تبليغاتX
روستای وفس
روستای وفس

 

آيا می دانيد تا قبل از سال 1382، وفس يك« بخش» بود که 4 دهستان با 71 روستا، زير نظر آن قرار داشتند( از جمله شهر كميجان!) ؟

آيا می دانيد وسعت روستای وفس(230 کیلومتر مربع)، دو و نیم برابر وسعت جزیره کیش(90 کیلومتر مربع) است؟

آيا می دانيد گويش وفسی يكی از زير شاخه های زبان مادی ( تاتی ) می باشد( قدمت 3000 ساله

آيا می دانيد تونل های زيرزمينی زيادی در زير سطح روستای وفس وجود دارد كه اين تونل ها يك شبكه زيرزمينی را تشكيل می دهند؟

آيا می دانيد اولين مدرسه روستای وفس در سال 1313 ساخته شده است؟

آيا مي دانيد روستای وفس از حدود 10 سال قبل از انقلاب دارای آب لوله كشی و برق بوده است؟

  

قصه های عامیانه وفسی

STILO, Donald. Vafsi Folk Tales. Wiesbaden, Ludwig Reichert Verlag, 2004,

288p., biblio.

[دونالد استیلو. قصه های عامیانه وفسی]

 

وفسی زبان اهالی چهار روستا در غربِ مركزِ ایران است: وفس، چهرقان، گورچان و فَرک در استان مركزی. این زبان جزو زبانهای ایرانی شمالغربی به شمار می آید. این زبان شباهت هایی با گویش های آشتیانی، آمُره ای و تفرشی دارد و از گویش تالشی و برخی از گویش های مركز ایران تأثیر پذیرفته است. در حال حاضر این باور وجود دارد كه وفسی، آمیزه ای از تاتی و گویش های مركزی ایران است و به علت وضعیت ویژه جغرافیایی وفس، این گویش بسیاری از ویژگی های اصلی تاریخی خود را حفظ كرده است. اولین مطالعات درباره این گویش را محمد مقدم در دهه ١٣٤٠ انجام داده است، اما مطالعه علمی و نظاممند این گویش به دونالد استیلو تعلق دارد كه ویراستار كتاب حاضر است.

 

قصههای عامیانه وفسی، مجموعه ای از ٢٤ قصه است كه ایرانشناس انگلیسی، ل. پ. الول- ساتن در ١٩٥٨ گردآوری كرده و دونالد استیلو آن را آوانویسی، ترجمه و حاشیه نویسی كرده است. گویش وفسی به كار رفته در این داستان ها، گورچانی است (كه با گ- وفسی مشخص شده اند).

پس از مقدمه ای درباره پروژه مربوط به گویش وفس و روش شناسی به كار رفته در مطالعه، قصه ها آمده اند كه ترجمه آنها، بند به بند در صفحه مقابل داده شده است. یادداشت ها در پایان هر داستان آمده است. همراه این كتاب دو لوح فشرده نیز هست كه تلفظ قصه ها را در اختیار می گذارد.

 

قصه های عامیانه وفسی، كاری است كه سهم بسیار مهمی در گویش شناسی ایرانی دارد و فراخوانی است برای تحقیق در زبانهای نه چندان شناخته شده ایرانی. این اولین كار مجموعه ای است كه استیلو درباره «وفسی» در نظر گرفته است، از جمله «دستور زبان وفسی» و متون دیگر وفسی، واژه نامه كامل وفسی، توصیف سرچشمه های تاریخی و زبانی آن و نوشته مفصلی نیز درباره زبان های خانواده تاتی كه دارای مواد تاریخی و تطبیقی درباره زبان وفسی است.

 

منبع: سایت انجمن ایران شناسی فرانسه در ایران

(می توانید فایل PDF این مقاله را از این لینک دانلود نمایید.)

2 نوشته شده در  سه شنبه 7 خرداد1387ساعت 17:0  توسط مهدی   | 

Leipzig Spring School

Leipzig Spring School on Linguistic Diversity

 

Competing Motivations and the Typology of Case-Marking

Leipzig, March 26-29, 2008

 

 

Unusual patterns III: double oblique

 

Double-Oblique patterns as found in Iranian languages (Payne 1980; Bossong 1985; Arkadjev 2005):

 

Vafsi (Stilo 2004: 232)

 

luas-i kærg-e=s bæ-værdæ.

fox-obl.sg chicken-obl.sg=3sg pfv-take.pst

‘The fox caught (the) chicken’

 

·        NB. A → Obl in the past; O -> Obl if prominent

·        NB. Unlike A and P, S is in DIRect case

 

Source

 

توضیحات بیشتر:

اصل مثال فوق در زبان وفسی:       لُوواسِی کَرْگِسْ بَوَرْدِه.

ترجمه مثال فوق در زبان فارسی:    روباه، مرغ را برده است.

2 نوشته شده در  سه شنبه 7 خرداد1387ساعت 16:57  توسط مهدی   | 

CENTRAL DIALECTS of IRAN

CENTRAL DIALECTS, designation of a number of Iranian dialects spoken in the center of Persia, roughly between Hamadān, Isfahan, Yazd, and Tehran, that is, the area of ancient Media Major, which constitute the core of the western Iranian dialects.

 

They are most closely related to:

 

  1. the band of Tāleši and Tati dialects that stretches from the areas of Vafs and Āštīān (Tafreš) in the northwestern center of Persia to northern Azerbaijan (area of ancient Media Minor) and Tawāleš

 

  1. the now largely extinct dialects of the Tehran-Ray area (ancient Raga), and the dialects of Semnān and surrounding villages to the east of Tehran (area of ancient Qūmes).

 

Source: Encyclopaedia Iranica

2 نوشته شده در  دوشنبه 6 خرداد1387ساعت 16:38  توسط مهدی   | 

یادداشتی بر زبان تاتی وفس (زبان وفسی)

استاد عزیزالله سمیعینخستین پرسش اینست كه از دیدگاه زبان شناسان و پژوهشگران، زبان وفسی جزو كدام دسته از   گویش های ایرانی است؟ جدول زبان های قدیم نشان می دهد كه زبان وفسی جزو «لهجه های مركزی ایران» و فراتر جزو «دسته شمالی زبان های كنونی ایران» و فراتر جزو «شاخه غربی زبان های ایرانی» و فراتر جزو «زبان های هند و ایرانی» است كه در نهایت به «زبان هند و اروپایی» می رسد.       زنده یاد دكتر پرویز خانلری از گویش وفسی یاد می كند و می نویسد: «گویش های حوزه اراك شامل: گویش های وفس، آشتیان و تفرش میباشد». علامه دهخدا گویش وفسی را جزو لهجه های مركزی ایران در نظر گرفته و می نویسد: «اردستانی، وفسی و لهجه های وابسته یعنی آشتیانی، كهكی، آمره ای، میان ساوه و همدان و اراك». بنابراین علامه دهخدا برای زبان یا لهجه وفسی چندین لهجه وابسته نیز در نظر می گیرد.

 

اما پرسش دوم اینست كه زبان وفسی جزو كدامیك از الحان پارسی است؟ علامه دهخدا می نویسد: «.... زبان سكنه اهالی وفس تاتی است»، و نیز زنده یاد استاد ابراهیم دهگان می نویسد: «... در این اواخر گویش های وفسی و كهكی را به حساب تاتی گذاشته اند».

 

معنی لفظ تات، زبان تاتی، و لهجه های آن:

تات لفظی تركی و بمعنی عناصر خارجی ساكن سرزمین تركان است و این لفظ در كتیبه های اورخون (قرن هشتم میلادی) آمده است و تاریخ طولانی و پیچیده دارد و تغییراتی در معنی آن راه یافته است و مثلا به ملل تحت استیلای تركان و بالاخص به دوره استیلای تركان بر ایران، به ایرانیان اطلاق شده است كه به لهجه تاتی تكلم می كنند.

 

پژوهشگران دیگر نیز مانند علامه دهخدا، دكتر محمد معین، كریم كشاورز و استاد محمدتقی بهار و ... در مورد واژه تات نظری مشابه بالا دارند.

 

زبان تاتی چیست؟ شاید جامع ترین تعریفی كه بتوان ارایه داد این است كه: «زبان تاتی به لهجه های مختلف زبان ایرانی می گفته اند» (عبدلعلی كارنگ- تاتی و هرزنی ص30 و33).

 

اگر چه بنظر نمی آید كه تمام لهجه های گوناگون زبان ایرانی به تاتی معروف باشند ولی میتوان پذیرفت كه زبان تاتی دارای لهجه های مختلفی بوده و هست.

 

اما زبان تاتی ریشه در كدامیك از زبان های كهن ایرانی دارد؟ ا.م دیاكونوف مورخ و زبان شناس معروف روس مینویسد: «هنوز در زمان حاضر هم تاتها و هم تالشها و هم گیلكها و مازندرانی ها، به لهجه هایی سخن می گو یند كه خود بقایای زبان هند و اروپایی می باشد كه در آغاز، زبان ماد شرقی بوده است. امتیاز ویژه این لهجه کهنگی و مهجوری تركیب اصوات میباشد كه در بسیاری از موارد با زبان فارسی تفاوت داشته و با «مادی» و «اوستایی» مشابهت دارد و می افزاید: «با اینكه در لهجه های مزبور از لحاظ منشاء ذخیره لغوی سهم فارسی فوق العاده بزرگ است و این با درنظر گرفتن تسلط سیاسی و ادبی زبان فارسی قابل درك می باشد ولی كاملا مبنا و مایه (زبان) مادی خود را حفظ كرده است.

 

زنده یاد جلال آل احمد نیز به این مورد اشاره ای دارد و در مورد دو روستای «سزگوه» و «برموه» می نویسد: «...در این دو ده به لهجه ای حرف می زنند كه خود اهالی آنرا "تاتی" میدانند و مسلما یكی از لهجات قدیمی زبان فارسی است و اگر اقوال شرق شناسان و زبان شناسان را ملاك بدانیم آثاری از زبان قدیم اقوام "ماد" درآن باقی مانده است».

 

عزیز دولت آبادی مؤلف دانشنامه ایران و اسلام درباره مناطق تاتی زبان مینویسد: «اشتراك گویش مناطق یادشده در یك دسته از ویژگی های آوایی و صرف و نحو، وابستگی آنها را با شاخه ی معینی از زبان های "شمال غربی" مسلم می سازد این شاخه را می توان مادی نامید».

 

پس تا اینجا نتیجه می شود كه: «زبان وفسی لهجه ای از زبان تاتی به شمار می آید و زبان تاتی ریشه در زبان "مادی" دارد و با "پارتی" و "اوستایی" مشابهت هایی دارد. اما زبان تاتی و زبان "آذری كهن" چه وابستگی دارند؟

 

زبان تاتی و زبان آذری كهن:

برخی از پژوهشگران براین باورند كه زبان تاتی «واپسین نشان یكی از زبان های كهن ایرانی موسوم به آذری كهن است كه امروزه تاتی نامیده میشود» و نیز «تا آنجا كه اطلاع داریم در مناطق مختلف آذربایجان گویش ها و گونه های مختلفی از بعد از اسلام تا حدود قرن (11قمری /17 میلادی) رایج بوده و هنوز هم بقایایی از آن به نام "تاتی" در برخی از روستاهای آن متداول است». اما زبان آذری را نباید با زبان تركی كه در آذربایجان امروزه فراگیر است اشتباه گرفت زیرا "پس از یورش امیر تیمور به ایران و نفوذ و تسلط سلسله های قراقویونلو و آق قویونلو در آذربایجان زبان آذری بزرگترین آسیب ها را دید و در مقابل زبان تركی قبایل تاتار به مرور عقب نشینی كرد به ویژه در دوره صفویه كه به سبب چیرگی و انبوهی تیره های ترك شیعه كه هواخواه خاندان صفویه بودند و بیشتر كارهای سیاسی و دولتی و لشكری با زبان تركی انجام می گرفت مردم مجبور بودند زبان تركی را فرا بگیرند، آذری رفته رفته جای خود را به زبان فرمانروایان ترك داد تا جایی كه در اواخر قرن یازدهم، تركی در تمام شهرهای بزرگ آذربایجان، زبان مادری آذربایجانیان شد".

 

پس آنگونه كه از نظر گذشت، برخی از پژوهشگران زبان تاتی را بازمانده زبان آذری میدانند كه پیش از استیلای اقوام ترك به آن سخن گفته می شد. بی شك آن زبان چه آذری و غیر آن، در بسیاری از مناطق ایران بخصوص در غرب، شمال غربی و مركز ایران رایج بوده است و از این جهت با لهجه های گوناگون تاتی در این مناطق روبرو هستیم. اما حوزه های جغرافیایی تاتی زبان، خارج و درون مرزهای جغرافیایی ایران امروزین كدامند و برخی ویژگی های آنها چیست؟

 

مكان های تاتی زبان:

بنابر قول ابن مقفع كه در فهرست ابن ندیم نقل شده است(ص 22) و نیز حمزه اصفهانی (به نقل یاقوت) و خوارزمی (ص 112)، سرزمینی شامل ری، اصفهان، همدان، ماه نهاوند و آذربایجان دارای زبان مشتركی بوده اند كه آنرا منسوب به پهله (فهله) می دانستند و البته نباید آن را با زبان پهلوی كه "جزو زبان های ایرانی میانه است و از كلمه پرثوه «par sava» كه نام قوم خاصی از ایرانیان است كه سلسله اشكانی را تاسیس كردند" اشتباه گرفت. پس زبان فهله(پهله) احتمالا همان زبان آذری كهن بوده است و یا از آن نشات گرفته بوده است و نیز می دانیم كه زبان آذری كهن منشاء زبان تاتی كنونی با لهجه های گوناگون آن می باشد. امروزه نیز مكان هایی كه در آنها به زبان تاتی تكلم می شود در مناطق جغرافیایی یاد شده در بالا قرار دارند؛ البته مرز های جغرافیایی این مناطق در گذشته های بسیار دور گسترده تر از امروز بوده است و برخی از مكان های تاتی زبان خارج از مرزهای جغرافیایی ایران امروزی قرار گرفته اند. اسامی مكان های تاتی زبان، امروزه مطابق زیر است:

 

حوزه آذربایجان (آذربایجان، قزوین، گیلان) شامل روستاها و شهرهای:

 

1) كرنیكان از دهات دیزمار خاوری از بخش (وزرقان) شهرستان اهر.

2) كلاسور و خوینه رود از دهات بخش (كلیبر) شهرستان اهر

3) گلین قیه از دهات هرزند از بخش (زنور) شهرستان مرند.

4) عنبران از بخش (نمین) شهرستان اردبیل.

5) بیشتر دهات بخش شاهرود و خلخال.

6) تعدادی از روستاهای طارم علیا.

7) روستاهای اطراف رامند در جنوب و جنوب غربی قزوین.

8) تالش از الله بخش مسله و شاندرمن در جنوب تا تالش شوروی سابق.

9) مردم اسكو و لیقوان و پیرامون آن تا حدود صد سال پیش به تاتی تكلم می كرده اند.

10) مردم اقلید (آن سوی رودخانه ارس) به تاتی سخن می گفته اند.

11) قراجه داغ و جلفا به تاتی سخن می گفته اند.

 

بنابر نوشته آقای عبدلی: "13 آبادی در بخش شاهرود تاتی زبان (آذری كهن) هستند؛ كلور مركز شاهرود از جمله آن سیزده آبادی است. زبان كلور و نه آبادی دیگر این بخش از شمال به جنوب با نامهای «اسكستان»، «اسپو»، «درو darav»، «شال»، «دز» كه دیز هم گفته می شود؛ «گیلوان»، «لرد  lerd»، «كرن  keren»، «گلوزان geluzan» تاتی است و نیز زبان اصلی آبادی های «كهل»، «طارم»، «گندم آباد» نیز تاتی است كه به تركی سخن می گویند".

 

روستاهای قزوین كه تاتی سخن می گویند عبارتند از: "رامند، چال، اسفرورزین، بلوك زهرا (سگزآباد و ابراهیم آباد)، تاكستان، خیاره، خوزنین، دانسفان در اشتهارد (اهالی آنرا اشتورده گویند و جزو ساوجبلاغ كرج است).

 

این مقاله ادامه دارد

 

منبع: سایت استاد عزیزالله سمیعی

2 نوشته شده در  سه شنبه 6 فروردین1387ساعت 9:14  توسط مهدی   | 

بررسی کتاب "داستان های مردم وفس" به نقل از موسسه مطالعات فولکلور آسیایی

Stilo, Donald L., transcription, translation, and annotation. Vafsi Folk Tales: Twenty Four Tales in the Gurchani Dialect of Vafsi as Narrated by Ghazanfar Mahmudi and Mashdi Mahdi and Collected by Lawrence P. Elwell-Sutton.(Book review)

 

 

Publication: Asian Folklore Studies

Publication Date: 01-APR-07

Author: Markus-Takeshita, Kinga

 

STILO, DONALD L., transcription, translation, and annotation. Vafsi Folk Tales: Twenty Four Tales in the Gurchani Dialect of Vafsi as Narrated by Ghazanfar Mahmudi and Mashdi Mahdi and Collected by Lawrence P. Elwell-Sutton. Supplied with folklorist notes and edited by Ulrich Marzolph. Beitrage zur Iranisti k Band 25. Wiesbaden: Dr. Ludwig Reichert Verlag, 2004. viii + 288 pages. Grammar notes, glossary, bibliography. Cloth 88.00 [euro]; ISBN 3-89500-423-5. With two CDS.

 

This book is an important contribution to Iranian folklore and dialectology that contains twenty-four oral tales in Vafsi, a little-known unwritten northwestern Iranian language, with their English translations. The materials were collected in August 1958 in west-central Iran by the late Professor L. P. Elwell-Sutton, the distinguished British Iranist (1912-1984) who recorded the Vafsi texts and their Persian translations from two native speakers on a reel-to-reel tape recorder. Elwell-Sutton later transcribed and researched the materials, but they remained unpublished in his lifetime. It is due to the efforts of Dr. Ulrich Marzolph, one of the most outstanding contemporary experts on Middle Eastern folk literature, that these unique oral texts have now become available to us. (1)

 

D. L. Stilo, an American expert on the Vafsi language, was engaged for the project through a grant from the Deutsche Forschungsgemeinschaft. Stilo reworked and computerized Elwell-Sutton's original tape recordings and transcriptions and made a detailed linguistic analysis. As new fieldwork was not possible due to political circumstances, a Vafsi speaker was invited to Germany and consulted in order to achieve more accuracy in the transcription and interpretation of the materials.

 

The main body of the book is divided into four parts. The Introduction (1-23) contains a short summary of the Vafsi that is spoken in four villages in west central Iran, namely in Vafs, Chehreqan, Gurchan, and Fark. The language of the tale texts is defined as the Gurchani dialect of Vafsi. This part also contains information on the original storytellers and on the recording process. Two villagers, the sixteen-year-old Ghazanfar Mahmudi (speaker A) and the approximately sixty-year-old Mashdi Mahdi (speaker B) were narrating in Vafsi for about 228 minutes, and also gave an approximate and spontaneous translation in Persian. As the recording time ran approximately four hours each, they took turns narrating. The history of the project, methodology, and procedures concerning the corrections of Elwell-Sutton's original transcription and criteria regarding the translation of the texts are also discussed in this part.

 

At the core of the book lie the tale texts that are presented in Stilo's phonetic transcriptions alongside their English translations (26-197). They unmistakably belong to the typical stock of Middle Eastern tales and correspond with many internationally known types and motifs of folk tales. They include animal tales (nos. A6, A10), tales of magic (nos. A11, B8, B10, B 12), religious legends about the Prophet Moses (nos. B7, B9), novella tales (no. B 11), with a good deal of them featuring well-known tricksters, such as the Mulla Nasreddin (nos. A1, A5, B4), the thin-bearded one (kose: no. B1), and the bald one (kacal: no. A 9). There are also stories concerning fools (nos. A7, B3), the vileness of women (nos.A3, B2, B5), and formula tales (nos. A2, A4). Annotations (199-222) consist of a great number of grammatical interpretations of the texts by Stilo and the learned concise folkloristic notes by Marzolph. These latter are of particular interest for the folklorist reader since they contain the classification of each tale text according to AARNE and THOMPSON (1964), MARZOLPH (1984), and THOMPSON (1955-1958), and also contain some additional bibliographical references.

 

Readers who would welcome further information concerning Iranian folktales and storytellers should consult the relevant articles of the late Elwell-Sutton himself, who published on these topics in various journals between the 1970s and the early 1980s. (2)

 

The Grammar Notes (223-44) include the morphology and syntax of Vafsi in a nutshell. (More detailed discussion is promised to come to light in Stilo's planned Grammar of Vafsi.) The Glossary (245-86) and a short Bibliography (287-88) conclude the book. Two compact discs of the audio recordings of the original Vafsi texts accompany the volume.

 

This careful study adds to our understanding of the linguistic diversity of Iran with its array of local languages, many of which exist only orally and have a dwindling number of speakers, and where Persian (i.e., Farsi, itself a Southwestern Iranian language) functions as the language of administration, communication, and literacy.

 

Nevertheless, the insertion of a short summary on the major languages spoken in Iran in general and on the various members of Iranian language family in particular might have been helpful for the non-Iranist readers.

 

REFERENCES CITED

 

AARNE, Antti, and Stith THOMPSON, ed. & trans. 1964 The Types of the Folktale. FFC 184. Helsinki. Academia Scientiarum Fennica.

 

MARKUS-TAKESHITA, Kinga 1995 Review of MARZOLPH and AMIRHOSSEINI-NITHAMMER, eds. Asian Folklore Studies 54: 353-55.

 

MARZOLPH, Ulrich 1984 Typologie des persischen Volksmarchens. Beiruter Texte und Studien 31. Beirut-Wiesbaden: Franz Steiner Verlag.

 

MARZOLPH, Ulrich, and Azar AMIRHOSSEINI-NITHAMMER, eds. 1994 Die Erziahlungen der Masdi Galin Hanom. Gesammelt von L.P. Elwell-Sutton. Wiesbaden: Dr. Ludwig Reichert Verlag. 1994. 2 volumes (Vol. 1. Persian texts. Vol. 2. German companion volume with introduction and notes on narrators and the typology of the tales.)

 

THOMPSON, Stith 1955-1958 Motif-index of Folk-Literature. 6 volumes. Bloomington: Indiana University Press.

 

NOTES

 

(1.) Marzolph has done much to preserve the folkloristic legacy of Elwell-Sutton. He edited and supplied linguistical and folkloristic comments for the original texts of the tales of Mashdi Galin Khanum, an earlier collection of Elwell-Sutton from a gifted woman storyteller in Tehran, which is dated back to the years of the years 1943-1947 (MARZOLPH and AMIRHOSSEINI-NITHAMMER, eds. 1994; reviewed in this journal by MARKUS-TAKESHITA 1995).

 

(2.) For more references on Elwell-Sutton's works on Iranian folklore studies the bibliographical references in MARZOLPH (1984, 310) and in the edition of Mashdi Galin Khanum (MARZOLPH, AMIRHOSSEINI, NITHAMMER, AZAR 1994, vol.1.7) can be consulted.

 

Kinga MARKUS-TAKESHITA

Sagamihara City

Kanagawa, Japan

 

COPYRIGHT 2007 Asian Folklore Studies

 

Source

2 نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 8:2  توسط مهدی   | 

Ditransitives in Vafsi

در روزهای 23 تا 25 نوامبر سال 2007 میلادی (حدود 5 ماه قبل) کنفرانسی با عنوان "Ditransitive Constructions " در موسسه ماکس پلانک آلمان برگزار شد. یکی از برنامه های این کنفرانس، صحبت های پروفسور دونالد استیلو  پیرامون زبان وفسی بود که با عنوان " Ditransitives in Vafsi " به ارائه آن پرداختند.

 

Ditransitives in Vafsi

Don Stilo

MPI EVA, Leipzig

 

Vafsi, an Indo-Eruopean language of the Tati family of NW Iranian, (as opposed to SW Iranian, represented by Persian/Farsi), has two main constructions to indicate the Recipient of Ditransitive verbs. These differ from each other in the type of flagging and in important differences in word order. Both lack any indexing behavior. A third (much less common) construction is only manifested in its indexing of the REC directly in the verb, using the Oblique (or Set2) PAMs. That is, the two flagging types do not share any formal strategies with the indexing type.

 

1) The Double Object Ditransitive Construction (DOC), found with most Ditransitive verbs, most commonly with ‘give’, lacks an adposition but puts RECs in the Oblique case. The postverbal position of the REC (as opposed to the preverbal Theme) is also a significant (but still optional) feature of the DOC. The following two examples show both inanimate and animate Themes:

 

æz pul æd-do-m hæsǽn-i.                      in gulle-y æd-do-m tini no toæn.

I money DUR-give=1SG1 P.N.-OBL.MASC                               this calf-OBL.MASC DUR-gave=1SG1 he.OBL 9 toman

‘I gave (±the) money to Hassan.’             ‘I’ll give him this calf for 9 tomans (unit of money).’

 

2) The Indirect Object Construction (IOC), depending on the verb used, takes one of two prepositions, ‘to, on’ (most common with ‘say’), o ‘to, on’ (rare, used occasionally with ‘give’), or the postposition =ra, ‘for/Benefactive, with/Comitative-Instrumental’. Animate RECs with and o require the Oblique case; =ra always requires an Oblique. The REC (and its adposition) is more commonly preverbal with , but may be preverbal or postverbal with the other adpositions.

 

dæ tawan hic nǽ-r-vaz-e                        kell-í=san æd-do-nde o in.tini

to we.OBL nothing NEG-DUR-say-3SG1                            daughter-OBL.FEM=3PL2 DUR-give-3PL1 to he.OBL

‘He doesn’t tell us anything’                     ‘They’ll give (= marry) their (3PL2) daughter to him.’

 

=ra is used in Ditransitive clauses with a very limited set of verbs (esp. ‘write’ and ‘send’, but also ‘bring’, ‘take’, etc.) The REC with =ra is usually postverbal, occasionally preverbal:

 

kaqæ æn-nivis-om esdæ=ra.

paper DUR-write-1SG1 you.OBL=for

‘I’ll write you a letter.’

 

3) In the Oblique PAM Ditransitive Construction (OPD), the Oblique PAM enclitics~prefixes (Set2: 1SG2, 2SG2, 3SG2, 1PL2, etc.) index the REC directly in the verb. One variant of the OPD occurs only with simplex verb roots when no Theme NP is present (rare). The second variant is used with simplex verbs that have an overt Theme (slightly more common) or with the Non-verbal element (NVE) of Light Verbs (very common). The crucial feature of this second variant is that the Set2 PAM prefix obligatorily moves leftwards off the verb and cliticizes to the Theme or the NVE.

 

No Overt Theme    Overt Theme                         Light Verb Construction

is-ær-vaz-om            ketab=es   æd-do-m (*is-æd-do-m)  nešan=es æd-do-m (*is-æd-do-m)

3SG2-DU-say-1SG1            book=3SG2        du-give-1SG1                                              sign=1SG2   DUR-give

‘I’ll tell him.’              ‘I’ll give him a book’                ‘I’ll show (it) to him’

In the full paper, I will discuss various optional points, variations, and restrictions within, and the statistics of frequency of, each of the three Ditransitive Constructions. I will also discuss the typology of the three Ditransitive constructions and show both the similarities and the differences between strategies for expressing Recipient vs. Patient/Theme, Goal/Destination (with motion verbs, verbs of placing, etc.), and Benefactive.

 

Source

2 نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 7:31  توسط مهدی   | 

کتاب دستور زبان وفسی (1300 صفحه)

تاکنون چندین مرتبه در مورد پروفسور دونالد استیلو و تحقیقات ایشان در مورد گویش وفسی مطالبی نوشته‌ام. پروفسور استیلو از سال 2000 تاکنون در حال نوشتن کتاب «دستور زبان وفسی» است. طبق اخبار این منبع، حجم این کتاب در حال حاضر به 1300 صفحه دست‌نویس بالغ شده و کتاب مراحل نهایی خود را برای چاپ طی می‌نماید.

 

Documenting Endangered Iranian Languages

 

Donald Stilo

 

پروفسور دونالد استیلو 

 

Donald Stilo (Max Planck Institute for Evolutionary Anthropology, Leipzig, Germany, stilo(at)eva.mpg.de) has a B.S. in Languages (Russian, French) from Georgetown University, and an M.A. and Ph.D. from the University of Michigan in Theoretical Linguistics with a concentration on Iranian languages. He taught Persian for twenty years at the University of Washington and UCLA and other universities in the United States as well as giving occasional courses on Iranian Dialectology, Linguistics of Middle Eastern Languages, and Areal Linguistics. In addition to articles on the typology of Northwest Iranian languages and brief descriptions of some of the latter for the Encyclopaedia Iranica (Gilaki, Hamadani, Isfahani, Gazi, Dialects of Isfahan Province, Mazanderani), Dr. Stilo has published Vafsi Folk Tales, Reichert, 2004 and Modern Persian: Spoken and Written, Volumes I, II (with Kamran Talattof, Jerome Clinton), Yale University Press, 2005.

Dr. Stilo is currently working alternately on three projects at the Max Planck Institute:

  • A Grammar of Vafsi (the southernmost of the Tati languages): a 1300-page manuscript is currently in preparation for publication, with a particular emphasis on the typology of Vafsi grammatical constructions (Ergativity and derivatives, the Ditransitive constructions, mobile clitics, Subordination and others).
  • The Atlas of Shared Linguistic Features of the Southern Caucasus and Northern Iran.
  • The Northwest Iranian Languages Project, with particular emphasis on three subgroups: Caspian (Gilaki-Mazanderani), Central Plateau Dialects and special concentration on the Tatic family (Tati-Talyshi). Material from most Northwestern Iranian languages will also be included in the above Atlas.

Letzte Aktualisierung: 09.07.2007

مطالب پیشین:

پروفسور دونالد استیلو و گویش وفسی

داستان های قومی وفسی (Vafsi Folk Tales)

Vafsi in Tafresh area

وفسی، فارسی و گیلکی

مروارید در خطر

Vafsi

A Multiplicity of Constructions in Vafsi

معرفی کتاب «داستان های قومی مردم وفس»

2 نوشته شده در  یکشنبه 4 شهریور1386ساعت 7:9  توسط مهدی   | 

جغرافیای‌ تات‌

چنانكه‌ اشاره‌ شد جغرافیای‌ پراكندگی‌ تات‌ها نقشه‌ عجیب‌ و پرسش‌ برانگیزی‌ دارد. در این‌ نقشه‌ مناطق‌ تات‌‌نشین‌ همچون‌ جزایر كوچكی‌ در سینه‌ی‌ یك‌ اقیانوس‌ دیده‌ می‌شوند. جزایری‌ كه‌ هرچه‌ بیشتر به‌ گذشته ‌برگردیم‌ فاصله‌شان‌ به‌ هم‌ نزدیك‌تر می‌شود. وجود شماری‌ از جزایر مذكور در ایران‌ و شماری‌ دیگر در پیرامون‌ ایران‌ به‌ شرح‌ زیر گزارش‌ شده‌ است‌:

 

  الف‌ ـ داخل‌ ایران‌:

نقشه‌ یاد شده‌ در شرقی‌ترین‌ نقطه‌اش‌ از شهرستان‌ بجنورد آغاز می‌شود. در آن‌ شهرستان‌ اهالی‌ چند روستای‌ بخش‌ راز واقع‌ در مجاورت‌ مرز جنوبی‌ كشور تركمنستان‌، زبان‌ خود را تاتی‌ می‌خوانند. همچنین‌ در جنوب‌‌غربی‌ بجنورد، جلگه‌ پهناوری‌ به‌ نام‌ جوشقان‌ و منطقه‌ای‌ به‌ نام ‌چهار ده‌ سنخواست‌ وجود دارد كه‌ اغلب‌ ساكنان‌ آن‌ به‌ گویش‌ تاتی‌ سخن‌می‌گویند. اهم‌ روستاهای‌ تاتی‌ زبان‌ مناطق‌ یاد شده‌ عبارت‌ است‌ از: اندقان‌، خراشا، كرف‌، جربت‌، دو برجه‌ و جوشقان‌ راز، كیفان‌، جاجرم‌ و محمود آباد.

 

در استرآباد طایفه‌ گودارها به‌ زبان‌ تاتی‌ سخن‌ می‌گویند؛ زبان‌ بخشی‌ از اهالی‌ سنگسر و سمنان‌ تاتی‌ ست. در شهرستان‌ اراك‌ از روستاهایی‌ چون‌ عیسی‌‌آباد، اماران‌، چراغان‌، وفس‌ و تفرش‌ در زمره‌ نقاط‌ تات‌نشین‌ یاد می‌شود. در كتاب‌های‌ «فقه‌ اللغه‌» و «دیوان‌ همافر عراقی‌» گویش‌ وفسی‌ به‌ عنوان‌ شاخه‌ای‌ از زبان‌ تاتی‌ یاد گردیده‌ است‌.

 

ادامه مطالب

2 نوشته شده در  پنجشنبه 14 تیر1386ساعت 7:32  توسط مهدی   | 

کلیپ صوتی وفسی

چند هفته‌ای است که سه کليپ صوتی وفسی بر روی گوشی‌های تلفن همراه وفسی‌ها در قم رد و بدل می‌شود. این سه کلیپ شامل سه شعر مختلف به گویش وفسی و زبان فارسی است. شاعر و خواننده این سه کلیپ جالب و کوتاه، محمدحسین باریکلو فرزند محمد است. متن این اشعار بدین شرح است:

 

 

 

 ادامه مطالب

2 نوشته شده در  جمعه 25 خرداد1386ساعت 8:4  توسط مهدی   | 

زبان و خط مادی

متاسفانه تا کنون از دوره‌ی ماد که تا قبل از هخامنشیان دارای فرهنگ و تمدن شکوفایی بوده و اولین حکومت و امپراتوری را بوجود آورده‌اند، هیچ اثر کتبی، چه لوحه و یا سنگ نبشته بدست نیامده است. فقط در لوحه‌ها و نوشته‌های آشوری و بابلی اشاراتی رفته است. در صورتیکه شاخه‌ای از زبان آن دوره از مردم ایران بنام زبان تاتی تا هم اکنون باقی مانده و گروهی از مردم بدان سخن می‌گویند. در اطراف شهرستان دلیجان(دلیگان) و ناحیه‌ی بویین‌زهرای قزوین بویژه در روستاهای ابراهیم‌آباد و سگزآباد و در گیلان در ناحیه‌ی اسالم و بخصوص در روستاهای وفس و چهرگان و فرک و گورچان در منطقه اراک، مردم بزبان تاتی که شاخه‌ای از زبان مادی است سخن می‌گویند اما بدبختانه در طول هزاران سال خط و الفبای این زبان متروک شده است و هیچ اثر نوشته‌شده‌ای از زبان مادی تاکنون بدست نیامده؛ زیرا در ناحیه‌ی ماد بویژه ماد بزرگ که طبق سند(استاد دیاکونوف روسی) محل تشکیل حکومت ماد بزرگ ناحیه‌ای بین همدان و ری بوده یعنی سرزمین‌های بین رودهای قره‌چای و ابهررود و قمرود، هیچگونه کاوش و تحقیق و بررسی بعمل نیامده فقط کاوش‌های مقدماتی روی تپه کیان و بویژه در سال 1934 میلادی بوسیله دانشمندان فرانسوی کاوش‌هایی روی تپه باستانی سیلک کاشان بعمل آمده که راهگشای دست‌یابی به فرهنگ و تمدن و هنر زمان ماد می‌باشد و حتی لوحه‌ی گلینی پیدا کرده‌اند که دارای خط تصویری است و نقوشی روی آن منقوش است.

 

در دو سال پیش که برای تحقیق و فیش‌برداری از زبان تاتی(مادی) به وفس و چهرگان رفته بودم، غار باستانی قلعه‌جوق بویژه شهر ویران شده‌ی اسرارآمیز روبروی آن توجهم را جلب کرد. مشخصات این شهر ویران شده از لحاظ طول و عرض جغرافیایی و نقشه و آدرسی که استاد دیاکونوف راجع به شهر بابلیان که بوسیله‌ی آشوریان ویران شده را داده است، مطابقت دارد و بدبختانه تا کنون حتی یک کلنگ باستان‌شناسی در این منطقه‌ی باستانی زده نشده و اگر از این شهر باستانی و ده‌ها شهر و شهرک دیگر در منطقه‌ی ماد بزرگ(استان اراک) تحقیق و کاوش بعمل آید چه بسا نوشته‌ها و الواحی بدست آید که کمک فراوانی به شناخت هنر و فرهنگ دوره ماد بنماید. بدون شک یقین دارم که اگر از شهرهای ویران شده در بخش‌های فرهان و چَرّا تحقیق و کاوش بعمل آید به نوشته‌هایی دست‌رسی پیدا خواهد کرد که از دوره‌ی مادها باقی مانده و راه گشای خواندن زبان مادی و دست‌یافتن به الفبا و خط آن زبان خواهد گردید. اکثر دانشمندان و مورخین درباره زبان و خط مادی اظهار نظر کرده‌اند که به چند نمونه از آنها فقط اشاره می‌گردد.

 

استرابون (63 ق.م تا 19 میلادی) مورخ و جغرافیادان یونانی که به ایران سفر کرده است چنین می‌گوید. «مادها و پارس‌ها زبان یکدیگر را می‌فهمیدند و زبان‌های مادی و پارسی همانند بودند.» در صورتیکه می‌دانیم در کتیبه‌ی بیستون یا بغستان تعداد زیادی واژه‌های مادی وجود دارد که به زبان و خط میخی پارسی نوشته شده‌اند.

دارمستر(1849 تا 1894 میلادی) ایران‌شناس فرانسوی و متخصص در زبان‌های اوستایی عقیده دارد که اوستا در زمان مادها و به زبان مادی نوشته شده است و ادامه می‌دهد که زبان کردی مشتق از زبان مادی است.

نولدکه(1836 تا 1935 میلادی) در کتاب تاریخ ایران باستان اظهار نموده که اگر کتیبه‌ای یا نوشته‌ای از دوره‌ی ماد بدست آید از حیث خط و زبان مانند کتیبه‌های هخامنشی خواهد بود.

 

دیاکونوف دانشمند روسی در تاریخ ماد از صفحات 74 تا 93 در مورد فرهنگ و هنر زبان مادی بحث مفصل دارد و می‌گوید مادها و پارس‌ها در همسایگی هم زندگی می‌کردند. زندگی همانند و مشترکی داشتند و زبان کتیبه‌های هخامنشی حاوی لغات مادی فراوانی است. و ده‌ها اعتقاد و عقیده‌ی دانشمندان خارجی و ایرانی دیگر که بخاطر طولانی نشدن کلام از ذکر آن‌ها خودداری می‌گردد.

 

دوباره در اینجا از تمام دانشمندان علاقمند به فرهنگ و هنر ایران بویژه از مسئولین دانشمند در زمینه‌های فوق استدعا دارد که طرح و برنامه‌ای برای تحقیق و بررسی فرهنگ و تمدن باستانی ایران در ناحیه‌ی اراک تنظیم نمایند، زیرا نویسنده این سطور تا کنون اسامی شهرها و شهرک‌هایی را که در هم فرو ریخته شده‌اند ضبط و تا حدی بطور مقدماتی، تحقیقاتی روی آنها بعمل آورده که می‌تواند نقطه شروع این کار مهم باشد. همچنین یادآور می‌گردد که از هزاران واژه تاتی فیش‌برداری شده و با اندوخته‌ی کم و بضاعت ناچیز مشغول مقایسه با زبان‌های اوستایی و پهلوی می‌باشم. از استادان محترم زبان‌شناس دانشگاه تهران و همه‌ی علاقه‌مندان به زبان کهن ایرانی تقاضای کمک و یاری داشته و در صورت لزوم تمام فیش‌ها تقدیم دانشگاه تهران و یا سایر فرزانگان زبان‌شناس خواهد شد. بلکه این مهم به انجام رسد.

 

منبع: محمدرضا محتاط، بررسی الفبا و خط در ایران و خوشنویسان اراک، چاپ اول،انتشارات کالج، 1370.

2 نوشته شده در  سه شنبه 25 اردیبهشت1386ساعت 6:30  توسط مهدی   | 

تکلم زبان تاتی 3000 ساله در استان مرکزی

این روزها در صفحه 188 تله‌تکست(پیام‌نما) تلویزیون، مطلب مختصری در مورد گویش تاتی در استان مرکزی قرار داده شده است؛ متن این تله‌تکست بدین شرح است:

 

گویش تاتی از کهن‌ترین گویش‌های رایج در کشور است که در بخش‌هایی از استان مرکزی با آن تکلم می‌شود. کارشناس مردم‌شناسی و یکی از محققان استان مرکزی با اشاره به اینکه بیش از 900 گویش در ایران رواج دارد، گفت: زبان تاتی بیش از 3000 سال قدمت دارد؛ سمیعی افزود علاوه بر منطقه وفس و روستاهای اطراف آن، مردم شهر دلیجان نیز به زبان تاتی با لهجه‌ی راجی صحبت می‌کنند و در مجموع بیش از 50000 نفر در استان مرکزی تات زبان هستند.

گردآوری واژه‌ها، ضبط سخنان تاتی زبانان و آموزش آن از مهمترین راهکارهای نگهداشت و انتقال این زبان است و رسانه‌ها نیز در معرفی این زبان نقش اساسی دارند.

 

 

پی‌نوشت1: کارشناس مورد اشاره در این خبر، استاد عزیزالله سمیعی می‌باشد. ایشان این مطالب را چند هفته قبل در مصاحبه با مسئولان خبری صدا و سیمای استان مرکزی(در شهر خمین) بیان کرده‌اند.

پی‌نوشت2: استان مرکزی بر روی شبکه تله‌تکست

 

پس‌نوشت: لینک مربوط به این خبر در خبرگزاری صدا و سیما را امروز(18/02/86) یافتم.