گردو

                    

 

گردوی وفس همانند سیب وفس در سالیان گذشته شهرت فراوانی داشت و هم اکنون نیز محبوبیت زیادی دارد.

گردو(به زبان وفسی« ویزْ = viz ») یکی از محصولات مهم باغات وفس و از منابع اساسی درآمد روستائیان به حساب می آید. هر ساله مقادیر زیادی از این محصول به قیمت مناسب و با صرفه خوب اقتصادی، در مراکز شهری و روستاهای مجاور به فروش می رسد.

درخت گردو از جمله درختانی است که برای باروری کامل زمان زیادی لازم دارد. این درخت از ده سالگی به بار می نشیند و در ۴۰ تا ۵۰ سالگی به باروری کامل می رسد و عمر آن بسیار زیاد بوده و گاهی از ۲۰۰ سال نیز تجاوز می کند. از آنجا که این درخت نیاز به مراقبت چندانی ندارد، کاشت آن مقرون به صرفه بوده و در سطح وسیع صورت می گیرد. آفت خاصی این محصول را تهدید نمی کند و تنها در بعضی از سال ها، سرما باعث از بین رفتن آن می شود.

درختان گردوی وفس، در گذشته ی نچندان دور، در دو مرحله از بین رفتند:

یکی زمانی که محصول سیب باغات وفس، بازار پر رونقی داشت (هر ساله از همدان، كرمانشاه و شهر های دیگر به وفس می آمدند و محصول سیب را پیش خرید می کردند) که این امر باعث شد تا باغداران و کشاورزان بسیاری از درختان گردو را قطع کنند و به جای آنها درختان سیب بکارند.

دوم، حدود ۳۰ الی ۴۰ سال پیش که چوب درختان گردو به قیمت بالایی توسط تجّاری که ظاهراً مسیحی و انگلیسی بودند، خریداری می شد که این امر باعث از بین رفتن تعداد زیادی از درختان گردو، در فاصله ی سه تا چهار سال گردید.

 

تکاندن درخت گردو و جمع آوری گردوها

جمع آوری میوه درختان گردو، در وفس (و در خیلی دیگر از جاهای ایران) هنوز به شیوه سنتی انجام می شود. در شیوه ی سنتی از افرادی که در تکاندن درخت گردو مهارت فراوانی دارند استفاده می شود. در وفس به این افراد،« دٰارْوَرْ » گفته می شود. این افراد بالای درخت گردو رفته (یا از روی زمین، تا جایی که قابل دسترس باشد) و با استفاده از چوب های بسیار دراز و محکمی(وفسی ها به این چوب مخصوص،« شیمْشْ = šimš » می گویند) که گاهی طول آنها به ۵ متر می رسد، به شاخه های درخت، ضربه می زنند تا گردو ها بر روی زمین بریزند. بعد از تکاندن کامل همه ی شاخه ها، افراد دیگری شروع به جمع آوری گردو ها از روی زمین می کنند.

به طور عرفی، بعد از جمع آوری گردو های هر باغ، افراد دیگر که معمولاً بچه ها و جوان ها می باشند، اجازه دارند گردو هایی را که در میان علف ها و بوته ها و یا بر روی شاخه های درختان باقی مانده است را جمع آوری کنند(البته بدون آسیب زدن به شاخه ها) که به این کار « پیشازینا» می گویند.

 

سه مطلب:

۱) به دلیل فراوانی و محبوبیت گردو در میان وفسی ها، از این میوه در تهیه ی تعداد زیادی از غذاهای وفسی، به صورت ماده اصلی و یا به صورت ماده فرعی استفاده می شود؛ مانند غذای « آبگوشت گردو»، که گردو یکی از اجزای اصلی آن است.

۲) خرید و فروش گردو با واحد « دَسْتْ» صورت می گیرد که هر ده گردو را یک دست می گویند.

۳) در گویش وفسی، چندین ضرب المثل داریم که کلمه گردو(به زبان وفسی« ویزْ = viz ») در آنها به کار رفته است، دو نمونه آن در زیر بیان می شود:

 

کِلّهِ ویزْ دٰاریْ قَرٰارِه، هَنْی کِه رَسِّه، هَر کیزیْ یَی کَوَرُ هازُونِسْ پَرتْ اَرکَرِه

Kelē viz dāri qarārē hani ke rassē har kizi yai kavaro hāzūnes’ part arkarē

« دختر مانند درخت گردو است، هنگامی که[به سنین ازدواج] می رسد هر کس سنگی به طرفش پرتاب می کند».

یعنی اینکه هر کس به عنوان خواستگاری پیغامی می فرستد یا تیری در تاریکی می اندازد که به هدف بخورد یا نخورد.

 

 

اِنْ كه ویزُ گُمبزی ریزیا

An ke vizo gombaziya riziyā

« مانند آن است كه گردو را بر گنبد بریزی».

( تربیت نااهل را چون گردكان بر گنبد است؛ هنگامی كه نصیحت و تربیت در كسی مؤثر نیفتد، به كار می رود.)

اِنْ كه : مانند این كه، مثل اینكه (حرف تشبیه)             ویز : گردو                                                  گُمبزی : گنبد، طاق نما                                       ریزیا: بریزی

 

منابع:

۱) جغرافیای طبیعی، اقتصادی و انسانی وفس؛ حسینعلی باریك لو؛ پایان نامه دانشجویی؛ سال ۱۳۷۳.

۲) منوگرافی روستای وفس؛ حسینعلی حاجیلو؛ پایان نامه دانشجویی؛ سال ۱۳۷۹.

۳) عزیزالله سمیعی؛ برخی باورها و ضرب المثل های مردم وفس؛ فصلنامه راه دانش؛ سال۱۳۸۰.

 

برای مطالعه در مورد انواع گردو و همچنین خاصیت ها و موارد استفاده داروئی آن به وبلاگ طبیعت وفس مراجعه کنید.

 

مطالب پیشین:

باغداری

باغ های وفس

حضور رئیس جمهور در بلوک تاریخی وفس

خبرگزاری ایرنا در ساعت 4 و 53 دقیقه بعد از ظهر روز پنج شنبه(28 اردیبهشت) گزارش داد:

رییس جمهوری درادامه سفر به استان مركزی وارد شهرستان كمیجان شد

رییس جمهوری اسلامی ایران پس از دیدار مردم آشتیان عصر پنجشنبه وارد شهرستان كمیجان شد و مورد استقبال مسوولان محلی و مردم قرار گرفت.

 

شهرستان كمیجان دارای ۶۰  هزارنفر جمعیت است كه از سال گذشته در تقسیمات كشوری از بخش به شهرستان تبدیل شد(!!).

 

این شهرستان رتبه سوم پرورش ماهی استان دارد و بیشتر جمعیت این شهرستان به كشاورزی و دامداری مشغول هستند.

شهرستان كمیجان واقع درشمال غربی اراك دهمین وآخرین شهرستان‌مورد بازدید رئیس جمهوری است.

دكتر احمدی نژاد پس حضور و سخنرانی در جمع مردم كمیجان برای برگزاری جلسه هیات وزیران به اراك باز خواهد گشت.

 

همچنین خبرگزاری فارس در ساعت 5 و 17 دقیقه گزارش داد:

... اهالی شهر كمیجان از ظهر امروز در ورزشگاه این شهر منتظر حضور رئیس جمهور عدالت گستر در جمع خود بودند.
مردم خونگرم و مهماندوست این شهرستان با در دست داشتن پرچم های ایران اسلامی و عكس های احمدی نژاد آماده اند تا همچون دیگر شهر های استان مركزی ضمن تجدید میثاق با رئیس جمهور محبوب، حمایت و پشتیبانی خود را از برنامه های دولت در عرصه داخلی و بین المللی اعلام كنند.
رئیس جمهوری پس از ایراد سخنرانی در جمع مردم كمیجان به اراك می‌رود تا در جلسه هیئت دولت شركت كند.

 

 

در ابتدای مراسم، امام جمعه، فرماندار و نمایندگان شهرستان گزارشی از وضعیت این شهرستان و کمبود های آن ارائه دادند.

 

امام جمعه شهرستان، حجت‌الاسلام سید قاسم حسینی، گفت:

خبرگزاری فارس:

تعداد مراكز صنعتی موجود در كمیجان كمتر از انگشتان یك دست است و این مهمترین مشكل پیش روی مردم شهرستان است.

تعداد كم مراكز صنعتی شهرستان كمیجان موجب بیكاری جوانان این شهرستان شده این درحالی است كه شهری چون اراك با مشكل تجمع صنایع و آلودگی هوا ناشی از این صنایع روبروست.
وی افزد: نبود مراكز علمی دولتی ،نبود مراكز ورزشی برای جوانان دختر و پسر از دیگر مشكلات فراروی شهرستان كمیجان است.
وی در ادامه خواستار تجهیز بیمارستان امام علی این شهرستان شد و افزود: عدم تجهیز این بیمارستان بعداز گذشت 8 سال از اتمام كار ساخت آن باعث شده تا مردم با مشكلات متعددی در زمینه درمان روبرو شوند.
وی همچنین از رئیس جمهور و هیئت دولت خواست تا در راستای ایجاد راه مواصلاتی كمیجان – ساوه تصمیمات لازم را اتخاذ كنند.

 

خبرگزاری ایرنا:

نبود مراكز دولتی و علمی از مهمترین دغدغه‌ها و مشكلات شهرستان كمیجان است.

نبود مراكز تولیدی و صنعتی نیز سبب شده است تا مردم به شهرهای دیگری مهاجرت كرده و بیكاری به اوج خود برسد.

وی‌رسیدگی سریع به‌وضعیت بیمارستان امام‌علی كمیجان را خواستار شد و گفت:

علی رغم قول مساعد وزیر بهداشت مبنی بر تجهیز این بیمارستان ، هنوز مردم این شهر باید ۱۰۰كیلومتر را طی كنند تا به یك مركز درمانی برسند.

 

 

نمایندگان مجلس نیز گفتند:

حسن مرادی: دولت دستور استقرار كلیه ادارات در شهرستان كمیجان را صادر كند

به گزارش خبرنگار فارس در اراك، حسن مرادی امروز عصر با بیان این مطلب افزود:كمیجان یكی از شهرستانهای محروم استان مركزی است كه علی‌رغم تبدیل آن به عنوان یك شهرستان هنوز برخی از ادارات دولتی نسبت به استقرار نمایندگی های خود در این شهرستان اقدامی صورت نداده‌اند.

وی با اشاره به مشكلات شهرستان در زمینه تامین آب شرب و كشاورزی گفت: توسعه دانشگاه آزاد شهرستان و تجهیز بیمارستان شهر کمیجان از دیگر خواسته های مردم كمیجان از دولت نهم است.

 

مهندس عباس رجایی: اجرای طرحهای نیمه تمام شهری ، گاز رسانی به روستاهای این شهرستان و راه اندازی كارخانه‌های پنیر و گونی بافی از جمله مشكلات كمیجان است كه به علت كمبود اعتبار هنوز اجرایی نشده است.

 

قول هایی که احمدی نژاد به مردم شهرستان داد:

اختصاص پنج میلیارد تومان تسهیلات به شهرستان كمیجان، اختصاص بودجه‌ برای احداث شهرك كارگاهی تعاون، تسهیلات برای احداث كارخانه میلاجرد، احداث مجتمع‌های آبرسانی روستایی، راه اندازی اورژانس جاده‌ای، احداث دانشگاه پیام نور كمیجان و میلاجرد و احداث 2 سالن ورزشی مجزا برای پسران و دختران.

 

برای اطلاعات بیشتر از صحبت های احمدی نژاد می توانید لینک های زیر را مطالعه نمایید:

 

گزارش جلسه در سایت استانداری مرکزی

 

گزارش حضور و صحبت های احمدی نژاد در خبرگزاری مهر

 

خبرگزاری ایرنا: احمدی نژاد، دنیا را به بازگشت به راه خدا، عدالت، قانون و صلح فراخواند

 

خبرگزاری ایرنا: رییس جمهوری، همه مسایل جهان باید با موضوع عدالت حل شود

 

خبرگزاری مهر: اختصاص پنج میلیارد تومان تسهیلات به شهرستان كمیجان

آیا نماینده احمدی نژاد در وفس حضور می یابد؟

متاسفانه علی رغم تلاش های بسیار زیادی که از سوی تعدادی از همشهریان وفسی خصوصاً جناب آقای مهندس طالبی، صورت گرفت؛ نماینده ی رئیس جمهور در وفس حضور نمی یابد.

عصر دیروز، در حالی که همه ی برنامه ها برای حضور جناب آقای مهندس کاظمی به عنوان نماینده رئیس جمهور در شهرستان کمیجان، تنظیم شده بود؛ استانداری استان مرکزی اعلام نمود که به جای آقای کاظمی، آقای متکی، وزیر امور خارجه(!) به عنوان نماینده رئیس جمهور در این منطقه حضور خواهد یافت و همانطور که در پست قبلی عرض کردم، آقای کاظمی قصد داشت برای بازدید از طرح بیمه روستایی که طرح خودشان بود، به وفس سفر کنند و همچنین در جمع مردم وفس سخنرانی نمایند؛ ولی آقای متکی قصدی برای سفر به وفس ندارند و احتمال حضور ایشان در وفس بسیار بسیار پایین است.

 

روز گذشته در پی اعلام حضور نماینده رئیس جمهور در وفس، از سوی دهیار وفس و تعدادی دیگر از همشهریان اقدامات زیادی برای استقبال انجام شد از جمله اینکه خانه ی بهداشت نظافت و مرتب شد؛ مسجد جامع امام صادق(ع)(در محله ی ماندی ویلجَ) به عنوان محل برگزاری سخنرانی، آماده شد؛ پلاکاردی نوشته شد و گوسفند برای ذبح جلوی کاروان مسئولین تهیه شد؛ همچنین جناب حاج آقا رضا سمیعی، برای پذیرایی از مردم و مسئولین تدارکات وسیعی انجام داده بودند.

 

 

حدود 20 دقیقه قبل با آقای دهیار در وفس تماس گرفتم، ایشان گفتند هنوز بخشداری، جواب قطعی مبنی بر حضور یا عدم حضور نماینده رئیس جمهور در وفس به ما نداده است و ما هنوز منتظریم تا ظهر امروز نتیجه مشخص شود. من دوباره تا ظهر امروز با وفس تماس می گیرم و نتیجه را در وبلاگ و در ادامه همین پست خواهم نوشت.

 

در ضمن، قرار است آقای احمدی نژاد روز پنج شنبه به شهرستان کمیجان سفر کنند و در جمع مردم این شهر سخنرانی نمایند، البته مدت حضور ایشان و هیات همراه بسیار کوتاه و در حدود 45 دقیقه تا یک ساعت می باشد.

 

                                                         

 

خبرگزاری ایرنا، یک ساعت قبل گزارش داد: احمدی نژاد و اعضای هیات دولت وارد اراك شدند

رییس جمهوری و اعضای هیات دولت صبح چهارشنبه برای دیدار با مردم و بررسی مشكلات استان مركزی وارد فرودگاه اراك مركز این استان شدند .

 

محمود احمدی نژاد در اولین روز از سفر دو روزه خود ، با مردم اراك، شازند، خمین، دلیجان و محلات دیدار كرده و نشستی صمیمی نیز با ایثارگران و نخبگان در اراك خواهد داشت.

 

دیدار با مردم شهرستانهای مامونیه و زرندیه، ساوه، تفرش ، آشتیان و كمیجان ، برگزاری نشست هیات دولت و مصاحبه با اصحاب رسانه‌های جمعی از برنامه‌های روز دوم سفر ریاست جمهوری است.

 

نتیجه نهایی

نماینده احمدی نژاد به وفس نخواهد آمد

 

در ساعت 12، دوباره با دهیار وفس(آقای حسن باریک لو) صحبت کردم و ایشان گفت که حضور نماینده احمدی نژاد در وفس به طور کلی منتفی است. آقای دهیار همچنین گفت، فرماندار کمیجان از مردم و شورای روستای وفس برای حضور در کمیجان دعوت کرده است و در همین راستا پلاکاردهایی از طرف دهیاری، شورای روستا، قرض الحسنه و مردم وفس تهیه شده و قرار است تعدادی از مردم و مسئولین وفسی نیز در مراسم استقبال از رئیس جمهور در کمیجان حضور داشته باشند.

همچنین پلاکاردی به طور ویژه در رابطه با جاده ی وفس - آقجه قلعه تهیه شده که قرار است آن را کاملاً در مقابل جایگاه ریاست جمهوری بگیرند تا شاید چشمان مبارک احمدی نژاد به آن بیفتد و فرجی حاصل شود(!) همانطور که در 27 سال گذشته ی این نظام و به خصوص برای وفس حاصل شده است(!).

رئیس جمهور روز پنج شنبه و در ساعت 4 به کمیجان وارد می شود.

 

 

راستی بد نیست کمی هم در مورد نماینده رئیس جمهور در شهرستان کمیجان، بحث کنیم. آقای متکی، وزیر امور خارجه. من نمی دانم وزیر امور خارجه برای این محرومترین منطقه استان مرکزی چه می تواند بکند و چه سودی دارد. خیلی از مردم این منطقه تا به حال دورترین جایی که رفته اند همان مرکز استان یعنی شهر اراک می باشد و حالا وزیری که همانطور که از نامش پیداست به امور خارجه می پردازد چه سودی برای این مردم دارد. همانطور که می دانید هر وزیری که به عنوان نماینده رئیس جمهور به مناطق مختلف اعزام می شود مدیران کل ادارات همسو با آن وزارت خانه در آن استان را نیز با خود همراه می کند. مثلاً آقای کاظمی که وزیر رفاه و تامین اجتماعی است در سفر به مناطق مختلف استان، مدیران کل خدمات اجتماعی، بهزیستی، بازنشستگی و ... را با خود همراه می کند که می توانند برای آن منطقه خیلی سودمند باشد ولی نمایندگانی مانند وزیر امور خارجه فقط جنبه سمبلیک دارند و قادر نیستند کار خاصی برای مناطق مورد بازدید، انجام دهند.

 

مطالب پیشین:

رییس جمهوری روز چهارشنبه به استان مرکزی سفر می ‌كند

حضور نماینده ی رئیس جمهوری در وفس

حضور نماینده ی رئیس جمهوری در وفس

بر اساس خبری که از یک منبع موثق دریافت کردم، در جریان سفر رئیس جمهور به استان مرکزی و به دلیل تعداد زیاد شهرستان ها و شهرهای استان، قرار است نمایندگان ایشان به بعضی شهرستان ها و شهر ها سفر کنند، که از جمله، نماینده ی ایشان برای سفر به کمیجان، وزیر محترم رفاه و تامین اجتماعی، جناب آقای مهندس کاظمی می باشند. پس با این حساب، خود رئیس جمهور در کمیجان حضور نمی یابند.

 

و خبر خوب برای همشهریان وفسی این است که این نماینده ی محترم، قرار است در روز پنج شنبه (28/2/85) به منظور بازدید از طرح بیمه روستایی از وفس دیدار کنند و در جمع مردم وفس سخنرانی نمایند.

 

صحت و سقم این خبر به همراه اطلاعات تکمیلی را یا عصر امروز و یا صبح فردا اعلام خواهم کرد.

 

از همه ی وفسی های عزیز که این خبر را می خوانند خواهش می کنم تا آن را به اطلاع سایر همشهریان نیز برسانند.

 

امیدوارم همشهریان وفسی با احساس وظیفه در قبال وفس و آینده ی آن و با تنظیم وقت خود در روز پنج شنبه در وفس حضور یابند.

 

رییس جمهوری روز چهارشنبه به استان مرکزی سفر می ‌كند

خبرگزاری های مختلف در روز گذشته اعلام کردند، بنا به گفته استاندار استان مرکزی، رئیس جمهوری روز چهار شنبه به استان مرکزی سفر می کند.

 

                                                     عبدالله سهرابی، استاندار استان مرکزی

 

خبرگزاری ایرنا، گزارش داد:

استاندار استان مركزی عصر دوشنبه از سفر دو روزه رییس جمهوری و هیات دولت در روز چهارشنبه و پنجشنبه هفته جاری به استان خبرداد.

"عبدالله سهرابی" عصر دوشنبه در نشست خبری در اراك گفت: دكتراحمدی نژاد و هیات دولت در سیزدهمین سفر استانی به استان مركزی می‌كنند.

وی اضافه كرد: مقدمات سفر هیات دولت به استان فراهم شده و طی دو ماه گذشته نشست‌هایی با برخی از وزرای كابینه برای تصویب و تامین اعتبار طرح های اولویت دار استان انجام شده است.

سهرابی گفت: در سفر دو روزه رییس جمهوری به استان مركزی ایشان علاوه بر حضور درجمع‌مردم شهرستانهای مختلف استان، دیدارهای جداگانه‌ای با ایثارگران و خانواده‌های شهدا ، صاحبان صنایع ، نخبگان و بسیجیان نمونه ‌استان خواهند داشت.

وی اضافه كرد: در پایان دیدارهای مردمی، جلسه هیات دولت با حضور رییس جمهور و كابینه در استان برگزار می‌شود كه این نشست در بسترسازی برای توسعه هرچه بیشتر استان نقش مهمی دارد.

استاندار استان مركزی تصریح كرد: مردم استان در زمانهای مختلف با حضور خود ، حمایت همه جانبه شان را از خدمتگزاران خود اعلام داشتنه‌اند و امید می‌رود با حضور پرشكوهشان ، حمایت از برنامه‌های دولت را یك بار دیگر به نمایش بگذارند.

براساس اعلام استاندار مركزی، سفر رییس جمهور به این استان صبح چهارشنبه با حضور در جمع مردم اراك آغاز شود و در ادامه برنامه‌های روز اول، دكتر احمدی نژاد با مردم شهرهای شازند ، خمین ، محلات و دلیجان دیدار می‌كند.

 

همچنین خبرگزاری ایسنا گزارش داد:

براساس اعلام کمیته اطلاع رسانی ریاست جمهوری روز چهار شنبه به استان مرکزی سفر می كند.

به گزارش خبرنگار ایسنا ساعت 13 امروز چهارمین جلسه اطلاع رسانی سفر ریاست جمهوری با حضور نمایندگان خبرگزاری ایسنا، ایرنا و نماینده خانه مطبوعات و نمایندگان صنعت بر گزار شد .

بهرام سیاهپوش دبیر کمیته اطلاع رسانی سفر ریاست جمهوری به استان مرکزی از ساعت هشت صبح روز چهارشنبه 27 اردیبهشت رئیس جمهور و هیئت وزیران سفر سه روزه خود را به استان مرکزی آغاز می كنند.

دیدار با خانواده شهدا، نخبگان، دانشگاهیان، و دیدار با مردم شهرهای کمیجان، خمین، تفرش، محلات، شازند، نراق، ساوه از جمله موارد سفر رئیس جمهور به استان مرکزی است.

 

 

سایر اخبار مرتبط با سفر ریاست جمهوری و هیات همراه به استان مرکزی

 

خبرگزاری فارس: استان مرکزی، چهارشنبه میزبان رئیس جمهور و هیئت دولت است

سایت بازتاب: تغییر مقصد سیزدهمن سفر استانی احمدی نژاد

خبرگزاری ایرنا: سفرهای داخلی رئیس جمهور نشانه ‌پیوند قوی بین دولت و ملت ‌است

خبرگزاری ایرنا، نماینده‌اراك: كمبودها و چالشهای استان مركزی در سفرهیات دولت مطرح می‌شود

خبرگزاری ایرنا: نگاهی اجمالی به سیمای استان مركزی ( به بهانه سفر رئیس جمهوری)

خبرگزاری فارس: در سفر هیئت دولت، 2 پروژه آبی در استان مركزی به بهره‌برداری می‌رسد

مدیر کل تعاون استان مرکزی: با سفر هیات دولت به استان سرپرستی صندوق تعاون استان فعالیت خود را آغاز می کند

سید رفیع رفیعا

میرزا رفیعا، یکی دیگر از عالمان و مردان بزرگ وفس است که ذوق و طبع فراوانی در زمینه سرودن شعر داشته است. آثاری نیز به نثر دارد که فعلاً در دسترس نمی باشد. درباره ی ایشان و نحوه ی زندگی و تعداد آثارشان اطلاعات زیادی در دسترس نمی باشد.

مرحوم حسین صدیق در کتاب « نامداران اراک» درباره ی این شاعر شیرین سخن، آورده است: « سید رفیع رفیعا، از اهالی وفس در قرن دوازدهم ه.ق می زیسته، شاعری بلند پایه و خوش قریحه بوده است».

در کتاب وفس در گذر زمان آمده است: « تا آنجا که از شنیده های مردم به ما رسیده و آثار خطی بر جای مانده از ایشان تایید می کند، میرزا رفیعا یکی از کسانی بود که خط خوشی داشت و در دربار نیز آمد و شد می کرد. بیتی از ایشان نقل شده که نشاندهنده ی کمال ایشان در علم و ادب بوده است. که می گوید:

رقم زد منشی کلک رفیعا بحر تاریخش            پس از مأتین الف الاثنین ثمانین رفت از دنیا

که سال ۱۲۸۸ ه.ق را سال فوت ایشان قرار داده اند».

استاد دهگان در کتاب فقه اللغه و در بخش معرفی وفس، می نویسد: « سومین نفر گوینده وفس را به نام ابوالقاسم خاکی و چهارمین آنان را به نام سید رفیع رفیعا می شناسیم، از هویت زندگانی و همینطور موقعیت خانواده آنان اطلاع مفصلی در دست نداریم جز آنکه جزوه ای مشتمل بر ۵۰۰ الی ۶۰۰ بیت از آثار رفیعا در اختیار است»؛ سپس ادامه می دهد:« قطعه ای از [ مجموعه آثار رفیعا] تحت عنوان " در تعریف آب و هوای وفس " که با موضوع ما تناسب تام دارد، استخراج و در این کتاب برای معرفی محل در اختیار گذاشته می شود».

و سپس شعر بسیار زیبای زیر را نقل می کند:

 

راستی ماند فضای وفس بر خُلد برین
از فضای جان فزایش روح در جان روحبخش
جاری از هر جویبارش آب صاف و خوشگوار
در ته هر جوی و مجرایش کزو جاریست آب
خاصّه آب خانی کز خانه ی محمود خان
گر گذار خواجه افتادی در آن پاکیزه بوم
آب رکن آباد کی ماند به آب چاکنار
چشمه سارانش بخوبی برده از کوثر اثر
آب کُهبره که از بین دو دره کرده ره
بی نظیرش هست آب خوشگوار آبدر
از سفیدی و زسردی و ز فرط عافیت
گر بهشت و حوض کوثر خواهی ای زاهد به نقد
چشمه باغ مراد آن چشمه دلها کرده شاد
بی قنات و منبع و مجراست آن یا للعجب
در کمرکش دارد آن کوه گران غاری که هست
دلگشاتر صحن او از سینه ی صاحبدلان
گوئی آنجا بود عمری اولیائی را مکان
بر سر آن چشمه ها با عارفان ایکاش من
هی من این اشعار ها می خواندم و هی عارفان
بر سر شاخ درختانش هزاران گونه مرغ
عندلیب و بلبل و طوطی و تیهو و تذرو
بر صنوبر تاکها پیچیده و از هر طرف
کوه و صحرایش پر از هر گونه گلها رنگ رنگ
لادن و خیری و سوسن، شنبلید و اقحوان
کاخ و ایوان گلوبر کز جنان دارد اثر
کوهسارانش زهر سو سر کشیده بر فلک
چند بر خوانم صفات آن گلستان ارم
وندران مینو مکان کاوصاف او کردم بیان
اهل آن قریه بحمدالله از برنا و پیر
ای خوش آنان کز عبادت خرمنی اندوختند

حیف از آن خلدی که دائم باشدش دوزخ قرین
وز نسیم دلگشایش جان بسی جان آفرین
هر یک از آنهاست رشک سلسبیل و انگبین
ریگها در وی درخشان است چون درّ ثمین
بی قنات از قدرت حق جوشد از زیر زمین
آب اسفین را دو صد ترجیح میدادی یقین
از چه نسبت میدهی دی را بفصل فرودین
زانکه خوش خوش جوشد از آن چشمه ها ماء معین
بهتر از آن آب نایابست در روی زمین
این بود بهتر از آن و آن بود بهتر از این
هر کسی مینوشدش میگویدش صد آفرین
باغ و بستان کیاسر رو دو جا کوثر ببین
بر مراد دل رساند آن دل که با غم بد قرین
خیزد از کوه گران گویندش ایزد آفرین
فوق او هفت آسمان و تحت او هفتم زمین
با صفا تر بطن او از بن اهل یقین
یا که هست اصحاب کهف والرقیم آنجا مکین
می نشستم فارغ از غم میکشیدیم ساتکین
می شنیدندی و گفتندی رفیعا آفرین
شادمان کردند از الحانشان هر دل غمین
در نوا هر یک بصوتی همچو رای رامتین
همچو پروین خوشه های او معلق بر زمین
باغ و راغش از چمن گسترده شد دیبای چین
نرگس و شهلا و سنبل، ارغوان و یاسمین
غرفه ای باشد زخلد و خازنش در وی دفین
در میان کوهساران، وفس چون حصن حصین
وصف او باشد فزون و عیب او نبود جز این
بچه ساداتند غلمان دخترانش حور عین
جملگی در طاعت حق راکعین و ساجدین
دور خرمنشان رفیعا کاش بودی خوشه چین

 منابع:

۱) ابراهیم دهگان؛ گزارشنامه یا فقه اللغه اسامی و امکنه.

۲) حسین صدیق؛ نامداران اراک؛ به کوشش محمد رضا محتاط.

۳) ستاد یادواره شهدای وفس؛ وفس در گذر زمان؛ چاپ نور حکمت؛ تهران؛ ۱۳۷۸.

 

توجه: علی رغم اینکه خیلی دوست دارم هر روز مطالب جدیدی در وبلاگ بنویسم اما به دلیل کمبود شدید وقت، از این به بعد (تا اطلاع ثانوی) هر هفته فقط یک پست(یا گاهی اوقات چند پست در یک روز) در وبلاگ قرار می گیرد.

 

مطالب پیشین:

شخصیت های وفس

شهید سید عبدالحميد سجادی وفسی(اولین شهید انقلاب مشروطیت ایران)

میرزا محمد حسین همافر عراقی

حاج ابوالقاسم خاکی

آیت الله العظمی شیخ عبدالنبی عراقی وفسی

سید مبین وفسی

کتاب روح ایمان

نمایش اطلاعات کتاب:

نام کتاب: روح ایمان در شناخت حقیقت نفس و روح انسان‏
نویسنده: حضرت آیت الله العظمی شیخ عبدالنبی عراقی‏(ره)

تحقیق و تعلیق: حجت الاسلام و المسلمین ناصر باقری بیدهندی

نوبت چاپ: سوم؛ نوبت اول چاپ ویرایش جدید

تعداد صفحات: 583

قطع: وزیری

تیراژ: 3000 نسخه
سال نشر: 1382

محل نشر: تهران‏
ناشر: بنیاد پژوهشهای علمی فرهنگی نورالاصفیاء

شابك: 3- 29- 5927- 964

قیمت: 2500 تومان

 

چکیده کتاب:

مباحثی است در بیان حقیقت و ماهیت نفس و روح با استناد به قرآن و انجیل. نویسنده شناخت نفس را مقدمه شناخت خدا و در نتیجه سعادت و فلاح ابدی می‏داند و با استناد به قرآن و حدیث و دیدگاه مذهب به تحلیل حقیقت نفس، فطرت الاهی، میثاقهای عالم ارواح، عالم ذر، چگونگی خلقت ارواح پرداخته و نتیجه گرفته است كه ارواح قبل از اجسام آفریده شده‏اند. سؤال قبر، سرنوشت ارواح پس از مرگ، زیارت قبور، بقای روح و نفس و عالم برزخ از جمله مباحثی است كه با استناد به قرآن و اناجیل مختلف و کتابهای پیامبران گذشته نگاشته شده است.

 

                                                        

 

این کتاب به زبان فارسی است، سعی شده است از جنبه های مختلف به موضوع کتاب پرداخته شود و عقیده ی نصوص ادیان الهی و دانشمندان و حکمای الهی بیان گردد. بیشتر کتاب را نقل اقوال و متون تشکیل می دهد و نویسنده با عناوین « فائدة» مطالبی از خود می افزاید. آیات قرآن به صورت متن و ترجمه آمده و در مورد روایات و احادیث، به نقل و ترجمه ی آنها اکتفا شده و محقق در پاورقی آدرس آیات و روایات را ذکر کرده است. متن کتاب در صفحه ی ۵۲۷ به پایان می رسد و پس از آن، ۵۵ صفحه فهرست های: مطالب کتاب، اعلام، آیات قرآنی، اشعار فارسی، اشعار عربی و منابع تدوین و تحقیق کتاب مشاهده می شود. بیشتر عناوین خرد و کلان کتاب توسط محقق، تاسیس و یا تکمیل شده و متن کتاب بدون ویراستاری جدید عرضه شده است.

 

پیشگفتار مؤلف شامل اظهار عقاید دینی و اعتراف نویسنده بر کمالات پیامبر(ص) و اشرفیت حضرت علی(ع) و منزلت امامان و عصمت ایشان و بیزاری از مذاهب فاسده و شهادت به مرگ، برزخ و قیامت و بیان ویژگی های غیبت امام(عج) و نیابت او و مدعیان دروغی می باشد.

در مقدمه ی کتاب، سه مطلب آمده است که در مطلب نخست، پنج دلیل در علت نگارش کتاب و سپس مقدمه چینی جهت مطلب دوم به چشم می خورد.

مطلب دوم که به ذکر ادله ی وجوب شناختن نفس می پردازد، شامل یازده دلیل است با عناوین: وجوب شناختن خداوند، لزوم جلب منافع برای نفس، لزوم تزکیه نفس، ضرورت اندیشیدن در نفس، ضرورت علم در اصول دین، لزوم دفع خوف و سخنی از نفس، راه شناخت مصالح و مفاسد، چراغی برای تاریکی ها، تشخیص ملایمات و منافرات و جلب رضایت حق، راهی برای شناخت موضوعات، ضرورت وجدانی خودشناسی.

در مطلب سوم با عنوان« خطابه» نصایحی را برای خواننده درباره ی مرگ و پس از آن و نعمت های اخروی و شناخت ریشه ی سعادت و شقاوت و داستان بلبل شوریده و مور عاقبت اندیش را می آورد.

پس از این بخش، وارد بخش اصلی کتاب می شویم که در برگیرنده ی سه گفتار است. غرض اصلی از گفتار نخست، ذکر سخنان بزرگان ادیان و مذاهب درباره ی حقیقت نفس ناطقه ی انسان است.

در پایان گفتار نخست، از مجموعه ی سخنان منقول، ظهور علت تامه برای قطع وجدانی را نتیجه می گیرد. در گفتار دوم، در چهار فصل به چهار دلیل اجماع، سنت، قرآن و عقل، درباره ی حقیقت نفس می پردازد و سپس خاتمه ای با عنوان « مطالبی از دیگر کتاب های آسمانی» دارد.

نویسنده برای اثبات تواتر روایاتِ خلقت ارواح، دو هزار سال پیش از خلقت اجساد، ۲۶روایت شیعی نقل می کند و در طایفه ی دومِ روایات متواتر، الفت ارواح قبل از آوردن به این عالم را با پانزده روایت به تواتر می رساند و در میان آنها« فایده » ای در ارتباط فقر با دوستان امیرالمؤمنین دارد. در طایفه ی سوم روایات چهار حدیث در معنای « فطرت الهی» دارد و در طایفه ی چهارم با ده روایت، بر سعادت و شقاوت قبل از خلقت،ادعای تواتر معنوی می کند. در طایفه ی پنجم تواتر روایات بر میثاق الهی با ارواح در عالم ذر را اثبات می کند. طایفه ششم روایات نیز شامل چهارده حدیث در خلقت پیامبر(ص) و یا با ائمه(ع) است و طایفه ی هفتم بیست حدیث در خلقت ارواح قبل از اجساد دارد و فوایدی از مؤلف در لابه لای آن به چشم می خورد. نویسنده در طایفه ی هشتم، بیست و نه روایت در باب عناوین مختلف راجع به حقیقت، ذات، روح و نفس آدمی جمع آوری نموده است که بر دو مسئله، تواتر اجمالی و معنوی دارند. در طایفه ی نهم، چهارده فقره از دعاهای معصومین(ع) در باب خلقت ارواح قبل از اجساد ذکر شده است.

در فصل سوم، با چهارده آیه از قرآن کریم بر خلقت ارواح و نفوس قبل از اجساد و ابدان آنها، استدلال می کند. در فصل چهارم، شش دلیل عقلی بر مدعا به چشم می خورد.

در خاتمه ی گفتار دوم، عباراتی از کتاب های آسمانی را بر می شمرد: انجیل های برنابا، متی، یوحنا، لوقا، نامه ی رسولان؛ تورات(صحیفه ی آدم، صحف ایوب، داود، سلیمان و ...)؛ سپس تتمه ای در شبهات این بحث می آورد(یازده شبهه و پاسخ آنها)

گفتار سوم در « بقای انسان پس از خرابی بدن» است، شامل چهار فصل درباره ی چهار دلیل: اجماع جدید، سنت و اخبار، آیات(۱۷ آیه) و ادله ی عقلیه(۱۲ دلیل عقلی برای اثبات بقای روح) و نیز خاتمه ای در استدلال به سایر کتب آسمانی یعنی اناجیل خمسه و تورات و زبور.

در فصل استدلال به روایات، مؤلف روایات بسیاری را در دوازده باب(طایفه) طبقه بندی می کند با این عناوین: روایات بیان جسد مثالی، سؤال قبر، زیارت مردگان و احسان در حق آنها، زیارت بزرگان، حالات ارواح مؤمنان پس از مرگ، آنچه بر ارواح کفار می گذرد، جایگاه ارواح مؤمنان پس از مرگ، تجسم اعمال، حقیقت مردن و شرح آن، بقای روح و نعمت ها و عذاب، محل نگهداری کودکان و مؤمنان و کفار، عالم برزخ و احوال آن.

 

نویسنده، در هفتاد صفحه ی پایانی کتاب، عناوین مربوط به بحث را آورده است؛ از جمله در عنوان« خاتمه» ۴۲ وجه در توضیح حدیث مشهور« من عرف نفسه فقد عرف ربه» ذکر می کند و در عنوان« نتیجه ی سخن» جهات عظمت معرفت نفس و راه های رسیدن به آن را ذکر می نماید و در پایان، مطالبی تحت دو عنوان« جهان قهرمان، پوریای ولی کیست؟» و« وصیت» دارد.

 

در صحبتی که با حجت الاسلام رستگار، مسئول بنیاد نور الاصفیاء که ناشر این کتاب است، داشتم، ایشان گفتند که از ۳۰۰۰جلد اولیه، تنها حدود ۱۰۰ نسخه باقی مانده است، این نسخ باقی مانده در محلی در قم نگهداری می شود. دوستانی که مایل به تهیه این کتاب هستند هر چه زودتر به بنده ایمیل بزنند تا طریقه تحصیل این کتاب را به آنها بگویم.

 

منابع:

۱) قاسم شیر جعفری؛ دو ماهنامه آینه پژوهش، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم؛ سال چهاردهم؛ شماره ششم؛ بهمن- اسفند ۱۳۸۲.

2) پایگاه الکترونیکی دانشکده علوم حدیث

3) فصلنامه کتاب های اسلامی(شماره 440)

 

مطالب پیشین: آیت الله العظمی شیخ عبدالنبی عراقی وفسی

 

کتاب وفس در گذر زمان

عنوان: وفس در گذر زمان
ناشر: ستاد يادواره شهدای وفس و دفتر تحقیق و پژوهش بنیاد شهید انقلاب اسلامی

تهیه و تدوین: با همکاری آقایان علی باباجانی، حسین رضا حاجیلو، غلامحسن حسینخانلو، حسین تعلیمی، سید مصطفی سجادی، حسین فریدونی، غلامرضا ملایی.
نوبت چاپ: اول  
چاپ اول: تابستان 1378
شمارگان: 5000 نسخه

تعداد صفحات: 242
قطع كتاب: وزيری

لیتو گرافی و چاپ: نور حکمت(تهران)

شابك: 964-330-371-3

بهای كتاب: 1000 تومان

در ویژه نامه دومین یادواره شهدای وفس، در معرفی این کتاب آمده است:

« اولین اثر مدون که تماماً(۲۴۰ صفحه) به وفس و ویژگی ها و مختصات آن پرداخته است.

اگر چه قبل از آن نیز در کتب و منابع گوناگون، برخی مورخان و علاقه مندان به تاریخ و فرهنگ وفس، فراخور دانش و بینش خود به گوشه هایی از آداب و رسوم، فرهنگ و زبان، مکاسب و مشاغل، آب و هوا و محصولات و یا آثار تهاجمات و آسیب های اجانب بر این سرزمین و ساکنان آن اشاراتی نموده اند که در جای خود مغتنم و بسیار ارزشمند و شایسته ی سپاس و ستایش است. لیکن باید توجه داشت که اولاً این آثار و مطالب هیچگاه به شکل کتابی مستقل نبوده، بلکه جسته و گریخته در کتب مختلف در اینجا و انجا پراکنده بوده است. ثانیاً این مطالب عموماً توسط دیگران بوده و وفسیان خود نقش اندکی در تالیف و تهیه ی آن داشته اند. بنابراین کتاب« وفس در گذر زمان» تا کنون تنها اثری است که مستقلاً همه محتوای آن به وفس مربوط است و نیز تنها اثری است که با تلاش مجدانه ی فرزندان وفس در ستاد یادواره ی شهدا تهیه و تالیف گردیده است».

نویسنده در ادامه ذکر می کند که این کتاب در سه فصل تنظیم شده است و سپس به معرفی هر کدام از فصول ان می پردازد:

« فصل اول: تحت عنوان سیمای وفس، عموماً به موقعیت اقتصادی، جغرافیایی، تاریخی، فرهنگی، اداری و تغییرات اجتماعی و جمعیتی قبل و بعد از انقلاب پرداخته است. این فصل با بیانی شیرین، خواننده را با خود به دور دست های تاریخی وفس و آشنایی با تلخ و شیرین روزگاران گذشته می برد و از سویی در کوچه باغ ها و اطراف و اکناف به تماشا و تدبر در مناظر و منازل فرا می خواند و به سیر و سفری عبرت آموز و خاطره انگیز می کشاند. نگارش این فصل با استفاده از مشاهدات و مستندات و منابع کافی فراهم گردیده و از غنی و قوت لازم برخوردار است».

این فصل از کتاب در حدود ۵۰ صفحه می باشد.

در ادامه در معرفی فصل دوم آمده است:

« تحت عنوان افلاکیان خاک وفس، حاوی تصاویر، خاطرات و مشخصات ۶۶ شهید گرانقدر است. این فصل حاصل ماه ها تلاش پیگیرانه و ارتباط با خانواده معزز شهیدان در شهر های مختلف و مکاتبات پیاپی با ان عزیزان است. در این فصل نیز همچون فصل گذشته به دلیل محدودیت در حجم کتاب به اختصار گراییده و تنها قسمت هایی از آثار و خاطرات و وصایای شهیدان والامقام مورد استفاده قرار گرفته و امکان استفاده تمام و کمال از همه آنها فراهم نگردیده است.....»

لازم به ذکر است در سال ۱۳۸۳ سه شهید گمنام در وفس به خاک سپرده شدند که در نتیجه روستای وفس هم اکنون ۶۹ شهید دارد. این فصل از کتاب که بزرگترین فصل نیز می باشد در حدود ۱۵۰ صفحه است.

فصل سوم با حجمی در حدود ۴۰ صفحه، به صورت زیر معرفی شده است:

« تحت عنوان شخصیت های وفس که در آن اگر چه اسم و رسم همه ی بزرگان به دلیل فقدان اطلاعات کافی، نیامده و جای بسیاری از برجستگان قدیم و جدید خالی است، لیکن در همین مختصر نیز نام و نشان بیست و اندی از فرهیختگان و فرزانگان این دیار در قالب شعر و نثر آمده است و به زندگینامه و آثار چند نفر از جمله سید مبین، میرزا رفیعا، حاج ابوالقاسم خاکی، میرزا محمد حسین همافر و شهید عبدالحميد اجمالاً اشاره شده است و از عالم پرهیزگار و جلیل القدر حاج شیخ عبدالنبی(ره) و آثار آن مرد خدا نیز به نحو شایسته یاد شده است».

 

کسانی که می خواهند این کتاب را تهیه کنند باید به صندوق قرض الحسنه صاحب الامر، واقع در روستای وفس، مراجعه کنند.

 

منابع:

۱)افلاکیان۴؛ ویژه نامه دومین یادواره شهدای وفس اراک؛ شهریور ۱۳۸۰.

۲) پایگاه اطلاع رسانی فرهنگ دفاع مقدس

باغ های وفس

عکس زیر، تصویر ماهواره ای تمام باغ های وفس(غیر از باغ های آبرنگ و آبدر) را که بسیار بسیار کوچک شده است، نشان می دهد(نقاط قرمز رنگ، مناطق مسکونی وفس می باشد):

 

 تصویر ماهواره ای باغ های وفس

 

طول این باغ ها در حدود ۱۰ کیلومتر می باشد و وسعتی بیش از ۴۰۰ هکتار(برابر با ۴ کیلومتر مربع) دارند.

بیشترین عرض در حدود ۱۵۰۰ متر و کمترین عرض در حدود ۱۵۰ متر می باشد. همانطور که در تصویر بالا می بینید، هر چه از جهت جنوب به طرف شمال حر کت می کنیم، عرض باغ ها کاهش می یابد.

 

این باغ ها در دو طرف دره ها و به صورت کرت های پلکانی شکل قرار گرفته اند و از طریق جوی های طولانی مشروب و آبیاری می شوند و امروزه تمامی آب های روستا به آبیاری و مصارف باغداری می رسد.

 

در مناطق مختلف وفس، خصوصاً در طول دره ها(همانطور که ذکر شد) و مجاری آب قنات ها، به سبب آب و هوای مناسب و خاک مستعد، انواع و اقسام درختان مثمر و غیر مثمر کشت و پرورش داده می شود که بیشتر آنها خاص مناطق معتدل و سردسیر است.

درختان این ناحیه به صورت باغات و بیشه ها که اکثراً به صورت ناموزون و ناهماهنگ و گاه در حواشی کشتزار ها به صورت موازی در یک ردیف کاشته شده است، می باشد. در بعضی مکان ها، تراکم درختان تا حدی است که نور خورشید نیز قادر نیست از لابلای  شاخ و برگ ها عبور کند و به زمین برسد.

 

برخلاف کشاورزی که گسترش چندانی ندارد(به دلیل شرایط خاص طبیعی)، باغات بسیار زیادی در وفس وجود دارد(باز هم به دلیل شرایط خاص طبیعی) که در نتیجه باعث شده است در همه ی زمان ها، قسمت اعظمی از درآمد ساکنان وفس از طریق باغداری تامین گردد. علی رغم اینکه این مسئله هنوز هم صادق است متاسفانه شیوه ی باغ داری همان شیوه ی دهه ها و سده های قبل می باشد و  از روش ها و تکنولوژی مدرن در باغداری استفاده نمی شود.

 

از درختان مثمر موجود در وفس می توان از گردو، سیب، گیلاس، آلبالو، آلو، بادام، زردآلو، ... نام برد. متاسفانه به دلیل طبیعت کوهستانی و عدم وجود راه مناسب و همچنین راه های بین مزارع، اکثر اوقات( به خصوص از بعد انقلاب و با مهاجرت تعداد زیادی از وفسی ها به شهر های دیگر) استفاده چندانی از این درختان و میوه های آنها نمی شود و اصلاً میوه ی آنها چیده نمی شود که در نتیجه میوه ها در پای درختان از بین می روند. تنها میوه هایی که همیشه چیده می شود گردو و بادام (و یکی دو میوه دیگر، بسته به نوع باغ) می باشد که با قیمت خوبی به فروش خواهد رسید.

 

از میان درختان غیر مثمر نیز می توان به سرو و صنوبر، بید و چنار اشاره کرد که در میان درختان مثمر خودنمایی می کنند. این نوع درختان در صنعت نجاری حائز اهمیت بوده و همین امر، یعنی وجود درختان زیاد باعث رونق صنعت نجاری در دهه های قبل در وفس بوده است. در آن زمان ها کارگاه های متعدد نجاری در روستا وجود داشته( در حال حاضر تعدادی از نجاری ها فعال هستند) و حتی وسایل و لوازم چوبی روستاهای همجوار را نیز تأمین می کردند.

 

جمع آوری میوه ها

« باغات کورْوَرَه و کاچان، جمع آوری میوه ها به صورت همزمان صورت می گیرد و افرادی که در آنجا باغ دارند حق ندارند جمع آوری میوه ی باغ خود را زودتر شروع کنند بلکه باید قبلاً با هم هماهنگ کنند و در یک روز مشخص کار جمع آوری میوه ها را انجام دهند، البته دلیل این امر آن است که چون محصول این باغات اکثراً انگور است و راه های عبوری از مسیر باغ های همدیگر است لذا ممکن است که هنگام برداشت محصول یک باغ به باغ های مجاور آسیب برسد. در سایر باغات این شرط جمع آوری همزمان محصول وجود ندارد و هر کس می تواند هر زمانی که خواست کار جمع آوری محصول را انجام دهد و در کار جمع آوری میوه ها، معمولاً تمام افراد خانواده مشارکت دارند و نحوه ی برداشت و حمل میوه های گوناگون متفاوت است».

 

مطلب بالا را آقای حاجیلو در پایان نامه خوشان ذکر کرده اند، ولی چیزی که من شنیدم و می دانم این است که: در هنگام جمع آوری دو میوه ی انگور و سیب( خصوصاً انگور)، صرف نظر از اینکه در کدام باغ قرار دارند، باید حتماً از قبل برای چیدن آنها، بین همه باغداران هماهنگی صورت گیرد و در یک روز مشخص کار جمع آوری میوه ها را انجام دهند، ولی برای جمع آوری سایر میوه ها، این محدودیت وجود ندارد و هر باغدار می تواند هر زمانی که خواست، اقدام به جمع آوری آن میوه نماید.

 

در مورد میرابْ و آبیاری باغات در آینده توضیح خواهم داد.

 

اسامی باغ های وفس

باغ های وفس، به قسمت های کوچک بسیار زیادی تقسیم می شوند  و هر کدام از این قسمت ها، نام های مخصوص به خود را دارند.

در جدول زیر بعضی از این نام های بسیار زیبا را مشاهده می کنید(شما نیز اگر نام باغی را می دانید که در جدول زیر نیامده است، حتماً ذکر کنید):

 

 

 

در مورد هر کدام از این باغ های زیبا که با درخت های سر به فلک کشیده،  نمای زیبایی به طبیعت وفس داده اند، بسیار می توان نوشت که امیدوارم در آینده و با انجام تحقیقات بیشتر، این کار میسر گردد.

 

تصویری ماهواره ای و بسیار زیبا از باغ های وفس، که نام و محل بعضی از آنها نیز مشخص شده است

 

منابع:

1) جغرافیای طبیعی، اقتصادی و انسانی وفس؛ حسینعلی باریك لو؛ پایان نامه دانشجویی؛ سال 1373.

2) منوگرافی روستای وفس؛ حسینعلی حاجیلو؛ پایان نامه دانشجویی؛ سال 1379.

 

مطالب پیشین:

باغداری

سیب

تونل های زیرزمینی در وفس

یکی دیگر از عجایب و جذابیت های روستای وفس، وجود راهرو ها و تونل های زیرزمینی بسیار عریض در زیر ساختمان های مسکونی( و یا شاید در سایر نقاط) آن است. این تونل ها که تعدادی از ورودی های آنها در بعضی خانه ها شناسایی شده اند، یا به آب می رسند و یا در نقطه ای کور گم می شوند.

متاسفانه تاکنون هیچ تحقیقی در مورد این تونل ها نه توسط افراد محلی و نه توسط کارشناسان میراث فرهنگی و ... انجام نشده است. خود من هم، یکی دو مرتبه برای تهیه تصاویر به یکی دو خانه ای که ورودی های تونل در آنها نیز، قرار دارد مراجعه کردم ولی یا صاحبان آن خانه ها در آن زمان در وفس حضور نداشتند و یا مشکلات دیگری پیش آمد و لذا تا به حال نتوانسته ام این تونل ها را از نزدیک مشاهده کنم.

 

آقای حاجیلو در پایان نامه کارشناسی خود، تحت عنوان منو گرافی روستای وفس، دو فرض را در مورد این تونل ها مطرح می کند:

الف) به علت بارش سنگین برف در زمستان ها، رفت و آمد از کوچه ها در گذشته غیر ممکن می شد و ارتباط روستا چندین ماه با جهان اطراف قطع می شده و مردم از این طریق با یکدیگر ارتباط برقرار می کردند.

ب) به علت مسائل امنیتی می باشد زیرا این راهروها بسیار تنگ و تاریک بوده و امکان استفاده و شناسائی آن توسط افراد غریب و بیگانه و مهاجمان احتمالی غیر ممکن است.

 

ایشان در ادامه ذکر می کند که فرض دوم، به دلایل زیادی به واقعیت نزدیکتر است و چند مورد امنیتی را که در زمان های گذشته در احداث خانه ها مد نظر قرار می گرفته، بیان نموده است. یکی از این موارد در زیر ذکر می شود:

« گذاشتن پنجره های بزرگ به طرف کوچه یا حیاط از حدود نیم قرن پیش رایج شده و قبل از آن، پنجره ها بسیار کوچک و یا اصلاً وجود نداشته اند و چراغ خانه ها از تپه ی مجاور به ندرت دیده می شد در حالیکه امروزه به راحتی نور چراغ ها از چند کیلومتری دیده می شود».

 

آقای حسینعلی باریک لو که از نزدیک این تونل ها را مشاهده کرده است در پایان نامه دانشجویی خود می نویسد:

« از وجود کانال های زیرزمینی که چندین کیلومتر در زیرزمین کشیده شده اند و اغلب نقاط مسکونی را به چشمه های آب آشامیدنی وصل می کنند، چنین بر می آید که هنگام نا امنی مردم از طریق این کانال ها پایه حیات خود را محکم تر می کردند و رفت و آمد می نمودند».

 

در کتاب وفس در گذر زمان و در بحث پیرامون «تاریخچه وفس» آمده است:

« دلیل دیگر ما بر قدمت وفس، ساختار فیزیکی روستا و کانال ها، نقب ها و راهرو های زیرزمینی آن است که گاهی کیلومتر ها در زیرزمین در اتصال و ارتباط است و در نقطه ای کور گم می شود. وجود این کانال ها، حکایت از پدیده های ژرف و شگرف دارد که وفس روزگار ناگوار و حوادث بیشماری را پشت سر گذاشته است؛ شاید مدت ها مجبور شده اند در زیرزمین مخفی شوند و یا پناهگاهی برای خود اختیار کنند».

 

همانطور که گفتم، متاسفانه تا کنون تحقیقاتی پیرامون این تونل های شگفت انگیز زیرزمینی انجام نشده است و فقط یکی از همشهریان وفسی می گفت که تعدادی از دانشجویان رشته جغرافیای طبیعی در پایان نامه های خود(که مرتبط با استان مرکزی بود) و در قسمت جغرافیای آب ها، مطالبی در رابطه با این تونل ها درج کرده اند که از این مطالب و منابع اطلاعاتی آنها، خبری ندارم.

خوشبختانه در هفته های اخیر، دو نفر از همشهریان وفسی به بنده اعلام کردند که قصد دارند در آینده نزدیک به تحقیق پیرامون این تونل ها بپردازند که امیدوارم هر چه زودتر شروع کنند و بتوانند به نتایج مستند و مستدلی در این زمینه دست پیدا کنند.

 

نظرات آقای احمد حاجیلو:

« با توجه به مطالب مطروحه در این پست و با در نظر گرفتن قدمت منطقه وفس و بافت فیزیكی روستا(مكان باغها: وجود دره طولانی در امتداد آن و ناهمواری مسیرها) این احتمال را كه در گذشته تمدن درخشانی هم در جنبه سازه ای و هم در جنبه فرهنگی بر منطقه حاكم بوده، قوت می بخشد. چه بسا بقایایی از آن ساخت و سازها اعم از محل اسكان، پناهگاه یا لوازم مصنوع دست ساكنین گذشته در زیر خروارها خاكی كه بر روی آن تردد میشود وجود داشته باشد. در مورد تونل های زیر زمینی وفس باید دید احداث آنها به چه دوره ای بر میگردد: آیا چند منظوره بوده اند یا خیر؟ كه به نظر نمی رسد فقط یا اصلا به منظور حفظ ارتباط در ایام پر بارش سال بوده باشد چون در این صورت می بایست این چنین حفاری هایی را در مناطق سردسیر و كوهستانی كشور خیلی گسترده تر می دیدیم كه البته چنین نیست.

در هر حال با راه اندازی پایگاه حفظ میراث فرهنگی در منطقه و استفاده آنها از كارشناسان زبده باستان شناسی میتوان بیشتر مجهولات احتمالا مدفون را حل كرد».

 

اطلاعات بسیار کمی که در حال حاضر در رابطه با قدمت وفس وجود دارد نمی تواند درستی یا نادرستی « وجود تمدن درخشان» در این منطقه را تایید کند(ولی با بررسی و تحقیق همین مطالب اندک نیز می توان فرض هایی در این رابطه مطرح کرد، که هنوز کار مشخصی انجام نشده است).

در مورد بقایایی از انسان های گذشته، مطمئناً کاوش و حفاری در قسمت های مختلف وفس، می تواند اطلاعات زیادی به ما بدهد و من هم همانند شما امیدوارم با استقرار پایگاه میراث فرهنگی، تحقیقاتی در این زمینه ها صورت گیرد.

بازی ها در وفس

تفریحات عمومی در روستای وفس برای زنان و مردان و برای کودکان و بزرگسالان مختلف است. برای کودکان نه تنها اوقات فراغت بلکه اکثر وقتشان به بازی می گذرد. بازی های پسران و دختران بعضی مشترک و برخی به کلی از هم جداست. « ماما زنجیرکش» و« طناب بازی» از بازی های منحصر دختران و بازی هایی چون « ایستم- آزاد»، « یک قل دو قل»، « قایم باشک (به زبان وفسی موش موشالی)» و« دوز بازی» از بازی های مشترک دختران و پسران است. بازی های « ملا ملا»، « الک دُلک»، « فوتبال»، « تیله بازی»، « دزد و پلیس» و « کلاه نیفته( به زبان وفسی کُلا نَگِنَه)» نیز، مخصوص پسران و مردان می باشد.

 

در ادامه ابتدا با طریقه بازی « کُلا نَگِنَه - kolā nagena » آشنا می شویم و سپس اشعار وفسی مربوط به این بازی را مرور می کنیم. کل توضیحات بازی از مقاله استاد عزیزالله سمیعی نقل می شود.

 

بازی « کُلا نَگِنَه»، در واقع مسابقه ی پرش از روی یکدیگر است به توافق و یا شیر- خط کردن.

یکی خم می شود و بر پشت وی کلاهی نسبتاً بلند می گذارند و بقیه به ترتیب طوری از روی وی پرش می کنند که کلاه نیفتد و اگر کسی کلاه را انداخت خودش باید خم شود و از روی او پرش کنند و به همین ترتیب بازی ادامه می یابد و هنگام پرش، اشعار زیر را می خوانند:

 

   

 

منابع:

1) عزیزالله سمیعی؛ برخی باورها و ضرب المثل های مردم وفس؛ فصلنامه راه دانش؛ سال1380.

2) حسینعلی حاجیلو؛ منوگرافی روستای وفس؛ پایان نامه دانشجویی؛ سال 1379.

پاسخ به نظرات

آقای حیدری و آقای عباس بندی(که هنوز بدون ایمیل است!) از بازی های « مور چاپله» و « قِنْقِلَجْ» نام برده اند. در مورد بازی« مور چاپله»، هیچ اطلاعی ندارم ولی بازی « قِنْقِلَجْ» همان « لیلا بازی» می باشد که اصولاً مخصوص دختران می باشد، اما پسربچه ها هم بازی می کنند(از شیوه ی دقیق این بازی در وفس و اصطلاحاتی که در این بازی به کار می رود، اطلاعی ندارم). راستی یادم رفت بگویم که نام وفسی بازی « اَلکْ دُلک»، « اَلوچْ اَلوچْ» می باشد.

آقای حیدری همچنین گفتند:« وفس دوران عقب ماندگی را پشت سر گذاشته و [روزی] سر آمد استان مرکزی خواهد شد»؛ انشاء الله که همینطور باشد و من و دوستانم و همه همشهری های وفسی خیلی به آینده وفس امید داریم. ولی واقعیت این است که وفس، هنوز مشکلات بسیار زیادی دارد و هنوز در ابتدای راه است. متاسفانه وفس در بعد از انقلاب(در مقایسه با مناطق اطراف)، نه تنها پیشرفتی نداشته بلکه پسرفت هم کرده است و .... و به طور خلاصه می خواهم بگویم که وفس، فقط و فقط در یک حالت به پیشرفت و توسعه دست پیدا خواهد کرد(در اینباره بسیار می توان بحث کرد که امیدوارم در آینده، فرصت آن پیش بیاید)، و آن این است که همه وفسی ها(یا حداقل 70 تا 80 درصد آنها):

1) همیشه، مقداری از وقت خود را صرف وفس نمایند.

2) مقداری از پول و اموال خود را صرف پیشرفت و توسعه وفس نمایند(که این یکی خیلی مهمتر است).

 

و باید توجه کنیم که اگر بخواهیم در انتظار بودجه ها و برنامه ها و کمک های دولتی بمانیم، به هیچ جا نخواهیم رسید و وفس به همین صورت باقی می ماند.

جناب سرهنگ سلطانی، یکی از همشهریان فعال و زحمت کش وفسی، چند ماه قبل طرحی با عنوان « صندوق غدیر» ارائه کرده بودند(توضیح بیشتری نمی دهم) که در یکی دو پست آینده مطالبی پیرامون این صندوق خواهم نوشت.

چاپ کتاب فرهنگنامه زبان وفسی

یک خبر بسیار خوب

 

در صحبت هایی که قبلاً با استاد عزیزالله سمیعی داشتم، ایشان به من گفته بودند که کتاب « فرهنگنامه زبان وفسی» را برای چاپ کردن به سازمان میراث فرهنگی استان مرکزی سپرده اند(بهمن 84) و قرار بر این شده است که ابتدا این کتاب به تهران برده شود و اگر در سازمان های مربوطه در تهران به آن اجازه چاپ داده شد، آن وقت میراث فرهنگی حاضر است این کتاب را با بودجه خودش چاپ کند. در پایان سال 84 ایشان اعلام کردند که کتاب به تهران رفته است و امید فراوانی برای تایید آن توسط کارشناسان مستقر در تهران وجود دارد. تا اینکه هفته گذشته، بالاترین مقام میراث فرهنگی استان در وفس حضور یافت(همانطور که در پست های قبلی نوشتم) و لذا بهترین فرصت بود برای پیگیری در رابطه با کتاب استاد سمیعی. به همین دلیل در جلسه ی دوستانه ای که در منزل حاج آقا رضا سمیعی، تشکیل شده بود، مستقیماً از جناب آقای حسینی در رابطه با کتاب استاد سمیعی سئوال کردم؛ آقای حسینی گفتند:« کتاب ایشان زیر چاپ است» که خوب باعث خوشحالی بسیار زیادی گردید، من با تاکید بیشتری دوباره در رابطه با این کتاب سئوال کردم و آقای حسینی گفتند:« از استان مرکزی سه کتاب در رابطه با گویش محلی، از شهر های کمیجان و خمین و روستای وفس به تهران معرفی شدند که کتاب گویش وفسی انتخاب شد و هم اکنون زیر چاپ است»، از تیراژ و محل چاپ کتاب ها سئوال کردم که گفتند از تیراژ اطلاعی ندارم ولی محل چاپ تهران می باشد.

امیدوارم هر چه زودتر خود کتاب فرهنگنامه زبان وفسی را در دست بگیریم تا یقین پیدا کنیم که کتاب چاپ شده است.

 

برای آشنایی بیشتر با استاد عزیزالله سمیعی و کتاب های تالیفی ایشان در رابطه با وفس، به این لینک مراجعه کنید.

 

مطالب پیشین: شعری از استاد سمیعی

نامه به رئیس جمهور

همانطور که قبلاً در نامه ای(20 فروردین 85) به مجموع همشهریان وفسی عرض کردم، به دنبال خبر حضور رئیس جمهور در استان مرکزی در ماه های اول سال جدید، تعدادی از همشهریان وفسی نامه ای را تهیه کردند که در آن به مشکلات وفس اشاره شده بود و از رئیس جمهور برای حل این مشکلات درخواست کمک گردیده بود(این نامه تحویل دفتر ریاست جمهوری در تهران شده است). چهارشنبه هفته گذشته که به وفس رفته بودم، یک کپی از این نامه را از آقای حسن باریک لو، دهیار وفس، تحویل گرفتم. متن این نامه برای اطلاع بیشتر شما در ادامه می آید:

 

بسمه تعالی

 

جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد، ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

 

سلام علیکم

حمد و سپاس خدای را که منت نهاد بر بندگان ضعیف نگاه داشته شده، که آنان را وارثان واقعی زمین قرار دهد و سلام و درود بر پیامبر اعظم(ص) و حضرت حجت(عج) و روح ملکوتی حضرت امام خمینی(ره) و شهدای انقلاب اسلامی.

احتراماً بدین وسیله به اطلاع حضرت عالی می رساند که روستای پرآوازه و بسیار قدیمی « وفس » که در آن عالمانی همچون حضرت آیت الله شیخ الفقهاء و المجتهدین شیخ عبدالنبی عراقی وفسی پرورش یافته اند و در دوران هشت سال دفاع مقدس بیش از هفتاد شهید تقدیم انقلاب اسلامی نموده است دارای مشکلاتی به شرح ذیل می باشد:

1.      احداث جاده وفس – آقجه قلعه که طرح تفضیلی و مطالعاتی آن سال گذشته انجام شده است و مسئولین استانی و شهرستانی در خصوص آن قول مساعد داده اند.

2.      گاز رسانی به روستا با توجه به کوهستانی بودن و وجود سرما در هشت ماه از سال.

3.      تجدید نظر در نقشه های طرح هادی روستا و انجام طرح بهسازی که مدت ده سال است که از عمر آن می گذرد.

4.      تعویض شبکه آب و فاضلاب داخلی روستا که دارای سی سال قدمت میباشد و هر روز دچار شکستگی و قطعی آب می باشیم.

5.      محروم بودن اهالی وفس از شبکه استانی استان مرکزی.

6.      مهاجرت بی رویه مردم خصوصاً جوانان به علت نبود شغل و خالی شدن روستا که در این خصوص تقاضای احداث کارخانه جهت جذب جوانان و ایجاد شغل را داریم. در ضمن اگر بررسی های کارشناسانه صورت گیرد زمینه خیلی از شغل ها وجود دارد.

7.      نداشتن ساختمان مناسب برای شرکت تعاونی روستایی که سابقه آن از سال 1339 و بیش از هزار نفر عضو دارد و زمین آن نیز خریداری شده است ولی به علت بی توجهی و کمک نکردن سازمان تعاون روستایی استان مرکزی همچنان معطل مانده است.

8.      اختصاص بودجه بیشتر به طرح گردشگری وفس، نظر به اینکه طرح مطالعاتی آن در حال انجام است.

9.      مرمت و نوسازی جاده امامزاده حسین(ع) که سالیانه تعداد ده ها هزار نفر برای زیارت ان تردد می نمایند.

10. نداشتن امکانات و زمین ورزشی برای جوانان.

11. احداث جاده بین مزارع برای اینکه باغداران بتوانند محصولات خود را بهتر جمع آوری نمایند لازم به ذکر است که این روستا پانزده کیلومتر باغ دارد.

12. برقراری سیستم تلفن همراه که در این محل فعال نمی باشد.

13. برطرف نمودن مشکل تلفن منازل که مدت شش ماه است که بی سیمی شده است و برقراری ارتباط با ان دشوار می باشد.

14. نامناسب بودن حیاط مدرسه ابتدایی که در سینه کوه واقع شده و برای دانش آموزان ابتدایی خطرناک می باشد.

15. کمک به یادواره شهدای وفس و قبور سه تن از شهدای گمنام جهت مرمت و زیباسازی آن مکان مقدس.

16. احداث سد خاکی جهت افزایش آب های زیرزمینی و جلوگیری از فرسایش خاک.

17. با وجود هفت رشته قنات در روستا که در فصل سرما از آنها استفاده نمی شود تقاضامند است سد بزرگی در پایین دست روستا احداث شود تا این آب ها در پشت آنها جمع شود و در فصول گرم از آنها استفاده گردد.

18. احیاء و اصلاح باغات سطح روستا.

19. واگذاری تسهیلات بانکی با کار مزد کم به جوانان روستا برای ایجاد کارگاه های کوچک و مشغول به کار شدن آنان.

20. ایجاد تعاونی باغداران، دامداران، فرشبافان و بیمه نمودن آنان.

21. احیاء و مرمت مراتع و بیابان های روستا که بیست و یک هزار هکتار می باشد و حدود سه هزار هکتار آن توسط منابع طبیعی احیاء شده است و بقیه لم یزرع و از سوی روستاهای مجاور مورد تجاوز قرار می گیرد.

اجرکم عندالله

  حسن باریک لو

دهیار روستای وفس

 

 

همچنین آقای حسین نظری(کارمند وزارت ارشاد) یکی دیگر از همشهریان وفسی نیز، نامه ای در رابطه با مشکلات عمده وفس تهیه کرده و تحویل دفتر ریاست جمهوری داده بودند که با درخواست بنده، یک نسخه از این نامه را برای اطلاع رسانی به سایر همشهریان در اختیار وبلاگ وفس قرار دادند.

 

بسمه تعالی

 

« خدا را خدا را، در خصوص طبقات پایین جامعه که هیچ چاره ای ندارند و ... از یتیمان، خردسالان و پیران سالخورده که راه چاره ای ندارند و دست نیاز بر نمی دارند، پیوسته دل جویی کن که مسئولیتی سنگین بر دوش زمامداران است»

                                                                                                نامه 52 نهج البلاغه

 

حضور ارجمند جناب آقای دکتر احمدی نژاد

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

 

            با سلام و تحیّات

آغاز سال 1385 که مزین به نام پیامبر اعظم(ص) می باشد را خدمت جنابعالی و کلیه خدمتگزاران به اسلام و مسلمین تبریک و تهنیت عرض می نمایم.

به درستی نمی دانم که آیا این نامه را ملاحظه خواهید کرد یا نه، ولی امیدوارم کسانی که مسئولیت رسیدگی به درخواست های مردمی را دارند با حوصله تمام نامه را مطالعه نمایند.

به ناچار برای بیان اهمیت موضوع، مقدمه ای کوتاه را مطرح می نمایم.

 

در 120 کیلومتری شمال غربی استان مرکزی، روستایی بزرگ با گویش خاصی به جا مانده از زمان مادها، به نام « وفس » قرار دارد. روستایی سر سبز و بزرگ با وسعت 23 هزار هکتار و قریب 400 هکتار باغات.

مردمی مذهبی با اعتقادات معنوی بالا به ائمه اطهار(ع) که زمانی معروف به دارالمومنین بود که وجود 14 مسجد حکایت از این مهم است. همچنین وجود چهره های ملی و مذهبی مِن جمله « حضرت آیت الله العظمی شیخ عبدالنبی عراقی وفسی» و نیز علاقه ی شدید به امام و انقلاب، به طوری که در طول جنگ 72 شهید گرانقدر را تقدیم اسلام و انقلاب نموده است، از دیگر ویژگی های این روستا می باشد.

 

اما آنچه مهم است و باعث تاسف، محرومیت این روستا می باشد که با وجود برخورداری از استعداد های فراوان و شهدای گرانقدر، هیچ گونه کار اساسی و زیربنایی برای عمران و آبادانی وفس انجام نشده و همین عامل باعث مهاجرت جمع کثیری از مردم شده است.

این قلم قصد ندارد تا مسائل و مشکلات عدیده موجود را مطرح نماید که مثنوی 70 مَن کاغذ است و به دو الی سه مورد اشاره می گردد که مشت نمونه خروار است.

۱.      سالیان سال است که قرار است جاده ترانزیتی از اراک به ساوه و تهران کشیده شود که اگر این امر صورت پذیرد و از وفس عبور کند مسلماً باعث عمران و آبادانی آنجا شده و از حالت بن بست خارج می گردد ولی متاسفانه به دلایل نامشخص به صورت مسکوت باقی مانده و اخیرا هم برخی از مسئولین اظهار داشته اند که اگر مردم مانع انجام بند 2 (در ادامه خواهد آمد) نامه شوند از عبور جاده از این روستا جلوگیری خواهند کرد.

 

۲.      اخیرا هم فردی قرار است در نزدیکی وفس در شهرستان کمیجان، کارخانه ی سیمان احداث نماید که بدون در نظر گرفتن از بین رفتن باغات و مراتع وفس، قصد بر آن بود که آب کارخانه از وفس تامین گردد که خوشبختانه با هوشیاری مردم، فعلاً منتفی گردیده است. مهمتر و تاسف بارتر این که آقای فرماندار جدید کمیجان با دعوت 15 نفر از اهالی به اصطلاح آگاه تر به ضیافت ناهار از آنها تقاضای سکوت کرده که با مخالفت مردم روبرو می شود زیرا این کار مساوی است با نابودی وفس؛ حال سئوال اینجاست که این اقدام نماینده محترم دولت را چه می توان نامید؟ آیا مهرورزی و عدالت این چنین است؟ آیا این عمل بر خلاف سیاست کلی دولت نیست؟

« همه دولت نوکر مردم است.... ما خدمتگزاری مردم را با هیچ چیز معاوضه نمی کنیم....مدیری که به فکر مردم نیست جزء دولت احمدی نژاد نیست». (ریاست جمهوری در جمع مردم اردل- استان سیستان و بلوچستان)

 

۳.      این روستا به جهت موقعیت جغرافیایی خاص خود جزء پنج روستای گردشگری استان مرکزی معرفی شده است و مردم امیدوارند و انتظار دارند دولت خدمتگزار، این طرح را جدی دنبال نماید و برای عملی شدن آن در کوتاه مدت مساعدت لازم را مبذول فرماید.

 

جناب آقای احمدی نژاد، مردم وفس ضمن ارج نهادن به زحمات جنابعالی و حمایت از سیاست های دولت، تقاضا دارند که نسبت به تحقق موارد ۱و ۳ و عدم تحقق مورد ۲ پیگیری و اقدام لازم اعمال گردد.

 

به امید از بین رفتن محرومیت از این روستا و تحقق عدالت و مهرورزی

                                                                                           

                                                                                                حسین نظری

 

هر دوی این نامه ها، برای هر دو پل ارتباطی ریاست جمهوری(1، 2) ارسال شده است.

در وفس چه می گذرد؟

وفس - طبیعت - بهار - اردیبهشت

             شکوفه های بهاری درختان میوه

 

             گل های بهاری

 

هر دفعه که به وفس می روم، خبر های بسیاری می شنوم که  واقعاً لازم است همه همشهریان وفسی در جریان آن قرار گیرند ولی متاسفانه نه وقت پیگیری تک تک آنها را دارم و نه افرادی را می شناسم که درباره ی آن خبر ها اطلاعات کافی داشته باشند. مطمئنا هر روز نیز اتفاقاتی در وفس می افتد که ما و حتی همشهریانی که در وفس ساکن هستند از آن بی خبر می مانیم. متاسفانه خطوط تلفن موجود در وفس نیز قابلیت اتصال به اینترنت را ندارند و نمی توان از این راه ارزان قیمت با همشهریان ساکن وفس ارتباط برقرار کرد. فکرش را بکنید که چه خوب می شد اگر یکی از همشهریان وفسی وبلاگ یا وب سایتی را از وفس راه اندازی می کرد و هر روز اخبار وفس را در آن می نوشت.

 

این دفعه که به وفس رفته بودم، خبردار شدم که یک دانشجوی اَرمنستانی، که بر روی گویش وفسی تحقیق می کرد، برای تکمیل تحقیقات خود از ارمنستان به وفس آمده بود(حدود دو هفته قبل) و با تعدادی از اهالی با زبان وفسی دست و پا شکسته ای صحبت کرده بود و معانی فارسی به وفسی و وفسی به فارسی تعدادی لغت را از معلمان مدارس وفس پرسیده بود. جالب اینجاست که این بنده خدا حدود 71 دلار برای تهیه کپی کتاب « گویش های وفس، تفرش و آشتیان» پرداخت کرده بود در حالی که با کمتر از 500 تومان می توان کپی این کتاب را تهیه کرد(این کتاب بسیار جامع، موجود می باشد؛ اگر کسی خواست خبر دهد). حالا مثلاَ باید پی گیری کرد که این دانشجو چرا روی این گویش کار می کند؟ آیا گویش وفسی در دانشگاه های ارمنستان تدریس می شود؟ به چه نتایجی رسیده است؟ آیا حاضر است تحقیقات خود را در اختیار وفسی ها قرار دهد؟ و سوال های بسیار دیگری که از ایشان می توان پرسید.

 

و خبر های دیگر:

1.      تعمیرات ساختمانی دفتر مخابرات وفس، تقریباً تمام شده بود و درب ها و پنجره های آن نیز رنگ شده بودند.

2.      تعمیرات اساسی در«علی مَجِد» یا مسجد امیرالمومنین که در منطقه ای به اسم « پیشْ پِلیکانْ »( محلی مابین سَرْ قلعه تا باغچمیران) قرار دارد آغاز شده بود و تیر آهن های سقف و ستون ها کار گذاشته شده بود. علی مَجِد شاید تنها مسجد ی بود که در سال های اخیر تعمیراتی اساسی در آن انجام نشده بود که انشاالله با بودجه شدن چندین میلیون تومان، این مسجد نیز به جمع سایر مساجد نوساز وفس خواهد پیوست.(!)

3.      آقای انصاری، یکی از همشهریان بسیار خوش ذوق و صاحب سلیقه که از معلمان مدرسه راهنمایی شهید موسولو وفس می باشد، نمایشگاه کوچکی از تصاویری که با دوربین شخصی و از زیبایی های وفس تهیه کرده بود، در کمیجان تشکیل داده بود(البته با مشقت های زیاد). تعدادی از عکس ها را دیدم که بسیار قشنگ بود، امیدوارم بعداً بتوانم آنها را اسکن کنم و در وبلاگ قرار دهم.

4.      هم دفعه قبل و هم این دفعه که به وفس رفته بودم ، هرازگاهی صدای شلیک تیر می شنیدم که واقعاً صدای بلندی هم داشت. نمی دانم این تیر ها از تفنگ چه کسانی و به طرف چه چیزهایی شلیک می شود.

 

صحبت های همشهری گرامی جناب آقای حاجیلو(که در نظرخواهی این پست بیان شده است):

مطالب این پست را که می خواندم به بند 3 خبر های وفس رسیدم:

تشکیل نمایشگاه کوچک عکس توسط آقای انصاری؛
به ذهنم رسید این نمایشگاه کوچک می تواند سر آغاز یک نمایش بزرگتر باشد. حالا که ما ابزارهای لازم (از قبیل افراد خوش ذوق و علاقه مند به فرهنگ وفسی و همچنین همشهریانی که در ارگانهای فرهنگی کشور مشغول به خدمت هستند) را در اختیار داریم چرا این فعالیت روشنگر فرهنگی را در قالبهای دیگر هنری توسعه ندهیم و یا برپایی آنها را به شهر های دیگر کشورمان تعمیم ندهیم؟
با فراخوانی ساده از افراد با ذوق، هنرمند و هنر دوست وفسی دعوت نمود تا هرگونه آثاری اعم از عکس، فیلم، شعر (که با آن بتوان به معرفی کامل این روستای تاریخی و ویژگیهای آن پرداخت) دارند و یا تهیه میکنند، ارائه داده و نمایشگاهی کلی یا موضوعی(بسته به تعداد و تنوع موضوعی آثار) در شهر های مختلف استان و پایتخت بر پا نمود.
شاید در ابتدا کار خیلی حجیم و پر زحمت به نظر آید ولی با مساعدتها و هماهنگیهایی که همشهریانی همانند آقایان نظری و طالبی و دیگر دوستانی که در نهادهای مرتبط با امور فرهنگی مشغول خدمت هستند، در خصوص مکان یابی و هزینه های مترتب با آن میتوانند انجام دهند، فعلی صرف نشدنی نخواهد بود.
مضافا اینکه شروع به کار و احداث پایگاه حفظ میراث فرهنگی در وفس می تواند یک تقارن سود مند باشد.

 

با حرکت هایی این چنینی (که مطمئنا در شناساندن چهره زیبای فراموش شده وفس به مردم فرهنگ دوست ایران تاثیر شگرفی خواهد داشت) و انبوه اطلاعات تاریخی، فرهنگی که حداقل در همین پایگاه الکترونیکی در اختیار داریم. یک گام از اداره کل حفظ میراث فرهنگی استان پیش خواهیم بود و میتوانیم ضمن علاقه مند نشان دادن خود به حفظ این میراث گرانبها، با ارتباطات گسترده تری که به تبع وجود این اقدامات و پایگاهها ایجاد میگردد، مسائل حیاتی و زیر بنایی روستا(جاده سازی اشتغال جوانان و جلوگیری از مهاجرت و اقتصاد کلان آن)با شتاب بیشتری مرتفع گردد.
البته مسائلی که عنوان گردید از آن باب است که تجربه دولتهای پیشین حاکیست جائیکه حرکات خود جوش ساکنین وجود نداشته باشد و اهالی به قضایا بی تفاوت تر باشند انگیزه حل مسائل و بالطبع جذب اعتبارات در دولتمردان کمرنگ تر می شود.
به هر حال امید واریم خبر هایی این چنین، نوید بخش حرکت نسیم روحبخش سازندگی و سرزندگی وطنمان . وفس . باشد.


به امید توفیق

 

صحبت های آقای حاجیلو و پیشنهاد شان بسیار واضح و کامل است و احتیاج به توضیح اضافی ندارد.

نظر خود من: برپایی نمایشگاه کاری بسیار واجب می باشد و توسعه و پیشرفت وفس بدون آن امکان ندارد. آقای حاجیلو به برپایی نمایشگاه برای معرفی وفس به سایر ایرانیان اشاره کرده اند و من می خواهم بگویم ما ابتدا باید نمایشگاه، همایش و جلساتی برای معرفی وفس به خود وفسی ها برگزار کنیم، خصوصاً نسل جوان وفسی، نسلی که یا فقط یکی دو سال اول زندگی را در وفس بوده و یا کلاً در خارج از وفس متولد شده و رشد و نمو نموده است و از وفس فقط این را می داند که در تابستان ها، سه چهار روز را برای گردش و تفریح به وفس برود و استراحت کند.

خوشبختانه در این راستا کارهایی انجام شده است، مثلاً نمایشگاهی به همت همین آقای انصاری و آقایان مهدی و محمود بادینلو(عباس خوان معروف) در محرم سال قبل در امامزاده اسماعیل(ع) وفس برپا شد که بعداً شنیدم استقبال زیادی از آن شده است، در این نمایشگاه علاوه بر پرداختن به شهدای وفس به معرفی دو قشر فرهنگی وفس یعنی « علماء و روحانیون » و« تعزیه خوانان »  در دوره زمانی 200 سال گذشته تا کنون پرداخته شده بود؛ در تعطیلات عید که در وفس بودم با آقای مهدی بادینلو در رابطه با این نمایشگاه صحبت کردم و ایشان در مورد طرح های جدیدی که در نمایشگاه سال بعد، قصد اجرای آن را داشتند توضیح می دادند که واقعاً کارهای بسیار جالب و قشنگی بود. ایشان همچنین گفتند: «سعی ما این است که کل ویژگی های وفس را پوشش دهیم» و از من هم خواستند که هر گونه اطلاعات مکتوب و الکترونیکی از وفس در اختیار دارم به ایشان تحویل دهم.

 

پس به این صورت می توانیم نتیجه گیری کنیم که:  برپایی نمایشگاه امری واجب و ضروری است هم برای معرفی به وفسی ها و هم غیر وفسی ها، هم در وفس و هم در سایر شهرهای استان و شهر تهران که خوشبختانه هم امکانات نرم افزاری و منابع اطلاعاتی و هم افراد علاقه مند برای انجام این کار را در اختیار داریم، با توجه به مثال بالا می بینیم که حرکت های خوبی هم انجام گرفته و به نظر من با گذشت زمان، این حرکت ها و فعالیت ها منسجم تر و کاملتر خواهد شد و به مرور با شناختی که بین وفسی های مقیم شهر های مختلف ایجاد خواهد شد و با استفاده از امکاناتی که هر کدام از همشهری ها در اختیار دارد می توان نمایشگاه را در مکان های مختلف نیز برگزار کرد.

خانه مردم شناسی وفس

همانطور که در پست قبلی نوشته بودم، قرار بود روز چهارشنبه(دیروز)، جناب آقای حسینی، مدیر کل میراث فرهنگی استان مرکزی به منظور بررسی شرایط برای ایجاد پایگاه میراث فرهنگی، به وفس بروند.

من نیز با اتوبوس خط وفس که ساعت 5 صبح حرکت می کند، همراه شدم و ساعت 8 در وفس بودم؛ جای همه ی شما خالی بود؛ بهار وفس و آن هم در ماه اردیبهشت، خیلی دیدن دارد.

صبح که رسیدم ابتدا با چند تن از همشهریان وفسی از جمله آقای حسن باریک لو، دهدار وفس، صحبت کردم. ایشان گفتند: « در دو روز گذشته نیز کارشناسانی از طرف میراث فرهنگی به وفس آمده بودند و اکثر نقاط مناسب برای پایگاه را بررسی کردند که در نهایت یکی دو محل را انتخاب کردند. قرار است امروز نیز جناب مدیر کل به وفس بیایند تا محل نهایی مشخص شود و انشاالله هر چه زودتر شاهد استقرار پایگاه میراث فرهنگی در وفس باشیم».

خوشبختانه مدیر کل میراث فرهنگی نیز به قول خود وفا کردند و در حدود ساعت 12 و نیم، وارد وفس شدند و حاج آقا رضا سمیعی، ایشان را برای پذیرایی به منزل خودشان در محله ی « ماندی ویلجَ» دعوت کردند. بنده و آقای دهدار نیز به منزل ایشان رفتیم و در آنجا صحبت هایی(خیلی خلاصه) در مورد محل پایگاه در وفس، نوع این پایگاه و نقشی که قرار است ایفا کند، فایده ای که این پایگاه برای وفس و مردم ساکن آن دارد و همچنین سایر ویژگی های گردشگری وفس، انجام شد.

حسینی، مدیرکل میراث فرهنگی استان مرکزی

حاج آقارضا سمیعی


آقای حسن باریکلو، دهیار وفس

نتیجه گیری که من از صحبت های آقای حسینی، مدیر کل میراث فرهنگی استان مرکزی، کردم این بود که: این پایگاه در حقیقت یک « خانه ی مردم شناسی» می باشد که در آنجا گوشه هایی از فرهنگ و آداب و رسوم مردم وفس و همچنین بعضی از مناطق استان، معرفی خواهد شد و همچنین تحقیقات مردم شناسی در جنبه های مختلف، در این مکان صورت می گیرد. وجود این پایگاه در وفس علاوه بر حفظ و نگهداری میراث فرهنگی و معنوی قوم وفس، باعث جذب گردشگر می شود که مسئولین و مردم وفس می توانند با ایجاد زمینه های لازم، از حضور گردشگران و توریست ها بهترین استفاده را ببرند.

ایشان همچنین درباره ی ویژگی های مختلف وفس از جمله بافت تاریخی، وجود چشم انداز های بسیار زیبا در هر طرف روستا، وجود جنگل های وسیع، وجود منابع آب فراوان و .... صحبت کردند و راه هایی برای حفظ و نگهداری هر کدام از این موارد بیان نمودند.

همچنین بنده و سایر حضار نیز در مورد بعضی دیگر از ویژگی های جالب وفس مانند« تونل های زیرزمینی» موجود در زیر خانه ها و دلایل ایجاد آنها، آسیاب (به زبان وفسی آهْرِ یا آخْرِ) های بسیار زیادی که در وفس وجود دارد، صنایع دستی وفس و .... با ایشان صحبت کردیم.

 

حاج آقا رضا سمیعی، مانند همیشه، پذیرایی بسیار کاملی(میوه، شیرینی و نهار) از مهمانان به عمل آوردند که واقعاً جای تقدیر و تشکر دارد.

 

در مورد بازدید مدیر کل از مناطق مختلف وفس، قرار بر این شد که ابتدا به منزل مرحوم حاج محمد خان دارابی(پزشک حاذق وفس) که اینک در اختیار یکی از پسران ایشان قرار داشت، بروند(همه کارشناسان میراث فرهنگی و مسئولین محلی نیز این منزل را به دلیل زیبایی های بسیار زیاد آن، بهترین محل برای استقرار پایگاه میراث فرهنگی می دانستند)، اگر پسر ایشان با فروش این منزل موافقت کرد که همین منزل به عنوان پایگاه در نظر گرفته شود ولی اگر ایشان مخالفت کردند به سراغ محل های دیگری که مناسب تشخیص داده شده بود، بروند.

در راه منزل آقای دارابی

خوشبختانه آقای دارابی(فرزند مرحوم حاج محمد خان دارابی) به گرمی از مدیر کل میراث فرهنگی استقبال کردند و در حدود نیم ساعت، تمام قسمت های منزل زیبا و تاریخی خودشان را به ایشان و سایرین، نشان دادند. در انتها نیز از حاضرین پذیرایی به عمل آوردند.

از راست: آقایان حسینی، دارابی و سمیعی

نتیجه ی این بازدید و صحبت های آقای دارابی و آقای حسینی، این شد که: آقای دارابی حاضر شدند منزل خودشان را برابر با قیمتی که کارشناس رسمی آثار باستانی، قیمت گذاری کند، به سازمان میراث فرهنگی بفروشند و قرار بر این شد که آقای دارابی گزارشی مکتوب در مورد تاریخچه و قسمت های مختلف این ساختمان تهیه کرده و آن را به سازمان میراث فرهنگی استان مرکزی که در شهر اراک قرار دارد، تحویل دهند. سازمان میراث فرهنگی نیز ابتدا کارشناس های خود را برای قیمت گذاری اعزام می کند و سپس برای خرید آن و سایر کارها اقدام می نماید. همچنین گفته شد که اگر به هر دلیلی این معامله انجام نگرفت، آقای دارابی می توانند با دریافت وام به تعمیر و بهسازی قسمت های مختلف ساختمان بپردازند(البته به شرط اینکه ابتدا این منزل را در فهرست آثار ملی ثبت کنند).

 در حدود ساعت 3، کار بازدید و صحبت در مورد منزل آقای دارابی به پایان رسید و بعد از آن هم آقای حسینی از حاضرین خداحافظی کردند و وفس را به قصد اراک ترک نمودند.

استقرار پایگاه میراث فرهنگی در وفس

همانطور که اطلاع دارید در سال گذشته، وفس به همراه 4 روستای دیگر، به عنوان مناطق ویژه گردشگری روستایی در استان مرکزی معرفی شدند و از همان زمان نیز اعتباراتی برای مطالعه طرح های گردشگری در این روستا ها، به تصویب رسید.

خوشبختانه روستای وفس به دلیل ویژگی های طبیعی و فرهنگی بسیار زیادی که دارد همیشه مورد توجه سازمان میراث فرهنگی استان مرکزی بوده و در حقیقت به عنوان یکی از مناطق ویژه گردشگری، ارزش سرمایه گذاری بالایی دارد، در همین راستا خبردار شدم که مدیر کل میراث فرهنگی استان مرکزی، جناب آقای حسینی، به همراه تعدادی از کارشناسان این مرکز، قرار است روز چهارشنبه(امروز) بازدیدی از وفس داشته باشند. هدف از این بازدید، بررسی شرایط به منظور ایجاد و استقرار پایگاه ثابت میراث فرهنگی در وفس می باشد. این گروه قرار است تا تعدادی از محله ها و مناطق وفس را از نزدیک بازدید و بهترین محل برای استقرار پایگاه را تعیین نمایند. البته در بررسی های قبلی که توسط کارشناسان این سازمان صورت گرفته، بهترین محل، همان منزل خان های سابق وفس در محله ی مانداران، معرفی شده است. ولی آن طور که من شنیده ام، صاحبان حال حاضر این خانه ها از تحویل یا فروش این خانه ها به میراث فرهنگی، خودداری کرده اند و به هیچ صورت حاضر به انجام این کار نیستند.

 

در پایان لازم است از زحمت های بی دریغ همشهری عزیز وفسی، « جناب آقای محمود رضا طالبی»، کارشناس نظارت بر واحدهای اقامتی و پذیرایی کل کشور، تشکر ویژه داشته باشم که فعالانه پیگیر مسائل وفس هستند و حضور مسئولان میراث فرهنگی در وفس نیز تا حدود زیادی مرهون تلاش های ایشان بوده است. خبر حضور این مسئولین در وفس و برنامه هایشان را، ایشان به پایگاه الکترونیکی روستای وفس اعلام کردند.

 

همچنین تشکر می کنم از جناب آقای « آقا رضا سمیعی»، یکی دیگر از همشهریان وفسی که واقعاً نمی دانم تلاش و کوشش ایشان برای توسعه و پیشرفت وفس را چگونه توصیف کنم. آقای سمیعی که در تهران سکونت دارند، قرار است از این گروه مسئولین، در وفس استقبال کنند و به نوعی راهنمای ایشان برای بازدید از وفس باشند.

 

من برای تهیه اخبار، مطالب و تصاویری از حضور مسئولین در وفس، امروز(حدود نیم ساعت دیگر) به وفس می روم.

مراتع وفس

در ابتدا به تعیین نوع پوشش گیاهی در وفس می پردازیم.

پوشش گیاهی در وفس را می توان به دو دسته تقسیم کرد؛ دسته اول) اشجار و باغاتی که یا به دست انسان غرس شده یا بقایای درختان خودروئی است که در دشتستان های کم وسعت نواحی چشمه ساران کهن(که شاید بعد ها به صورت قنات درآمدند) رشد و نمو نموده اند. دسته دوم) مراتع، گیاهان بوته ای، درختان و درختچه هایی که در پهنه ی کوهها و قله ها به صورت خود رو، رشد کرده اند.

 

در این پست، از میان این پوشش های گیاهی متنوع، به مراتع وفس می پردازیم.

 

1) کوهستانی بودن منطقه،2) وسعت زیاد آن و 3) اعتدال هوا، سبب رویش انواع گیاهان مرتعی در دامنه ی کوهها گردیده است و در مراتع وفس انواع گیاهان چند ساله و یک ساله وجود دارد.

جالب اینجاست که هر کدام از این گیاهان متنوع در زمان خاصی به چرای دام ها می رسند، گیاهان ریشه داری نیز وجود دارند که حتی در تابستان به رشد خود ادامه می دهند و منبع تغذیه دام ها را در اواخر تابستان و پاییز تامین می کنند.

از ماه اردیبهشت تا اوایل تیرماه، به علت وجود انواع گیاهان در مراتع، زیبایی خاصی طبیعت منطقه را در بر می گیرد. پس از تیرماه آنچه در مراتع به چشم می خورد گیاهان چند ساله ای هستند که به نوعی خود را برای زندگی در آنجا وفق داده اند و علی رغم بارش کم، باز سرسبزی را به طبیعت می بخشند و چَرای دام ها تا حدود آذرماه را، همین گیاهان تامین می کنند.

مراتع وفس، علی رغم توجه نکردن به ظرفیت بهره برداری آنها از سال های قبل تا کنون، باز هم در بین روستا های اطراف، بهترین می باشد و به طور کلی مراتع وفس را می توان در رده مراتع متوسط طبقه بندی کرد.

 

محدودیت های مراتع منطقه وفس

در زمان های گذشته، مراتع وفس به دو منطقه تقسیم می گردید:

1) منطقه شمالی که تقریباً سرزمین های پست تری نسبت به مناطق جنوبی می باشند و لذا رویش گیاهان در این منطقه زودتر شروع می شود، 2) منطقه جنوبی که به علل مرتفع بودن نسبت به مناطق شمالی، سرد تر بوده و رشد گیاهان مرتعی بسیار خوب آن، دیرتر شروع می شود. به همین خاطر در سال های قبل، چَرا در مراتع قسمت جنوبی تا حدود تیرماه ممنوع بود و از فروردین ماه تا تیرماه، گوسفندان در مراتع شمالی می چریدند و پس از آن به مراتع جنوبی نیز می آمدند. این تقسیم بندی بسیار مناسب بود، چرا که با این کار گیاهان مراتع جنوبی، رشد کامل خود را طی می کردند و کاملاً برای چَرا آماده می شدند.

متاسفانه امروزه این تقسیم بندی رعایت نمی شود و گیاهان هنوز سر از خاک بیرون نیاورده اند مورد چَرا قرار می گیرند و زیر دست و پای احشام از بین می روند که همین امر، سالانه خسارات زیادی را به مراتع وارد می کند.

1) شخم زدن مراتع و تبدیل آنها به زمین های زراعی(خصوصاً در سال های اخیر)، 2) چَرای بی رویه و عدم رعایت ظرفیت مراتع و همچنین 3) بوته کنی(گر چه نسبت به گذشته کمتر شده)، از عواملی هستند که مراتع را بیش از پیش تخریب می کنند.

امروزه، به علت تخریب مراتع و کم شدن گیاهان ریشه دار در دامنه ها، بارندگی نیز اثر مخربی بر جای می گذارد و سیلاب ها و جویبارها باعث فرسایش هر چه بیشتر مراتع می شوند.

 

اصلاح مراتع

وجود حدود 20 تا 25 هزار راس دام در وفس و این مسئله که قسمت مهمی از درآمد روستائیان ساکن وفس از طریق دامداری تامین می شود، اهمیت مراتع را بیش از پیش روشن می نماید و این امر نیز به نوبه خود، برنامه ریزی هایی جهت اصلاح مراتع در آینده مطالبه می کند. متاسفانه تا به حال توسط سازمان ها و ارگان های مسئول(جهاد سازندگی، جنگلداری و....) در رابطه با اصلاح مراتع وفس هیچ اقدامی صورت نگرفته است و فقط در سال 1372 نقشه ای از مراتع وفس تهیه شده است (و شاید طرحی برای بهبود مراتع در نظر گرفته شده) که آن هم تا به حال بر روی کاغذ باقی مانده و در این راستا اقدامی عملی صورت نگرفته است.

همانطور که در بالا اشاره شد، علی رغم همه این بی توجهی ها( چه از طرف مسئولین و چه ساکنان محلی)، مراتع وفس، هنوز هم توان بالقوه بسیار بالایی دارند و می توان از طریق آموزش ساکنان محلی و همچنین کارهایی چون کود پاشی، ایجاد سیل بند های کوچک و ... ظرفیت بهره برداری این مراتع را افزایش داد.

بهره خوب درختان بادام کاشته شده در دامنه ها(به صورت دیم) و همچنین دیمی بودن تاکستان های درخت مو در وفس، نشان از توان بالقوه زمین و تناسب آب و هوا برای رویش گیاه  و درخت دارد که لازم است از طریق به کارگیری روش های جدید، حداکثر استفاده از این استعداد طبیعی به عمل آید.

 

بعضی از مراتع وفس عبارتند از:

 

دُبرين (در قسمت شمالی وفس)                               کوسی قشلاق

اَلولان (انتهای باغ های وفس در شمال)                       قَلنجه (در قسمت جنوبی)

اسماعيل شای دره                                                 ارّان (در قسمت شمالی وفس)

سيبر و چاکنار (در قسمت شمالی وفس)                     دره موشی

سَنگزار                                                               داران بَر

انجمن (در قسمت شمالی وفس)                               ييلاق

مانْدر                                                                 اَيوزی چاه

 

منابع:

1) جغرافیای طبیعی، اقتصادی و انسانی وفس؛ حسینعلی باریك لو؛ پایان نامه دانشجویی؛ سال 1373.

2) منوگرافی روستای وفس؛ حسینعلی حاجیلو؛ پایان نامه دانشجویی؛ سال 1379.

 

 

راهنما و آرشیو لینک ها و اطلاعات مربوط به وفس در اینترنت

 

سید مبین وفسی

سید مبین وفسی یکی از سادات بزرگوار و عالیقدر وفس بود که به صورت معجزه آسایی حافظ قرآن شده بود.

داستان حافظ  قرآن شدن ایشان را از قول « حاج آقا علی سجادی » یک از روحانیون وفسی نقل می کنیم. ایشان می گویند:« سید مبین وفسی با تقوی و ساده لوح و در عین حال کُند ذهن و دیریاب بودند اما در تقوی و پاک دامنی زبانزد همه ی مردم بودند. یک شب امام زین العابدین(ع) را به خواب می بینند و حضرت جام آبی به سید می دهند، سید آب را می نوشند و صبح که از خواب بر می خیزند، احساس می کنند که قرآن را حفظ هستند. ایشان را برای امتحان به دربار ناصرالدین شاه می برند و قاری که می خواست ایشان را امتحان کند مقداری متون عربی را با آیات قرآن با هم می خواند که سید معترض می شوند و می گویند این قسمت آیات قرآن نیست و اضافه می کنند که قرآن دارای نوریست که می درخشد. بعد از آن اجازه می یابند که از کتابخانه شاهی دیدن کنند و کتاب «حیات القلوب» علامه ی مجلسی را انتخاب می کنند و همراه خویش می آورند که تا سال ها در این خانواده دست به دست می گشت و دست خطی از شاه می گیرند که سادات محله ی خیبر(خانی بر) از خدمت نظام معاف باشند که تا زمان جلوس سلطنت رضا پهلوی معتبر بود».

 

آیت الله صابری همدانی در کتاب « تاریخ مفصل همدان»، صفحه 154، می گوید: « سید مبین سید خلیل بن سید اسحاق سجادی. سر سلسله خاندان سجادی های وفس و بیت سیادت است. سید احمد فرزند اوست و حاج صادق فرزند سید احمد از تجار ساکن همدان است و فرزندش سید رضی از فضلاء و ساکن همدان بوده که در حوزه این شهر تدریس می کرده است. حدود 1360 وفات کرد.

سید باقر فرزند دیگر سید مبین وفسی است که در قم وفات کرده است. پسر سوم سید مبین سید محمد بوده که مسموماً از دنیا رفته و پسرش حاج آقا حسن بن سید محمد از وعاظ بوده که در یکی از قراء تهران سکونت داشته. سید مجتبی برادر سید مبین است که از او سید حسین به دنیا آمد که از اهل علم بوده که سید باقر و سید جواد از فرزندان اوست که در همدان از محصلین علوم دینی می باشند».

 

شخصیت علمی و آثار

علامه سید محسن امین در کتاب اعیان الشیعه، جلد 9، صفحه 44 آورده است:

السید مبین الحسینی الوفسی الهمدانی

توفی حدود 1270 و قبرة بمقبرة شیخان بقم.

محدث فقیه مفسر ریاضی من اجلاء تلامذه صاحب الجواهر له مولفات منها (1) الکشکول فرغ منه سنة 1267 (2) زبدة الاحادیث فرغ منه بمشهد الرضا(ع) سنة 1268 (3) کتاب فی الادعیة فرغ منه بطهران سنة 1268 (4) کتاب تلخیص ذریعة الراغب للشیخ ابی القاسم الراغب فی العرفان و التصوف.

ترجمه فارسی:

عالم جلیل، فاضل کامل، عارف متقی، مفسر، فقیه، محدث ریاض از شاگردان برجسته صاحب« جواهر» است. صاحب تالیفات مفید و سودمند است. در قم ساکن شد و در تاریخ حدود 1270 وفات کرد و در قبرستان شیخان قم دفن شد.

چندین اثر از او نام برده شده:

1) «کشکول» که در سال 1267 از تالیف آن فارغ شده.

2) «زبدة الاحادیث» در سال 1268 در مشهد تالیف کرده.

3) کتابی در اعبیه در مراجعت از مشهد در تهران آن را نوشته.

4) «تلخیص الذریعه» راغب اصفهانی در عرفان و تصوف.

 

در مجلد های 4، 8، 12، 18 و 20 کتاب شریف الذریعة آقا بزرگ طهرانی نیز مطالبی پیرامون آثار سید مبین وفسی آمده است(بعضی مطالب تکراری است):

 

جلد 4؛ شماره 1868؛ کتاب « تلخيص الذريعة »:

إلى مكارم الشريعة في التصوف و العرفان ، تأليف الراغب الأصفهاني للسيد مبين الحسيني الوفسي الهمداني أوله و بعد فهذه زبدة من ذريعة الراغب اعلم أن طريق يوجد منضما إلى كشكول المؤلف الذي فرغ منه 1267 عند السيد شهاب الدين التبريزي نزيل قم .

 

جلد 8؛ شماره 725 ؛ « كتاب الدعاء »:

للسيد مبين الحسينى الوفسى الهمداني نزيل قم، شرع بتأليفه في قصبة وفس وفرغ منه بعد العود عن مشهد خراسان في طهران في مدرسة الحاج رجب على في (1268) نسخة خط المؤلف توجد عند (السيد شهاب الدين) بقم.

 

جلد 8؛ شماره 798 ؛ « كتاب الدعوات »:

مجموعة من الادعية التى دونها: السبد مبين الوفسى الهمداني شرع في تأليفه في وطنه قصبة وفس، ثم جاء إلى مشهد خراسان، وبعد قضاء الوطر من الزيارة والعود مر إلى طهران فنزل بها في مدرسة (الحاج رجب على) وتمم الكتاب هناك في (1268) والنسخة بحطه في مكتبة (السيد شهاب الدين بقم) كما كتبه الينا.

 

جلد 12؛ شماره 103؛ « زبدة الاحادیث »:

للسيد مبين الحسيني الوفسي الهمداني، نزيل قم أخيرا المتوفى بها والمدفون في مقبرة شيخان. الفه وهو في مشهد خراسان في مدرسة

 

جلد 18؛ شماره 756؛ « الکشکول »:

للسيد مبين الحسيني الوفسي الهمداني، نزيل قم أخيرا، والنسخة بخطه فرغ من بعض اجزائه في 1267 عند السيد شهاب الدين بقم، يظهر منه تلمذه على صاحبي " الضوابط " و " الجواهر ".

 

جلد 20؛ شماره 1948؛ « مجموعة الادعية »:

للسيد مبين الحسيني الوفسي الهمداني شرع بتأليفه في وطنه قصبة وفس ثم ذهب إلى زيارة مشهد الرضا (ع) وفي أوبته عن المشهد ووصوله إلى طهران نزل في مدرسة الحاج رجب على وتممه هناك 1268 والنسخة بخطه عند السيد شهاب الدين التبريزي كما كتبه إلينا.

 

منابع:

ستاد یادواره شهدای وفس؛ وفس در گذر زمان؛ چاپ نور حکمت؛ تهران؛ 1378.

احمد صابری همدانی؛ تاریخ مفصل همدان؛ جلد دوم، انتشارات عین القضاة همدانی، 1375.

علامه سید محسن امین؛ اعیان الشیعه؛ جلد نهم؛ چاپ بیروت.

آقا بزرگ طهرانی؛ الذریعة.

صرف فعل های وفسی

در این پست، به عنوان نمونه به صرف یکی از افعال وفسی می پردازیم. امیدوارم با ارائه همین یک نمونه، همشهریان عزیز وفسی خود به تمرین و صرف افعال مختلف وفسی بپردازند که این کار جدا از جالب و مهیج بودنش، باعث تقویت ریشه ای زبان وفسی می شود. این فعل و زمان های صرف شده ی آن از بخش« صرف فعل های وفسی »، از کتاب« گویش های وفس، تفرش و آشتیان» انتخاب شده است. زمان ها را خودم مشخص کرده ام ولی باقی مطالب عیناً نقل گردیده است.

 

فعل مورد صرف: فعل« سییَنْ » به معنی « رفتن»

 

زمان های گذشته و زمان آینده

 

 

 

زمان حال و فعل امر

 

آرشیو لینک های وفس و چند خبر

وبلاگ لینک های وفس، نام وبلاگ جدیدی است که به مجموعه وبلاگ های قبلی وفسی اضافه می شود. البته این وبلاگ با بقیه وبلاگ ها خیلی فرق دارد و در حقیقت باید اسم آن را بگذاریم: آرشیو لینک های وفس

توضیحات بیشتر را در خود وبلاگ بخوانید.

 

راهنما و آرشیو لینک ها و اطلاعات مربوط به وفس در اینترنت

 

مطلب دیگر اینکه چند هفته قبل با خبر شدم که اولین وبلاگ وفسی، با عنوان « وفس جدید» در سال 1382و توسط آقای حسن حسن زاده (که نمی شناسمش) ایجاد شده است. متاسفانه ایشان فقط یک پست در این وبلاگ نوشته اند و ایمیل وبلاگ نیز از کار افتاده است.

 

به اولین وبلاگ وفسی که در سال 1382 ایجاد شده است، بروید

خبر اول: چاپ کتاب شناسنامه گردشگری 322 روستای هدف توسط سازمان میراث فرهنگی و گردشگری

 

همانطور که اطلاع دارید در سال گذشته، 322 روستا در کل کشور به عنوان مناطق ویژه گردشگری انتخاب شدند. وفس از استان مرکزی نیز یکی از این روستا ها بود.

در این خبر ذکر شده است که:

 

دبیر کمیته راهبری گردشگری روستایی سازمان میراث فرهنگی در گفتگو با خبرگزاری ایستا:

از احیای بافت فرسوده روستاهای هدف گردشگری خبر داد و گفت، 322 مورد از این روستاها شناسایی شده اند.

نمازی افزود: سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و سازمان دهداری‌ها و شهرداری‌ها، تجهیز این روستاها را بر عهده می‌گیرند كه به همین منظور برای 89 روستا، 20 میلیارد ریال بودجه اختصاص یافته است.

وی گفت: بر اساس این طرح به دهیاران پس از شناسایی و پیشنهاد موارد مورد نیاز گردشگران، اعتبارات بانکی تعلق می‌گیرد.

نمازی گفت: در هر یك از این روستاها برگه اطلاعاتی حاوی 60 مورد از نیازهای گردشگران تعریف شده است كه پس از جمع‌بندی آن ها در قالب كتابی با عنوان شناسنامه گردشگری روستاهای هدف چاپ می‌شود.

در پست های 24 و 37 ، خبرهایی در این رابطه آمده است.

خبر دوم: استاندار استان مركزی گفته است که رییس جمهوری به زودی از این استان دیدار می‌كند

 

خبرگزاری جمهوری اسلامی، اعلام کرد:

استاندار استان مرکزی گفت: دكتر احمدی نژاد رییس جمهور محبوب و مردمی در ادامه سفرهای استانی خود به زودی به این استان نیز سفر می‌كند.

« عبدالله سهرابی » روز سه‌شنبه در گفت و گو با ایرنا افزود: هنوز زمان قطعی این سفر به استان مشخص نشده اما مقدمات آن كاملا فراهم شده‌است.

وی بیان كرد: در سفر دکتر احمدی نژاد به‌استان مرکزی عمده‌ترین مشكلات این منطقه از جمله آلودگی هوا، تامین آب آشامیدنی سالم ، مسائل حاشیه نشینی، بهداشت و درمان، آموزش، ورزش و طرح‌های نیمه تمام عمرانی بررسی می‌شود.

استاندار مرکزی گفت: دیدار با مردم و رسیدگی به ‌مشكلات آنان از دیگر برنامه های محوری رییس جمهوری در جریان این سفر است.

در این رابطه می توانید این خبر و این خبر را هم بخوانید.

خبر سوم: ۵۰۰ اثر باستانی و تاریخی استان مركزی در فهرست آثار ملی امسال ثبت می‌شود

 

خبرگزاری جمهوری اسلامی:

رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ‌استان مرکزی گفت: ثبت ۵۰۰ اثر باستانی و تاریخی استان در فهرست آثار ملی کشور امسال در اولویت برنامه‌های این سازمان است.

« سید محمد حسینی» روز سه‌شنبه در گفت و گو با ایرنا افزود: به رغم شناسایی بیش از دو هزار اثر فرهنگی و تاریخی در استان مرکزی  تاکنون تنها ۳۰۰ اثر در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده است.

 

آثار باستانی وفس در چه وضعیتی است؟

 

نظرات

یک عزیزی که قبلاً با اسم  ؟ (علامت سئوال) یکی دو مرتبه برای وبلاگ نظر گذاشته بودند و من دو مرتبه بهشون ایمیل زدم و ایشون هم جواب ندادند در این پست به عنوان یک دوست(!) ظاهر شدند و افاضاتی فرمودند. ایشون از عبارت « نماینده ی یک امپراطوری» برای توصیف قوم وفس استفاده کردند که من نمی دونم این عبارت رو از کجا تحصیل و استخراج نموده اند. درست است که ما وفسی هستیم و خیلی هم نسبت به وفس تعصب داریم ولی این دلیل نمیشه که خودمون رو نماینده ی یک امپراطوری بزرگ بدونیم. اگر منظور شما قوم ماد می باشد، بله، گویش وفسی به همراه 30 تا 40 گویش دیگر همه مربوط به دوران ماد می باشد و حکومت ماد محدوده ی بسیار وسیعی از ایران را در بر می گرفت(مقاله مرحوم استاد محتاط در رابطه با قوم ماد را در این سایت بخوانید).

و اما در مورد وبلاگ جدید، همانطور که در همین وبلاگ جدید شرح دادم( که معلوم است شما آن را نخوانده اید)، لینک های زیادی از وفس یافتم که نه میشد همه ی آنها را در همین وبلاگ آورد ( این وبلاگ هم اکنون نیز خیلی سنگین است و به زودی قالب آن را تغییر خواهم داد) و نه میشد از آنها صرف نظر کرد به همین دلیل تصمیم گرفتم محلی برای آرشیو و ذخیره کردن آنها ایجاد کنم تا سایر وبلاگ نویسان وفسی و هر علاقه مند دیگری به راحتی به این اطلاعات جالب دسترسی داشته باشد.

در پایان عرض کنم که نه من و نه هیچ کدام از وبلاگ نویس های وفسی، با ایجاد این وبلاگ ها، ادعای حل مشکلات وفس رو نداریم ولی به این حرف کنفوسیوس، اعتقاد راسخ داریم که گفته است:

« به جای لعنت کردن تاریکی، یک شمع روشن کن».

کوه های وفس

به عکس زیر خوب نگاه کنید:

 

           کوه های وفس

 

اولاً بدانید که وفس دقیقاً در جهت جغرافیایی جنوبی- شمالی کشیده شده است که جهت نمای موجود در عکس بالا نیز این مطلب را تایید می کند. یعنی مثلاً مناطق مسکونی وفس در جنوب، و در همان راستا و در انتهای وفس، دشت انجمن در شمال قرار دارد.

وفس سرزمینی کوهستانی است چرا که میانگین ارتفاع آن بیشتر از 2000 متر (از سطح دریا) می باشد. همچنین معتدل نیز می باشد چونکه ارتفاع آن به 3000 متر نمی رسد و در طی سال آب و هوای معتدلی دارد.

اختلاف ارتفاع در وفس( با توجه به وسعت زیاد وفس) بسیار زیاد است. بلندترین نقطه ی وفس قله ی قلنجه با ارتفاع 2745 متر و پست ترین نقطه ی آن در دشت انجمن با ارتفاع حدود 1550 متر می باشد(اختلاف 1200متر) و به همین دلیل گاهی اوقات آب و هوای متفاوتی را در ابتدا و انتهای وفس شاهد هستیم. قله قلنجه در ابتدای وفس(جنوب) و دشت انجمن در انتهای وفس(شمال) قرار دارد و به طور کلی هر چه از جنوب به سمت شمال حركت كنیم از ارتفاع وفس كاسته می شود و کوههای مرتفع جنوبی، در شمال به تپه های منفرد تبدیل می شوند(جهت جریان آب نیز از جنوب به شمال می باشد).

همانطور که در تصویر می بینید، این كوهها در جنوب به صورت دیواری قرار گرفته اند و رشته ای از شرق به غرب كشیده شده به طوری كه عبور از آن فقط از طریق یک گردنه(گردنه ی حاجی رضوان) امكان پذیر است.

استاد مغدم در کتاب خود می نویسند:« قصبه ی وفس میان دره های کوه وفس یا کوه سفید قرار دارد. رشته کوهی که شمال شرقی و شرق و جنوب وفس کشیده شده اَیْنَ بارْ و کوه غربی هُموُزْ و دنباله ی آن دُبْرینْ خوانده می شود».

قله ی قلنجه، بلندترین قله ی رشته کوه اَیْنَ بارْ (رشته ی شرقی- غربی یا رشته کوه وفس) و بلندترین قله ی منطقه محسوب میگردد؛ دامنه های جنوبی آن به طرف كمیجان است و فرسایش در آن شدید تر از دامنه ی شمالی كه به طرف وفس است، می باشد. دامنه جنوبی یكباره به دشت هموار منتهی می شود اما از دامنه شمالی چند رشته ی دیگر منشعب می شود و از جهت جنوب به شمال كشیده می شود. در دامنه شمالی در بعضی از نقاط، برف تا اوایل تابستان هم باقی می ماند. رشته هائی كه از دامنه شمالی منشعب می شوند در حدود 6 تا 7 كیلومتر كشیده شده و سرانجام ارتفاع خود را از دست می دهند؛ كه در این محل، خانه های مسكونی روستا قرار دارد(مناطق مسکونی وفس بر روی کوه « قلعه» یا« مصلی» قرار دارند. ارتفاع این کوه در حدود 2300متر می باشد). رشته های دیگر كه دو طرف خانه های مسكونی و باغ ها را در بر گرفته است در دو سمت غرب و شرق امتداد می یابند كه در سمت غرب ارتفاع كوه كمتر شده و سرانجام به تپه ها تبدیل می شود، در قسمت شرقی نیز اگرچه از ارتفاع كاسته می شود اما كوهها ادامه یافته و به كوههای رودبار تفرش متصل می شوند و رود قره چای این كوهها را از كوههای تفرش جدا می كند.

 

غیر از قله قلنجه از ارتفاعات دیگر وفس می توان به «هَرسهول(هرسائول)، دی نساء، قلعه کهنه، گااُولَ، مانْدَر، گانِوَ، حاجی رضوان، دُبرین، آبی رنگ، کلّه موشمای، کلّه اَینَبار و کوه خیبر» اشاره کرد.

 

کوه های وفسی

در نقشه های رسمی موجود از منطقه وفس(نقشه های مربوط به قبل و بعد از انقلاب)، از هفت کوه بلند و نسبتاً بلند در محدوده روستای وفس نام برده شده است که عبارتند از:

 

کوه قلنجه (Kūh-e Qalanjeh)                               کوه دزلی (Kūh-e Dezlī)

           

کوه شاه نمیران (Kūh-e Shāh Namīrān)               کوه شنگه دره (Kūh-e Shengeh Darreh)

 

کوه انجمن چای (Kūh-e Anjoman Chāy)             کوه خشک دره (Kūh-e Khoshk Darreh)

 

کوه بلاغ دره سی (Kūh-e bolagh darreh si)

 

در مورد هر کدام از این کوههای زیبا و غرور آفرین که رازهای زیادی از تاریخ قوم وفس و حوادث و سختی هایی را که بر اجداد و نیاکان ما رفته است در دل خود دارند(حوادثی همچون « واقعه وفس» در 300 سال قبل که طی آن چندین هزار نفر از همشهریان وفسی به خاک و خون کشیده شدند و تعدادی از آنها با پنهان شدن در میان همین کوهها جان خود را حفظ کردند) بسیار می توان نوشت که امیدوارم در فرصت های بعدی یا من و یا هر کدام از همشهریان بتوانیم این کار را انجام دهیم.

 

موقعیت کوه های وفس نسبت به کوه های استان مرکزی:

كوه های ناحیه استان مرکزی از دو رشته تشكیل شده است. رشته اصلی از کوه الوند(در استان همدان) جدا شده و بصورت دیواره های موازی، گاهی فشرده و گاهی گسترده به عرض چند كیلومتر و با طول 280 كیلومتر از همدان تا راهگرد ادامه دارد. جهت اصلی آن از شمال غربی به جنوب كشیده شده و سپس به شمال شرقی متوجه می گردد. این ارتفاعات در سربند و شازند به نام راسوند و در اراك سپیدخانی نام دارند.

رشته دوم كوه های این منطقه در چهل كیلومتری جنوب غربی شهر اراك از كوه های راسوند جدا شده بصورت دو رشته موازی از جنوب به سوی شمال امتداد یافته كه این رشته كاملاً بر كوه های راسوند عمود بوده و دره معروف چرّا(یا شرّا) را با وسعت 1100 كیلومتر مربع به وجود آورده است. عرض این كوهستان در بعضی نقاط از 50 كیلومتر تجاوز می کند. این كوهستان در جهت شمالی به ارتفاعات وفس می پیوندد و سپس به سوی ساوه امتداد می یابد. ارتفاعات عمده آن در هزاوه اراك 2735 متر و در وفس به 2745 متر می رسد.

پس به طور کلی كوههای وفس بین كوههای همدان و تفرش قرار دارند و از سمت شمال شرقی به كوههای ساوه متصل می گردند.

 

در دایره المعارف آزاد ویکی پدیا، تحت عنوان«الوند» آمده است:

اَلْوَند یکی از قله‌های بلند ایران واقع در استان همدان است.

این رشته‌کوه در شمال‌ غرب به کوه خدابنده‌ لو سنندج و کوه چهل‌چشمه کردستان و از جنوب شرق به بلندی‌های راسوند و کوه وفس اراک متصل است.

 

سایت های بانک ملی و جهاد کشاورزی در معرفی «استان همدان» آورده اند:

كوه وفس در شرق شهرستان همدان قرار دارد كه ارتفاع بلندترین قله آن از سطح دریا 2450 متر است(البته همانطور که گفتم ارتفاع قله قلنجه 2745 متر می باشد).

 

سایت ataland.com در معرفی استان مرکزی و تحت عنوان«Altitudes and Summits , Arak» آورده است:

 

In the west (of arak province), there are two mountain ranges, which extend in two sections of the Qarah Chay River from a north to south direction. The western range of this mountain adjoins to the Alvand Heights in Hamadan, and eastern range to the Vafs Mountains

 

به امید صعود دسته جمعی تک تک کوه های پر استقامت وفس.

 

منابع:

1) جغرافیای طبیعی، اقتصادی و انسانی وفس؛ حسینعلی باریك لو؛ پایان نامه دانشجویی؛ سال 1373.

2) کتاب سیمای اراک؛ محمد رضا محتاط؛ چاپ اول1364؛ صفحه ی 35.

3) کتاب گویش های وفس، تفرش و آشتیان؛ شماره 11 مجله «ایران کوده»؛ محمد مغدم؛ سال 1318ش.

4) جغرافیای مفصل ایران؛ دکتر ربیع ربیعی.

5) منوگرافی روستای وفس؛ حسینعلی حاجیلو؛ پایان نامه دانشجویی؛ سال 1379.

آیت الله العظمی شیخ عبدالنبی عراقی وفسی

آیت الله العظمی شیخ عبدالنبی عراقی وفسی

شیخ عبدالنبی که بود؟ چگونه زندگی کرد؟ چه آثاری از خود باقی گذاشت؟ ما چقدر این بزرگترین شخصیت علمی طول تاریخ قوم وفس(البته به نظر من) را می شناسیم؟ آیا حتی یک اثر ایشان را به طور کامل خوانده ایم؟

 

« ای عزیز من، ای آقای من، فرصت را غنیمت شمار و نفس خود را بشناس و تأمل کن کجا بودی، کجا آمدی، برای چه آمدی و کجا می روی و چه باشی و دنیا چیست و آخرت کدام است و برای تو چه سودی دارد و چه زیان     آورد؟..... حقیر یک قصّه از خلاف نفس[عمل کردن] با تو می گویم و کتاب را با وی تمام می کنم و آن این است که معمول است در ممالک در بلدی ورزش خانه تربیت دهند، و به دواعی متعدّده مردم می روند به آن زورخانه، و آزمایش قوّه نمایند و در آن زور خانه ها مثل حمّام، خلیفه باشد که[مانند] مدیر آن مکان رسیدگی نماید از هر جهت لازمه، و بعد از فراغ از ورزش و استراحت برای بیرون آمدن، آن خلیفه و مدیر به نفسه، در حقّ پهلوانان دعا می کند و مستمعین آمین می گویند... به پوریای ولی قسم می دهند و ابداً در قسم وی و دعای  وی، اسماء جلاله یا اسامی انبیاء معروف یا ائمه دوازده گانه و یا ملائکه در بین نیست فقط قسم وی به پوریای ولی است و لازال می گویند که خداوند به حق پوریای ولی که کذا و کذا. موقعی در تفحص برآمدم که این پوریای ولی کیست که چنین امتیازی دارد. هر چه تفحص کردم از مظان ذکر انبیاء و اوّلیاء و از صاحبان اطلاع از مورخین و اهل منابر، چیزی دست نیامد [حتی قبلاً] یک وقتی برخوردم به کتابی طبعی نه خطی و معتبر نه غیر معتبر ولی اینک هر چه فکر کردم به نظرم نیامد اسم کتاب، [تا آنکه] در دو کتاب دیدم و آنجا دیدم که تفصیل حال پوریای ولی را نوشته که پهلوانی بوده که به مقام قرب ولایت رسیده بود لذا به مناسبت حکم و موضوع، پهلوانان دنیا اسم وی را در عملِ خود نگاه داشته اند و وی را شفیع خودشان قرار [می] دهند و مُخْلَّص قضیه از حیث مضمون وی، این بوده.... پس ای عزیز من، دریاب وقت را، حقّ این است که من در این کتاب نوشتم و بُخْل نکردم، اگر مردی، داخل ره شو، به مردی وارهان خود را چو مردان و دست بردار و مترس از شماتت هم قطاران ... ». (کتاب روح ایمان؛ آیت الله شیخ عبدالنبی عراقی وفسی؛ صفحه ی 340)

 

شیخ عبدالنبی حدود 120 سال قبل در وفس به دنیا آمد، 80 سال عمر کرد و 40 سال قبل در شهر ری فوت کرد و در قم دفن شد. قسمت زیادی از عمر خود را در نجف و قم گذراند؛ در دوران جوانی به درجه ی اجتهاد رسید؛  حدود 13 سال در ابتدای عمر و 5 ماه بعد از رسیدن به درجه ی اجتهاد در وفس حضور داشت. هفت مرتبه با امام زمان(عج) ملاقات کرد؛ شاگردان بسیاری تربیت کرد و 108 اثر اعم از کتاب، رساله و حاشیه از خود به جای گذاشت.

 

آیت الله سید علی اکبر موسوی، داماد ایشان، می گوید:

« راز موفقیت معظم له پشتکار ایشان بود. همیشه یا مطالعه می کرد، یا می نوشت، یا تدریس می نمود. ایشان تا آخر عمر از نویسندگی دست بر نداشت و کتاب" معالم الزلفی" را در حال بیماری نوشت».

مولف کتاب« کرامات الصالحین» می نویسد: « مرحوم آیت الله شیخ عبدالنبی عراقی از علمای بزرگ حوزه ی نجف و قم، صاحب تالیفات ارزشمند و دارای مقام معنوی و عرفانی بود. وی در زندگی بسیار ساده و پارسا بود و با این که در دوران خود مقلدینی هم داشت، در سختی و عسرت زندگی می کرد».

« خانه ی او استیجاری بود. بعد از وفاتش، مالک خانه اصرار بر تخلیه ی خانه می کرد. بدین علت هنوز سال وفات او تمام نشده بود که خانه ی دیگری را اجاره کرده و عائله او را به آنجا انتقال دادند».

منابع:

فصلنامه راه دانش؛ غلامرضا ملایی؛ انتشار پاییز 1384

کتاب روح ایمان؛ آیت الله شیخ عبدالنبی عراقی وفسی؛ ویرایش شده توسط حجة الاسلام و المسلمین ناصر باقر بیدهندی؛ 1382.

 

توجه:

فصلنامه راه دانش اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان مرکزی، در شماره 22-21خود که در پاییز سال 1384 منتشر شد، مقاله ای با عنوان« فهرست آثار خطی و چاپی شیخ عبدالنبی عراقی وفسی» به قلم نویسنده ی گرامی وفسی، جناب آقای غلامرضا ملایی، به چاپ رسانده است. این مقاله که حدود 28 صفحه می باشد، هم اکنون تایپ شده و بر روی شبکه اینترنت قرار گرفته است که علاقه مندان می توانند از طریق لینک زیر آن را دانلود کنند(اگر مشکلی در دانلود کردن داشتید، اطلاع دهید تا این مقاله به ایمیلتان ارسال شود).

 

                                                   دانلود مقاله

 

نظرات

در نظرخواهی این پست، آقای حاجیلو مطالب خیلی خوب و قشنگی نوشته اند:

« بی شك معرفی این چنین شخصیت های علمی و نیز چهره هایی كه در راه ارتقا و اعتلای جایگاه اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی وفس تلاشهای بی وقفه داشته و دارند و مایه فخر و مباهات همه ما میباشند ضمن ارج نهادن به كوشش این بزرگواران، ارائه دهنده الگوهایی هم عصر و حی و حاضر از تلاش و ایثار و تحمل شدائد در راه كسب علم و انجام خدمت برای نسل جوان وفسیهاست».

 

متاسفانه یکی از مشکلات اساسی در جامعه وفسی ها این است که هیچ ساز و کاری، اولاً برای شناسایی شخصیت های علمی و فرهنگی حال حاضر قوم وفس و ثانیاً معرفی آنها به سایر وفسی ها و خصوصاً جوانان وجود ندارد. این عامل به همراه عوامل بسیار دیگری همچون پخش شدن وفسی ها در چند ین شهر و ارتباطات ضعیف آنها و... باعث ایجاد نوعی بی تفاوتی نسبت به وفس، گذشته و آینده ی آن شده است.

گیوه دوزی

گیوه دوزی(به زبان وفسی، هامّو چِنی) در وفس از سابقه ی دیرینه ای برخوردار است. این حرفه تا چندی پیش، از چنان رونقی برخوردار بود که در هر کوچه ای از کوچه ها و محله های وفس، صدای کوبیدن کوبه ها به کُنده های شیوه کشی(šive keši) به گوش می رسید؛ که در حقیقت این صدا ها از کارگاه های شیوه کشی که مردان در آنها مشغول ساخت تخت گیوه بودند بیرون می آمد.

 

دو مرحله ی اساسی در تولید گیوه، وجود دارد: شیوه کشی (ساخت تخت گیوه) و رویه چینی (بافت رویه گیوه).

 

در مورد شیوه کشی، در این پست به طور کامل توضیح داده ام که می توانید آن را ملاحظه کنید. فقط این مطلب را اضافه کنم که، شیوه (šive)، تخت گیوه است که از کنار هم قرار دادن پارچه های سه لایه، به عرض حدود یک سانتیمتر و طول حدود دوازده سانتیمتر به دست می آید. حرفه ی شیوه کشی نسبت به رویه چینی مشکل تر و کاری خسته کننده و طاقت فرسا می باشد.

 

رویه چینی( گیوه چینی)

این هنر مخصوص زنان و دختران روستا می باشد؛ آنان با استفاده از نخ تابیده در ضخامت های مختلف که اصطلاحا آن را یک لایه یا چند لایه می گویند و سوزن مخصوص به گیوه چینی می پردازند. هر چه نخ به کار رفته نازکتر باشد مرغوبیت گیوه تولیدی نیز بیشتر است. گیوه یا مستقیماً بر روی « تخت ملکی(takht malki)» بافته می شود که در این صورت بر مرغوبیت گیوه اضافه می شود و یا ابتدا روی تخته ی مخصوص بافته می شود و در انتهای بافت گیوه، آن را جدا کرده و به روی تخت اصلی می دوزند. پس از اتمام کار، گیوه قالب گیری می شود که در این کار از قالب های مخصوصی از چوب، به شکل پا استفاده می شود و این نوع گیوه ها چون تمام نخ می باشند بسیار سبک و خنک بوده و در تابستان ها مشتریان فراوانی دارد و به قیمت مناسبی در مراکز شهری به فروش می رسد.

 

       زن وفسی در حال رویه چینی

 

در دایره المعارف آزاد ویکی پدیای فارسی، تحت عنوان« گیوه» آمده است:

« گیوه نوعی پاپوش مخصوص مردان روستایی و از جمله صنایع دستی مناطقی از ایران است. در استان مرکزی تولید گیوه در مناطق سنجان و وفس رواج دارد. تمامی مراحل تولید این پاپوش دستی است و مواد اولیه آن نخ قالی (که اصطلاحا تنه نامیده می شود) و ضایعات چرم است. رویه گیوه توسط زنان و توسط نوعی سوزن که جوالدوز خوانده می شود بافته می شود و قسمت کفی آن توسط مردان با استفاده از ابزاری که تخت نامیده می شود به اصطلاح آجیده می شود. در صورت لزوم رویه این پاپوش با استفاده از سیریش اندوده می شود تا در مزارع کشاورزی مانع نفوذ آب به درون آن شود.»

 

همچنین در سایت میراث فرهنگی استان مرکزی درباره ی هنر گیوه دوزی در استان، مطلب زیر ذکر شده است:

 

Giveh - light cotton summer shoes

It is current in Saveh, mahallat, vafs and Senejan. Senejan is located in 5k.m. west of Arak, that is the most important center in the central province

 

همانطور که گفته شد، رویه چینی را زنان و دختران انجام می دادند؛ به صورت گروهی جمع می شدند و به رویه چینی می پرداختند. از آنجایی که نگهداری و مواظبت از بچه ها نیز بر عهده آنها بود، گاهی اوقات گهواره ی بچه ی خود را به این تجمعات زنانه می بردند و در حین کار کردن، برای بچه ها نیز لالایی می خواندند، تعدادی از لالایی ها را در این پست نوشته ام.

استاد عزیزالله سمیعی در مقاله ی خود در فصلنامه راه دانش، تحت عنوان « برخی باورها و ضرب المثل های مردم وفس»، به « زمزمه ی دختران دم بخت هنگام گیوه چینی» اشاره می کند:

 

دَووارِ  پاشْنَه چی نَربُوا     (دیوار پاشنه ی[گیوه] چیزی نمی شود)                (Duwāre pāšn či narbū)

باووَیمْ  کِی  زَمْ  کِه  نَرْبُو  (خانه ی پدرم هم خانه نمی شود)                  (Bāuwaim ki zam ke narbū)

یَیْ  لُقمَه نانْ  زَهر اَربُو    (یک لقمه نان زهر می شود)                           (Yai loqma nān zahr arbū)

آیرُم  نَه تّا  دَُوا  اَوُوَه        (آتشم نمی آید دود شود)                                      (āirom natta du auwa)

بِرایْ  زُمْ  نه تّا  شو  اَووَه (برادرم هم که نمی آید[نمی شود]شوهر شود)  (Berāzom natta šu auwa)

 

در تهیه مطالب این پست از پایان نامه دانشجویی آقای حسينعلی حاجی لو نیز استفاده شده است.

مطالب پیشین: تخت كِشی (شيوه كشی)