« ... وجه تسمیه چهارشنبه سوری

صاحبان هر دو عقیده ئی كه پیشتر توصیف شد، در مورد وجه تسمیه «چهارشنبه سوری» هم اتفاق عقیده ندارند. بنا به عقیده اول، شب چهارشنبه سوری را به مناسبت آتش افروزی در آن شب «سوری» نامیده اند ولی بنا به عقیده دوم، «سور» از واژه «سوئیریه – suirya» (به معنی چاشت) زبان اوستائی است كه در پهلوی وپارسی به معنی «مهمانی بزرگ» گرفته شد

در سور جهان شدم ولیكن                     بس لاغر بازگشتم ازسور

زین سورزمن بسی بتررفت                   اسكندر واردشیر وشاپور

(ناصر خسرو)

در ادبیات فارسی، «سور» به معنی «سرخ» هم آمده است. از جمله دراین شعر

لعل است می‌سوری و ساغر كان است                   جسمیست پیاله و شرابش جان است

بعلاوه در چند گویش ایرانی «سور» همین معنی «سرخ» را دارد. مثلاً در گویش سمنانی‌ها و نیز در گویش مردم «وفس» «سور» به معنی «سرخ» می‌آید و همینطور است در گویشهای «كردی» و«لكی» و«لری» .... »

 

متن بالا قسمتی از مقاله ی آقای هوشنگ پورکریم با عنوان « آیين جشن چهارشنبه سوری درايران » است که در سال 1347 شمسی تهیه شده است. همانطور که می بینید ایشان به معنی کلمه « سور» در گویش وفسی اشاره کرده اند که به معنای « سرخ» می باشد.

برای مشاهده متن کامل مقاله به سایت مرکز اسناد و مدارک میراث فرهنگی مراجعه کنید.

 

جشن باستانی چهارشنبه سوری، همانند سایر نقاط ایران، در وفس نیز برگزار می شود.

در وفس رسم بر این است که در پشت بام ها و نزدیک ناودان ها، آتش روشن می کنند و افراد خانواده از روی آن می پرند و جمله معروف « سرخی تو از من   زردی من از تو» را مدام تکرار می کنند.