بخش نخست:

  موضوع مقاله ی پیش روی،"بررسی مفاهیم نمادین برخی متون مقدس در بین مردم مسلمان ایران که در منطقه وفس می زیند"، است که سعی خواهد داشت کارکردهای متفاوت و تفسیر ذهنی مردم  از این متون، را استخراج و معرفی نماید.

   مردم ملل و فرهنگ های مختلف دنیا، در فرایند زندگی روزمره و نیز در پاس داشت های آئینی خود، بسیاری از نمادهای مذهبی و دینی را به سبب کارکردهای مثبت و نتایج ثمر بخشی که طی سالیان، از التجاء به آنها کسب کرده اند باز تولید و از نو خلق و تفسیر می کنند.

   خطر کردن در وادی رمز و نماد، به کشف حضور انبوه و پویایی پایدار آنها می انجامد و در زبان و حرکات آدمیان، روح و جان دمیده، در رویاها و جشن ها یشان پدیدار گشته، به معتقداتشان جان می بخشد، اینان آرزوهایشان را به مدد آن بیان کرده و انگیزه ی کار و تلاششان می شود.

   از آنجا که نماد های مقدس در نزد برخی مردمان، منشاء الهی و آسمانی دارند، رمز گونگی مضاعفی پیدا کرده و حامل کارکردهای مثبت: دفع بلایا و شر برای مومنینش و کارکرد منفی: گرفتاری در بند اشباح و اجنه برای کافران و ...است، این نماد هاهمچنین مقدس منشا  طبیعی و غیر آسمانی هم دارند در برخی جوامع دارند که موضوع بحث حاضر نیستند.

 هدف بررسی حاضر، شناخت  تفسیرهای مردمی از نمادهای اسلامی است که با مشاهده مشارکتی و مصاحبه و مطالعات اسنادی و کتابخانه ای، نتایج را در قالب مکتب کنش متقابل گرای نمادی و مکتب انسان شناسی تفسیری-نمادین، ارائه خواهد کرد.

 

     پرسش از خدا و ذات انسان، چه در تاریخ تفکر دینی و چه در تفکر غیر دینی، از پرسش های اساسی بوده، انسانی که در ذات خویش متفکر است همواره از حقیقت عالم و آدم و مبدا عالم و آدم که سه پرسش اساسی تاریخی اوست،پرسش کرده است. او همواره طالب این بوده که بداند عالم چیست، آدم کیست و مبدا عالم و آدم چیست و چگونه می تواند طبیعت و هستی را وفق مراد خود رام گرداند؟ برای پاسخ همین کنجکاوی های ذهنی دست به ابداعات گونا گونی از هنر و فلسفه و الهه گان و آئین هایی زده که تاریخ گواه آن است. با بررسی که در این حوزه از شناخت در بین مردم منطقه وفس به انجام رسید به نظر می رسد که مردمان این سامان نیز چونان دیگر نیاکان انسانیشان، تار و پود های فکری ظریفی از ایمان و تخیل را می بافند که آنها را به جهان و یکدیگر متصل می سازد و از این طریق قضایایی را بیان می دارند که رویدادی را به رویداد دیگر و گذشته را به حال مرتبط می سازد. ارزش های مذهبی آنان ممکن است به صورت یک نوشته، سنگ، ظرف، درخت، شمایل، حیوان یا هر چیزی که مردمان آن دیار به عنوان شیء مقدس بر می گزیند، به گونه ای نمادین، پدیدار گردند که این نماد مقدس به صورت کانون مراسم دسته جمعی از مراسم دعا گرفته تا رقص و جشن ها در آمده و در راستای اتحاد و انسجام مومنان در قالب یک جماعت واحد اخلاقی عمل در طول تاریخشان عمل کرده است.

 

نحوه عملکرد دین از طریق نمادها

   اغلب انسان شناسان به عملکرد دین بیشتر از ماهیت آن توجه داشته اند، دین از طریق اعتبار بخشیدن به مسیر تجویز شده ی کنش، بر رابطه میان انسانها و محیط شان تاثیر می گذارد، لذا به عنوان بخشی از یک فراگرد تطبیقی گسترده تر هم در سطح فردی و هم در سطح اجتماعی عملکردهایی را بر عهده دارد که بسیاری از این عملکردها با بهره گیری از نمادهای مختلف، بعنوان اصلی ترین ابزار، محقق می شود.

   در تحلیل مطالب مرتبط با مقاله، اصلی ترین موضع تحلیل،" قضایای بنیادین بلومر"، اتخاذ شده که معتقد است:

الف)دنیایی که انسان در رابطه متقابل با آن است اعم از درونی یا بیرونی دنیای "اعیان" است. یک "عین" هر چیزی است که معنای مشترک برای گروهی از مردم داشته باشد.

ب)میدان و عرصه تحقق معانی در فرایند عمل و کنش اجتماعی انسان است، نه در ذات اشیا یا ذهن پژوهشگر

ج)وجه تفسیر گری انسان سبب شده به مدد چیزی که در درونش دارد وقایع و پدیده ها را تفسیر کند، او موجودی است که در برابر موقعیت قرار می گیرد، آن را تفسیر می کند و بر اساس تحلیل از آن موقعیت، دست به کنش می زند.(برداشت از:تنهایی،1389؛283)

چارچوب نظری دیگر، انسان شناسی نمادین و تفسیری است که دیدگاه ویکتور ترنر انتخاب شده، او معتقد به "چند صدایی بودن نمادها" ست. یعنی نمادها می توانند دارای معانی متفاوت و متغیر باشند و در تعبیر آنها باید از روشی پویا و قابل انعطاف و چند گانه استفاده کرد. وی برای این کار رویکردی سه گانه پیشنهاد می کند:

الف) رویکرد تفسیری: که در آن درک بومی و امیک از نمادها مطرح است.

ب) رویکرد عملیاتی: که منظور رویکرد اتیک، یعنی درک مشاهده گر از مناسک و نمادها و برداشت جهان شمول از آنهاست و اینکه باید مسائل و داده های خارج از مناسک و نمادها را نیز در تحلیل آنها دخالت داد.

ج) رویکرد موقعیتی: که به تحلیلی ساختاری نزدیک است یعنی درک مناسک و نمادها را بر پایه روابط میان نماد یا گروهی از نمادها با نماد یا گروهی دیگر،که با آن یک کل ساختاری را تشکیل می دهند، قرار می دهد. (فکوهی،1381؛262)

   با توجه به این رویکردهای طرح شده،حال، به بررسی نقش و کارکرد نمادها در بین مردم کهن روستای وفس پرداخته می شود که از جمله اهداف مقاله حاضر، شناخت کارکردهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نمادهای مورد استفاده در مناسک گروه های اجتماعی مورد نظر تحقیق است. از سوی دیگر پی بردن به نحوه تفسیر ذهنی مردم در تبیین امور طبیعی و فراطبیعی و بکار بردن آن در امور روزمره شان، دنبال می شود.

هدف دیگر بر آن سر است که بداند آیا: نمادهای گروه اجتماعی مورد نظر را باید بر اساس معنی و تفسیری که از این معنی در نزد فرد یا گروه انجام می شود باید رد یابی کرد یا بر اساس موقعیت آن نماد در مجموعه بزرگتر از نمادها و تعالیم دینی؟ اساسا منشا نمادها را باید در خود دین جستجو کرد یا در بین مردم و از خلال فرهنگشان؟

روش اصلی مطالعه، بهره گیری از مشاهده مشارکتی در زندگی روزانه مردم و بررسی میدانی آئین ها و مناسک گروهی از مردم روستای وفس در استان مرکزی بود. مطالعات کتابخانه ای و اسنادی و در مواردی مصاحبه (با اجرا کنندگان مراسم و مناسک، بزرگان روستا، روحانیون، اساتید انسان شناسی و اسلام شناسی) تکمیل کننده اطلاعات در این حوزه بودند.

بخش دوم:

نمادهای متنی رایج در مناسک و باورهای مردم

   تفکر دینی، اغلب مستلزم باور به موجودات ماورایی است که در فرایند تطور و تکامل تاریخی، کارکردهای متفاوتی در ایجاد، راهنمایی، یاری و مدیریت جهان هستی، برعهده داشتند. انسان دیندار با اعتقاد به این باورها، شیوه های گوناگونی برای ارتباط با موجودات ماورایی و جلب کمک و رضایت و راهنمایی، به عنوان یک کل قدرتمند و خالق، دنبال می کند. در این فرایند، ابزار و نمادهای ایجاد ارتباط با پدیده ی فرا طبیعی (خدا) شکل می گیرد. توتم ها، نقش ها و اشیاء مقدس، تمثال ها، اساطیر و امانی از این جمله اند. در این مقاله، متون مقدس در کارکردهای فرهنگی- اجتماعی، جزئی از این نمادها برای ایفای نقش های قدسی و مذهبی در نظر گرفته خواهند شد.

   متون مقدس علاوه بر اینکه همانند هر متن دیگر به عنوان نشانه های قرار دادی و نمادین و معنایی برای انسان ایفای نقش می کنند به عنوان اشیایی که به دلیل ارتباطشان با دین و بزرگان دینی یا انسان های مقدس در جوهر و ذات خود موجوداتی مقدس می باشند دارای کارکردهای ویژه فراطبیعی و قدسی نیز گشته اند.(اسماعیلی،1388؛5) از آنجا که این متون نه به عنوان نوشته هایی با کارکردهای خواندنی و آموزه ای بلکه به عنوان اشیایی فرهنگی از کارکردهای اولیه خود فراتر رفته و در نظام معرفتی- دینی، معنایی بیش از یک متن را خلق کرده و  به عنوان نشانه های (دال ها) معنایی قابل درک و تعریف در آمده اند، می توان  با مطالعه در فرهنگ مردم به جنبه هایی از کارکردهای غیر متعارف آنها در نظم بخشی و مدیریت انسجام، پی برد.

    

نوشتارها و آئین های مورد استفاده در بین مردم کهن روستای وفس

   متون و نوشته های مقدس که شامل کلام قرآن، اسماء متبرکه، ادعیه و غیره می شود در مظاهری مانند نوشته های به کار رفته در معماری مانند گنبد نوشته های سر در منازل (همچون "وان یکاد")، نوشته های روی زیور آلات زنانه و مردانه: انگشترها، گردن بندها، دستبند ها، کفن  و... به عنوان نوشته های پوشیدنی؛ و نوشته های خوردنی که امثال آن حک کردن سوره "یس" در کاسه های مخصوص نوشیدن آب و نوشتن اسماء متبرک بر روی غذاهای نذری مانند حلواها و آش ها می باشد در فرهنگ ایرانی بسیار دیده شده  و این مناسک در منطقه وفس نیز رایج است.

   بنیادی ترین هدف یک نوشته، خوانده شدن آن و انتقال معنای قراردادی اش از طریق زبان و به وسیله کلمات می باشد. این متون در فرهنگ ایرانی و در تداخل با مظاهر زیبایی شناسی و هنری مانند خط و معماری کاربرد اصلی خود، یعنی خوانده شدن و انتقال معنا از طریق کلمات و ساختار دستور زبانی را از دست داده و تبدیل به اشکالی مقدس و هنری می شود. همچنان که نوشته های به کار رفته در گنبدها و محراب ها به دلیل فرم ساخت این بناها و همچنین نوع خط به کار رفته برای نوشتن آنها، از کاربرد خوانده شدن، کاملا تهی گشته و تبدیل به نشانه های مقدس و هنری می شوند.

   از منظر نشانه شناسی، فرآیند تولید معنا در یک متن بدین صورت است که "دال" که همان کلمه یا متن نوشته شده می باشد در پس خود "مدلول" را به همراه دارد که از طریق خواندن متن و ترجمه یا فهمیدن آن می توان بدان آگاهی یافت. اما در متون مقدسی که در فرهنگ ایرانی وجود دارد،"دال" َدر روندی ناخودآگاه تبدیل به "مدلول" می شود، بدین صورت که فرآیند تولید معنا از یک متن یا همان "دال"، نیازی به آگاهی از دستگاه زبانی و فهم به لغت به لغت متن ندارد، بلکه کلام مقدس وارد دستگاه فرهنگی می شود و به طریق دیگری معنا حاصل می گردد.

   تابوی اسماء متبرک مانند: کلمه "الله" که شامل مواردی از قبیل دست ناپاک نزدن می شود نشانگر این است که مدلول یا معنای این کلمه ی مقدس به همراه کلمه یا همان "دال" می آید. از همین روست که این کلمه ی مقدس را به عنوان گردبند به گردن می آویزند تا سلامت آنها را تضمین کند و از بلایا دور گرداند یا بر سردر منازل برای حفظ امنیت خانه نصب می کنند.(همان؛2) این گونه است که معنا در فرهنگ ایرانی از متون مقدس حاصل می شود و کاربردهای شفابخشی، امنیت، دوری از چشم زخم، دفع بلایا و شر اجنه و ارواح ناپاک و ... را به وجود می آورد. به عبارت دیگر متن مقدس در این فرآیند تبدیل به شی مقدس می شود که کاربردهای جادوئی و قدسی را به دوش می کشد نمونه های بسیاری از این دست را می توان به وضوح در رفتارهای روزمره و آئین ها و  مناسک مردم شاهد بود.

 

منشاء تقدس نوشتارها در نزد مردم وفس

   نشانه ها در هر دستگاه زبانی و فکری، شامل نشانگان قراردادی، نمایه ای و نمادین می شود. در بررسی متونی که کاربردهای اعتقادی را هم به همراه دارد این نمونه ها بیش از آنکه شباهتی با مدلول های خود داشته باشند بر اساس قرار دادها به مضمون های خود متصل می شوند. از آنجا که متون از جنس نشانه های نمادین محسوب می شوند یعنی بر اساس قرار دادی خاص، حامل معنایی می باشند و  که در اینجا شامل نیرویی ماورایی است می تواند به فرد حامل کمک کند.

   در تولید معنا از متون مقدس، فرآیند دلالت معنایی، پس از ایجاد ارتباط بین تولید کننده متن و مخاطب که همان، فرد استفاده کننده از آن است، ایجاد می شود. از آنجا که تولید کننده معنای متن، نه یک شخص انسانی و نه یک دستگاه تولید شده انسانی بلکه یک موجود ماورایی (در اینجا خداوند) است، لذا رمز گشایی از این متن برای مخاطب،مبتنی بر دانستن الگوهای ایجاد نشانه از جانب تولید کننده می باشد و از آنجا که این آگاهی در هاله ای از ابهام قرار گرفته، معنا نیز به صورت مبهم و پیچیده انتقال می یابد. از جمله دلایل این ابهام موارد ذیل اند:

-          متون مقدس اسلامی اغلب به زبان عربی بوده و درک معنایی آنها برای مخاطب عام ایرانی دشوار است.

-          قرآن منصوب به خداوند بوده و کلامی بود که از منشاء قدسی تولید شده و بدون هیچ گونه تغییری در بین انسانها ترویج گردید.

-          ایرانیان در بدو ورود اسلام،در برخورد با قرآن که به خط کوفی نوشته می شد و خواندن آن برای افراد غیر عرب تقریبا غیر ممکن بود،دچار مشکل بودند.

-          قرآن سرشار از موارد رمز آلود است که تنها با تفحص بسیار و خلوص نیت و پاکی و صفای درونی و تهذیب (که از شرایط فهم قرآن قلمداد می شود)می توان آن را دریافت.(همان؛68)

 

   معنای یک متن یا کلمه تنها در بستر تاریخی خود قابل پیگیری نیست بلکه هر کلمه در زمینه های دیگری چون:اجتماع، فرهنگ و اعتقاد، واجد معناهای گوناگونی می شوند، از این روست که در برخورد با یک متن، کشمکش های مدام شکل می گیرد که "کریستوفر" نام ایدئولوژوم را بر آن می نهد و معتقد است متن به هیچ عنوان معنای واحدی ندارد و متاثر از عوامل برون متنی و غیر متنی است(تکثر گرایی در فهم متن). با آن که پیام آوران دینی، تمام تلاش خود را برای نشان دادن یقین و صحت پیام خود بکار برده اند، ذات تفکر دینی بر راز آمیزی استوار است، معجزه پیامبر اسلام کتاب "قرآن " است که هیچ شک و شائبه ای در آن نیست و هیچ دخل و تصرفی در آن راه نتواند داشت، بنابراین متنش یقینی و مطلق است اما باز تاویل های فراوان از آن صورت می گیرد و که معنای اصلی را به تعویق می اندازد یا معنا در پس متن، فراموش شده یا تعابیر خاصی می یابد. آنچه بر محراب ها، گنبدها، سردر منازل، روی کاشی ها و گچ یا تنها با آمیزه ای از رنگ و تصویر و نقاشی بوجود آمده است، نمونه مثالی هستند، این متون خواندنی نیستند و کمترین نسبت را برای خوانده شدن با مخاطب برقرار می کنند اما آکنده از کارکردهای فرهنگی اند.برخورد یک شخص دیندار با متنی که از زیر آن رد می شود یا آن را بر خود می آویزد نشان می دهد که او در پی کشف معنای اصیل یک متن از طریق خواندن آن نیست و به نوعی به تاخیر معنا در این متن قائل است؛برای همین است کتابی گشوده و متنی خوانده نمی شود و نوشته ها از اصول اولیه خود عدول میکنند و به اسامی تقلیل می یابند،اسامی با اعداد ترکیب می شوند،تصویری نیز به مجموعه اضافه می شود و در نهایت همه آنها در بسته ای مهر و موم(همان؛71) می گردند و تبدیل به نشانه ای با کارکرد فرهنگی – مذهبی می شوند.

  در ادیان بزرگ صاحب کتاب، باور تاریخی به جدایی کلام نوشته شده از معنا به دلیل غیاب مولف،این وضعیت را بوجود می آورد که برخورد شخص دیندار با متن به نوعی پیش می رود  که گویا "معنا " حضور دارد و این شکلی از  یقین را  به تاویل گر هبه می کند.

 

تفسیر ذهنی مردم وفس از نوشتارهای مقدس

  *متونی که با بهره گیری از مضامین مقدس قرآنی در بین مردم منطقه وفس، بر روی البسه و زینت آلات، سنگ ها ی تزئئنی، سنگ قبور، طلا و نقره، حک یا نوشتار می شوند: همچون اسماء متبرکه، وان یکاد، آیه الکرسی، شرف شمس، آیات مخصوص ... در نزد این مردم بنابر نوع متن و کاربردی که دارد نتایج مختلفی به بار می آورد از قبیل: تضمین امنیت و سلامتی، دفع شر و جن، حفاظت مال و جان، برکت اموال و فرزندان، حفاظت از دستبرد اموال و خائنین و دشمنان، چشم و نظر، پیروزی در نزاع، رونق کار، شفا از مرض و ... که نگهداری هر کدام مراتب و سلوک و آداب خاصی دارد و در صورت عدم رعایت آن آداب، نتیجه مورد نظر حاصل نشده و در برخی موارد نتایج عکسی به همراه خواهد داشت. در مواردی نیز این پوشیدنی ها در حکم نشانگانی برای تعیین جایگاه و منزلت اجتماعی و تعلق مذهبی فرد، ایفای نقش می کنند، مثل آویختن گردنبند کعبه به گردن یا پوشش های خاصی در لباس و سایر زیور آلات...

  * بسیاری از اهالی وفس، برای مراسم کفن و دفن خود نیز پیش بینی های لازم اخروی را جهت تخفیف مجازات و سبک شدن گناهان، در نظر می گیرند آنها پیش از مرگ خود کفن هایی تهیه می کنند که متون مقدس بر رویش نوشته شده و پارچه کفنی را از مکه یا مدینه سفارش می دهند یا خود به زمان زیارتشان خریداری می کنند و دعای جوشن کبیر یا ادعیه ای مناسب اعمال و نیاتشان بر روی آنها می نویسند، به این طریق معتقدند که جواب سوال نکیر – منکر شب اول قبر را بخاطر خواهند آورد یا فرشتگان با دیدن این آیات بر آنها ارفاق خواهند گذاشت یا اینکه ائمه برای شفاعت آنها  بالای سرشان مشرف خواهند شد و بار گناهانشان را سبک تر خواهند کرد.

  * گذشته از متون نوشته شده بر روی لباس و زیور آلات، متونی هم هستند که  توسط  این مردم در مناسک نذر و اطعام بر روی برخی خوراکی ها: حلوا، آش و شله زرد با آب زعفران، کشک، دارچین، خلال بادام و پسته و گردو، پودر نارگیل و ... نوشته می شوند. متداول ترین آنها اسامی ائمه و خدا به مناسبت های شهادت، وفات، ولادت یا مناسبت های تاریخی و ماه های مبارک را می توان اشاره داشت. آنان را عقیده بر این است که خوردن این غذاها در برآوردن حاجات و رفع سختی و بلایا موثر خواهد افتاد.

  * متونی هم هستند که بر روی ظروف نوشته می شوند وجنس اغلب آنها از برنج،مس یا سفال است که متن کامل سوره یا اسماء عظما بر روی آنها نقش بسته و مردم معتقدند شربت یا آب خوردن درون آنها در برآوردن آرزوها و دفع بلا موثر است، کاسه ی سقاخانه ها یا کاسه های مراسم " تشت گذاری" عاشورا- تاسوعا، از این قبیل اند. متونی نیز روی ابزار کار و آلات موسیقی دراویش و خالکوبی روی نقاطی از بدن بیمار، نوشته می شود که تفاسیری برکت آور و حلالیت و شفا بخشی را در خود مستتر دارد.

   *نمونه هایی از متون مقدس را می توان در نقش های معماری، بخصوص معماری مکان های مقدس و فرهنگی، در سقف اغلب منازل و ساختار در و پنجره ها، ردیابی کرد که گذشته از اهداف تبلیغی و معرفت شناختی، حامل معنی حفاظت از بلایای طبیعی: سیل و زلزله و طوفان وآتش سوزی و  سلامت  ساکنان آن بناها هست.متونی که بر دیوار محراب ها و مناره ها و سر در مکانهای فرهنگی و در کاشی کاری های روستای وفس، نوشته می شوند، گذشته از تاثیرات زیبایی شناسی و هنری، اثرات عمیقی در القای احساس مذهبی و تقدس مکانی و امنیت، مبنی بر بازدارنده بودن انجام اعمال غیر مجاز در آن مکانها و احاطه فرد در فضای معنوی، را یادآور می شود.

 

سخن آخر:

   دین از تفکر و باز اندیشی زاده نمی شود و از آن کمتر، از توهم و درک غلط  نیز، پدید نمی آید، بلکه از مسائل واقعی زندگی بشری و واقعیت ها برمی خیزد.

   متون مقدس با توجه به جایگاهی که در ساختار فرهنگی مردم منطقه وفس دارند، گذشته از بار ارزشی مذهبی که از کارکردهای آشکار هر متن مقدسی انتظار می رود؛ همچنین حامل معانی و تفاسیر: روان شناختی، پزشکی، اقتصادی، اجتماعی، مدیریتی، سیاسی، انتظام بخشی و نگاه هنری نیز هستند، از این نقطه نظر در ساختار فرهنگی جامعه وفس اهمیت مضاعفی یافته و در باز تولید مجددشان برای نسل جدید از مفاهیم قدسی و فراطبیعی اولیه فراتر رفته به تفاسیر اسطوره ای کشیده می شوند و برای ایفای نقش های متعدد دینی و غیر دینی کاربرد می یابند، چندانکه دیگر خواندن متن نه تنها مخاطب را به معنای اولیه و واقعی رهنمون نمی کند بلکه هر لحظه دورتر می گرداند، با این فاصله گیری از متن، شاید مخاطب به حقیقت معنایی و حضوری زندگی و دین آشناتر و نزدیک تر شود، چرا که مخاطب حافظ دین، کارکردهای ثمر بخش آن را در عینیت زندگی بر خود القاء و سپس همان را به مدد همت و تلاش فردی و اجتماعی محقق می سازد.

 

                *********************************

فهرست منابع:

-          قرآن مجید

-          احمدی،بابک،(1374)،"حقیقت و زیبایی"،تهران:نشر مرکز.

-          اسماعیلی،مهدی،(1388)،"ساز و کار تولید معنا از متون مقدس..."،اراک:دانشگاه آزاد اسلامی.

-          بیتس،دانیل،(1375)،"انسان شناسی فرهنگی"،ترجمه:محسن ثلاثی،تهران:نشر علمی.

-          تنهایی،حسین ابوالحسن،(1389)،"درآمدی بر مکاتب و نظریه های جامعه شناسی"،چاپ ششم،مشهد:مرندیز-تهران:بهمن برنا.

-          تنهایی،حسین ابوالحسن،(1383)،"نظریه های متفکرین مسلمان"،تهران:بهمن برنا.

-          دوبوکور،مونیک،(1373)،"رمزهای زنده جان"،ترجمه جلال ستاری،تهران:مرکز.

-          پروتی،جیمز،(1379)،"پرسش از خدا در تفکر هیدگر"،محمد رضا جوزی،تهران:ساقی.

-          رضی،هاشم،(بی تا)،"مردم شناسی اجتماعی"،تهران:انتشارات آسیا. فرم،اریک،(بی تا)،"زبان از یاد رفته"،ترجمه ابراهیم امانت،تهران:مروارید.

-          فکوهی،ناصر،(1381)،"تاریخ اندیشه و نظریه های انسان شناسی"،تهران:نی.

-          گیدنز،آنتونی،(1376)،"جامعه شناسی"،ترجمه صبوری،تهران:نی.

-          موسوی میرک،فاطمه،(2007)،کهن روستای وفس)،در:مجله اورینتال،شماره 5،ایروان-ارمنستان:دانشگاه دولتی،دانشکده ایرانشناسی-شرق شناسی.