مرحوم فرج الله بینش نام «آقای بینش»، نامی کاملا آشنا برای تمام پیرمردان و پیرزنان وفسی است و وقتی از آن‌ها در مورد این نام سئوال می‌کنی، خاطرات بسیاری دارند که برایت تعریف کنند. این خاطرات که اکثراً در زمان وقوع بسیار تلخ بوده، در حال حاضر احساس لذت‌بخشی را در ناقلان پیر آن به وجود می‌آورد.

 

مرحوم فرج‌الله بینش فضلی زنجانی، اولین مدیر و معلم مدرسه در وفس بود. همانطور که در جملات پرسشی و توصیفی ابتدایی وبلاگ، بسیار خوانده‌اید؛ اولین مدرسه وفس به سبک و شیوه نوین در سال 1313 شمسی تاسیس شد و اولین مدیر آن آقای بینش بود. او، هم مسئولیت اداره مدرسه را برعهده داشت و هم به عنوان معلم در کلاس‌های درس حاضر می‌شد.

 

آقای بینش در اصل فردی نظامی بود که بعدها هم به عنوان سپاهی دانش در وفس فعالیت‌هایی انجام داد. او به دلیل نظامی بودن، خلق و خوی بسیار سخت و خشنی داشت و انسان منظم و قانون‌مآبی بود. رفتار خشن و نظم فراوان آقای بینش، نخستین چیزی است که همه پیرمردان امروز وفسی که در اصل شاگردان کوچک آقای بینش در 60 سال قبل بودند، از او بیان می‌کنند. مردی که قدرت زیادی داشت؛ به هیچ‌وجه در مقابل مسامحه‌کاری کوتاه نمی‌آمد و به راحتی دانش‌آموزان خطا کار چه رعیت‌زاده و چه خان‌زاده را فلک می‌کرد.

 

آقای بینش در کار آموزش کودکان وفسی، بسیار جدی و کوشا بود و برای تحقق این امر از انواع و اقسام روش‌ها استفاده می‌کرد. او سعی می‌نمود با تشویق و تنبیه، اولا کودکان را به مدرسه بکشد و ثانیا آن‌ها را باسواد کند. مرحوم بینش تا سال‌های سال در مدرسه وفس مشغول فعالیت بود و به اذعان بزرگان وفس، کوشش‌های او نقش بسیاری در با‌سوادی بچه‌های وفسی و به طور کلی بالارفتن سطح علم و فرهنگ در وفس بر عهده داشت.

 

مطالعه و تحقیق پیرامون وفس

آقای بینش از علاقه‌مندان به تاریخ وفس و گویش وفسی بود و در هنگام حضور در وفس، یک سری مطالعات و فعالیت‌های تحقیقی انجام داد. از جمله کارهای بزرگ ایشان در حق وفس، یافتن جزوه «واقعه وفس» اثر «ملا میرمحمد باقر وفسی» و ارسال آن برای تاریخ‌نویس بزرگ استان مرکزی، مرحوم استاد دهگان است.

استاد دهگان در جلد دوم کتاب «تاریخ اراک» در پی‌نوشت «واقعه وفس» و بعد از توضیح مختصر درباره ملا میرباقر و جزوه او، می‌نویسد: «و نیز از آقای فرج‌الله بینش مدیر سابق وفس تشکر حاصل است که در ضمن جستجوی آثار متعلق به وفس به جزوه مزبوره دست یافته و آن‌را به رایگان در اختیار نویسنده سطور گذاشته است. آقای بینش از اشخاص با‌ذوقی است که در ایام مدیریت خود به بلده وفس در جمع لغات مخصوص تاتی یا زبان وفسی زحمتی به سزا کشیده و گرد آورده‌های خود را نیز به رایگان در اختیار اینجانب گذاشته که اگر بیاری خداوند متعال موفق به انتشار کتاب عادات و رسوم (قسمت پنجم کتاب) اراک شدیم از گرد آورده‌های مشار‌الیه استفاده نموده و در قسمت زبان‌های ویژه مردم این شهرستان از آن استفاده خواهد شد».

 

بعد از انتشار کتاب تاریخ اراک، آقای بینش به خرج خود تعداد 50 تا 60 نسخه کپی کتاب را تهیه کرده و اقدام به توزیع آن در بین بزرگان و افراد باسواد و فرهنگی وفس نمود. این نسخه‌های کپی شامل صفحات 13 الی 180 جلد دوم تاریخ اراک بود.

 

این معلم کوشا و علم‌دوست، ذوق و قریحه شاعری نیز داشت و گه‌گاهی اشعارش در ویژه‌نامه وزین «کانون شعرا» به چاپ می‌رسید. به عنوان حسن ختام معرفی این مرد بزرگ، یکی از اشعار او که در شماره 36- 40 این ویژه‌نامه در سال 1315 شمسی به چاپ رسیده، نقل می‌گردد.

 

            به (دانشپایه) روزی در دبستان                   شنیدم کودکی شیرین‌تر از جان

            به فرگاه مهین آموزگارش                            زبان بگشود بر گفتار دلکش

            جهانبانی که ما را آفریده                            کدامین جای آرامش گزیده؟

            (روان پیری) دانای سخن ساز                     بپاسخ کرد بر کودک سخن باز

            الا ای دانش‌آموز هشیوار                            چه میخواهی بدانی جای «دادار»

            هر آن دل پاک باش از بدیها                         «مهین داور» در آن دل می‌کند جا

            بهر دل هست یزدان، اهرمن نیست              بهر جا هست عیسی گورکن نیست

            بیا اکنون تو ای استاد به‌کیش                     چه می‏بینی بگو اندر دل خویش

            تو گفتی دل به یزدان جایگاه است               از این(فردژ) به اهریمن نه راه است

            دلت گر بر خدا بد جایگاهی                        چرا اهریمن آنجا هست راهی؟

            فروغ و تیرگی با هم نسازد                         خدا‌بین دل به اهریمن نبازد

            چو «بینش»، نیست باور هیچ ما را              فریبد اهرمن، مرد «خدا» را