آيا می دانيد تا قبل از سال 1382، وفس يك« بخش» بود که 4 دهستان با 71 روستا، زير نظر آن قرار داشتند( از جمله شهر كميجان!) ؟
آيا می دانيد وسعت روستای وفس(230 کیلومتر مربع)، دو و نیم برابر وسعت جزیره کیش(90 کیلومتر مربع) است؟
آيا می دانيد گويش وفسی يكی از زير شاخه های زبان مادی ( تاتی ) می باشد( قدمت 3000 ساله )؟
آيا می دانيد تونل های زيرزمينی زيادی در زير سطح روستای وفس وجود دارد كه اين تونل ها يك شبكه زيرزمينی را تشكيل می دهند؟
آيا می دانيد اولين مدرسه روستای وفس در سال 1313 ساخته شده است؟
آيا مي دانيد روستای وفس از حدود 10 سال قبل از انقلاب دارای آب لوله كشی و برق بوده است؟
|
|
آیین چهارشنبه سوری در وفس |
|
|
چهارشنبه سوری نام واپسین چهارشنبهی تقویم خورشیدی ایرانی است، كه شب آن با رسوم و آیینهایی ویژه، خصوصاً پرش از روی آتش مشخص میشود. این مراسم که دارای قدمتی بس دراز است در تمام شهرها و روستاهای ایران و تقریبا به شکل مشابهی برگزار میشود. وفسیها به آخرین چهارشنبه سال، «چارشمبه کُلِ - charshamba kola» میگویند و آیین یکسانی با سایر نقاط ایران را در غروب و شب این روز انجام میدهند. آیینهای وفس عبارتند از: جمعآوری بوته و آتش زدن آن، پریدن از روی آتش، قاشق زنی و ... طی روز چهارشنبه، دستههایی از بوتههای گوناگون که قبلا از دشت و صحرا چیده شدهاند، روی پشت بام خانه و در چند نقطه، مخصوصا جلوی ناودان، قرار داده میشود. بیشتر از بوتههای وَرَّکَ، یوشان و یونَ استفاده میگردد. بعد از اینکه خورشید غروب کرده و به پشت کوههای وفس میرود، همهی اعضای خانواده از بزرگ و کوچک و زن و مرد در پشت بام جمع شده و مراسم را آغاز میکنند. همچنین تعداد کمتری از خانوادهها نیز دسته های بوته را در کوچه قرار داده و دور آن جمع میشوند. با تاریک شدن هوا، بوتهها آتش زده میشود و افراد به نوبت از روی دستههای آتش میپرند. در وفس نیز جمله معروف «زردی من از تو سرخی تو از من» در هنگام پرش از روی آتش تکرار میشود منتها این جمله با گویش وفسی و به این صورت تلفظ میگردد:«تَمِنْ زردی دَ اِسْتَ اِسْتَ سوری دَ تَمِنْ». مردم وفس درباره علت انجام دادن این مراسمها و به طور کلی بزرگداشت این روز بر این باورند که: زمانی که حضرت مسلم در شهر کوفه پنهان شده بود، دشمن به جاسوسهای خود دستور میدهد که هر کس او را مشاهده کرد، در پشت بام خانه آتش روشن کند تا نیروهای دشمن محل اختفای او را فهمیده و حضرت مسلم را دستگیر کنند. مردم از این اتفاق آگاه شده و وقتی یکی از جاسوسها اقدام به روشن کردن آتش نمود، همهی مردم نیز این کار را در بام خانهها انجام دادند و به این ترتیب دشمنان نتوانستند نقشه خود را عملی سازند(دستنوشتههای آقای محمد نظری). یکی از اعتقادات مردم وفس این است که در روز چهارشنبه سوری نباید هیچ جنس و کالایی و هیچ چیز با ارزشی چه به قصد فروش و چه به قصد کمک و قرض نباید از خانه خارج کرده و به دیگران داده شود، چرا که اعتقاد داشتند این امر باعث فقر و کمی اموال طی سال آینده خواهد شد. اگر در این روز کالایی از مغازه خریداری شود و یا افراد به حمام بروند، هزینههای آن را در روز بعد پرداخت میکنند تا گرفتار این بلا نشوند. یکی دیگر از مراسمهای شب چهارشنبه آخر سال در وفس، قاشق زنی است. دخترانی که قصد شوهر کردن دارند و یا زنانی که آرزوی داشتن بچه دارند، در این روز با پوشاندن چهره خود و نواختن قاشق بر ظرفی مسین، در کوچه حرکت کرده و در پشت درب خانهها میایستند و این جمله را تکرار میکنند:«مُرادووآن اَرگو»، یعنی «ما مُراد و حاجت میخواهیم». صاحب خانه نیز درب را باز کرده و مقداری شیرینی و آجیل یا مبلغی پول را در کاسه قرار داده و میگوید:«خدا مُرادییان هادو»، یعنی «خدا حاجت و مراد شما را بدهد». پی نوشت: 1) چهارشنبه سوری در وفس- سال 1384 |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه 23 اسفند1385ساعت 7:13 توسط مهدی
|
|
||