جمعه// یازده فروردین 1391:

نزدیک ظهر/ آسمان ابری


زمین خیس و گلی است از بارونی که صبح اومد




بچه ها مشغول بازی بودند که بارون گرفت


آب تو کوچه ها راه افتاد





بعد از بارش، آسمون آروم گرفت



رودخونه و پل داران-رو


حالا داره تگرگ میاد/ اگه دقت کنید تگرگ هارو می بینید بخصوص اطراف شیروانی


زمین خیسه/ آب از ناودان ها راه افتاد


برف شروع شد/شده بود


بازم برف


از خونه زدم بیرون


درخت های برفی و پرنده ها






آب تو کوچه ها


برف روی سقف ها


یک گله کوچیک با دو تا چوپان/اگه دقت کنید می تونید چوپان دوم رو تو کوچه روبرو ببینید


نمای نزدیک از چوپان دوم!


ی درخت برفی دیگه


تازه، ی حسینیه جدیدم کشف کردم! تو محله مامرَّ



خونه های برفی وفس

روز شنبه// دوازدهم فروردین 1391


برف های دیروزی داره آب میشه و کوچه ها رو آب گرفته


تو یکی از کوچه ها، اتفاقی، این پسرو دیدم؛ همینجوری نشسته بود!