیز در این صفحه قرار دادم.

 

لینک معرفی وفس در دانش‏نامه‏ی آزاد ویکی‏پدیا

 

2) صفحه‏ای با عنوان «vafsi language» که حاوی مطالب مختصری پیرامون گویش وفسی به زبان انگلیسی می‏باشد. این صفحه را می توانید از طریق این لینک مشاهده نمایید.

 

همچنین در این مدت، در مقاله‏هایی پیرامون استان مرکزی و زبان‏های تاتی، از وفس و گویش وفسی نیز نامبرده شده و مطالب کوتاهی درج گردیده است که در ادامه به آنها اشاره می شود.

1) در مقاله‏ای تحت عنوان «زبان‌های تاتی‌تبار» به گویش وفسی اشاره می شود:

«در استان مرکزی (منطقه وفس) نیز روستاهای وفس، چهرقان، گورچان و فرک به زبان تاتی صحبت می‌‌نمایند. این روستاها به فاصله 100 تا 120 کیلومتری شهر اراک و در شمالی‌ترین نقطه استان مرکزی واقع شده‏اند. مناطق کوهستانی و خوش آب و هوا و شغل مردم روستاها کشاورزی، باغداری و دامداری است که به دلیل مواجه شدن با کمبود آب و عدم توجه مسئولین به نیاز مردم و نیروهای انسانی جوان، به شدت روستاها خالی از سکنه می‌‌شوند و در شهرهای مانند تهران، قم، اراک، کرج و ... سکونت می‌‌نمایند.»

 

2) در مقاله‏ی «گیوه» آورده شده است:

«گیوه نوعی پاپوش ویژه مردان روستایی و از جمله صنایع دستی مناطقی از ایران است. در استان مرکزی تولید گیوه در مناطق سنجان و وفس رواج دارد. همه مراحل تولید این پاپوش، دستی است و مواد اولیه آن نخ قالی (که اصطلاحاً تنه نامیده می‌‌شود) و ضایعات چرم است. رویه گیوه بدست زنان و توسط گونه‌ای سوزن که جوالدوز خوانده می‌‌شود بافته می‌‌شود و قسمت کفی آن بدست مردان با استفاده از ابزاری که تخت نامیده می‌‌شود به اصطلاح آجیده می‌‌شود. در صورت لزوم رویه این پاپوش با استفاده از سریشم اندوده می‌‌شود تا در کشتزارها مانع نفوذ آب به درون آن شود.»

 

در صفحات فارسی مربوط به «استان مرکزی» و «کوه الوند» نیز از وفس نام برده شده است.

 

در دانشنامه‏ی انگلیسی، علاوه بر صفحه‏ی مربوط به گویش وفسی، در صفحات «List of Northwestern Iranian languages» و «Iranian languages» نیز از وفسی نام برده شده است.

 

پی نوشت 1: به تدریج صفحاتی مربوط به وفس، گویش وفسی، شخصیت‏های وفسی و ... را به دو زبان انگلیسی و فارسی به این دانش‏نامه خواهم افزود.

 

پی نوشت 2: بعد از ثبت صفحه‏ی مربوط به وفس، این اطلاعات عینا در وبلاگ‏های «دانش‏نامه علوم شال» و «جغرافیای استان مرکزی» به ثبت رسید.

 

پی نوشت 3: ی سری لینک

فوتسال جام رمضان در کمیجان برگزار شد، ولی هیچ تیمی از وفس در این مسابقه‏ها شرکت نکرد؛ چرا؟

 

مشکل حمام عمومی در همه روستاهای کمیجان و حتی ایران وجود دارد، پس هی نگویید:«وفس حمام ندارد، پس وفسی‏ها ...».

 

ویدری، الویری و وفسی؛ ی بنده خدائی قبلا در مورد شباهت وفسی و الویری پرسیده بود.

 

آقای «حبيب اله سميعي وفسی»، نمایندگی بیمه آسیا رو تو خیابون کردستان داره؛ خیلی عالیه.

 

آقای «علیرضا باریکلو» هم یک آگهی استخدام دادند توی سایت ایستگاه؛ بچه‏های کامپیوتری بشتابند.

 

آقای «محمد باریکلو» هم تو مسابقات قرآنی رتبه آورده؛ دمش گرم.

 

خانم «هما دارابی وفسی» هم توی آموزشکده دانشدخت قبول شده(باید دانلود کنید)؛ مبارکش باشه.

چاپ کتاب «فرهنگنامه‏ی زبان وفسی» تا پایان سال جاری

تا کنون در پست‏های مختلف وبلاگ، از جمله «چاپ کتاب فرهنگنامه زبان وفسی» و «اخبار وفس»، بحث چاپ کتاب‏های استاد عزیزالله سمیعی را پیگیری کردیم. در آخرین خبر اعلام کردم که این کتاب برای گرفتن تاییدیه چاپ به سازمان میراث فرهنگی کل کشور در تهران ارسال شده است. چند روز قبل با استاد سمیعی در خمین، تماس گرفتم و از ایشان در مورد وضعیت این کتاب سئوال کردم. استاد سمیعی گفتند که یک ماه قبل، از سازمان میراث فرهنگی تماس گرفته‏اند و خبر تایید کتاب را به ایشان داده‏اند. آقای سمیعی گفتند که کتاب در حال حاضر در قسمت ویراستاری قرار دارد و ویراستار کتاب، تا به حال چندین مرتبه با استاد تماس گرفته و سئوالات خود را مطرح کرده است.

استاد عزیزالله سمیعی همچنین گفتند که با توجه به تایید کتاب و ویراستاری آن، به احتمال قریب به یقین این کتاب تا پایان سال جاری به چاپ خواهد رسید.

 

توضیح بسیار مختصر اینكه، كتاب فرهنگنامه زبان وفسی مشتمل است بر:

مقدمه ای به زبان وفسی و ریشه های آن؛

 فرهنگ واژگان وفسی با معنی و نمایش تلفظ آنها با آوانوشت (فونتیك) واعراب گذاری؛

 مشخص كردن جایگاه هر واژه در گویش با ذكر مثال؛

 انطباق بسیاری از واژگان وفسی با واژگان متداول در گویش‏های: كردی، لری، گیل و دیلم و متون كهن پارسی و پهلوی و ذكر نكات دستوری و ساختاری؛

 بخش ترانه‏ها، اشعار محلی و ضرب‏المثل‏ها؛

 بخش افسانه‏های كهن مردم وفس.

 

امیدوارم مشکل خاصی پیش نیاید و همه‏ی ما بتوانیم قسمتی از تعطیلات عید نوروز را به مطالعه این کتاب جامع و کامل اختصاص دهیم و بدین وسیله هر چه بیشتر از فرهنگ و زبان قوم و پدران خود، لذت ببریم.

 

پی نوشت 1: کتاب دوم استاد عزیزالله سمیعی در رابطه با وفس، کتاب «تاریخ و جغرافیای تاریخی بلوك وفس» می باشد که این کتاب نیز فعلا چاپ نشده است. یکی از قسمت های این کتاب، «سیمای فرزانگان بخش وفس» می باشد. استاد سمیعی درآخرین تماس تلفنی، از بنده خواستند، افرادی از بزرگان علمی و فرهنگی حال حاضر وفس را که می شناسم برای معرفی در این بخش، به ایشان اعلام نمایم. من تا به حال این بزرگواران را به ایشان معرفی کرده‏ام: «دکتر محمود ظهیری(دکترای مدیریت مالی)»، «دکتر علیرضا باریکلو(دکترای حقوق)»، «دکتر محمد اسماعیل دارابی وفسی(عضو هیئت علمی و استادیار گروه بیهوشی در بخش بیهوشی بیمارستان بهرامی)» ، «علی باباجانی(نویسنده و شاعر)» و «دکتر علی دارابی(دکترای تاریخ و فعال سیاسی)». از شما نیز خواهش می کنم اگر افرادی را می شناسید به بنده اعلام نمایید.

 

پی نوشت 2: استاد عزیزالله سمیعی، بعد از تالیف کتاب‏های تاریخی پیرامون بلوک وفس، شهرستان خمین و شهرستان گلپایگان، در حال حاضر کتاب تاریخ محلات را در دست تالیف دارند. برای این استاد گرانقدر که مایه مباهات جامعه وفسی است، آرزوی موفقیت و سلامتی دارم.

دکتر علیرضا باریکلو

در پستهای قبلی وبلاگ، به معرفی و بررسی آثار بعضی از بزرگان علمی و فرهنگی دههها و صدههای گذشته وفس پرداختیم. از این به بعد تلاش میشود تا علاوه بر مشاهیر درگذشته، به مردان و زنان علمی و فرهنگی معاصر جامعه وفسی نیز پرداخته شود؛ بی شك معرفی این چنین شخصیتهای علمی و نیز چهرههایی كه در راه ارتقا و اعتلای جایگاه اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی وفس تلاشهای بی وقفه داشته و دارند و مایه فخر و مباهات همهی ما میباشند ضمن ارج نهادن به کوشش این بزرگواران، ارائه دهنده الگوهایی هم عصر و حی و حاضر از تلاش و ایثار و تحمل شدائد در راه كسب علم و انجام خدمت برای نسل جوان وفسی هاست.

 

در این قسمت به طور بسیار مختصر به معرفی «دکتر علیرضا باریکلو» میپردازیم. این شرح مختصر، چیزی است که فعلا به طور نقد در اختیار است و مطمئنا در فرصتهای آتی کاملتر خواهد شد.

 

دکتر علیرضا باریکلو، فرزند شهید حاج محمد ابراهیم باریکلو، در دههی 30 شمسی در وفس متولد شدند. ایشان تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم در وفس ادامه میدهند و سپس به قم مهاجرت میکنند.

پس از شروع جنگ ایران و عراق در سال 1359 و در همان ماههای اول، به جبهههای جنگ اعزام میشوند و در زمستان سال 1360، در منطقه بستان، توسط نیروهای بعث، اسیر میگردند.

ایشان تا سال پایان جنگ و چند سال بعد از آن نیز، در اسارت باقی میمانند و سپس آزاد گشته، به همراه گروهی از آزادگان سرافراز به ایران عزیز باز میگردند.

در هنگام اسارت ایشان، پدر بزرگوارش، حاج محمد ابراهیم باریکلو، نیز بارها به جبهههای حق علیه باطل اعزام شد و در نهایت در روز 15 خرداد سال 1363 به درجه رفیع شهادت نائل گردید.

 

دکتر علیرضا باریکلو در سالهای حضور در جبهه به درجه جانبازی نیز رسیدند و پس از آزادی و بازگشت به کشورمان، دوباره به محیط های علمی رو آوردند و تحصیلات خود را در رشتهی حقوق ادامه دادند. ایشان با پشتکار و سعی و کوشش فراوان، تحصیلات خود را در دانشگاه تربیت مدرس تا مقطع دکترا دنبال کردند و پس از اتمام تحصیلات تا زمان فعلی، در دانشگاهها و مراکز علمی تهران و قم، خصوصا در مجتمع آموزش عالی قم، تدریس می نمایند.

ایشان در حال حاضر در قم سکونت دارند و بیشتر فعالیتهای علمی شان نیز در این شهر است.

از جناب آقای دکتر باریکلو، تا کنون مقالات بیشماری در نشریههای حقوقی کشور به چاپ رسیده است.

در حال حاضر، از تعداد مقالات و کتابهای چاپ شدهی ایشان اطلاعات کاملی در اختیار ندارم.

 

روزنامهی اطلاعات، در طی چهار هفتهی گذشته، مقالهای با عنوان «قلمرو احوال شخصیه» را از این استاد گرامی به چاپ رساند؛ این مقالهی بلند، قبلا در شمارهی هشتم «فصلنامه اندیشههای حقوقی» به چاپ رسیده بود و روزنامهی اطلاعات آن را در 4 بخش و در روزهای 23/06/85، 30/06/85، 06/07/85 و 13/07/85 منتشر کرد. روزنامهی اطلاعات در این 4 روز را می توانید از طریق لینکهای زیر دانلود نمایید.

 

روز پنجشنبه 23/06/85

 

روز پنجشنبه 30/06/85

 

روز پنجشنبه 06/07/85

 

روز پنجشنبه 13/07/85

 

 

پی نوشت:

 

پايان نامه (کارشناسي ارشد) -- دانشگاه تربيت مدرس، سال 1375.

 

پايان نامه(دکتري) --دانشگاه تربيت مدرس، دانشکده علوم انساني، 1381.

 

شرح مقالهی آقای دکتر باریکلو با عنوان «شرط ضمان امين در فقه اماميه» در فصلنامه مطالعات اسلامی.

 

استاد مشاور پایان نامه دانشجویی در مجتمع آموزش عالی قم.

 

استاد مشاور پایان نامه دانشجویی در مجتمع آموزش عالی قم.

روستای کوهستانی وفس

وفس، روستایی کوهستانی است. کوه‏ها، مناطق مسکونی و باغات آن را احاطه کرده‏اند. خانه‏ها بر روی دامنه‏ی کوه‏ها ساخته شده‏اند و باغات در میان دره‏ها ایجاد شده‏اند و حالت پلکانی دارند. کوهپایه‏های با شیب مناسب و سنگلاخ کم نیز، به زمین زراعی تبدیل شده‏اند. بلندترین نقطه‏ی وفس، کوه «قلنجه» با ارتفاعی در حدود 2745 متر است. این کوه، طبق جهت جغرافیایی، در جنوب وفس قرار گرفته است. پست‏ترین نقطه وفس، محلی در دشت وسیع «انجمن» (در شمال وفس) با ارتفاعی در حدود 1550 متر می‏باشد. پس به راحتی می‏توانیم حساب کنیم که اختلاف ارتفاع در روستای وفس در حدود 1200 متر است که همین اختلاف ارتفاع باعث ایجاد شرایط خاص آب و هوایی در روستای بزرگ وفس شده است. ارتفاع مناطق مسکونی در حدود 2200 متر است، فاصله کوه قلنجه تا مناطق مسکونی، 6 کیلومتر و فاصله دشت انجمن تا مناطق مسکونی 16 کیلومتر است که در همین فاصله طولانی، باغات وفس با طولی در حدود 12 کیلومتر، قرار گرفته‏اند(موارد ذکر شده را میتوانید در تصویر زیر بینید). در پست کوه‏های وفس، مطالبی کلی پیرامون بلندی‏های وفس ذکر گردید؛ در این پست نیز کلیاتی راجع به ارتفاعات وفس آورده می‏شود و در پست‏های آتی، جزئیات بیشتری از هر کدام از کوه‏ها ارائه خواهد شد.

 

 تصویر ماهواره ای وفس

 

تفاوت ارتفاع وفس و مناطق اطراف

اختلاف ارتفاع وفس با مناطق اطرافش (به جز روستاهای خیلی نزدیک) بسیار زیاد است. مثلا ارتفاع در شهر کمیجان که تقریبا در دشتی هموار قرار گرفته است در حدود 1500متر می‏باشد. همچنین فاصله‏ی وفس با کمیجان حدود 18 کیلومتر است، یعنی می‏توانیم نتیجه‏گیری کنیم که در طول این 18 کیلومتر، ارتفاع از 1500متر به 2745متر رسیده است که همین عامل جغرافیایی باعث تفاوت زیاد آب و هوای وفس با کمیجان و سایر مناطق اطراف است. به طور کلی، روستای وفس در میان روستاها و شهرهای اطراف، بلندترین ارتفاع را دارد و در نتیجه میزان نزولات جوی و پوشش گیاهی در وفس بیشتر از مناطق نزدیک آن  است.

 

به طور کلی، کوهستان‏های وفس به همراه کوه‏های کم ارتفاعی که در غرب آن قرار گرفته‏اند، تکه ای جدا افتاده از کوهستان‏های استان مرکزی و رشته‏کوه زاگرس می‏باشد. در تصویر زیر و سایر تصاویری که در ادامه خواهد آمد، به خوبی می توانید این مطلب را ببینید. به تغییر رنگ ها دقت کنید. همانگونه که مشاهده می نمایید، چهار رنگ مختلف در این تصویر اعمال شده است که نشاندهنده‏ی تغییر ارتفاع می‏باشد و در این میان فقط کوهستان‏های بلند وفس، دارای رنگ طوسی روشن هستند. کوه‏های کم ارتفاع‏تر به رنگ طوسی تیره، تپه‏ها و کوهپایه‏های خاکی به رنگ قهوه‏ای کم‏ رنگ و دشت‏های هموار به رنگ قهوه‏ای پر رنگ می‏باشند.

 

 مقیاس 0.1250 درجه

 

روستای وفس در قلب کوهستان‏های وفس قرار گرفته و روستاهای دیگری همچون چهرقان، آمره، وزندان، آقاج، استهری و ... در میان کوه‏های این تکه جدا افتاده ایجاد شده‏اند. همه این روستاها کوهستانی هستند اما با این وجود، در نوع و میزان منابع آب، گستردگی پوشش گیاهی و سایر ویژگی های طبیعی و همچنین ویژگی های فرهنگی و اجتماعی تفاوت‏هایی دارند؛ در چند روستا به گویش وفسی صحبت می‏شود، در آمره با گویش خاص خودشان(که همانند وفسی، جزو زبان ماد قرار می گیرد) و در بعضی روستاها نیز به زبان ترکی و فارسی تکلم می نمایند. این روستاها در طول تاریخ، مراودات فراوانی با یکدیگر داشته‏اند، در بین خود(و سایر مناطق) به خرید و فروش می‏پرداختند، بعضی مهاجر‏پذیر و بعضی مهاجرفرست بودند و حتی گاهی اوقات، مردان ساکن این روستاها، همسران خود را از روستای دیگر انتخاب می‏کردند. وفس در بین این روستاها به دلیل شرایط مناسبتری که از هر جهت دارا بود، توانسته بود جمعیت بیشتری را به سوی خود جذب کند که در نهایت، از کل آن منطقه به اسم وفس نامبرده می‏شد. در تصاویر زیر، موقعیت تکه کوهستان جدا افتاده را در مقیاسهای متفاوت می بینید.

 

 مقیاس 0.2500 درجه

 

 

مقیاس 0.5000 درجه

 

 

مقیاس 1.000 درجه

 

 

مقیاس 2.000 درجه

 

 

مقیاس 4.000 درجه

 

 

مقیاس 8.000 درجه

 

به وفس برگردیم. طول روستای وفس در حدود 23 کیلومتر است. روستای وفس دقیقا در راستای جهت جغرافیایی(جنوب به شمال) قرار دارد. در حال حاضر، جاده اصلی و آسفالته‏ی آن از میان کوههای سر به فلک کشیده‏ی جنوب وفس می‏گذرد و به مناطق مسکونی می‏رسد. با این حساب اگر جهت جاده ورودی وفس را به عنوان جهت ابتدایی روستای وفس در نظر بگیریم، می‏توانیم بگوییم که به ترتیب در طولِ 23 کیلومتری روستای وفس و از جهت جغرافیایی جنوب به شمال، ابتدا گردنه وفس (معروف به گردنه حاج رضوان- امامزاده و نماد وفس) و سپس رشته کوه وفس قرار دارد. با عبور از میان رشته کوه وفس به ابتدای باغات و مناطق مسکونی می‏رسیم. مناطق مسکونی، در حدود 800 متر طول دارد (و مساحت تقریبی آن با توجه به شکل پله‏ای خانه‏ها، یک کیلومتر مربع است) ولی باغات با احاطه کردن مناطق مسکونی، در حدود 12 کیلومتر امتداد می یابند (البته راستای باغات به صورت صاف و مستقیم نمی‏باشد و از همان ابتدا با زاویه‏ای، به سمت مشرق متمایل می شود). اولین باغ وفس، «کوروره» و آخرین باغ، «اَلولان» نام دارد. بعد از باغات نیز به دشت وسیع «انجمن» می رسیم که طولی در حدود 7 کیلومتر دارد. در پست‏های آینده، پیرامون هر کدام از این موارد، مطالبی ارائه خواهد شد.

 

منبع تصاویر

صرف فعل «دیدن» به زبان وفسی

جناب آقای محمدی، در نظرخواهی پست «جمله‏های وفسی» درخواست کرده بودند تا دو فعل «رفتن» و «دیدن» به زبان وفسی صرف شود. فعل «رفتن» در پست 77 صرف شده است و لذا در این پست به صرف فعل «دیدن» می‏پردازیم.

 

 

 

پی نوشت 1: جناب آقای پرویز محمدی، در وبلاگ خود با نام «تاریخ هنر و باستانشناسی قروه درجزین» از درجزین قدیم و جدید می نویسد. احتمالا اطلاع دارید که در زمان قدیم، «درجزین» یا «درگزین» به منطقه وسیعی که اکنون مابین مرز دو استان همدان و مرکزی است، اطلاق می شده است. وسعت درجزین تا حدی بوده که در زمان هایی، منطقه وفس نیز جزو درجزین قرار میگرفته است. آقای محمدی در پست «نگاهی دیگر به تاریخ شهرستان رزن» ذکر کرده‏اند:«آن گونه که در برخی از کتب نگاشته شده در چند قرن اخیر بر می آید، درجزین یا درگزین، زمانی شامل بخشهای جنوبی از دشتهای دامنه رشته کوههای خرقان[بوده است] و نیز وسعت درجزین یا درگزین قدیم که به ولایت و یا اقلیم اعلم مشهور بوده، تا بخشهایی از منطقه استان مرکزی یعنی وفس و بزچلو نیز گسترش داشته است و نیز شامل بخشی از روستاها و توابع دیگری از ساوه بوده است.» لذا تاریخ درجزین و وفس به یکدیگر گره خورده است و برای پی بردن به فرهنگ و تاریخ هر کدام از این مناطق باید به دیگری نیز رجوع کرد.

برای آقای محمدی در ادامه راهشان، آرزوی موفقیت می کنم.

 

پی نوشت 2: این پست  وبلاگ آقای علیخانی (نویسنده داستان‏های تاتی) با عنوان «زبانی فراتر از میلك من؛ گویش تاتی» را نیز بخوانید؛ جالب است.

وفس

تصاویر زیبایی را از وفس ببینید و لذت ببرید. توضیحات مختصر هر کدام از عکس‏ها را با نگه داشتن ماوس روی آنها، مشاهده نمایید.

پاییز 1374-- باغ «زِرین کریز» -- آب قنات زرین کریز 

تابستان 1385-- باغ کاچان -- سیب            تابستان 1385-- باغ کاچان -- آلو قرمز

 تابستان 1385-- باغ کاچان-- انگور            تابستان 1385-- باغ کاچان-- درخت سنجد در کناره آبگیر

زمستان 1384-- خانه های مسکونی-- پشت گاراژ

   قسمتی از یک خانه روستایی-- این تصویر توسط آقای مجتبی مدنی برای وبلاگ ارسال شده است            پاییز 1384-- باغ «بالاین کریز»-- یک گل  

 تابستان 1385-- باغ کاچان-- درختی روی کوه           تابستان 1384-- کوچه و قسمتی از خانه ای در وفس

زمستان 1384-- نمایی کلی از مناطق مسکونی وفس

مجموعه تصاویر پیشین:

 

مجموعه تصاویر مختلف از وفس(1)

 

مجموعه تصاویر مختلف از وفس(2)

 

مجموعه تصاویر مختلف از وفس(3)

 

مجموعه تصاویر مختلف از وفس(4)

 

مجموعه تصاویر مختلف از وفس(5)

 

تصاویری از حاج رضوان و برج حاج محمد خان

 

لطفا! کسانی که تصاویر را می بینند، نام خود را در قسمت نظرخواهی وارد نمایند(یا حداقل بگویند «دیدیم»!) تا ببینیم که در این وبلاگ چه خبر است! بازدیدکنندهای دارد یا نه؟ و این همه زحمت باد هوا میشود یا نمیشود! (البته شمارشگر وبلاگ اعداد و ارقامی را نشان می دهد، اما نظرخواهی ملاک بهتری است).

جمله‏های وفسی

تا کنون در سه پست «صرف فعل‏های وفسی»، «القاب‏های خانوادگی و فاميلی در زبان وفسی»، «اسامی جانوران در زبان وفسی» و با ارائه جداولی به بررسی تعدادی از افعال و اسامی وفسی و معادل آنها در زبان فارسی پرداختیم، در این پست به سراغ جملههای وفسی خواهیم رفت.

همانگونه که می بینید در جدول زیر نمونههایی از جملات وفسی و معنی(و معادل) آنها در زبان فارسی بیان شده است. به مرور سعی خواهم کرد تعداد بیشتری از جملات وفسی و همچنین عبارات و اصطلاحات وفسی و معادل آنها در زبان فارسی را بیان کنم. از دوستان وفسی نیز درخواست می کنم اصطلاحاتی از زبان وفسی را که میشناسند در نظرخواهی این پست وارد نمایند تا در نوشتههای آتی مورد استفاده قرار گیرد.

 

 

 

كمیته توسعه روستایی (BDN‬)

روز گذشته (شنبه، 8 مهر) خبرگزاری ایرنا، خبری با عنوان«كمیته توسعه روستایی (BDN) در خمین تشكیل شد» مخابره کرد. در این خبر آمده است:

كمیته ‌توسعه روستایی (BDN) با هدف ارتقای كیفیت زندگی روستاییان از طریق شناسایی و رفع نیازهای اساسی، مدیریت توسعه ‌اجتماعی با مشاركت آحاد مردم و همكاریهای بین بخشی دستگاههای دولتی در شهرستان خمین تشكیل شد.

این كمیته متشكل از نمایندگان انتخابی مردم روستا، اعضای شورای اسلامی روستا و یك نماینده از هر اداره است.

كارشناس دبیرخانه توانمندسازی جوامع محلی كشور، روز سه‌شنبه در همایش پروژه شهر سالم، روستای سالم در خمین گفت: در این طرح، روستاها بر حسب جمعیت و خصوصیات منطقه، قومی، خویشاوندی، طایفه‌ای و یا محله‌ای، به گروههای 15 تا 30 خانوار تقسیم می‌شود.

"زهرا سلیمی" افزود: نمایندگان انتخاب شده روستاییان برای ایفای نقش فعال در امر توسعه ساماندهی شده و بصورت برجسته در این طرح مشاركت خواهند داشت.

وی، اضافه كرد: این افراد با گذراندن دوره‌های آموزشی و فراگیری مهارتهای لازم، معضلات پیرامون خود را شناسایی و طرحهای كوچك را براساس نیاز منطقه، اولویت بندی و برنامه‌ریزی كرده و برای دریافت پشتیبانی‌های لازم اجرایی به نهادهای ذیربط ارائه می‌كنند.

 

 

به نظر من، تشکیل این کمیته ها برای حل مشکلات هر روستا بسیار مناسب و حتی ضروری میباشد. در حال حاضر به دلیل مهاجرت روستاییان به شهرها، اغلب روستاها به حال خود رها شدهاند و افراد معدود ساکن روستاها نیز یا نمیتوانند و یا انگیزهای برای حل مشکلات ندارند. در شرایط فعلی با اینکه دو نهاد «دهیاری» و «شورای روستا» در اکثر روستاها وجود دارد اما دهیار و اعضای شورا به دلایلی از جمله دریافت نکردن حقوق(و یا دریافت حقوق بسیار کم) بابت مسئولیت خود، بیسوادی و بیاطلاعی از روال قانونی کارها، نداشتن انگیزه و ... نمیتوانند در جهت حل مشکلات روستا قدمی بردارند؛ اما اگر دولت و اداره های دولتی موجود در هر شهر و استان، خود به سراغ روستاییان و اعضای شورا بروند(برخلاف کاری که در شهرها صورت می‏گیرد)، راه و چاه را به آنها نشان دهند، آنها را از حق و حقوق خود آگاه کنند و انگیزه لازم را در آنان ایجاد نمایند، مطمئنا اعضای شورا، دهیاری و همه‏ی ساکنان روستا، برای حل مشکلات اقدام خواهند کرد. در دیماه سال گذشته، اکثر مسئولین بلندپایه استان مرکزی از جمله، استاندار استان مرکزی، فرماندار شهرستان، مدیرکل تعاون، مدیر کل امور آب، مدیر کل بنیاد مسکن، مدیر کل کار و امور اجتماعی، مدیرکل جهاد کشاورزی و ... در دو نوبت، به وفس رفتند و از نزدیک در جریان بعضی از مشکلات مردم قرار گرفتند و در راستای حل آنها، راه حل هایی را(به صورت کلی و سر بسته) به دهیار، اعضای شورا و روستاییان ارائه نمودند و از روستاییان خواستند که به اداره جات دولتی در شهرستان و استان مراجعه کنند، اما در نهایت به دلیل عواملی که در بالا ذکر گردید، هیچ نتیجه ای از این حضور مسئولین عاید وفسیها نگردید(حتی بنده متن سخنرانی های همه‏ی مسئولین را بر روی کاغذ پیاده کردم و نسخه هایی از آن را به دهیاری و بعضی بزرگان وفس تحویل دادم، ولی سودی نداشت). خوشبختانه در كمیته ‌توسعه روستایی (BDN)، علاوه بر افراد ساکن روستا نمایندگانی نیز از طرف اداره جات دولتی حضور دارند که این امر، کارایی این کمیته را بسیار بالا خواهد برد.

 

اخبار مرتبط

روستاهای تاریخی گرفتار فعالیتهای موازی نهادهای مسوول است

تشكیل انجمن دوستدارن میراث فرهنگی در روستای صفی‌آباد

بناهای تاریخی وفس به موزه و مهمانسرا تبدیل می شوند

خبرگزاری میراث فرهنگی، گروه هنر:

بناهای تاریخی روستای وفس با هدف توسعه گردشگری، به موزه و مهمانسرا تبدیل می شوند.

 

سید محمد حسینی، مدیر سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان مرکزی یکی از طرح های این سازمان را تامین اعتبار برای تاسیس حداقل یک موزه در هر شهر عنوان کرد.

 او با توجه به چنین برنامه ای، از ایجاد موزه و مهمانسرا در یکی از روستاهای تاریخی استان مرکزی خبر داد:«روستای وفس از توابع شهرستان کمیجان است که دارای 16 کیلومتر جنگل است. این روستا به دلیل جاذبه های گردشگری و بافت پله ای و تراس مانند آن که شبیه شهر ماسوله در شمال کشور است، مورد توجه قرار گرفته.»

او ادامه داد:«ما این روستا را یکی از هدف های گردشگری استان درنظر گرفته ایم و برای جذب بیشتر گردشگران بناهای تاریخی آن را در صورت تامین اعتبار، تملک و به موزه یا مهمانسرا تغییر کاربری می دهیم.»

پایان خبر

 

این خبر بسیار مسرت بخش و خوشحال کننده است. خوشبختانه نتیجه گیری من در مورد خروج وفس از لیست روستاهای گردشگری اشتباه بود. امیدوارم بالاخره سازمان میراث فرهنگی بتواند یکی از ساختمان های مورد نظر خود را خریداری و کار خود را هر چه زودتر شروع کند.

ثبت وفس در «ویکی مپیا»

سایت «ویكی مپیا» (Wikimapia) این امكان را برای كاربران اینترنتی فراهم كرده است كه بتوانند با مراجعه به نقشه ماهواره‌ای گوگل، شهرها، روستاها، محله‌ها و به طور کلی مکان‏های مورد نظر خود را معرفی كنند.

به گزارش ایرنا، «ویكی مپیا» مانند سایت «ویكی پدیا» یك دایره المعارف زنده و «آن لاین» برای معرفی نقاط جغرافیایی در نقشه ماهواره‌ای جهان است.

كاربران می‌توانند با مراجعه به ‌این سایت به ‌آدرس‌ اینترنتی http://www.wikimapia.org  و كلیك گزینه «‪add new place» منطقه جغرافیایی مورد نظر خود را در روی نقشه گوگل انتخاب کنند و سپس در پنجره‏ی مربوط به آن مکان، اطلاعات مورد نظر از جمله عنوان مکان، توضیح و توصیف آن مکان و شاخص های مربوط به آن را وارد کنند.

سایت «ویكی مپیا» برای كاربران این امكان را فراهم كرده است كه خانه خود را به صورت خصوصی بیابند و آن را نشانه‌گذاری كنند و همچنین درباره مكانهای معرفی شده، نظرات خود را ارایه دهند.

این سایت از زبانهای مختلف از جمله فارسی پشتیبانی می‌كند و نقشه‌های ماهواره‌ای استفاده شده در آن از سیستم «گوگل مپ»(Google Map) است.

 

من روستای وفس را به دو زبان فارسی و انگلیسی در این سایت ثبت کردم که از طریق این لینک می توانید مستقیما به محل روستای وفس در روی نقشه بروید. همچنین می‏توانید ابتدا به صفحه اصلی سایت بروید و با کلیک گزینه «Search Places» و سپس تایپ یکی از لغات - وفس، روستای وفس، vafs، vafs village و کلیک بر روی نتیجه حاصل، به محل وفس بروید.

امکان جالب دیگری که این سایت فراهم کرده است، امکان قرار دادن مستقیم تصاویر(نقشه) بر روی صفحه وبلاگ و یا سایت می باشد. برای این منظور ابتدا گزینه «Map on your page» را کلیک می‏کنید، دو پنجره باز می شود، پنجره‏ی پایینی برای مشخص کردن حدودی از نقشه است که می خواهید در صفحه وبلاگتان (یا سایت) قرار بگیرد که می توانید آن را از هر چهار طرف کوچک و بزرگ کنید، در پنجره‏ی بالایی نیز کد اچ.تی.ام.ال مربوط به پنجره‏ی پایینی مشخص می شود که برای قرار گرفتن نقشه بر روی وبلاگتان (یا سایت)  لازم است این کد را در قسمت کد سورس صفحه وارد کنید. قسمتی از نقشه ماهواره‏ای وفس را به همین طریق در پایین قرار داده‏ام.

(لود شدن این نقشه زمان نسبتا زیادی می خواهد و شما می توانید با کلیک روی نقشه و حرکت دادن آن به هر طرف، قسمت های دیگر نقشه را نیز ببینید. همچنین می توانید درجه زوم نقشه را از طریق ابزاری که در سمت چپ نقشه قرار دارد، تغییر دهید).