یوسفی و وفسی
از ویژگی زبان های ایرانی کهن و از جمله وفسی، وجود ساختار کنایی در آن ها می باشد که علاوه بر حضور حالت نمایی کنایی دوجزئی در وفسی، نظام مفعول نمایی افتراقی حساس به دو ویژگی جانداری و معرفگی در آن نمود می یابد. به منظور ارائه ی تحلیلی زبان شناختی و علمی از نظام حالت نمایی در این زبان از نظریه ی بهینگی معرفی شده توسط پرینس و اسمولنسکی استفاده شده است. به منظور انجام تحلیلی مطابقه ای و ارائه ی رده شناسی مرتبه ای چند زبانی، از تحلیل میردهقان (1987) در زبان های هندی/ اردو، پشتو و بلوچی و رده بندی این چهار زبان بر اساس ترتیب بندی محدودیتی بهینگی استفاده شده است.

سوالات و فرضیات تحقیق
سوال 1.وجود افتراق در ویژگیهای معنایی و کاربردی موضوعهای کانونی فعل چه تاثیری در حالت نمایی گروههای اسمی در جایگاه این موضوعها دارد؟
فرضیه 1. وجود ویژگیهای معنایی و کاربردی جانداری و معرفگی در مفعول نمایی افتراقی مفعول صریح موثر میباشند، به طوری که در صورت حضور هر دو ویژگی معنایی و کاربردیِ معرفگی و جانداری، مفعول دارای حالت مستقیم (فاعلی) و در غیر این صورت، مفعول دارای حالت غیرمستقیم (مفعولی، متممی) خواهد بود. اما وفسی دارای پدیدهی فاعل نمایی افتراقی نمی باشد و حضور یا عدم حضور این ویژگیها تاثیری بر حالت فاعل نخواهند داشت.
سوال 2. وجود افتراق در ویژگیهای معنایی و کاربردی موضوعهای کانونی فعل چه تاثیری در مطابقه دارد؟
فرضیه 2. فعل در وفسی همواره با مفعول صریح یا فاعلی مطابقه نشان می دهد که در حالت مستقیم (فاعلی) قرار داشته باشد. از آنجایی که وفسی دارای ویژگی فاعل نمایی افتراقی نمیباشد و در زمان حال دارای نظام فاعلی-مفعولی می باشد، در جملات لازم و متعدی در زمان حال، فاعل همواره در حالت مستقیم قرار داشته و در نتیجه فعل جمله با فاعل مطابقه نشان میدهد. اما از آنجایی که وفسی در زمان گذشته دارای ساختار کنایی می باشد، در جملات لازم که فاعل در حالت مستقیم قرار دارد، فعل با فاعل مطابقت میکند و در جملات متعدی که فاعل در حالت کنایی (غیرمستقیم) قرار دارد، در صورتی مطابقه با مفعول صورت خواهد گرفت که مفعول در حالت مستقیم قرار داشته باشد یعنی دارای هر دو ویژگی جانداری و معرفگی به طور همزمان باشد. در غیر این صورت (یعنی وجود فاعل و مفعول غیرمستقیم)، مطابقهی پیش فرض (سوم شخص مفرد) تجلی می یابد.
سوال 3. تحلیل ساختار حالت نمایی (کنایی، افتراقی) در وفسی و رده بندی مرتبهای آن با استفاده از نظریهی بهینگی در مقابله با هندی/ اردو چگونه انجام می پذیرد؟
فرضیه 3. می توان ساختار حالت نمایی (کنایی، افتراقی) در وفسی را با استخراج محدودیتهای سلسله مراتبی و رسم تابلو در چارچوب بهینگی تحلیل کرد و به رده بندی مرتبهای آن در مقابله با هندی/ اردو پرداخت.
سوال 4.تحلیل و رده بندی مرتبهای ساختار مطابقه در وفسی در مقابله با هندی/ اردو، پشتو و بلوچی با استفاده از نظریهی بهینگی چگونه انجام میپذیرد؟
فرضیه 4. می توان ساختار مطابقه در وفسی را در مقابله با هندی/ اردو، پشتو و بلوچی، با استخراج محدودیتهای سلسله مراتبی و رسم تابلو در چارچوب بهینگی تحلیل و رده بندی مرتبهای کرد.
پی نوشت: پیتر آرکدیو نیز در چند مقاله(از جمله + و +) مقایسه هایی بین وفسی و هندی/اردو انجام داده است.