در محله‌های مختلف وفس خانواده‌های گوناگونی زندگی می‌کنند که با توجه به شواهد تاریخی به نظر می‌رسد اکثر آن‌ها در حدود 500 سال گذشته به وفس مهاجرت کرده‌اند. در این میان، خانواده‌ی دارابی به دلیل در اختیار داشتن قدرت حکومتی از طرف حاکم وقت طی دوره‌های تاریخی، از مهمترین خانواده‌های ساکن وفس به شمار می‌روند و بررسی روند مهاجرت و سکونت آن‌ها، قسمت عمده‌ای از تاریخ صده‌های اخیر وفس را برای ما روشن خواهد نمود.

 

در این مختصر قصد بر این است که به اصل و نسب این خانواده و دلیل سکونت آنها در وفس بپردازیم.

مرحوم استاد دهگان در فقة‌اللغه، در توضیح پیرامون همافر دارابی(شاعر بزرگ وفسی) می‌نویسد:«خانواده‌ی دارابی به شرحی که خود صاحب ترجمه[منظور همافر دارابی است] در یکی از تالیفات خود می‌نویسد منتسب به رئیس تاج‌الدین و ملحق به ایل کلهر در ردیف فدائیان سلسله‌ی صفوی و در فتوحات سرسلسله‌ی آن خاندان به همراهی پسر خود رئیس محمدصفی سهمی بسزا داشته؛ بعد از پدر پسر در رکاب شاه طهماسب در جنگ‌های عثمانی شرکت نموده، پسر وی محمدرفیع و بعد از او رئیس محمدهادی و فرزند وی محمد داراب در قریه وفس جزء خدمتگذاران دولت صفوی بودند، در زمان رئیس داراب حادثه قتل عام وفس بدست سران ترک یعنی خانی پاشا و احمدعارف پاشا واقع و رئیس داراب و فرزندان وی در این حادثه‌ی خطرناک از بذل مساعی چیزی فروگذار نکردند. این خانواده در دولت زندیه نیز مصدر کارهای بزرگ بودند تا آن‌که دولت قاجاریه پا به عرصه ظهور نهاد. رئیس خانواده در این دوره، عبدالحمید خان و محمد یوسف خان بودند که طبق احکام موجود، موظف به مستمری دولت وقت گردیده و قریه چهرقان و فرک به عنوان تیول به آنان واگذار گردید. صاحب عنوان می‌نویسد: در این تاریخ که عشر دوم پس از مایه سیزدهم است متجاوز از صد نفر از این خانواده در قریه وفس زندگانی می‌کنند و نسب خود را اینطور می‌نویسد:"مصنف این کتاب محمدحسین پسر مرتضی قلی‌بن محمدتقی پسر یوسف خان"».

 

همانطور که در متن بالا ذکر گردید، محمد حسین همافر دارابی، خانواده‌های دارابی وفس را به ایل کلهر از ایلات بزرگ کرمانشاه منتسب می‌کند.

ایل کلهر از بزرگ‌ترین ایلات کُرد ایران است که از دیرباز در کوهپایه‌های زاگرس سکونت داشته‌اند. مسکن و محل کوچ ایل کلهر در دوره‌های مختلف تاریخی بنابر استعداد ایلی و قدرت محلی آنان، از لحاظ وسعت و حدود، متفاوت بوده است. این محدوده را از جنوب شهر کرمانشاه تا حوالی بغداد و از سومار و نفت‌شهر تا خانقین و مندلی باید در نظر داشت. سرزمینی که زیستگاه ایل کلهر در حال حاضر بدان محدود شده است به دو ناحیه‌ی سردسیری و گرمسیری تقسیم می‌شود.

جامعه‌ی روستایی کلهر، با تمام پیشینه‌ی یکجانشینی، به دلیل گله‌داری هنوز دارای خصوصیات زندگی کوچ‌نشینی است. گله‌داران، حتی اگر یکجانشین باشند، موقع لازم، خانه و کاشانه را رها می‌کنند و همراه گله به دامان سرسبز طبیعت پناه می‌برند تا دام خود را در مراتع سرسبز بچرانند.

 

کلهر‌ها از زمان باستان تا کنون نامشان موجود بوده است ولی تا به حال کسی تاریخی جامع و منسجم و علمی درباره این قوم ننگاشته‌است. این قوم از روزگار شاه اسماعیل اول بنیان‌گذار دولت صفوی تاکنون با حکومت‌های مرکزی ایران و برخی از دولت‌های دیگر ارتباط داشته‌است و همواره سخت‌ترین حوادث را تجربه نموده‌اند.

 

ایل کلهر در فتح مصر، شام، فلسطین و دفع تجاوز افغان‌های هراتی و جلوگیری از تجاوزات پی‌درپی دولت عثمانی و اعراب به مرزهای غربی ایران و تأمین نیروهای مسلح نقش بسزایی داشته‌است. با شروع جنگ‌های ایران و عثمانی از زمان صفویان تا روزگار قاجاری عملکرد این ایل با سران آن در تاریخ جنگ‌ها و فتوحات ثبت و ضبط گردیده است.

 

منابع

1. ابراهیم دهگان، فقة‌اللغة اسامی امکنه(گزارش‌نامه)، اراک، چاپخانه موسوی، 1342ش، 386ص.

2. ناصر ملکی، بررسی واژه‌های دامداری در گویش کلهری، مجله گویش‌شناسی، جلد اول، شماره سوم، بهمن 1383

3. دانش‌نامه آزاد ویکی‌پدیا