روش‌های ریختن(از بین بردن) ترس کودکان

این روش‌ها را به طور کلی «تَرسْ ریتَّنْ - tars rittan» می‌نامند. گاهی کودک ترسیده را بالای ظرفی پر از آب می‌نشانند و از او می‌خواهند که به دقت داخل آب را نگاه کند. آنگاه به طور ناگهانی تکه‌ای قلع یا سرب ذوب شده را داخل آب می‌ریزند و با صدای بلند می‌گویند «اَوُ...». کودک که بی‌خبر از همه‌جاست و انتظار این چنین واقعه‌ای را ندارد ناگهان تکانی می‌خورد و به اصطلاح شوکه می‌شود و در باور مردم وفس ترس از وی خارج می‌گردد. سپس تکه‌ی فلز را از داخل آب خارج می‌کنند و براساس شکلی که فلز هنگام سرد شدن در آب به خود گرفته، تعابیری ارائه می‌کنند: مثلاً شخص یا از مار ترسیده و ...

از دیگر روش‌های خنثی کردن ترس در کودکان و حتی نوجوانان این بود که گوشواره‌ی حیدری را در یک کاسه‌ی آب می‌انداختند و آب را به کودک می‌دادند که بیاشامد و به این عمل به اصطلاح آب‌طلا دادن می‌گفتند و اگر گوشواره‌ی حیدری در دسترس نبود از قطعه طلای دیگر که در دسترس بود استفاده می کردند.

 

دفع چشم‌زخم

مردم وفس به چشم‌کردن (به وفسی، چَمَّه کَردَن - Čamma kardan) اعتقاد زیادی دارند. برای جلوگیری از چشم‌زخم، مهره‌هایی آبی رنگ به نام «کُ‌ز ِه» آویزان می‌کنند و نیز آیه‌ی «وَ اِنْ یکاد» و ادعیه را با سنجاق بر شانه‌ی چپ افراد نصب می‌کنند. ریختن اسپند یا اسفند بر آتش و به اصطلاح اسفند دود کردن نیز همچون سایر مناطق ایران برای رفع چشم‌زخم مرسوم است.

در وفس برای خنثی کردن اثر چشم‌زخم اشعاری را به زبان وفسی می‌خوانند. در گذشته برای اسفند دود کردن در روز جمعه از سیدها اجازه می‌گرفتند.

 

جغد بر بام خانه

در باور مردم وفس آوای جغد(به وفسی، بَیغُوشْ- baiqūš) شوم است و هرگاه - بخصوص هنگام غروب آفتاب- جغد بر بام خانه‌ای بخواند اهالی خانه آن را به پیشامد خرابی خانه و مرگ و فقر و تنگدستی در آینده‌ای نه چندان دور تعبیر می‌کنند و آب و آینه و نمک و نیز قرآن را در سینی گذاشته، بر بام خانه رفته، آینه را در مقابل جغد قرار می‌دهند و با صدای بلند جغد را به قرآن سوگند می‌دهند که دیگر آوا ندهد و از بام آن خانه برخیزد.

 

 

ترغیب به تسریع در امور

اگر کودک یا جوانی را برای رسانیدن پیغام و یا انجام کاری فوری می‌فرستادند به زمین تُف(آب دهان) کرده و می‌گفتند:«اگر دیر بیایی و این تُف خشک شود، کچل خواهی شد!» و معمولا کودک برای کچل نشدن و نشان دادن سرعت عمل، بر شتاب خود می‌افزود و زودتر بازمی‌گشت.