آيا می دانيد تا قبل از سال 1382، وفس يك« بخش» بود که 4 دهستان با 71 روستا، زير نظر آن قرار داشتند( از جمله شهر كميجان!) ؟
آيا می دانيد وسعت روستای وفس(230 کیلومتر مربع)، دو و نیم برابر وسعت جزیره کیش(90 کیلومتر مربع) است؟
آيا می دانيد گويش وفسی يكی از زير شاخه های زبان مادی ( تاتی ) می باشد( قدمت 3000 ساله )؟
آيا می دانيد تونل های زيرزمينی زيادی در زير سطح روستای وفس وجود دارد كه اين تونل ها يك شبكه زيرزمينی را تشكيل می دهند؟
آيا می دانيد اولين مدرسه روستای وفس در سال 1313 ساخته شده است؟
آيا مي دانيد روستای وفس از حدود 10 سال قبل از انقلاب دارای آب لوله كشی و برق بوده است؟
|
|
دژی نظامی از دوره مادها در کوهستانهای وفس |
|
|
موقعیت جغرافیایی هر چند در حال حاضر روستای قلعهجوق(قالاجق) از جهت تقسیمات کشوری در استان همدان قرار دارد، اما تحقیق و بررسی این شهر ویران شده دوران ماد، کمکی شایان به شناخت تاریخ و فرهنگ گذشتهی هر دو استان (همدان و مرکزی) و حتی برای دسترسی به تاریخ اجتماعی و فرهنگی دوران مادها بسیار سود بخش خواهد بود، زیرا در ایران از دوران باستان یعنی پیش از هخامنشیان آگاهی کمی در دست است. از پایتخت دوران ماد یعنی شهر همدان بجز نوشتههای مورخین یونانی و رومی اطلاع دقیقی در دست نیست چون شهر فعلی همدان روی شهر باستانی قرار گرفته است. اگر این شهرک نظامی مورد تحقیق و بررسی قرار گیرد با یافتههایی از تپههای سیلک کاشان و تپه یحیی کرمان و تپه گیان و غیره ناشناختههای زندگی مردم ایران پیش از هخامنشیان شناخته خواهد شد. روستای قلعهجوق در کوهستانهای وفس در بین 34 درجه و 57 دقیقه عرض شمالی و 49 درجه و 15 دقیقه طول شرقی از نصفالنهار گرینویچ قرار گرفته و حدود 2000 متر از سطح دریا ارتفاع دارد. از شمال به کوه خروزند و روستای ستق از شرق به کوه گچلردره و روستای آقاچ و وزندان از جنوب به کوه گچلردره و روستای راستگویان و از غرب به کوه قزلردره و روستای هیزج محدود است. همانطور که مشهود است این شهر باستانی در منطقه کوهستانی قرار گرفته و در کنار آن شاخهای از رودخانه زرین رود(قرهچای) جریان دارد. فاصله این دژ باستانی با رود قرهچای حدود 15 کیلومتر است. دسترسی به این اثر باستانی و دیدن غار اسرارآمیز و شگفتانگیز آن از دو طریق ممکن است: 1. از راه همدان 2. از راه اراک به کمیجان و از راه وفس به روستای باستانی آمره و بعد روستای باستانی و بسیار کهن چهرگان(چهرقان) به آسانی امکانپذیر است. زیرا از اراک تا کمیجان حدود 100 کیلومتر راه آسفالته است و راه کمیجان- آمره - چهرگان، شوسه ماشینرو میباشد و اما از چهرگان تا راستگویان راه ناهموار و کوهستانی که حدود 20 کیلومتر است از راستگویان تا قلعهجق حدود 10 کیلومتر راه شوسه ماشینرو میباشد. مشخصات شهر ویران شده در دامنه غربی کوه گچلردره طوری قرار گرفته که درهای غار اسرارآمیزی که در دل کوه فوزی یا کوه قزلردره کنده شده روبروی آن میباشد. جهت اصلی شمالی جنوبی است. در ضلع شرقی ویرانهها برجی دیدهبانی مخروبه قرار دارد با قطر 6 متر از سنگ نتراشیده با ملات ساروج، قسمتهای بالایی برج ویران شده حدود 5 متر از آن باقیمانده است. به نظر میرسد تمام ساختمانها یک طبقه بوده و با سنگ لاشه و قلوه سنگ با ملات ساروج ساخته شده. کلیه ساختمانها در دامنه کوه قرار دارند که تا کف رودخانه ادامه داشته و شمال و جنوب ساختمانها درههای عمیق و غرب آن رودخانه است که به نظر میرسد که از کف دره، روبروی در غار راهی به عرض 3 متر تا برج دیدهبانی بطول 500 متر وجود داشته است که در دو طرف این راه خانهها قرار دارند. دور شهر آثاری از حصار سنگی باقیمانده تقریبی 500 × 1000 متر. قطر دیوار حدود یک متر است با ملات ساروج. در روی تپه آثار خانههای معمولی چند اتاقه و تالارهای بزرگ بچشم میخورد. در کنار دیوار ضلع جنوبی در صخرههای سنگی آخورهای سنگی کنده شده که حتی در کنار سه آخور، حلقههایی سنگی برای بستن افسار اسبها سالم مانده است. در ضلع شمالی در پایین تپه در دره شمالی دهلیزی ورودی وجود دارد که در فاصله دو متری تخریب و مسدود گردیده به احتمال زیاد راهی زیرزمینی بوده است برای داخل شهر. در چهارسوی این شهر دژ نظامی کوهها قرار دارند که آثار برجهای دیدهبانی روی آنها باقیمانده که حتی از فاصله دور نمایان است. از قلعهجق بطرف روستای راستگویان(جنوب) بفاصله یک کیلومتر در دامنه کوه گورستانی قدیمی مشاهده میشود که بطور یقین با شهر ویران شده و غار اسرارآمیز ارتباط دارد. اندازه تقریبی این گورستان 200 × 300 متر است که تعداد کثیری گور را در کنار هم در خود جای داده است. گورها دارای سنگ نیستند فقط از لحاظ جهت شباهتی با گورهای مسلمین دارند، ارتفاع برخی از آنها تا حدود 40 سانتیمتر است هر گوری بصورت تپهای کوچک درآمده است و تعدادی از گورها حفاری شدهاند اما مشخص نگردیده که در داخل گورها چه چیزهایی ممکن است وجود داشته باشد. اگر در یکی از آنها حفاری گردد و خمرههایی پیدا شود بطور یقین این گورستان و شهر ویران شده با تپه های سیلک و حصار و گیان و تپه یحیی کرمان ارتباط فرهنگی پیدا میکند و شکی نمیماند که این شهرک مربوط به دوران مادهاست. میدانیم در آیین زرتشتی مردگان را خاک نمیکردند بلکه در دخمه و استودان قرار میدادند و پیش از آن مردم ایران مانند هندیان باستان و حتی امروز، مردگان را میسوزاندند، وجود گل تپههایی در ایران و در استان مرکزی شاهد آن رسم و آیین است. اما در حفاریهایی که در سیلک و حصار و گیان به عمل آمده ثابت شده است که ایرانیان بومی پیش از آمدن آریاییها مردگان را در خمرههایی بزرگ نهاده و مرده و خمره را در گورها قرار میدادند. آقای رمان گریشمن، ایرانشناس مشهور در سالهای 1933 تا 1937 در تپه سیلک کاشان کاوشهایی کرده و اطلاعات گرانقدری از دوره مادها بدست داده است و به موجب آن تحقیقات در تپه سیلک، شهر در روی تپه قرار داشته و در مغرب آن شهر گورستان قرار داشته؛ ایرانیان در زمان مادها اشیاء و وسایل مورد علاقه مرده را که اغلب از جنس مفرغ و سفال رنگین بوده است همراه مرده در داخل خمره مینهادند. سال گذشته در نزدیکی گورستان قلعهجق تعداد زیادی سفال شکسته رنگین در قطعات کوچک یافتم که بسیار ظریف و رنگین و نقشدار بودند و بیشتر تصاویر خوشههای گندم و خطوط منظم هندسی بر روی آنها نقش بسته بود. در سیلک روی قبرها با خاک انباشته شده بطوریکه از سطح زمین بلندتر بوده است. در قلعهجق هم همین حالت وجود دارد، شکل ظاهری گورها نشان میدهد که تمام مردگان از یک طبقه بودهاند چون تفاوتی در شکل ظاهری گورها مشاهده نمیگردد جز آنکه تعدادی از آنها بزرگتر از بقیه میباشند که مبین این واقعیت است که در آن زمان اختلاف طبقاتی وجود نداشته. اشیاء مکشوفه از گورهای سیلک، حاکی از آن است که مردم بکارهای کشاورزی و دامپروری و صنعت ابزارسازی(دوره مفرغ) و سفالگری اشتغال داشتهاند که با دوران زندگی اجتماعی مادها تطبیق میکند. در آن زمان استعمال آهن، برنز و مس رایج بوده، لوازم مکشوفه از برنز و آهن و مس بودهاند. میدانیم یکی از مشخصههای دوران ماد، پرورش اسب و اسبان مادی در بین مردم آشور و بابل شهرت فراوانی داشتهاند بنابر تحقیق محققین اسبهای دوران ماد در ناحیهی نسا تربیت میشدهاند که آن منطقه در شمالشرق همدان بوده است و باید توجه داشت که از تفرش و آشتیان و کمیجان و کزاز و چرّا مرکز پرورش اسب وجود داشته که در تمام کتب تاریخی آمده است بویژه واژه کمیگان و دشت کیتو(کزاز) و چرّا موید این واقعیت است. در خوروین 80 کیلومتری شمال تهران اکتشافاتی انجام شده که مربوط به دوران ماد است و میدانیم که ری یا رگا یا رغا، از شهرهای معروف دوران ماد بوده است. در آن کشفیات، گورهایی پیدا شده که شباهت زیادی با گورهای سیلک و قلعهجق دارند و بیشتر اشیاء داخل گورهای خوردُین از نوع سفال بودهاند پس اگر در گورهای قلعهجوق مانند همان اشیایی که در سیلک و خوردین و گیان و حصار یافت شده، پیدا شود؛ وجود یکسانی در فرهنگ و تمدن و نوع معیشت و اقتصاد مردم را میرساند. قابل توجه است که در ناحیه حسنلو در مجاورت دهکدهی سلدوز در کنار شرقی دریاچه ارومیه، بررسیهای باستانشناسی انجام شده که همگونی و شباهت فراوانی با سیلک و خوردین و حصار دارد و در حسنلو گورستان در جلگه واقع شده و در کنار آن تپه ایست که محل شهر قدیم بوده و اکتشافات این ناحیه نیز مانند سیلک و خوردین است. از ناحیهی لرستان اطلاعات سودمندی بدست آمده بویژه ناحیه سمیره و گاپله(جاپلق) که همگی مربوط به دوره هزاره اول قبل از میلاد است. آقای ا.م.دیاکونوف روسی تحقیق بسیار ارزندهای در مورد زندگی اجتماعی و اقتصادی مادها نموده که میتواند راهگشای رسیدن به تاریخ اجتماعی و فرهنگی پیش از هخامنشیان باشد. در صفحهی 176 تاریخ ماد چنین آمده است: «... از نبشتههای آشوری چنین بر میآید که در خاک ماد نقاط مسکونی مستحکم دژ گونهای "آلانی دننوتی" و نقاط مسکونی کوچک دیگری در اطراف آن "آلانی سروتی» وجود داشتهاند و ساکنان نقاط اخیرالذکر به هنگام ضرورت میتوانسته بدرون حصار دژ پناه برند. تفاوتی که در زبان پارسی باستان در تسمیه نقاط مسکونی "ویس و وردنه"[1] و دژها "دیدا" که در واقع حصار است وجود دارد از همین تفاوت مفهوم ناشی میشود. چنین دژی ممکن بود مسکونی دائمی و یا پناهگاه موقتی باشد. تصاویر آشوری از دژهای مادی بجا مانده است که وضع استحکام مزبور را نیک نشان میدهد. دژهای مزبور ساختمانهای محکمی بودند بر ارتفاعات و صخرههای طبیعی و یا گاهی بر خاکریزها و تپههای مصنوعی، گرداگرد آنها لااقل یک دیوار "خارخار" و یا گاهی چندین حصار متحدالمرکز کشیده شده بود، در طول حصار برجهایی به فاصلههای معین تعبیه شده بوده و سر برجها و حصار برای تیراندازی از کمان، کنگره دار بود. در بعضی موارد، در شیب تپهای طبیعی، دیواری با آجر ساخته میشد که شیب را عمودی سازد. حصار اصلی و شاید کنگرهها همچنانکه در "اورارتو" نیز متداول بود با سنگ ساخته میشد و بدنه حصارهای دیگر با خشت خام، غالبا دژها را طوری میساختند که خندق و یا مسیر طبیعی رودخانهای دفاع از آن را تکمیل کند...» تمام ویژگیهایی که آقای دیاکونوف برای دژهای مادی آورده است در قلعهجق تطبیق مینماید. همانطور که در پیشگفتار آمده است طبق اسناد و الواح و کتیبههای مکشوفه از آشوریان و بابلیان که به وسیله دانشمندان کشف و خوانده شده، مرکز پیدایش و خاستگاه امپراطوری ماد در هزاره اول پیش از میلاد، ناحیهی میان رودکها بوده که بطور دقیق با محدوده کنونی استان مرکزی بویژه بخشهای وفس و کمیجان و فراهان و چرّا تا نیمور محلات مطابقت دارد و همانطور که در نقشه پیوست مشاهده میگردد، شهرک نظامی یا دژ مورد بحث است که نام آن در زبان آشوری "بابلیان" بوده اما نام مادی آن در دست نیست و آقای دیاکونوف محل تقریبی آن را در نقشه معین کرده که از جهت طول و عرض جغرافیایی با قلعهجق مطابقت دارد و میدانیم که واژه قلعهجق یا "قالاجق" ترکی است و به معنی گروهی از قلعهها میباشد. رابطهی بین قلعهجوق و غار روبروی آن و غار هیزج و تعداد تپههای باستانی در همان منطقه و وجود زبان مادی در چند کیلومتری قلعهجوق که با آن سخن میگویند و وجود تعداد زیادی آتشکدههای مشهور و نامهای روستاها که واژگانی اوستایی هستند ارزش تحقیق و بررسی این مناطق را اجتناب ناپذیر مینماید. [1]: در محدوده اراک و استان مرکزی چندین روستای باستانی داریم بنامهای ویس - ووس که همان وفس است. ویسمه - ورزنه و در چند کیلومتری اطراف قلعهجوق هم اینک قلعههایی هستند که با شاخهای از زبان مادی سخن میگویند. منبع: محمدرضا محتاط، کتاب «جاذبههای ایرانگردی و جهانگردی در استان مرکزی»، 1372 ش. پینوشت: نقل با ذکر منبع الکترونیکی بلامانع است. |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه 1 مرداد1386ساعت 7:21 توسط مهدی
|
|
||