آداب و رسوم وفس: زاده شدن کودک و نذورات برای نوزاد پسر
قبل از وضع حمل، پیرهزنی به دور اتاق میگردد و اشعاری در زادن کودک میخواند که زنان حاضر به طور هماهنگ آن را تکرار میکنند(متن کامل این اشعار در انتهای مطالب آورده شده است) و نیز پیازی را که سیخ آهنی از آن عبور کرده در کنار زائو قرار میدهند و دو ریسمان کوتاه از جنس موی بز (ریس مویین) به دو بازوی زائو میبندند. پس از آنکه ماما بچه را به دنیا آورد و شُست، نوزاد را با پارچه هایی که « پَرّوُ - parrū» مینامند و نیز پارچهی سفیدی که به بقچه مشهور است قنداق میکنند. بندی که به دور قنداق پیچیده میشود « کُشت- košt» نام دارد.
بر پیشانی کودک خالی میزنند که این عمل به « خاووٰالینه - xāualinā» مشهور است.آنگاه در گوش راست بچه اذان میگویند و با انگشت شست به سقف دهان بچه فشار اندکی آورده و لثه های وی را از هم باز میکنند. این کار معمولا توسط ماما انجام میشود و آن را « ساک۱ گیرَتَّنْ - sāk girattan» مینامند. اگر کودک پسر باشد و بعد از زاده شدن چندین دختر به دنیا آید بسیار عزیز است و گویند« بعد از چَندْ کِلّی سر، خدا یَی لازَه عَزیزُ گِرَووئی سْ هادا» یعنی «بعد از چندین دختر، خدا یک پسر عزیز و گرامی[به ما] داد.» برای یک چنین پسر یکدانهای از دعا نویس دعا میگیرند و بر شانهی وی مهرهی چشم زخم« کُ زِه - kozē» میآویزند. وقتی کودک یکی دو ساله شد موهای سرش را کوتاه میکنند به طوری که تنها مقداری از موهای جلوی پیشانی باقی بماند و به آن « تِلْ- tel» میگویند. پس از آنکه این قسمت از موی سر(تل) کاملا رشد کرد و کودک به اصطلاح پا گرفت و به سن معینی از رشد رسید وی را به اماکن زیارتی و مقدس مانند «امامزاده حاج رضوان وفس» و یا «امامزاده داود تهران» برده و موی تِلْ را در آنجا کوتاه میکنند و هم وزن آن طلا یا نقره و یا معادل آن پول در صندوق این بُقاع متبرکه میاندازند یا گوسفندی قربانی میکنند. شایان ذکر است که به موهای تِلِ کودک نیز مهرههایی میآویزند.
همچنین برای اینکه کودک به اصطلاح در اجاق پدر و مادر بماند به آداب و آیین هایی معتقد بوده یا هستند۲. مثلا، در سنین رشد به گداییِ نذری میفرستند و نیز گاهی نذر میکنند که اگر کودک به سنین نوجوانی و یا جوانی رسید به چوپانیِ نذری برود و گوسفندان مردم مستمند را به رایگان به چَرا ببرد. در گذشته در وفس خانوادهای که پسر نداشت اجاق کور خوانده میشد و تکیه کلام اطرافیان صاحب پسر همیشه این بود که«خُدا لازَیْ نادیرِه - xodā lāzai nādirē» یعنی «خدا پسرت را نگهدارد» یا «لازَیْ گانی- lāzai gāni» یعنی «[به] جانِ پسرت[قَسَم]» و یا «لازَی خَیر با- lāzai xairbā» یعنی «پسرت[از سفر] به خیر و سلامتی بیاید» و جملاتی از این گونه که فراوان در گویش وفسی در اهمیت پسر وجود دارد. به هر حال نوزاد چه پسر باشد و چه دختر، زائو در باور مردم وفس نباید تنها بماند زیرا معتقدند «آل- āl» او را میکُشد و نیز زائو نباید روی آتش یا زمین، آب داغ بریزد و اگر ناچار به انجام این کارها بود حتما باید اول «بسم الله» بگوید تا از آسیب آل و پریان خود و فرزندش مصون باشد. در مدتی که زائو بستری است به دیدن و قدم مبارکی نوزاد میآیند و هر کس به فراخور توان مالی خود پول و یا قطعهای طلا در زیر بند قنداق «کُشت- košt» کودک می گذارد که آن را «سَر کُشتی - sarkošti» مینامند.
اشعار زمان ولادت کودک
هنگام زایمان، پیرهزنی به دور اتاق میگردد و زنها این اشعار را میخوانند و پیرهزن به چهار طرف اتاق خط میکشد:
- نَنَه پیرَهزِنْ چیْ اَرکَری؟ (مادر پیره چه می کنی؟) Nana pirazen či arkari?
- خَطْ اَرکِشُمْ (خط می کشم) Xat ar kešsom
- اَرکشی تِگِه را؟ (برای کی می کشی؟) Arkeši tege ră?
- مَرْیَمِ بیابانی را (برای مریم بیابانی) Maryame biăbăni ră
- طالع داران را (برای طالع دارها) Tale dărăn ră
- لازَه زایْ نانْ را (برای پسر زایان) Lăza zainăn ră
- کِلَّه زایْ نانْ را (برای دختر زایان) Kellě zainăn ră
- مَرْیَمِ بیابانی را (برای مریم بیابانی) Maryame biăbăni ră
و سپس همهی زنها با هم می گویند:
- دَکِشْ، دَکِشْ (بکش، بکش) Dakeš’ dakeš
و پیرهزن جواب می دهد:
- دَرُمْ کِشا، خُدا روزیْ دارِسْ کَرِه، خُدا قَدمْ دارسْ کَرِه
(کشیدم، کشیدم، خدا روزی دارش کند، خدا قدم دارش کند)
Daromkešă’ xodă ruzidăres karĕ’ xodă qadamdăres karĕ
۱ ساک به معنی لثه است.
۲ در یکی از این آیین ها گوش فرزند پسر را سوراخ کرده و به آن گوشواره ی حیدری که نوعی گوشواره ی طلا و شبیه کشکول بوده آویزان می کردند و نذر می کردند که هرگاه بچه پا گرفت او را به زیارت امامزاده ی مورد نظر برده و گوشواره ی طلا را از گوش فرزند پسر درآورده و در صندوق امامزاده بیندازند.
منبع: عزیزالله سمیعی؛ فصلنامه راهدانش اداره کل ارشاد استان مرکزی؛ برخی باورها و ضرب المثلهای مردم وفس؛ زمستان 1380.
توجه
حتما متوجه فاصلهی زمانی زیاد در به روز کردن وبلاگ شدهاید؛ علت این اتفاق افزایش درگیریها و اشتغالات زندگی و کمبود شدید زمان در این روزها می باشد که به طور حتم تا پایان سال جاری ادامه خواهد داشت، یعنی از این به بعد تا اواخر اسفندماه سال جاری، پستها با فاصلهی زمانی دو تا سه هفته نوشته میشوند و به همین ترتیب به ایمیلها و نظرات نیز با فاصلهی زیاد پاسخ خواهم داد.
از خوانندگان وبلاگ و خصوصا همشهریان وفسی، می خواهم که حتما مطالب سایر وبلاگهای وفسی را بخوانند و نظر بدهند.