تبليغاتX
روستای وفس
روستای وفس

 

آيا می دانيد تا قبل از سال 1382، وفس يك« بخش» بود که 4 دهستان با 71 روستا، زير نظر آن قرار داشتند( از جمله شهر كميجان!) ؟

آيا می دانيد وسعت روستای وفس(230 کیلومتر مربع)، دو و نیم برابر وسعت جزیره کیش(90 کیلومتر مربع) است؟

آيا می دانيد گويش وفسی يكی از زير شاخه های زبان مادی ( تاتی ) می باشد( قدمت 3000 ساله

آيا می دانيد تونل های زيرزمينی زيادی در زير سطح روستای وفس وجود دارد كه اين تونل ها يك شبكه زيرزمينی را تشكيل می دهند؟

آيا می دانيد اولين مدرسه روستای وفس در سال 1313 ساخته شده است؟

آيا مي دانيد روستای وفس از حدود 10 سال قبل از انقلاب دارای آب لوله كشی و برق بوده است؟

  

سفرنامه بازدید از غار قلعه جوق

در تابستان 1384، هنگام جستجو در کتابخانه میرجعفری اراک، کتاب قدیمی و کم‌حجمی تحت عنوان «غارهای اراک» یافتم. نویسنده این کتاب یکی از علاقه‌مندان غارنوردی بود که در حدود سال‌های 1340 و 41 شمسی، به اتفاق یکی از دوستان خود به تعدادی از غارهای استان سر زده و شرح سفر خود به اضافه مشاهدات از داخل و خارج غارها را در کتابی گردآوری کرده بود. دو غار «قلعه‌جوق» و «هیزج» از غار‌های موجود در بخش سابق وفس نیز از جمله غارهایی بود که این نویسنده از آن‌ها دیدن کرده و شرح سفر خود را به طور جالبی بیان نموده است. سفرنامه بازدید از غار قلعه‌جوق را در این پست و غار هیزج را در پست بعدی بخوانید.

نام کتاب: غارهای اراک                             تاریخ انتشار: 1341 شمسی                     

نام نگارنده: عباس                                   نام غارنورد همراه نگارنده: چنگیز شیخلی

کتاب در قطع جیبی است

 

غار قلعه جوقدر شمال‌غربی اراک تقریباً به مسافت هفده فرسخ، دو غار عظیم و مشهور وجود دارد یکی در دو کیلومتری قریه «قلعه‌جوق» که آخرین نقطه خاک اراک به همدان می‌باشد و دیگری در قریه «هیزج» که با «قلعه‌جوق» بیش از دو فرسخ فاصله ندارد و به غار آن «زاغه دره سی» هم می‌گویند.

تصمیم گرفته شد که از این دو غار افسانه‌ای دیدن کنیم و ببینیم روایات و داستان‌هائیکه درباره دو غار مزبور گفته شده تا چه اندازه حقیقت دارد.

در بعد از ظهر روز چهارشنبه 24 مردادماه 1341 به اتفاق چنگیز شیخلی بار سفر بستیم و تهران را به طرف قم ترک کردیم و سه ساعت بعد به قم رسیدیم و بدون درنگ به سراغ گاراژهای محلی رفتیم تا بوسیله ماشین‌های خط بخش «وفس» و دهستان «کمیجان» بسوی مقصد ناشناس خویش رهسپار شویم، سرانجام تنها گاراژی که برای مقصد ما سرویس داشت پیدا کردیم و بنا شد 10 شب حرکت کنیم.

در وقت مقرر کوله‌پشتی‌ها را به پشت گرفته روانه گاراژ شدیم و با سه ربع تاخیر با یک اتوبوس که من شرم دارم به آن اتوبوس بگویم به راه افتادیم و ساعت 2 بعد از نیمه شب اتوبوس جلوی قهوه‌خانه «صالح‌آباد» بین راه قم به اراک محل انشعاب جاده فرعی آشتیان و کمیجان ترمز کرد و بعد معلوم شد که باید تا صبح در آنجا بمانیم چون راننده خواب‌آلود بود و نمی‌توانست به رفتن ادامه دهد و گویا در بین راه هم چند مرتبه از جاده انحراف نموده که خوشبختانه بخیر گذشته است.

سپیده دم با وضع اسفناکی به طرف آشتیان و کمیجان حرکت کردیم . فاصله تقریباً 120 کیلومتر را با مشقت و تاسف بسیار در حالیکه چند مرتبه با آن اتوبوس که به تابوتی بیشتر شباهت داشت نزدیک بود به دیار نیستی برویم، پیموده عاقبت به کمیجان وارد شدیم و پس از توقف طولانی و بی‌مورد راننده ساعت 30/5 بعد از ظهر به قریه «آمره» آخرین نقطه ماشین‌رو این منطقه رسیدیم و مسافرت 15 ساعته و خسته کننده ما پایان یافت و 10 ساعت از وقت خود را بیهوده تلف کرده بودیم. شب را در آمره گذرانده، سحرگاهان از خواب برخاستیم و بلادرنگ بدون صبحانه آماده حرکت شدیم چون طبیعت پست کدخدا و لئیم بودن او رغبت ایستادن در آمره را به ما نمی‌داد.

 

 از راست به چپ: نویسنده کتاب و چنگیز شیخلی

                                      از راست به چپ: نویسنده کتاب و چنگیز شیخلی

 

فاصله گردنه آمره تا قریه چهرقان را که سه کیلومتر می‌شد یکساعت و نیم پیمودیم و ساعت 30/7 صبح که آفتاب تازه «چهرقان» را در بر گرفته بود به آنجا رسیدیم و به منزل کدخدا وارد شدیم و کدخدا ابوالفضل با چهره خندان از ما استقبال کرد و بدون مقدمه بساط چای و صبحانه را چید و بشقاب نیمرو و نان و ماست به میان آمد و جبران پست فطرتی کدخدای آمره را نمود.

از کدخدا ابوالفضل درباره غار مورد نظر پرسیدیم و او ما را راهنمایی کرد و بار و بنه ما را بر پشت الاغی بست و پسربچه‌ای را از خویشاوندان خود همراه ما فرستاد و خودش تا مسافتی از آبادی ما را بدرقه نمود. مسیر ما از کف دره خشک و بی آب و علفی می‌گذشت و شدت گرما و حرارت آفتاب راه رفتن را بر ما دشوار می‌ساخت تا اینکه نزدیک ظهر به دهکده کوچک «راستگویان» رسیدیم و با همه سعی و کوششی که در رفتن داشتیم در مقابل اصرار و خواهش مشهدی حسینعلی کدخدای راستگویان تسلیم شده به منزل او وارد گردیدیم و از ما به طور دوستانه پذیرایی گرم و خالصانه‌ای کرد و این ابیات لطیف بر دیوار اطاقش نوشته شده بود:

یارب این عالی عمارت تا ابد معمور باد          هم قضا و هم بلا از صاحبانش دور باد

بارالها کم مگردان چهار چیز از این اطاق        علم عالم نان گندم آب سرد قلیان چاق

 

پس از صرف نهار به حرکت ادامه دادیم و آفتاب با شدت می‌تابید و سکوت و سنگینی صحرا را در خود فرو برده بود و تنها صدای پوتین‌های سنگین‌مان به گوش می‌خورد. پس از مسافت یک کیلومتر مسیر ما از حالت یکنواختی بیرون آمد و رفته‌رفته دره تنگ شده به صورت دربندی درآمد که از دو سمت کوه‌های دیوار مانند آهکی با حفره‌هایی که چون کندوی زنبوران عسل می‌بودند بر شکوه و زیبایی آن می‌افزودند و قدری که رفتیم به باغات پر درختی که به صورت بیشه‌ای بود رسیدیم و پس از گذشتن خم سربالایی، برجی فرو ریخته را دیدیم و چون وصف آن را قبلا شنیده بودیم و آنرا می‌شناختیم از دیدنش حال سرور و نشاطی به ما دست داد و از اینکه توانسته بودیم به موقع و پیش از رسیدن غروب آفتاب به برج و غار «قلعه‌جوق» برسیم خیلی خوشحال شدیم.

بارها را از الاغ پایین آوردیم و در زیر سایه درخت گردوی تنومندی نزدیک به غار گذاشتیم و پسرک راهنما را با قمقمه‌ها به دنبال آب فرستادیم چون بی‌اندازه تشنه بودیم، چیزی نگذشت که راهنمای کوچک ما آمد و قمقمه‌های پر آب را آورد و لحظه‌ای بعد سوار بر الاغش شده و در حالیکه شکلات‌هایی را که به او داده بودیم با لذت در دهانش می‌انداخت الاغ را به تاخت به سوی «چهرقان» به حرکت درآورد.

کمی در اطراف به بررسی پرداختیم و دیدیم یک چشمه آب گوارا در نزدیکی محل اطراق ما می‌گذرد. از دیدن آن چشمه آب صاف و خوش طعم، شور و شعفی به ما دست داد؛ دست و روی خود را شستشو دادیم و آن‌وقت لوازم ضروری و مورد احتیاج در غار را در کوله کوچکی گذاشته به طرف غار رفتیم.

 

نویسنده در ادامه توضیحات کلی و جزئی پیرامون غار را تحت عناوین «وضع خارجی غار»، «وضع داخلی غار»، «مخزن آب»،‌ «تالار و شاه‌نشین»، «ایجاد غار برای چه بوده؟» و «خرابه‌های شهر باستانی» را به طور کامل بیان می‌نماید که به دلیل طولانی بودن از ذکر آن‌ها در اینجا خودداری می‌شود.

دو غارنورد یک روز کامل را در غار سپری کرده، قسمت‌های مختلف آن را مورد بررسی قرار می‌دهند.

نگارنده در انتها می‌نویسد: "هوا رو به تاریکی می‌رفت که بارها را به پشت الاغ باغبان پای غار نهاده به اتفاق روانه ده «قلعه‌جوق» شدیم."

 

توضیحات کوتاهی پیرامون غار قلعه‌جوق را می توانید در اینجا مطالعه نمایید.

2 نوشته شده در  چهارشنبه 15 فروردین1386ساعت 8:52  توسط مهدی   | 

وفسی ها

پروفسور دونالد استیلو(وفسی شناس بزرگ آمریکایی)
ابراهیم اباذری(تهران)
عباس ادیبان(قم)
فریبا ایرانی(تهران)
مریم اسمعیل پور(تهران)
محمد هادی ایمانی
علی باباجانی(قم)
مهندس احمد باباجانی(قم)
سعید باباجانی(تهران)
محمدرضا باباخانلو(تهران)
باباخانلو(تهران)
امیرحسین بادینلو
رضا بادینلو
امیر بادینلو
محمود بادینلو(آمریکا)
قاسم بادینلو(آمریکا)
نورا بادینلو(آمریکا)
آرش بادینلو(آمریکا)
لیلا بادینلو(آمریکا)
امیر بادینلو(آمریکا)
سارا بادینلو(آمریکا)
احمد بادینلو
مهدی باریک لو(قم)
دکتر علیرضا باریکلو(قم)
علیرضا باریکلو(تهران)
محمدنقی باریکلو(ورامین)
داوود بندی(قم)
مهندس علی بهادری(تهران)
مهندس علی رضا بهراد(قم)
مهندس حمید بهراد(تهران)
مهدی پناهی(تهران)
مسعود جهانی(تهران)
سید مهدی حسینی(تهران)
سمیرا حسینی(قم)
محمد حیدری(ابوظبی)
محمدرضا حیدری
دکتر محمد اسماعیل دارابی(تهران)
علی رضا دارابی
رامین دارابی(قم)
غلامرضا دارابی(قم)
حسين رضا دارابی
هادی رضائی(اراک)
اسماعیل رضوانی فر(قم)
سید احسان سجادی(اراک)
سید مجتبی سجادی
سید مجید سجادی(اراک)
سید محمود سجادی
سرهنگ داوود سلطانی(تهران)
استاد عزیزالله سمیعی(خمین)
مهندس محمد کاظم سمیعی(قم)
محمد حسین سمیعی (قم)
مهندس مجتبی سمیعی(تهران)
کیهان سمیعی(خمین)
حمید رضا سمیعی(تهران)
عصمت سمیعی(تهران)
بتول سمیعی(تهران)
اعظم سمیعی(تهران)
عبدالرضا سمیعی(تهران)
هادی سميعی(تهران)
ابوالفضل سمیعی(قم)
محمد سمیعی(کرمان)
سیدمهدی صیفی(تهران)
سیدمحمدرضا صیفی(تهران)
مهندس محمود رضا طالبی(تهران)
دکتر محمود ظهیری(تهران)
محمد ظهیری(تهران)
احسان ظهیری
مهندس هادی علوی(اهواز)
محمد رضا مجیدی(کرج)
سید مجتبی مدنی(اراک)
علیرضا مرادی وفسی
محمد حسن محمدی مهر(قم)
مهدی ملایی(کرمان)
رضا مقیمی
مهدی موسولو(قم)
سیدعلیرضا موسوی‌پور
مهندس سید محمد میری(تهران)
سید میر عماد میری وفسی
سید رضا نبوی(اراک)
مهندس روح الله ندری(تهران)
محمد نظری(تهران)
ستوده وفسی(آلمان)
علی وفسی

چهرقانی ها
ولی الله یوسفی
مهین چهرقانی
علی یوسفی
اسدالله یوسفی چهرقانی
محمد چهرقانی

گورچانی ها
عتی سعادت شایسته(تهران)

فرکی ها
سیف اله میرقیصری(قم)

مطالب جالب‌ و مهمتر

اطلاعات مختصر از وفس
شهرستان کمیجان در یک نگاه
شکوفه‌های بهاری(عکس)
پاییز و برگ‏های پاییزی(عکس)
درخت‌های زمستانی(عکس)
بهار وفس(عکس)
عکس‌های برتر از وفس
تعزیه‌خوانی در وفس(تصویر)
معنی لغت وفس
محله‌های وفس
واقعه کشتار مردم وفس
حضور استاندار در وفس
زبان و خط مادی(تاتی)
پروفسور استیلو و گویش وفسی
Vafsi Folk Tales
آثار شیخ عبدالنبی وفسی
اولین شهید انقلاب مشروطه
برج تاریخی وفس
خانه‌ی حاج محمدخان
صرف افعال وفسی

خبر نامه





Powered by WebGozar

نظرسنجی