در تعطیلات آخر هفته گذشته یعنی روزهای جمعه و شنبه، 4 و 5 تیرماه، یک گروه دوچرخه سوار متشکل از سه مرد و سه زن، برای دوچرخه سواری در وفس و اطرافش از تهران به سمت کمیجان حرکت کردند. خانم مینا کامران یکی از اعضای گروه، قبل از حرکت برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد راههای وفس و تعیین محلی برای اقامت در وفس با من تماس گرفت که خوشبختانه با کمک دوستان وفسی، توانستم اطلاعات مورد نیاز و مکانی را برای اقامت این گروه در وفس فراهم کنم.

این گروه دوچرخه سوار را که از ظهر وارد وفس شده بودند؛ در عصر روز جمعه در باغات اسفین ملاقات نمودم. بعد از آشنایی اولیه و اسکان اعضای گروه و دوچرخه هایشان در منزل نوساز جناب آقای ندری در محله ی "دونه"، برای برنامه بازدید از وفس هماهنگی های لازم به عمل آمد.

در ساعت 7 غروب، من و آقای نظری و اعضای گروه به قصد بازدید از وفس از محله ی "دونه" حرکت کردیم. مسیر حرکت ما: محله های دونه، دولی اَمّد، ماندی ویلجه، مانداران، خیبر، مامرّه، داران، رو و باغچه میران بود. در طی مسیر از یکی دو خانه ی قدیمی و "مسجد خیبر(زرده کور)" و "مظهر قنات خیبر" بازدید و از کنار حمام قدیمی و اولین مدرسه وفس و بعضی مساجد نوساز گذر کردیم. متاسفانه به دلیل همکاری نکردن بعضی ساکنین محله مانداران، موفق به بازدید خانه های زیبای این محله نشدیم. هر جا که لازم بود من و آقای نظری توضیحاتی برای اعضای گروه بیان کردیم و اعضای گروه دوچرخه سوار نیز با توجه به سابقه گردشگری پنج ساله در مناطق مختلف ایران، موارد مشابهی را که در دیگر مناطق دیده بودند، بیان کردند.

بعد از صرف شام، ما و اعضای گروه دوچرخه سواری که حالا کاملا به یکدیگر انس گرفته بودیم از خودمان و مسائل مختلف روزمره صحبت کردیم که اکثرا همراه با خنده و شادی بود. با اینکه ما میزبان بودیم ولی خانم های گروه، زحمت پهن کردن سفره ی شام و شستن ظرفها را بر عهده گرفتند و حسابی ما را شرمنده کردند.

در همان شب هماهنگی های لازم برای برنامه روز شنبه به عمل آمد و قرار بر این شد که اعضای گروه دوچرخه سواری که روز قبل مسیر کمیجان تا وفس و گردنه پر پیچ و خم و مرتفع آنرا از سمت جنوب، طی جاده آسفالته رکاب زده بودند؛ برای خروج از وفس از مسیر خاکی وفس- فرک استفاده نمایند.

صبح روز شنبه، بین ساعت 8 تا 9 صبح، شش دوچرخه سوار(خانم ها: افسانه، مینا و غزل؛ آقایان: مهدی، احسان و حسین) به همراه دو موتور سوار(آقایان محمود باریکلو و سیدحمیدرضا میری) و همچنین من و آقای نظری با طی مسیر محله دونه، محله باغچه میران، منطقه سرکولّی، باغ کاچان و کوه علی آباد به سمت روستای فرک حرکت کردیم. در دو کیلومتری کوه علی آباد، مسیر خاکی روستای فرک از مسیر خاکی شمالی وفس جدا شده، به سمت راست می رود. ما نیز مسیر خاکی یاد شده را طی کرده و به ابتدای گردنه روستای فرک از سمت وفس رسیدیم.

از راست به چپ: افسانه و مینا کامران، احسان مهتدی، مهدی، محمد نظری، حسین حبیبی، غزل

آقای نظری به همراه آقای میری با هماهنگی قبلی، زودتر از ما به گردنه رسیده بودند و بساط چای آتیشی و صبحانه را آماده کرده بودند. بعد از صرف کمی چای و صبحانه، من و آقای باریکلو به همراه شش دوچرخه سوار با عبور از گردنه صعب العبور فرک به سمت این روستای تات زبان حرکت کردیم. دوستان دوچرخه سوار مسیر خاکی و سنگلاخ را با زحمت بسیار طی کردند و همگی بعد از عبور از فرک و طی مسیر حدود 2 تا 3 کیلومتری شوسه به چشمه ی آب زیبایی میان روستاهای فرک و میدانک رسیدیم.

گروه در حال صعود از دامنه کوه علی آباد به همراه دوچرخه هایشان

از راست: مینا کامران، غزل و حسین حبیبی به همراه دوچرخه هایشان


مهدی

بعد از اتراق یکی دو ساعته و صرف نهار به میزبانی دوستان دوچرخه سوار، حدود ساعت 3 و نیم بعد از ظهر به سمت روستای عود آقاج حرکت کردیم. بعد از توقف کوتاه در کنار منبع آب روستای عود آقاج، به مسیر خود تا جاده اصلی ادامه دادیم و با ورود به جاده اصلی به سمت سمقاور و سپس کمیجان حرکت نمودیم. خوشبختانه با کمک آقای اسلامی، مسئول تعاونی کمیجان، تهیه بلیط اتوبوس برای بازگشت دوستان دوچرخه سوار به تهران بدون مشکل خاصی امکانپذیر شد.

در هنگام خداحافظی، از اینکه با شش دوچرخه سوار و شش انسان شاد و مهربان آشنا شده بودم، بسیار خوشحال بودم و  ساعاتی را که با این دوستان گذراندم در فهرست بهترین ساعات عمرم ثبت کردم.

پی نوشت1: خانم مینا کامران به همراه همسر خود آقای احسان مهتدی به نمایندگی از سایر اعضای گروه دوچرخه سوار، شرح وقایع و سفرهای گروه را در وبلاگ زیبای خود "دوچرخه ها" ثبت می کنند. شرح سفر وفس نیز به تازگی با عنوان زیبای "سفر به دشت های طلایی گندم (کمیجان –وفس –فرک)" در این صفحه به ثبت رسیده که از شما دعوت می کنم آن را مطالعه نمائید.

پی نوشت2: تمام تصاویر از وبلاگ خانم کامران برداشته شده است.