تبليغاتX
روستای وفس
روستای وفس

 

آيا می دانيد تا قبل از سال 1382، وفس يك« بخش» بود که 4 دهستان با 71 روستا، زير نظر آن قرار داشتند( از جمله شهر كميجان!) ؟

آيا می دانيد وسعت روستای وفس(230 کیلومتر مربع)، دو و نیم برابر وسعت جزیره کیش(90 کیلومتر مربع) است؟

آيا می دانيد گويش وفسی يكی از زير شاخه های زبان مادی ( تاتی ) می باشد( قدمت 3000 ساله

آيا می دانيد تونل های زيرزمينی زيادی در زير سطح روستای وفس وجود دارد كه اين تونل ها يك شبكه زيرزمينی را تشكيل می دهند؟

آيا می دانيد اولين مدرسه روستای وفس در سال 1313 ساخته شده است؟

آيا می دانيد روستای وفس یکی از روستاهای ویژه گردشگری ایران است؟

  

گیاهان دارویی منطقه وفس

استفاده از گیاهان در درمان بیماری‌ها سابقه بسیار طولانی دارد؛ در بین ملل مختلف، مصر باستان، چینی‌ها و یونان باستان سوابق زیادی در استفاده از گیاهان دارویی دارند. تا حدود نیم قرن پیش گیاهان یكی از اساسی‌ترین منابع تولید دارو بودند اما با پیشرفت شیمی آلی و تلاش در جهت سنتز مولكول‌های پیچیده دارویی، بیشتر مواد دارویی به طور مصنوعی تهیه گردید.

در دهه‌های اخیر با مشاهده اثرات جانبی داروهای سنتزی، نهضت بازگشت به مصرف گیاهان دارویی كه به دست فراموشی سپرده شده بود، دوباره فعال شد؛ به طوریكه قرن بیست و یكم را می‌توان قرن استفاده و مطالعه گیاهان دارویی نام نهاد. از طرفی آمار ارائه شده از سوی كشورهای تولیدكننده و مصرف‌كننده حاكی از افزایش قابل توجه مصرف گیاهان دارویی است كه این امر در حال حاضر موجب نابودی گیاهان دارویی شده است.

منطقه وفس از لحاظ آب و هوایی، موقعیت جغرافیایی، تنوع گیاهی فراوان و زمینه مناسب رشد گیاهان دارویی، از بهترین مناطق ایران جهت تولید انواع گیاه دارویی به حساب می‌آید، که لازمست با انجام مطالعات و بررسی‌های میدانی بر روی پوشش گیاهی این منطقه و همچنین انجام تحقیقات محلی در فرهنگ استفاده از داروهای گیاهی و موارد سنتی کاربرد گیاهان خاص در بین مردم وفس، گیاهان دارویی مختلف این منطقه شناسایی شده و در طب گیاهی نوین مورد استفاده قرار گیرد.

در جدول ذیل اسامی و مشخصات چندین گونه گیاه دارویی منطقه وفس به اختصار نقل شده است:

نام فارسی

فرم رویشی

اندام مورد استفاده

ارتفاع رویشگاه

نام علمی

تیره

تاج خروس

یک‌ساله

بذر

1700-1850

Amaranthus paniculatus

Amaranhtaceae

کور

چندساله

جوانه‌های مولد گل، میوه، ریشه و پوست

1700-1900

Capparis spinosa

Capparidaceae

شنگ

دوساله

تمام گیاه

1800-2000

Tragopogon pratensis

 

دارواش

چندساله

برگ

1750-1950

Viscum album

Loranthaceae

انجیر

درختچه

پوست، ریشه،

برگ، میوه

1900-2150

Ficus carica

 

خشخاش

یک‌ساله

ساقه گلدار

1750-1850

Glaucium contotulicatum

 

شقایق

یک‌ساله

گل و میوه

1750-1850

Papaver sp.

Papaveraceae

نسترن

درختچه

قسمت کوزه‌ای

1800-2400

Rosa canina

 

مورد کاذب

چندساله

برگ

1850-2100

Haplophyllum perforatum

Rutaceae

مخلصه

چندساله

سرشاخه، میوه

1800-2200

Scrophularia cf.striata

 

گل ماهور

چندساله

برگ، گل و ریشه

1800-2200

Verbascum sp.

Scrophulariaceae

خشک

درختچه

پوست، ساقه، برگ، ریشه

1850-2400

Daphne mucronata

Thymelacaceae

منبع: شناسایی گیاهان دارویی استان مركزی، حمیدرضا میرداودی و پرویز باباخانلو، فصلنامه علمی-پژوهشی تحقیقات گیاهان دارویی و معطر ایران، جلد 23، شماره 4، صفحه 559، 1386.

2 نوشته شده در  پنجشنبه 14 خرداد1388ساعت 10:2  توسط مهدی   | 

دودوک

در وفس به سوت‌های کوچک سفالی، دودوک (duduk) گفته می‌شود. دودوک در گذشته از مهمترین وسایل بازی کودکان و داشتنش مایه‌ی افتخار بود. در وفس اگر فردی به سفر زیارتی مشهد و ... می‌رفت معمولا یکی از سوغاتی‌هایی که برای بچه‌ها می‌آورد همین دودوک زیبا و نقلی بود.

معنی‌شناسی لغت: در لغتنامه دهخدا دقیقاً همین واژه را نداریم اما واژه دودوک (دُدُک) (dodok) با تلفظی متفاوت از وفسی آمده است. دهخدا گفته است که این لغت ترکی است و آنرا «قسمی نای ترکی» دانسته است.

همچنین در مدخل دودک (dudak) اینگونه توضیح داده شده:
دودک (دو دَ)(اِ) (اصطلاح موسیقی ) آلتی است ازآلات موسیقی. حاجی خلیفه آن را در کشف الظنون در علم آلات العجمیة الموسیقانیه نام برده است. (یادداشت مؤلف ). دودوک. طوطک. یکی از سازهای بادی است یا نی لبک.(از فرهنگ فارسی معین ).


دلیل نوشتن این مطلب، دیدن اثری است با نام دودوک که اتفاقی در هنگام جستجوی اینترنت در جلوی چشمانم ظاهر شد! توضیح اثر اینگونه است: «ارائه موسیقی محلی با ساز محلی بالابان (دودوک) در فرم‌های ‏‏تکنوازی، دو نوازی و چهار نوازی.‏»

عنوان اثر :دودوک  نوع اثر :CD‏ و کاست‏  


نوع موسیقی:موسیقی محلی ایرانی (تک نوازی- دو نوازی و چهار ‏نوازی بالابان)‏


موضوع: ارائه موسیقی محلی با تم ها و آرایش مناطق ایران


گروه سنی: نوجوانان، بزرگسالان


نوازنده: بالابان (دودوک): حسین حمیدی
منبع

2 نوشته شده در  دوشنبه 14 اردیبهشت1388ساعت 8:13  توسط مهدی   | 

جستجوی آثار خطی وفس

زنده یاد استاد ابراهیم دهگان در آثار گوناگون خود پیرامون تاریخ و مشاهیر استان مرکزی، بارها به وفس اشاره کرده است. او در آثار خود، به چهار مجموعه از تالیفات مربوط به وفس اشاره کرده که در اختیار دارد و امیدوار است که بتواند هر چهار مجموعه را چاپ نماید که متاسفانه فقط یکی از آنها در طی عمر استاد چاپ می شود. این چهار مجموعه عبارتند از:

1) مهمترین مجموعه، «واقعه وفس» است به قلم «ملامحمدباقر وفسی» که خوشبختانه شرح آن در جلد دوم کتاب تاریخ اراک و همچنین اصل آن در جلد 14 فرهنگ ایران زمین چاپ می شود.

چهار دفتر آثار همافر عراقی2) آقای دهگان در کتاب فقه اللغه یا گزارشنامه، صفحه 253 بعد از توضیح در مورد همافر عراقی (دارابی) می گوید:«دیوان مرحوم همافر و اکثر آثار کتبی وی بطور مدون و مشوش نزد نگارنده سطور است». همچنین در کتاب نامداران استان مرکزی آمده است:«در کتابخانه ی میرجعفری اراک (تخصّصی _پژوهشی ) هم اکنون نسخه ی خطّی منحصر به فردی از آثار همافر موجود است که جزءِ مجموعه ی کتب خطّی بوده است که بعد از فوت زنده یاد ابراهیم دهگان ورثه ی آن مرحوم به کتابخانه ی عمومی اراک اهدا نموده اند. این کتاب مشتمل بر چهار مجلّد است که با نثری شیوا مزیّن به آیات و احادیث آغاز گردیده است و اشعار آن عمدتاً غزل عاشقانه و عارفانه می باشد. در ابتدای جلد اوّل، مرحوم دهگان این مطلب را یادداشت کرده اند "آثار مرحوم میرزا محمّد حسین همافر وفسی بین نظم و نثر به  صورت اوراق پریشانی در سال (1330) به دست من افتاد و تا اندازه ای مدوّن و بعد صحّافی و مجلّد شد. همافر، طبع روانی داشته، اشعار او قابل طبع و توزیع، آثار در چهار مجلّد جمع شد. اراک، ابراهیم دهگان،1342."»

3) مورخ بزرگ استان مرکزی در همان کتاب فقه اللغه و در صفحه ی 259 در توضیح پیرامون «سید رفیع رفیعا» می گوید: «از هویت زندگانی و همینطور موقعیت خانواده آن اطلاع مفصلی در دست نداریم جز آنکه جزوه مشتمل بر 500 الی 600 بیت از آثار رفیعا در اختیار است...»

4) آقای دهگان در جلد دوم کتاب تاریخ اراک بعد از ذکر واقعه وفس در پی نوشت می گوید:« آقای بینش از اشخاص با ذوقی است كه در ایام مدیریت خود به بلده وفس در جمع آوری لغات مخصوص تاتی یا زبان وفسی زحمتی به سزا كشید و گردآورده های خود را به رایگان در اختیار اینجانب گذاشت كه اگر به یاری خداوند متعال موفق به انتشار كتاب "عادات و رسوم"(قسمت پنجم كتاب) اراک شدیم، از گردآورده های مشارالیه استفاده خواهیم کرد و آن را در قسمت زبانهای ویژه مردم این شهرستان خواهیم آورد».

همانطور که استاد گفته است این آثار در اختیارش بوده و بعد از فوت ایشان، ورثه ی آن مرحوم تمامی آثار این محقق را به کتابخانه عمومی اراک اهدا کردند که بعدا با تصمیماتی که گرفته شد، کتابخانه ای با نام «ابراهیم دهگان» در اراک تاسیس شد و کلیه ی نسخ خطی موجود در استان در آنجا گردآوری شد. یعنی علی القاعده چهار مجموعه آثار وفس نیز باید در کنار سایر نسخ خطی و غیر خطی در این کتابخانه موجود باشد، اما متاسفانه این چنین نیست.

مدت ها بود که به قصد پیگیری این آثار قصد داشتم به اراک بروم که خوشبختانه روز چهارشنبه، 11/10/87 این امکان فراهم شد و من ساعت 8 صبح در کتابخانه استاد دهگان بودم. از قبل با آقای میری(کتابدار فعال وفسی که اخیرا از وفس به این کتابخانه منتقل شده)، مسئول فعلی تالار مفاخر این کتابخانه هماهنگ کرده بودم و خوشبختانه بدون هیچگونه مشکلی در کتابخانه نسخ خطی حضور یافته و مشغول جستجو در آثار استاد دهگان شدم. از چهار مجموعه ای که شرح آن در بالا گفته شد، فقط مجموعه دوم یعنی «دیوان همافر عراقی و بعضی از دست نوشته های او» را یافتم که استاد دهگان آنها را در چهار دفتر با قطع های مختلف و با جلدی نارنجی رنگ صحافی کرده بود. بله، جستجوی بیشتر و پیگیری از طریق کتابخانه میرجعفری نیز بی نتیجه بود و من نتوانستم به سایر آثار مربوط به وفس دست پیدا کنم!

2 نوشته شده در  یکشنبه 15 دی1387ساعت 10:31  توسط مهدی   | 

تجدید چاپ کتاب «گویش های وفس، آشتیان و تفرش»

روز قبل از طریق جستجو در منابع «سازمان اسناد و کتابخانه ملی» متوجه شدم که کتاب قدیمی و دست نویس «گویش های وفس، تفرش و آشتیان» که حدود 60 سال قبل توسط شادروان محمد مقدم نگاشته شده بود، اخیرا به همت «علی فرهادی» بازنویسی و توسط «نشر نویسنده» در اراک به چاپ رسیده است. البته نام کتاب جدید، «گویش های نواحی وفس و آشتیان» می باشد. هنوز به کتاب دسترسی پیدا نکردم لذا اطلاعات تکمیلی را در آینده خواهم نوشت.

‏سرشناسه: م‍ق‍دم‌، م‍ح‍م‍د
‏عنوان و نام پديدآور: گویش‌های نواحی وفس و آشتیان/ تاليف محمد مقدم؛ به كوشش علی فرهادی.
‏مشخصات نشر: اراک؛ نشر نویسنده‏‫، ۱۳۸۷.‬
‏مشخصات ظاهری: ‏‫۵۴ ص.‬: جدول.
‏شابک: ‏‫‭‌ 978-964-8042-75-7
‏وضعیت فهرست نویسی: فیپا
‏موضوع : زبان‌های ایرانی -- گویش‌ها -- واژه‌نامه‌ها
‏شناسه افزوده : فرهادی، علی، ۱۳۵۳ -
‏رده بندی کنگره: ‏‫‭PIR۳۲۱۱‏‫‭/م۷گ۹ ۱۳۸۷
‏رده بندی دیویی: ‏‫‭۴‮فا‬۹/۳
‏شماره کتابشناسی ملی: ‎۱‎۵‎۲‎۲‎۹‎۴‎۹

منبع

2 نوشته شده در  دوشنبه 2 دی1387ساعت 8:33  توسط مهدی   | 

اوضاع بلوک وفس در سال های 1300 تا 1323 هجری

شماره مدرك : 4/43/22/1/7
عنوان(نوعسند): رعایای وفس عراق شكایت از وضعیت بد زندگانی و بی بضاعتی خود و شكایت از اینكه همیشه نایب الحكومه آنجا یكنفر خارج از محل انتخاب میشود بجای اینكه یكنفر از خودشان حاكم آنجا باشد تا به مشكلات مردم رسیدگی كند و رونوشت مجلس در طی نامه رعایای وفس عراق به وزارت داخله جهت رسیدگی
تاریخ سند: هجری، 1300، 6، 17
برساخت: 4 برگ
نمایهساز: شاهی

شماره مدرك : 4/44/22/2/33
عنوان(نوعسند): سادات و رعایای وفس عراق تقاضای ابقای عاصم السلطنه نایب الحكومه محل
تاریخ سند : هجری، 1300، 11، 26
برساخت : 4 برگ
نمایهساز : شاهی

شماره مدرك : 4/44/22/2/52
عنوان(نوعسند): نامه محمدحسین وفسی از عراق به مجلس شورای ملی در شكایت از مالیات طاحونه و رونوشت مجلس به وزارت مالیه جهت رسیدگی
تاریخ سند : هجری، 1301، 3، 24
برساخت : 10 برگ
نمایهساز : شاهی

ادامه مطلب

2 نوشته شده در  چهارشنبه 15 آبان1387ساعت 14:54  توسط مهدی   | 

وفس مستعد سرمایه گذاری

بنابرنظریه ستاد تشویق و حمایت از سرمایه گذاری استان مرکزی، وفس یکی از مناطق مستعد سرمایه گذاری در سطح استان و شهرستان به حساب می آید. این ستاد به عنوان نمونه «ايجاد سايت تفريحی در منطقه وفس» را یکی از طرح های بسیار خوب و قابل اجرا در وفس دانسته است.

 منبع

2 نوشته شده در  سه شنبه 14 آبان1387ساعت 7:41  توسط مهدی   | 

تجمع اهالی میلاجرد اراك در اعتراض به شهرستان شدن كمیجان در مقابل مجلس

روز چهارشنبه 31 اردیبهشت 1382:

جمعی از اهالی شهر «میلاجرد» اراك در اعتراض به شهرستان شدن شهر كمیجان در مقابل ساختمان مجلس شورای اسلامی تجمع كردند.
به گزارش خبرنگار خانه ملت، یكی از تجمع‌كنندگان به خبرنگاران گفت: شهر كمیجان با پنج هزار نفر جمعیت به شهرستان تبدیل شده و شهر میلاجرد با 15 هزار نفر جمعیت باید تحت پوشش این شهرستان تازه تاسیس برود.
وی افزود: طبق قانون برای اینكه یك بخش بخواهد به شهر تبدیل شود نیاز به 10 هزار نفر جمعیت است كه شهر شدن میلاجرد با وجود داشتن جمعیت كافی 8 سال طول كشیده است.

منبع: سایت خانه ملت

جالب اینجاست که به خاطر خیانت و مخفی کاری اعضای شورای روستایی آنزمان وفس که یک مشت گدا و گشنه بدبخت و متعصب مذهبی بودند، هیچگونه اعتراضی به حذف نام تاریخی وفس از منطقه، از سوی وفسی ها صورت نگرفت! نامی که قریب به 70 سال بر تارک این سرزمین می درخشید به راحتی آب خوردن و با دسیسه و زیرکی حذف شد و تمام زحمات گذشتگان ما در اعتلای نام وفس در این بخش از ایران بزرگ، به یک شبه بر باد رفت.

2 نوشته شده در  یکشنبه 12 آبان1387ساعت 13:38  توسط مهدی   | 

مهاجرت کُردها به وفس

محمد (09:20:41):

 باسلام

لطفا در صورت داشتن اطلاعات به من كمك كنيد.

پيران خاندان ما ميگويند ما كُرديم . ازنسلي كه به زبان كردي آشنا باشد فقط يك نفر باقي مانده است كه خيلي هم مصلت نيست . چون از كودكي به زبان وفسي تكلم كرده است .

ميگويند خاندان ما در ملاير زندگي ميكرده اند ( كجاي ملاير نميدانم ).

احتمالا نام فاميل آنها در 50 سال قبل چگيني بوده است .

چرا و چگونه به اراك و به وفس كوچ كرده اند نميدانم .

اگر مقدور بود اطلاعاتي در اين زمينه برايم ايميل كنيد . متشكرم

منبع: کرمانج و کُرد

2 نوشته شده در  پنجشنبه 25 مهر1387ساعت 14:32  توسط مهدی   | 

معرفی وفس به زبان فرانسوی

در سی و دومين شماره ماهنامه فرانسوي زبان «روو دو تهران» وابسته به موسسه اطلاعات، مطلبی در شرح و توضیح وفس یادداشت شده است. کل مطلب و تصاویر مورد استفاده در آن، به طور کامل از وبلاگ وفس گرفته شده که متاسفانه همانند ده ها و صدها باری که از مطالب این وبلاگ در سایر منابع الکترونیکی و منابع مکتوب دیگر استفاده شده، هیچگونه منبعی برای آن ذکر نگردیده است. به هر حال، متن اصلی فرانسوی و ترجمه انگلیسی آن که توسط سایت گوگل انجام شده، برای مطالعه علاقه مندان در زیر آورده می شود.

 

Vafs, un village antique de la province du Centre

traduit par Babak ERSHADI

juillet 2008

 

 

Situé dans la province du Centre (Markazi), Vafs fut autrefois une agglomération mède. Pendant la période islamique, il a fait partie des villages de la région de Djébâl, qui englobait les départements centraux actuels. Lors de la première division administrative moderne de l’Iran en 1937, le village est devenu une commune du département d’Arak. Et enfin, en 2003, Vafs a été incorporé à la commune de Komidjan. Ce village se situe à 49° 23’ de longitude est et 34° 51’ de latitude nord

 

متن کامل پست

2 نوشته شده در  شنبه 19 مرداد1387ساعت 10:26  توسط مهدی   | 

مستقیم آبادی

جایتان خالی... هفته پیش تندر پیکان آردی مان را انداختیم تو جاده رهایی از تمدن. گازش را گرفتیم سوی دهات پدری. جد اندر جد پدربزرگ و مادربزرگ پدرمان اهالی آنجا بودند. نام آبادی را آورده اند: وفس. تا سال 60 پر از جمعیت بود و برو بیایی داشت. حتی ده بیست سال قبل ترش جزء بخش های استان مرکزی بوده ولی از دهه 60 به اینور کم کم همه گی کوچ کردند به قم و تهران خراب شده. واقعا ناپایداری دنیا رو ببینید. روزی وفس جز بخش های بزرگ استان بود و اسمش رو نقشه درشت نمایان میشد جون داداششش!!! حالا حتی از نوشتن ریز اسم هم دریغ میشود*. میگن تا 50 سال پیش انواع پلنگ و آهو و خلاصه انواع حیوانات اونجا یافت میشده که با رشد فزاینده جمعیت(!) همه حیوانات علی الظاهر از اون منطقه فراری یا به طور کلی منقرض شده اند. شنیده ها حاکی از آن است  با خالی شدن ناحیه از سکنه، حیوانات دارند به زیستگاه شان برمیگردند و خلاصه دوباره می سازمت وطن! وفس رو بعد اینکه از گردنه کوه رد بشین میتونید ببینید. یک عدد دره که سرتاسرش خونه و باغ است. صدای الاغ هم هراز چندگاهی شما را مستفیض میکند. به به!

 

روستای ما هم مث بقیه دهات ها حاوی تنی چند امام زاده است! که یکیش بالای کوه دفن شده. طبق عادت هرساله با شرفیاب شدنمان به آبادی بعد از قیلوله ای بس دلنشین، راه امامزاده نوک کوهی را پیش می گیریم. البته دستیابی به ایشان به همین سادگی ها هم نیست و یک جاهایی تبدیل به سنگنوردی همراه با شیب هفتاد درجه می شود. ایندفعه عینهو بچه قرتی ها هدفون ام پی تری کردیم تو گوشمان و بی خیال از آدم و عالم(و بلعکس!) زدیم به کوه؛ حالا که میخوای بری نمیخواد بهم بگی!... آلت غنا همین طور میخواند و من هم برک زنان می رفتم بالا. همینطور خوشحال مسیر را با 50 متر فاصله از ددی(!) ادامه میدادم که... از ترس درست و حسابی قضیه یادم نیست. نگاهم آمد جلوی پام که دیدم یه مار سفید خوش خط و خال دارد عین حقیر بریک می زند و همزمان کفشم را رویت میکند. شما را نمیدانم ولی این برای اولین بار بود که به معنای واقعی کلمه به یگانگی خدا و تقدس پنج تن آل عبا یقین قلبی پیدا کردم! همونطوری از ترس مات ماندم تا مار محترم یا محترمه(یادم رفت جنسیتش را سوال کنم!) راهش را گرفت و رفت. البته کل این داستان 10 ثانیه بیشتر نبود! وای من یادگرفتم همونه تهران رو دودستی بچسبم و روزی صد مرتبه شکر کنم که مار و انا جرات ندارن بیان حوالی ولایت فعلی مان.

 

از یادداشت های عماد (استعداد درک نشده!) در قرارگاه

 

*توضیح مدیر وبلاگ: البته نام وفس به عنوان یک روستا در تمام نقشه های مربوط به منطقه درج می شود.

2 نوشته شده در  شنبه 19 مرداد1387ساعت 10:10  توسط مهدی   | 

معرفی وفس در سایت تخصصی میراث فرهنگی و گردشگری

سایت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور در صفحه «روستاهای ایران» به معرفی مختصر «وفس» پرداخته است. این معرفی در نوع خود جالب و مفید است اما متاسفانه اشتباهاتی نیز دارد از جمله اینکه «امامزاده یحیی» و «غار قلعه جوق» از جمله مکان های وفس ذکر شده در حالی که آنها در محدوده وفس قرار ندارد. مقاله اصلی معرفی وفس را می توانید در زیر مطالعه نمایید.

موقعیت و تاریخچه
روستای وفس از توابع بخش مرکزی شهرستان کمیجان با مختصات جغرافیایی 49 درجه و 22 دقیقه طول شرقی و 34 درجه و 51 دقیقه عرض شمالی در 15 کیلومتری شمال شرقی شهر کمیجان قرار دارد.
این روستا از شمال غرب به کوه قلعه گبری و از جنوب شرقی به کوه دزلی محدود می شود. ارتفاع وفس از سطح دریا 2200 متر است. آب و هوای آن معتدل و کوهستانی است.
بناهای زیارتگاهی امام زاده یحیی، امامزاده اسماعیل و امام زاده شاهزاده حسین در روستای وفس، نشانه های قدمت تاریخی این روستاست. غار قلعه جوق این روستا مشهور است و بنا به روایتی از آثار زیستگاهی دوره ساسانی است.
مردم روستای وفس به زبان فارسی با گویش تاتی سخن می گویند، مسلمان و پیرو مذهب شیعه جعفری هستند.

الگوی معیشت و سکونت
براساس نتایج سرشماری سال 1375 روستای وفس بیش از 2500 نفر جمعیت داشته است. که در سال 1385 به 1736 نفر کاهش یافته است.
درآمد اکثر مردم روستای وفس از فعالیت های زراعی، باغداری و دامداری تامین می شود. گروهی نیز در امور خدماتی و تولید صنایع دستی اشتغال دارند.
محصولات زراعی عمدتا شامل گندم، جو، نخود، لوبیا و یونجه است. آب زمین های مزروعی و آشامیدنی روستا از کاریز تامین می شود. باغداری نیز در روستا رونق دارد. سیب، گلابی، آلو، زردآلو، هلو، انگور، گردو و انار از محصولات باغی روستای وفس است. گوشت، پنیر، شیر، ماست، کره و خامه محلی نیز از محصولات دامی این روستاست.
زنان روستا با مشارکت در تولید انواع قالی، جوراب، جاجیم، گلیم و سوزن دوزی نقش مهمی در اقتصاد خانوار روستایی دارند.
روستای وفس استقرار دره ای دارد و خانه های مسکونی آن با بافت متراکم در یک طبقه با ایوان و سقف مسطح ساخته شده اند. کوچه باغ های پیچ در پیچ با درختان سایه دار جلوه بسیار زیبایی دارند و عموما سطح آن ها آسفالت می باشد.
مصالح به کار رفته در بنای خانه ها شامل سنگ، چوب، آجر، خشت و گل است.
روستا دارای دو بافت قدیم و جدید است. در بافت قدیم، برخی خانه ها قدمت 100 ساله دارند.
در ساخت خانه های جدید از مصالح آهن، سیمان و گچ استفاده می شود.

جاذبه های گردشگری
روستای وفس از روستاهای ییلاقی استان مرکزی است. چشم اندازهای طبیعی و قابلیت های ورزش های کوهستانی آن مورد توجه گردشگران و طبیعت دوستان است.

غار قلعه جوق در نزدیکی روستای چهرقان و در دل کوهی معروف به کوه قوزی قشلاق قرار گرفته دارد.
این غار دو دهانه در ارتفاع 8 متری و یک دهانه در ارتفاع 10 متری دارد. برخی این غار – دخمه را متعلق به دوره ساسانی می دانند.

غار وفس از دیگر جاذبه های طبیعی این روستاست.

باغات میوه و جنگل های پیرامون این روستا از تفرجگاه های عمومی و مورد توجه طبیعت دوستان است.

امامزاده شاهزاده حسین که بر روی تپه های مشرف به روستا قرار دارد، یکی از بناهای دوره صفوی است.

امامزاده اسماعیل، از دیگر بناهای زیارتگاهی روستای وفس نیز، مورد توجه روستا و زائرانی است که به این روستا سفر می کنند.

از آیین ها و مراسمی که در روستای وفس برگزار می شود، می توان به مراسم شب چله، چهارشنبه سوری و تحویل سال نو، سیزده بدر، باران خواهی یا کوسه گلین، عروسی های محلی، جشن ختنه سوران و جشن زایمان و تعزیه خوانی در ماه محرم اشاره کرد.

غذاهای محلی این روستا شامل هلیم، کاچی، آبگوشت، کوفته، شیربرنج، خورشت اسفناج، خورشت بامیه، خورشت کنگر، خورشت کرفس و انواع آش های جو، شیر و دوغ می باشند که مورد پسند گردشگران نیز هستند. نان های خوشمزه ای مانند نان فطیر، نان گردو، نان شیری، نان دستی و نان کوله نیز در این روستا طبخ می شوند.

صنایع دستی این روستا شامل بافت انواع قالی، انواع جوراب های پشمی و سوزن دوزی است که همراه انواع خشکبار و انگور به عنوان سوغات نیز استفاده می شود.

دسترسی: این روستا از طریق شهر کمیجان قابل دسترسی است و جاده آسفالت مناسبی دارد.

2 نوشته شده در  جمعه 18 مرداد1387ساعت 16:43  توسط مهدی   | 

ثبت منابع وفس در بنیاد ایران شناسی

به همت دوست عزیزم آقای سید مهدی حسینی، از جوانان محقق و پرتلاش وفسی، چهار منبع از منابع تالیف شده پیرامون وفس در بنیاد ایران شناسی به ثبت رسید.

بنیاد ایران شناسی با شخصیت حقوقی مستقل به منظور تحقق اهدافی خاص در سال 1376 تاسیس گردید. در صفحه اصلی سایت بنیاد، پیرامون اهداف خاص آن چنین توضیح داده شده است:
«كشور ایران به گواهی همه آگاهان و صاحبنظران، از دیرباز تا امروز خاستگاه و جولانگاه یكی از غنی ترین و كهن ترین تمدن های جهان بوده و در دوران چندین هزار ساله خود همواره در حال گسترش و بالندگی بوده و پایدار و استوار و سرافراز باقی مانده است. آثار بی شمار و درخشان تمدن و فرهنگ ایرانی نیز به گونه های مختلف در یك منطقه جغرافیایی پهناور نمایان است- منطقه ای كه در مشرق، فلات پامیر و مرزهای شرقی افغانستان را در می نوردد و در شمال غربی و مغرب، ماورای قفقاز و كرانه های دریای سیاه را در بر می گیرد. در شمال و شمال شرقی به آن سوی آمودریا و بحر خوارزم و در جنوب ، سرزمین های فراسوی سواحل خلیج فارس و دریای عمان و دریای سرخ و اقیانوس هند را در خود جای می دهد. همچنین تاثیر این فرهنگ و تمدن كه همواره از یكتا پرستی جان و توان گرفته است و نیز نفوذ و حضور فرهنگ و جهان بینی پردامنه پویا و توانمند و پرآوازه ایران اسلامی بر فرهنگ و معارف بسیاری از اقوام و ملل در ادوار گذشته و هم اكنون ، ژرف، گسترده و چشمگیر و زبانزد همگان است.  
با توجه به آنچه گذشت دستیابی همه جانبه ، علمی و فنی به هر یك از جلوه های گوناگون این فرهنگ غنی و تمدن نام آور وگسترش مرزهای آگاهی در این قلمرو به ویژه در این زمان كه انقلاب اسلامی به كرسی پیروزی نشسته است، بایسته و بهره وری از همكاری دانشمندان و پژوهشگران سراسر جهان وبازیابی، بازخوانی و تدوین و تنظیم مطالعات، تحقیقات و اطلاعات مربوط به ایران زمین شایسته است. به علاوه باید امكانات لازم را برای بهره گیری دانشجویان و دانش پژوهان از آگاهی های موجود فراهم آورد و از این رشته بررسی ها و پژوهش ها حمایت و پشتیبانی كرد و قدر تلاش های پژوهندگان- پیشینیان و معاصران – را بدان سان كه باید شناخت و از اصالت ایران بزرگ اسلامی و هویت فرهنگی و اخلاقی جامعه خدا شناسی و یكتاپرست ایرانی در طول تاریخ نگاهبانی كرد و راه مشاركت علاقه مندان را برای تحقق این برنامه ها هموار ساخت.
بنیاد ایران شناسی با شخصیت حقوقی مستقل برای تحقق این هدف ها در سال 1376تاسیس شد ه است تا به درخواست خداوند دانا وتوانا و كوشش و همت دانشمندان فرهیخته در این مسیر گام هایی فرا پیش نهد.»

در بنیاد ایران شناسی برای هر کدام از استان های کشور، بخش مجزایی در نظر گرفته شده و مسئولین این بنیاد دائما در تلاش برای گردآوری منابع اطلاعاتی موجود مربوط به هر منطقه ای هستند تا مجموعه خود را غنی تر کرده و بدین وسیله محققان را در تحقیقات گوناگون یاری نمایند.

خوشبختانه با ثبت منابع مربوط به وفس، نام منطقه وفس نیز ذیل نام استان مرکزی به ثبت رسید و از این به بعد محققان می توانند با مراجعه به این بنیاد از منابع موجود بهره مند گردند. همچنین از تمام همشهریان وفسی درخواست می کنم به منظور پربارتر کردن بخش وفس شناسی، در صورت در اختیار داشتن هرگونه منابعی از جمله کتاب، مقاله، تصویر، فیلم، صوت و .... پیرامون وفس، آن را در اختیار این بنیاد قرار دهند. بنیاد ایران شناسی از منابع تحویلی شما، نمونه ای روگرفت تهیه می کند و اصل منبع را به شما باز می گرداند.

منابع ثبت شده در مورد وفس بدین شرح است:
1. کتاب «وفس در گذر زمان»: ستاد یادواره شهدای وفس با همکاری آقایان علی باباجانی و غلامرضا ملایی؛ تابستان 1378.
2. کتاب«گویش های وفس، تفرش و آشتیان»: محمد مقدم(استاد زبان اوستا و فارسی باستان)؛ شماره 11 مجله ایران کوده؛ سال 1318 یزدگردی.
3. پایان نامه دانشجویی،«جغرافیای طبیعی، اقتصادی و انسانی وفس»؛ حسین علی باریکلو؛ سال 1373.
4. پایان نامه دانشجویی،«منوگرافی روستای وفس»؛ حسین علی حاجیلو؛ بهار 1379.

نشانی بنیاد ایران شناسی:
ایران، تهران،خیابان شیخ بهايي جنوبی، خيابان 64 غربي (ایران شناسي)
صندوق پستی: 1146- 14665   
تلفن:8- 88066146      دورنگار: 88066149  پست الکترونیکی: irfo@iranologyfo.com

2 نوشته شده در  پنجشنبه 9 خرداد1387ساعت 20:3  توسط مهدی   | 

بسیار سفر باید تا پخته شود خامی

سفر واژه زیبایی است كه در هر زمان و فرهنگ، جای خاص خود را داشته و روح و جسم ما را می‌آراید.

باید سفر كرد تا دید چگونه این مردم اصیل با هماهنگی و اراده از این سرزمین زیبا تابلویی زیبا از آفرینش خداوند متعال ساختند.

باید رفت و دید؛

 

آن كوه ها و جنگل های ناحیه شمال غربی استان مركزی، روستای زیبای وفس را، با سابقه هزاران سال، با مردمانی مهربان و آداب و سنتی اصیل. در میان برج و باروهای افشاریه و با صنایع زیبایی كه با دستان توانگر مردم با ذوق ساخته شده. همچون گیوه های رنگی، قالیها و سبدها و جاجیم‌های بافته شده به دست زنان.

 

و یا به روستای ماسوله كه در كنار جنگل های زیبای طالش قرار گرفته. با مردمی كه با وجود یكسان نبودن آداب و سنن و فرهنگشان در كنار هم با صلح و صفا زندگی كرده و پیشرفت كردند و خود یادگارهای زیبایی برجا گذاشتند از جمله تعدادی كاروانسرا، حمام قدیمی، مسجد و چندین امامزاده كه حاكی از رونق و شكوفایی این شهر بوده.

 

و حالا روستای ابیانه در میان كوه های مركزی ایران، آنجایی كه شاید تصور به گرم بودن هوا و خشكی زمین می رود، سرزمینی را می بینیم بسیار خوش آب و هوا با قدمتی 5هزار ساله. سرزمینی با زمستان هایی طولانی و تابستان معتدل. آداب و رسوم و مذهب بسیار پیشرفته. آنجا شیرزنان سالخورده، اهالی را برای ترك بیسوادی بسیج می كنند. خانم‌های پا به سن گذاشته مصمم در شوراهای شهر عضو هستند كه در جهت پیشبرد منطقه تلاش می كنند. جوانان با وجود پست های مهم و تحصیلات عالیه زمانی كه به منطقه و محله خود می رسند به لباس زیبای محلی ملبث می‌شوند و به دیدن اماكن تاریخی از جمله مسجد تاریخی ابیانه، مسجد حاجتگاه، شاهزاده عیسی و شاهزاده یحیی و زیارتگاه قدمگاه و آتشكده‌ها می روند.

 

بله باید رفت این همه زیباییها را دید. البته با چشم باز و چشم دل.

 

منبع

2 نوشته شده در  پنجشنبه 5 اردیبهشت1387ساعت 15:35  توسط مهدی   | 

اسامی روستاهای دیدنی ایران

استان کردستان

روستاهای صلوات آباد، اورامان تخت، پالنگان، خسرو آباد، گروس، نگل، اوینگ، نوره

 

استان قم

روستاهای گیو، دره قاهان، وشنوه

 

استان کرمانشاه

روستاهای شالان، خانقاه، شمشیر، پیران، چرمله علیا، سمنگان علیا، کلانتر

 

استان قزوین

روستاهای جرندق، فارسجین، حصار، محمدآباد، هجیب، رودک،شکرناب ، زرجه بستان، زرشک، موشقین ، سیاه پوش

 

استان فارس

روستاهای قلات، مارگون، دشتک، جیزرزار، پاقلعه، تنگ براق، بندامیر، سر مشهد

 

استان سیستان و بلوچستان

روستاهای سه کوهه، لادیز، تمین، آبادان، ناهوک، کجور، بریس

 

استان آذربایجان غربی

روستاهای سوله دو کل، سهولان، احمدآباد تکاب، شلماش، حسنلو

 

استان کهگیلویه و بویر احمد

روستاهای مختار، دلی بهرام بیگی، کریک، چشمه بلقیس چرام، دیشموک، مارین

 

استان لرستان

روستاهای بیشه، ونایی، درب گنبد، ولی عصر، کمندان، حشمت آباد، دره تنگ علیا، شول آباد، دیماندول، میربک شمالی

 

استان بوشهر

روستاهای طاهری (سیراف)، نایبند، رود فاریاب

 

استان سمنان

روستاهای شهر مجن، قلعه نو خرقان، فرو مد، دیباج، رامه و قالیباف، ملاده، ده صوفیان

 

استان همدان

روستاهای سیمین ابرو، ورکانه، خاکو، حبشی، علیصدر

 

استان اردبیل

روستاهای ماجولان، کزج، برندق، انار، برزند

 

استان خراسان شمالی

روستاهای رویین، اسفیدان، درکش

 

استان خراسان جنوبی

روستاهای مافونیک، چنش

 

استان خراسان رضوی

روستاهای عمرانی (عزیز آباد)، اخلمد، ابرده سفلی، مزینان، باغستان، بار، دیزبادعلیا، بزد، دریاچه کل بی بی بزنگان، لقمان بابا، رباط شرف

 

استان زنجان

روستاهای خوین، روستای قروه، شاه‌نشین (ده بهار)، منطقه حفاظت شده انگوران و کلیسای تک‌آغاج، گلابر (قلابر)

 

استان گیلان

روستاهای سراوان، چاف، امیر کلایه، بالارود، قلعه رودخان، آق اولر و مریان، امامزاده ابراهیم و امامزاده اسحاق، امامزاده هاشم، سفیدآب

 

استان مازندران

روستاهای جواهر ده، جنب رودبار، دو هزار برسه، سه هزار درجان، کلاردشت، کردیچال، کلمه، کجور، میخساز، لاویج رییس کلا، کرچی، جوربند، شهرقديمی آلاشت (زادگاه رضاخان)، آبشار دراسله وروستای ارات بن

 

استان یزد

روستاهای باجگان، قطروم، شادکام، ده بالا، طرزجان، اسلامیه، توران پشت، سانیچ، کرخنگان، سر یزد، منشاد

 

استان کرمان

روستاهای سیرچ، کوهپایه، بیدخوان، دلفارد، خبر، طرز، هنزا، لاله زار

 

استان هرمزگان

روستاى خربس، لافت، روستاى باستانى سيبه، گنبد سرخ، ايسين، روئيدر.

 

استان تهران

روستاهای جلیزجند، شهرستانک، گچسر، دیزین، دریاچه تار، کرکبود، گیلیرد، هیو، قلعه عظیم آباد، حاجی آباد عربها، رودافشان، ازبکی

 

استان چهار محال و بختیاری

روستاهای چشمه، یاسه چا، هوره، امام قیس، شیخ علیخان

 

روستاهای هدف گردشگری در استان مرکزی  و جاذبه های آنان عبارت است از:

 

1. روستای انجدان: بخش مرکزی اراک، همجوار مقبره های شاه غریب، شاه قلندر، چهل دختران، همجوار منطقه حفاظت شده هفتاد قله، دارای چشم انداز طبیعی و آب و هوای مناسب

 

2. روستای هزاوه: بخش مرکزی اراک، همجوار بقعه شاهزاده محمد صفوی، دارای بافت روستایی کوهستانی و آب و هوای مناسب

 

3. روستای وفس: بخش مرکزی کمیجان، دارای بافت تاریخی، معماری سنتی و چشم انداز طبیعی

 

4. روستای جاسب: بخش مرکزی دلیجان، همجوار امامزاده های حمزه، محمد و اسحاق، دارای معماری قدیمی، درختان کهنسال و آب و هوای مناسب

 

5. روستای کاروانسرا: بخش مرکزی اراک، همجوار کاروانسرا و دارای طبیعت زیبا

 

منابع (1و2)

2 نوشته شده در  چهارشنبه 14 فروردین1387ساعت 18:20  توسط مهدی   | 

معنی لفظی نام قصبه وفس اراک

درباره نام این قصبه بسیارقدیمی اراک، تحقیقاتی نموده اند و آن را با کلمه اوستایی ویس یعنی قبیله و روستا مقابله نموده اند که معلوم میشود از سر خالی نبودن عریضه صورت گرفته است چه در این نام، به وضوح حرف "و" به معنی وه یعنی خوب و کلمه فس تلخیص کلمه اوستایی فش (فشو یعنی رمه) می باشد. در مجموع یعنی دارای رمه های خوب .در این باب گفتنی است نام روستای مجاور آن یعنی خنه جین هم دیرینه بوده و به معنی جایگاه و خانه آب است چه این روستا دارای غاری است که در آن آب جمع است.

 

معنی لفظی نام واوس

از آنجاییکه ساکنین محلی قصبه وفس اراک، آن را واوس تلفظ می نمایند بنابراین تلفظ نام این قصبه به لغت قدیم اوستایی (مادی) سرزمین چشمه خوب معنی میدهد.

جالب توجه است که در اوستا پادشاه سرزمین کاشان (کارکاسی منابع آشوری) در اوستا و شاهنامه کاوس یعنی پادشاه سرزمین چشمه نامیده شده است ولی منظور از این چشمه بی شک چشمه بزرگ فین کاشان است. نام کوه کرکس کاشان هم در رابطه با کیکاوس، ارزیفیه آمده است که به معنی کوه کرکسها است. کتیبه های آشوری اسم منطقه پارتاکی و پارتوکا آورده اند که اینها هم باز به معنی سرزمین چشمه می باشند. اسرحدون مقر خشتریتی را در سیلک (سیلخازی) ویران کرد و جانشین او آشوربانیپال سردار خویش شانابوشو را در رأس سپاهیان آشوری را در تعقیب خشتریتی (کاوس) به سوی شهر آمول (آمل) روانه کرد ولی این سپاهیان توسط سردار بزرگ خشتریتی/ کیکاوس تار و مار شدند. نام این سردار در اصل آترادات پیشوای آماردان بوده است ولی در اساطیر ملی ایرانی بیشتر با نامهای رستم و گرشاسپ (یعنی نابودکننده اشرار) معروف شده است و پیداست منظور از دیوان مازندران آشوریهای مهاجم بوده اند.

 

منبع: سایت فرهنگ و اندیشه (پايگاه جواد مفرد كهلان)

2 نوشته شده در  سه شنبه 13 فروردین1387ساعت 23:43  توسط مهدی   | 

اشعار هم استانی های عزیز

آشنايی

با نگاهی در طبيعت سيرکردن                     صبحدم زيبا نشستن فکر کردن

در فضای صبگاهی با درختان                      هم نوا با بلبلان همراز گشتن

اولين گويش به پيشی در سلام اول صبح      مشترک لبخند چهره با طبيعت سازگار است

الا ای مردم استان و ايران                           بيائيد اول تابستان فراهان

نگاهی افکنيد هر سو خرامان                     چه زيبايی فراوان است در ايران

به يک سو آشتيان باشد هويدا                   چه شهر و مردم بازار زيبا

زراعت کارشان با مشکلاتی                       محبت مهربانی خوش صفايش

در آن سو گر ببينی شهر کميجان                پذيرای فراوان گشته مهمان

ز باغ سبزه و گلهای ريحان                         برايت آورند خورشت بادمجان

به شهر وفس يک وقتی گذرکن              بر آن باغهای سيب هم يک نظر کن

بيا تفرش بر آن نقره کمر کوه                       شود ميهمان پذيرايی با گردو

تفرجگاه خوبی باشد اينجا                         شگفتی های خالق شد هويدا

عزيزان بزرگ اندر بر ما                               تمامی سايه افکندند سر ما

ابرمرد زمان قائم مقام است                       که در دوران خود خدمت تمام است

جهان علم و دانش با صفا گشت                 ز شهرستان تفرش آشنا گشت

وجودش پاک و علمش پا گذار است              بدانشگاه دنيا استاديار است

ز الگوی زمان پرفسور حسابی                    عجب نام نکو دانشجو کتابی

به هر کشور بود نامش زبانزد                      چه خدمتهای علمی در جهان کرد

بزرگ ديگرم اميرکبير است                          که در دارلفنون اول مدير است

ز استادی خود با علم و تدبير                      نموده کشورش در آن زمان پير

چراغ راهنما در هر زمان است                     به باغ فين ظلم بر او تمام است

گرامی داشته ايم هر ساله او را                   به گوش و جان سپاريم راه او را

دگر شهر روبرو نامش اراک است                  چو همسايه ای صاحب کمال است

بزرگانی در او همچون خمينی                     فراگيرند ره توش حسينی

زصنعت نام نيکش جاودانی                        ز هر سو بنگری چيزی بدانی

فراوانند کارشناسان در زمانی                     به هر کارخانه ای حيران بمانی

مکمل گشته صنعت گر بدانی                      شده زربافت توليد صادراتی

کتاب شعور و دانش گر بخوانی                    که پروين اعتصامی نامی آشنايی

 

منبع: سایت فراهان

 

 

زنجیروار پشت به پشت همید هنوز              از پیش لره و ز پسش کوه شب فروز

اندر شمال آن قره یال مصیب است               آب قنات آق بابا دلچسب و طیب است

از سوی قبله بین به بلندای دای جیریا          لختی درنگ کن سوی گل تپه هم بیا

ساروق و آن دگر چه بگویم نوازن است          وفس است و رودبار فراهان چه گل بن است

از هر طرف احاطه نموده است کوهها            ای زادگاه من چو نگین در بغل تو را

ای کوههای سبز سراوان دشت من              اندر بهار لاله و ریحان و یاسمن

ای سرزمین من ز سمنگان بهترین               ای تاکهای زاده ز انگور انگبین

ای خوشه های گندم تو تاب سرنوشت         از یاد و خاطرات که به آب طلا نوشت

هر گوشه ای ز خاک تو گلبار پرور است         گلهای سرزمین تو چون مشک و انبر است

اکنون تو استوار و سرافراز و سر بلند             بر جای مانده ای و نباشد تو را گزند

 

منبع: وبلاگ کودزر فراهان

2 نوشته شده در  یکشنبه 11 فروردین1387ساعت 10:51  توسط مهدی   | 

بروشور معرفی وفس

شهرستان کمیجان در یک نگاه

اولین بروشوری که به عنوان معرفی شهرستان کمیجان در استان مرکزی به چاپ رسید. این بروشور با تحقیق و پژوهش های اولیه توسط تیراژه در ابعاد 30X42  شمارگان 500 قطعه و در تابستان 1386 به چاپ رسید.

 

پژوهش جهت تولید دیگر محصولات فرهنگی شهرستان کمیجان و روستای وفس توسط تیراژه ادامه دارد.

 

هر قطعه بروشور: 1000 تومان                                         

 

  

 

 

 

 

منبع

 

مطلب مرتبط به این موضوع

2 نوشته شده در  شنبه 10 فروردین1387ساعت 22:53  توسط مهدی   | 

17 مطلب مختصر و مفید از وفس

مسئول ستاد یادواره شهدای وفس، از من خواسته بود تا مطالبی را برای استفاده در ویژه‌نامه پنجمین یادواره شهدای وفس که در 8 شهریور امسال برگزار شد، آماده کنم؛ جمعا 17 مطلب آماده کردم که بعضی از آن‌ها در ویژه‌نامه مورد استفاده قرار گرفت و بعضی بی‌استفاده ماند؛ تصمیم گرفتم همه‌ی آن‌ها را یکجا در وبلاگ بیاورم.

 

پرفسور دونالد استیلو

 دانشمندی آمریکایی که به گویش وفسی صحبت می‌کند!

پرفسور استیلو، دانشمند زبانشناس آمریکایی، چند سال پیش از انقلاب به مدت 5 سال در ایران در نقاط گوناگون مانند سمنان، تالش، آذربایجان، ساوه و ... مشغول بررسی درباره گویش‌های مختلف به ویژه گویش‌های آذری، تاتی و وفسی بوده و تحقیقات وسیعی در مورد زبان‌شناسی زبان‌های ایرانی به عمل آورده است.

دکتر استیلو از بین گویش‌های تاتی، گویش وفسی را برگزید و مطالعات بسیار گسترده‌ای را پیرامون این گویش انجام داد که در حال حاضر نیز ادامه دارد. ایشان در ابتدا گویش وفسی را از طریق خانواده‌های وفسی که به تهران مهاجرت کرده بودند فرا گرفت و در ادامه با انجام سفرهایی به وفس مطالعات میدانی خود را تکمیل نمود، سپس با انجام تحقیقات علمی بر روی داده‌های تحصیل شده، به نتایج بسیار شگفت انگیزی از این گویش باستانی رسیده و آن نتایج را در مجموعه کتاب‌ها و مقالاتی منتشر نمود.

قسمت عمده‌ای از تحقیقات دکتر استیلو پیرامون گویش وفسی تحت نظر موسسه ماکس پلانک آلمان صورت گرفته و همچنین ایشان به مدت 5 سال در دانشگاه‌های آلمان به تدریس گویش وفسی پرداخته است.

کتاب چاپ شده‌ی «داستان‌های قومی مردم وفس» و کتاب در دست چاپ «گرامر گویش وفسی» تنها دو نمونه از منابعی است که این استاد گرانقدر درباره‌ی گویش وفسی تالیف نموده است.

کتاب «داستان‌های قومی مردم وفس» شامل 24 داستان به گویش وفسی است که توسط پرفسور استیلو به انگلیسی ترجمه شده و به همراه شرح و توضیحات گرامری در سال 2004 به چاپ رسیده است. این کتاب حدودا 300 صفحه است و به همراه 2 سی‌دی که حاوی بیان و تلفظ وفسی این داستان‌هاست در حال حاضر در اکثر سایت‌های خارجی فروش کتاب، با قیمت 88 یورو به فروش می‌رسد. *

 

*: Vafsi Folk Tales, Twenty Four Folk Tales in the Gurchani Dialect of Vafsi. Transcribed, translated and annotated by Donald L. Stilo, Narrated by Ghazanfar Mahmudi and Mashdi Mahdi.

 

 

حضرت آیت‌الله شیخ عبدالنبی عراقی وفسی

آیت‌الله شیخ عبدالنبی عراقی حدود 120 سال قبل در وفس به دنیا آمد، 80 سال عمر کرد و 40 سال قبل در شهر ری فوت کرد و در قم در حرم حضرت معصومه(س) به خاک سپرده شد. قسمت زیادی از عمر خود را در نجف و قم گذراند؛ در دوران جوانی به درجه‌ی اجتهاد رسید؛ حدود 13 سال در ابتدای عمر و 5 ماه بعد از رسیدن به درجه‌ی اجتهاد در وفس حضور داشت. شاگردان بسیاری تربیت نمود و 108 اثر اعم از کتاب، رساله و حاشیه از خود به جای گذاشت.

نسب او به آل اباذر می‌رسد و هفتمین جدش آیت‌الله ملک‌الاعلام شیخ اباذر اصفهانی است که حالاتش در کتاب الروضات الجنان آمده است.

امام خمینی(ره) نیز در نجف از محضر آیت‌الله شیخ عبدالنبی عراقی بهره گرفته و از ایشان به بزرگی یاد می‌کند. امام در مورد ایشان فرموده‌اند: «مرحوم شیخ عبدالنبی شیخ الفقهاء و المجتهدین بودند.»

وی در زندگی بسیار ساده و پارسا بود و با این که در دوران خود مقلدینی هم داشت، در سختی و عسرت زندگی می‌کرد... خانه‌ی او استیجاری بود. بعد از وفاتش، مالک خانه اصرار بر تخلیه‌ی خانه می‌کرد. بدین علت هنوز سال وفات او تمام نشده بود که خانه‌ی دیگری را اجاره کرده و عائله او را به آنجا انتقال دادند.

آیت الله سید علی اکبر موسوی، یکی از شاگردان شیخ عبدالنبی، می‌گوید: «راز موفقیت معظم‌له پشتکار ایشان بود. همیشه یا مطالعه می‌کرد یا می‌نوشت یا تدریس می‌نمود. ایشان تا آخر عمر از نویسندگی دست بر نداشت و کتاب "معالم الزلفی" را در حال بیماری نوشت.»

از بین تالیفات متعدد این مرجع تقلید بزرگ فقط بخش کوچکی از آن به طبع رسیده و قسمت اعظم آن منتشر نشده است که بنابر وصیتنامه‌ی ایشان همه آثار مطبوعه و غیرمطبوعه به کتابخانه‌ی مدرسه‌ی فیضیه اهدا گردید تا اهل علم از آن بهره‌مند گردند.

 

ادامه مطالب

2 نوشته شده در  جمعه 27 مهر1386ساعت 21:47  توسط مهدی   | 

توپوزقلی میرزا، قصه‌های ایرانی

توپوزقلی میرزا

مشخصات کتاب

 

گردآوری: پروفسور ال.پ.الول ساتن

 

به کوشش: سید احمد وکیلیان - زهره زنگنه

 

زیرنظر: پروفسور اولریش مارزلف

 

ناشر: نشر ثالث

 

چاپ اول - 1386

 

2200 نسخه

 

405 صفحه

 

قیمت: 5500 تومان

 

شابک 8-260-380-964-978

 

پروفسور اولریش مارزلف در پیشگفتار کتاب می‌گوید:

در اواخر سال 1970 هنگامی که در جست و جوی اسناد قصه‌های ایرانی برای طبقه بندی قصه‌ها بودم تا در پایان نامه‌ی دکترای خاورشناسی استفاده کنم، دریافتم که الول ساتن گنجینه‌ی اسناد منتشر نشده‌ای درباره‌ی قصه‌های ایرانی دارد. بی‌درنگ نامه‌ای به ایشان نوشتم و از وی کمک خواستم تا با استفاده از اسناد او بتوانم پایان نامه‌ام را تکمیل کنم. در پاسخ، او پیشنهاد کرد سفری به ادینبورگ داشته باشم تا در این باره مرا راهنمایی کند. من با هزینه‌ای گزاف به این سفر رفته و او با مهربانی مرا پذیرفت و پس از یکی دو روز با گشاده‌رویی تمام اسناد قصه‌های ایرانی گردآوری شده‌ی خود را در اختیارم گذاشت که مرا بسیار شگفت‌زده و سپاسگزار کرد.

همان طوری که در زندگینامه‌ی الول ساتن در مقدمه‌ی پیش رو و در مقدمه‌ی کتاب قصه‌های مشدی گلین خانم آمده است، الول ساتن بسیار کم حرف بود و در دو ملاقاتی که با او داشتم تنها در مورد کار من کمی صحبت شد. پس از دریافت سخاوتمندانه‌ی او، به آلمان و دانشگاه کلن بازگشتم و پایان‌نامه‌ی خود را تکمیل کردم.

لازم به یادآوری است که الول ساتن نه تنها فشرده‌ای از دست‌نوشته‌های خود از قصه‌های مشدی گلین خانم را به من بخشید، بلکه یک کپی کامل در 20 نوار کاست از نوارهای ریلی خود حاوی قصه‌های اثر حاضر که طی چند سفر به ایران ضبط و گردآوری کرده بود بهمن داد و بخشی از «طبقه‌بندی قصه‌های ایرانی» مربوط به قصه‌هایی است که الول ساتن در اختیارم گذاشت . چند سال از اتمام پایان‌نامه‌ی «طبقه‌بندی قصه‌های ایرانی» گذشت که من به فکر ترجمه‌ی منتخبی از قصه‌های مشدی گلین خانم به زبان آلمانی افتادم. الول ساتن در همین زمان سخت بیمار بود و من از بیماری او اطلاع نداشتم و قصد و منظور خود را برای او نوشتم. باری دیگر سخاوتمندانه بدون هیچ تردیدی تمام دست‌نوشته‌های قصه‌های مشدی گلین خانم را برایم فرستاد و من برخی از این قصه‌ها را به آلمانی ترجمه کردم. هنگامی که این اثر زیر چاپ بود خبر یافتم که متاسفانه پروفسور الول ساتن رخت از جهان بربسته است.

چند سال بعد از برخی دوستان ایران شناسم شنیدم که همسر الول ساتن قصد دارد کتاب‌های وی را به فروش رساند.

بلافاصله از طرف دوستانم با خانم اِلیس، همسر الول ساتن تماس گرفتم و قرار شد به ادینبورگ بروم. زمانی که به ادینبورگ رسیدم پیشنهاد خرید بخشی از کتاب‌های فرهنگ مردم و قصه‌های عامیانه را به خانم اِلیس دادم و چند روز بعد با چند کارتن کتاب به آلمان بازگشتم. ناگفته نماند که خانم اِلیس تمام اسناد منتشر نشده‌ی مربوط به فولکلور را به من بخشید.

باز سال‌ها گذشت تا تصمیم گرفتم قسمتی از قصه‌های ضبط‌شده‌ی مربوط به منطقه‌ی وفس را که الول ساتن تا اندازه‌ای بر روی آن‌ها کار کرده بود، کاملا آماده‌ی چاپ کنم. از آنجا که گویش وفسی یکی گویش استثنایی زبان‌های ایرانی است،‌ از راه اینترنت تقاضای همکاری که با گویش وفسی آشنایی داشته باشد، کردم. خوشبختانه از آمریکا دکتر «دونالد سیلو» با من تماس گرفت که پژوهش‌های وسیعی در منطقه‌ی وفس بر روی این گویش انجام داده است. من از وی دعوت کردم به آلمان بیاید و طرحی برای پژوهش قصه‌ها و گویش وفسی ارائه دهد.

حاصل این طرح، کتاب قصه‌های وفسی [توضیح در این صفحه] بر مبنای گویش‌شناسی وفسی بود که در سال 2004 در آلمان منتشر شد. من همچنین وظیفه‌ی خود می‌دانستم که اسناد قصه‌های منتشر نشده‌ی الول ساتن را به چاپ برسانم. از این رو در سفری که در سال 1380 به ایران داشتم این مهم را با دوست عزیزم احمد وکیلیان در میان گذاشتم و تصمیم گرفتم این مجموعه را به چاپ برسانیم.

در خاتمه از انجمن پژوهش‌های علمی آلمان به خاطر یاری در اجرای طرح قصه‌های وفسی و کتاب حاضر تشکر می‌نمایم.

 

در مقدمه کتاب آمده است:

... این قصه‌ها و افسانه‌ها از ویژگی‌های خاصی برخوردار است، از جمله گستره‌ی جغرافیایی که از جنوب ایران و شهر شیراز آغاز و تا خراسان و شهر نیشابور ادامه می‌یابد. اما بخش عمده‌ی این افسانه‌ها به شهرها و روستاهای مرکزی ایران اختصاص دارد، منطقه‌ای که بیش از هر نقطه‌ی دیگر توانسته است حافظ فرهنگ و افسانه‌های کهن مردم ایران باشد. در این منطقه گویش‌های دیرینی وجود دارد که هنوز گوش‌ها را به یاد زبان‌ها و گویش‌های قدیم ایرانی می‌نوازد. از جمله روستای «وفس» اراک با زبان و گویشی بسیار قدیمی و قصه‌های جذاب آن که شرح مختصری از چگونگی پژوهش این گویش و قصه‌هایش توسط «دونالد سیلو»، در پیشگفتار پروفسور مارزلف از نظر خوانندگان گذشت....

 

این کتاب حاوی 64 داستان از مناطق وفس،‌ نطنز، شیراز و اطراف تهران است. از این مجموعه 9 قصه مربوط به وفس می‌باشد که همه‌ی آن‌ها در سال 1958 میلادی مطابق با 1336 شمسی در منطقه وفس بر روی نوار ضبط شده است. عناوین، تعداد صفحات و نام راوی این داستان‌ها بدین شرح است:

 

شماره  نام قصه                                    تعداد صفحه      راوی

5          پیاز تا چغندر شکرخدا                    2 صفحه             غضنفر محمودی(16 ساله)

6          متل سوزن و آتش                        3 صفحه             غضنفر محمودی(16 ساله)

7          حُقه‌های کوسه                           4 صفحه             مشهدی مهدی(50 ساله)

8          شنگل و منگل                             3 صفحه             غضنفر محمودی(16 ساله)

9          لطیفه‌ی الاغ و خربزه                     5 صفحه             مشهدی مهدی(50 ساله)

10         قرض کردن ملا از خدا                     2 صفحه             غضنفر محمودی(16 ساله)

55         قصه‌ی جولا و دختر پادشاه             6 صفحه             مشهدی مهدی(50 ساله)

56         شوهر دادن مادر                          2 صفحه             مشهدی مهدی(50 ساله)

57         خبر آوردن کچل از جهنم                 3 صفحه             غضنفر محمودی(16 ساله)

 

مطالب پیشین:

رونمائی کتاب «توپوزقلی میرزا»، قصه‌های عامیانه منطقه وفس

داستان‌های قومی وفسی

2 نوشته شده در  چهارشنبه 11 مهر1386ساعت 20:23  توسط مهدی   | 

رونمائی کتاب «توپوزقلی میرزا»، قصه‌های عامیانه منطقه وفس

توپوزقلی میرزاکتاب «توپوزقلی میرزا» در روز شنبه گذشته، 24 شهریور،‌ با حضور اولریش مارزلف، مردم پژوه نامدار آلمانی، در نشر ثالث رونمائی شد.

 

 

این کتاب با گردآوری پروفسور الول ساتن، به‌ كوشش احمد وكیلیان و زیر نظر پروفسور اولریش مارزولف منتشر شده است.

 

 

«الول ساتن» پژوهشگر و ایران‌شناسی انگلیسی بود که در سال 1912 در شهر ادینبورگ به دنیا آمد و به دلیل فعالیت‌های پژوهشگرانه‌اش درباره فرهنگ ایران در سال 1952 به مقام استادی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ادینیورگ رسید و در سال 1976 صاحب کرسی پژوهش‌های ایرانی از طرف دانشگاه مزبور شد. او سرانجام در سال 1980 ریاست بخش پژوهش‌های جهان اسلا‌م و خاورمیانه را برعهده گرفت و دو سال بعد بازنشسته شد.

 

 

 

 

 

الول ساتن پژوهشگری با دانش و مطلع از حوزه‌های تحقیق خود بود. وی زبان‌های فارسی و عربی را بسیار دقیق خوانده و به لهجه‌های مختلف هم وارد بود. الول ساتن، توجه و علا‌قه‌ای ویژه به فرهنگ مردم، خاصه قصه‌های ایرانی داشت و مقاله‌های گوناگونی در این زمینه نگاشت؛ از جمله، بانوی نگون‌بخت در قصه‌های ایرانی، خانواده در قصه‌های ایرانی، تاثیر قصه‌ها بر ادبیات معاصر ایران و کچل و کوسه در قصه‌های ایرانی.

 

کار مهم الول ساتن، گردآوری قصه‌های «مشدی گلین خانم» بود که بخشی از آن را به انگلیسی هم ترجمه کرد. این كتاب سال‌ها قبل از سوی نشر مركز به بازار كتاب عرضه شده بود.

 

کتاب «توپوز قلی‌میرزا» که از سوی نشر ثالث اخیرا منتشر شده و به زودی روانه بازار خواهد شد، بخشی از پژوهش‌های مردم‌شناسانه و فولکلوریک پروفسور الول ساتن است که با تلا‌ش اولریش مارزلف پروفسور ایران‌شناس آلمانی اینک منتشر می‌شود. ‌

 

پروفسور مارزلفمارزلف نیز درباره قصص عامیانه ایران تخصصی حیرت‌انگیز دارد. وی کتاب رساله دکتری خود را با عنوان «طبقه‌بندی قصه‌های ایرانی» نگاشت و سپس کتاب‌ها و تحقیقات منتشر نشده ساتن را منتشر کرد. مارزلف در سال‌های ابتدایی دهه 80 نیز كتابی درباره داستانهای پریان در نسخه های خطی انتشار داد كه نام وی را در این زمینه بر سر زبان‌ها انداخت . كتاب طبقه بندی قصص عامیانه ایران وی با ترجمه كیكاوس جهانداری از سوی انتشارات سروش به بازار كتاب عرضه شد و اكنون تقریبا نایاب است.

 

 

 

 

کتاب توپوزقلی میرزا، قصه‌های عامیانه مربوط به منطقه وفس اراک است که با زبان و گویشی بسیار قدیمی ضبط شده و سیاق لهجه آن با اعراب‌گذاری کلمات تا حدودی حفظ ‌شده است و از این نظر کاری منحصر‌به‌فرد و بسیار باارزش محسوب می‌شود.

 

مارزلف با همراهی دكتر احمد وکیلیان (از شاگردان مرحوم انجوی شیرازی) و همسر ایشان خانم زهرا زنگنه نوارهای ضبط شده را با وسواس پیاده کرده و حتی از جزئیات و توصیف مسائل جانبی نیز صرف‌نظر نکردند تا متنی دقیق و اصیل به دست آید؛ چرا كه معتقد بودند در سال‌های آینده اثری از این لهجه و لهجه‌های پرشمار در مرکز و غرب و شرق و شمال و جنوب ایران بر جای نباشد، اما کار این گروه که بنیانگذار آن شادروان پروفسور الول ساتن بود، بخشی از گویش، فرهنگ عامه و ادبیات فولکلور روستای وفس و لهجه وفسی را ماندگار ساخته و منبعی ارجمند برای پژوهش‌های مردم‌شناختی یادگار نهاده است. در این کتاب 64 قصه گرد‌آمده و تدوین شده که اولین آن «جان تیغ و چل گیس» و آخرینش «یه مش نیم مش» است.

 

 

پروفسور مارزلف پیرامون تاریخچه و روند تهیه کتاب «توپوزقلی میرزا» می‌گوید:

"... البته‌این كتاب تاریخ طولانی دارد كه به همان سال‌های گردآوری‌ این قصه‌ها باز می‌گردد. در حدود 50 سال پیش بود كه استاد خاور شناس، «الول ساتن» به كشور‌ ایران مسافرت كرد و با كمك و همكاری دوستان‌ ایرانی، قصه‌های عامیانه مناطق مختلف ‌ایران را روی نوارهای بزرگ آن زمان ضبط كرد. خودش كمتر روی‌ این قصه‌ها كار كرد. البته در دهه 1970 درباره قصه‌های عامیانه سخنرانی داشت و در ‌این سخنرانی‌ها از ‌این داستان‌ها به عنوان اسناد استفاده می‌كرد و همیشه از آنها به عنوان اسناد منتشر نشده یاد می‌كرد. كتاب «توپوز قلی میرزا» شامل همان اسناد است. شامل همه نوار‌ها و دست‌نویس‌های وی است. البته در سال 1984 پروفسور «الول ساتن» مُرد، كتابخانه و اسناد او به جا ماند و هنگامی كه من آگاه شدم كه همسرش قصد فروش كتابخانه و اسناد را دارد، من به ادینبورگ رفتم و ‌این اسناد را خریدم تا روی آنها كار كنم. در همین راستا، ابتدا قصه‌های «مشتی گلین خانم» را پیاده كردیم. ابتدا یك چاپ در آلمان به زبان فارسی داشت و بعد هم ناشران‌ایرانی تصمیم گرفتند كه در‌ ایران منتشر شود. هر چند كه متاسفانه در چاپ‌ ایرانی آن، قسمت‌هایی حذف شده است، اما كتاب خوب و پرفروشی شد.

قسمت دوم از اسناد منتشر نشده «الول ساتن» ‌این بود كه قسمتی كه راجع به زبان منطقه «وفس» ـ اراك ـ بود را به كمك یكی از همكارانم روی‌ این متن‌ها كار كردیم و كتاب «توپوزقلی میرزا» هم به زبان وفسی و هم به ترجمه انگلیسی منتشر شد."

 

 

نظر من: تهیه این کتاب واقعا باعث خوشحالی است. امیدوارم هرچه زودتر روانه بازار شود تا بتوانم آن را مطالعه نمایم. این کتاب دومین کتابی است که بر مبنای داده‌های گردآوری شده‌ی پروفسور الول ساتن پیرامون زبان وفسی منتشر می‌شود. کتاب «داستان‌های قومی مردم وفس» نیز در سال 2004 منتشر شده بود.

 

آدرس نشر ثالث: تهران، خيابان کريم خان زند، بين ايرانشهر و ماهشهر، شماره 160

تلفن: ۸۳۲۵۳۷۶ - فکس: ۸۳۲۵۳۷۷

 

منابع:

همشهری آنلاین

روزنامه حیات نو اجتماعی

خبرگزاری مهر

خبرگزاری ایسنا

خبرگزاری فارس

رادیو زمانه

2 نوشته شده در  جمعه 30 شهریور1386ساعت 13:51  توسط مهدی   | 

شهرستان کمیجان در یک نگاه

در همایش علمی راه‌های توسعه پایدار، بروشوری در ابعاد A3 که دو طرف آن حاوی مطالب و تصاویری از شهرستان بود با نام «شهرستان کمیجان در یک نگاه» توزیع گردید(البته به طور محدود و فقط در کمیسیون‌ها). این بروشور تماماً رنگی است و 12 تصویر از نقاط گوناگون شهرستان در آن گنجانده شده است. از وفس، 4 تصویر که عبارتند از: برج حاج محمدخان، پنجره‌ی ظریف‌کاری شده‌ی رنگی، نمایی از خانه‌ی علی‌قلی خان دارابی و دار قالی، در پشت و روی بروشور کار شده است.

 

 

4 تصویری که در بالای بروشور می‌بینید از وفس است.

به ترتیب از راست به چپ: پنجره‌ی ظریف‌کاری شده‌ی رنگی، دار قالی، خانه‌ی علی‌قلی‌خان دارابی، برج حاج محمدخان

 

این بروشور توسط آقای مسعودی، مسئول شرکت تیراژه (در شهر تفرش)، به نمایندگی از میراث فرهنگی استان و فرمانداری شهرستان، تهیه شده است.

مطالب این بروشور برای مطالعه علاقه‌مندان در ادامه آورده می‌شود:

 

......

 

منزل‌های تاریخی روستای «وفس»(که انصافاً در صورت همت مسئولین مربوطه می‌تواند به راحتی به «ابیانه» استان مرکزی تبدیل شود) برای تبدیل شدن این روستا به یک مرکز گردشگری همانند روستای «ابیانه» استان اصفهان 5 کار باید صورت گیرد:

1) تمامی راه‌ها و کوچه‌های داخل روستا سنگفرش شود.

2) سیستم منظم جمع‌آوری و دفن و دفع زباله به اجرا درآید.

3) سیستم بهداشتی آب‌های سطحی و فاضلاب اجرا شود.

4) تعدادی خانه‌های قدیمی با بافت معماری خاص خود احیا شود تا از آن‌ها به عنوان اقامتگاه استفاده شود.

5) جاده ارتباطی کمیجان - ساوه از دره «وفس» احداث شود.

 

متن کامل بروشور

2 نوشته شده در  پنجشنبه 25 مرداد1386ساعت 6:59  توسط مهدی   | 

قوم وفس، قوم تات، قوم ماد

آیا وفسی‌ها یک قوم را تشکیل می‌دهند؟

آیا وفسی‌ها جزئی از قومی بزرگتر هستند که در گذشته وجود داشته؟

آیا می‌توانیم همه‌ی تات زبانان را تحت عنوان «قوم تات» جمع کنیم؟

آیا قوم تات در گذشته وجود داشته؟

آیا به دلیل تفاوت‌های فراوان موجود بین جزایر تات زبان، باید آن‌ها را تحت همان نام باستانی «قوم ماد» در کنار یکدیگر جمع کنیم؟

 

سئوالاتی که در بالا آمد، مسائلی است که مطمئنا در ذهن هر تات زبانی خصوصا نسل جوان این مردم به وجود می‌آید و او اگر برایش اهمیت داشته باشد سعی می‌کند جوابی برای این سئوالات بیابد.

 

آقای جبار رحمانی که خود تات زبان است، کوشیده است تا در مقاله‌ای با عنوان «قوم تات: مدرنیته و امکان ابداع قومیت» به بعضی از این سئوالات پاسخ دهد. متن اصلی مقاله‌ی ایشان را می‌توانید در این صفحه مطالعه نمایید. به منظور جلوگیری از نقل مستقیم مطلب و توجه بیشتر به جواب مسائل فوق، فقط قسمت‌هایی از مقاله ایشان انتخاب و در ادامه ذکر می‌گردد.

 

ادامه مطلب

2 نوشته شده در  دوشنبه 15 مرداد1386ساعت 12:39  توسط مهدی   | 

فرهنگ نام‌های وفس

طی چند ماه گذشته مشغول گردآوری، ثبت و طبقه‌بندی مجموعه نام‌ها و اسامی وفس بودم. هفته‌ی گذشته این کار به پایان رسید و نتایج این تحقیقات را در یک مجموعه کلی تحت عنوان «فرهنگ نام‌های وفس» منتشر کردم. نسخه‌ای از این مجموعه به بخش وفس‌شناسی کتابخانه شیخ عبدالنبی وفسی اهدا می‌شود و همچنین نسخه‌هایی از آن در اختیار محققان وفسی قرار خواهد گرفت.

 

مقدمه و فهرست گروه‌های طبقه‌بندی شده‌ی این مجموعه به شرح زیر است:

 

مقدمه

یکی از چیزهایی که مردم یک سرزمین و زبان آنانرا نشان می‌دهد، نام‌های رودها و کوه‌ها و دیه‌ها و شهرها و کوی‌هاست. زیرا هر مردمی این نام‌ها را از زبان خود پدید آورند و بر روی آن چیزها گزارند. اگر چه بیشتر اینگونه نام‌ها که ما امروز می‌داریم معنایی از آن‌ها فهمیده نمی‌شود ولی بیگمان اینها همه معنی داشته‌اند و ما چون از راه دانش جستجو می‌کنیم، معنی بسیاری از آن‌ها را پیدا می‌کنیم (احمد کسروی، آذری یا زبان باستان آذربایجان، 1325 شمسی).

 

نام‌ها و اسامی در هر منطقه و ناحیه‌‌ای با توجه به زبان و فرهنگ خاص آن ناحیه انتخاب می‌شوند. مردم ساکن یک منطقه اعم از روستا و شهر، نام‌ها را به تدریج در طی قرن‌ها و هزاره‌ها به طور آگاهانه و مشخص و یا اتفاقی بر روی مکان‌ها و اشیاء پیرامون خود می‌گذارند و این نام‌ها که تحت تاثیر فرهنگ عمومی شکل گرفته به دلیل تکرار در زندگی آن مردم، جزئی جداناپذیر از فرهنگ عامه و فولکلور آن جامعه می‌شود. لذا یکی از راه‌های بررسی فرهنگ و آداب و رسوم مردم یک منطقه و اجتماع، بررسی نام‌هایی است که آن‌ها به مکان‌ها و اشیاء اطراف خود داده‌اند.

در این تحقیق قصد بر این است که اسامی و نام‌های گوناگون مربوط به منطقه وفس از توابع شهرستان اراک در شمال‌غربی استان مرکزی به صورت طبقه‌بندی شده در 10 گروه مجزا گردآوری شود. اهداف این تحقیق بدین شرح است:

1. منطقه وفس در استان مرکزی جزو معدود مناطق و جزایر تات زبان ایران می‌باشد و مردم آن بعد از هزاران سال هنوز گویش اصیل تاتی(مادی) خود را حفظ کرده‌اند و به همین جهت نام‌هایی که این مردمان به چیزهای اطراف خود داده‌اند بدون شک ناشی از زبان تاتی آن‌ها بوده است و لذا با گردآوری این اسامی نه تنها مانع از نابودی آن‌ها خواهیم شد بلکه مجموعه‌ای منحصر به فرد از کلمات تاتی را به منظور انجام مطالعات زبان‌شناسی در اختیار خواهیم داشت.

2. با توجه به ارتباط نام‌ها و فولکلور مردم منطقه، این مجموعه می‌تواند مورد استفاده محققان فرهنگ عامه قرار گیرد تا در تحقیقات مردم‌شناسی منطقه از آن بهره جویند.

3. ریشه‌یابی این لغات، بررسی ارتباط آن‌ها با یکدیگر و مقایسه آن‌ها با لغات مشابه در دیگر گویش‌های ایرانی یکی از منابع مهم تحقیق تاریخ منطقه و تعیین قدمت سکونت در آن می‌باشد.

 

لازم به توضیح است که در تحقیق حاضر فقط و فقط به گردآوری و طبقه‌بندی لغات پرداخته شده و از هرگونه بررسی، ریشه‌یابی و شرح و توضیح نام‌ها و اسامی خودداری شده است. این امید وجود دارد که در آینده محققان علاقه‌مند وفسی و غیر وفسی با استفاده از این مجموعه، تحقیقات خوب و مستدلی را در این زمینه به انجام برسانند. همچنین لازم به ذکر است که علی رغم صرف وقت فراوان در گردآوری این اسامی، به احتمال بسیار، اسامی و نام‌هایی متعلق به هر یک از گروه‌های 10 گانه از قلم افتاده باشد و یا در شکل نوشتن لغتی خاص اشکالاتی وجود داشته باشد که در همین جا از همه‌ی دوستان و محققان ارجمند درخواست می‌نمایم موارد مورد نظر خود را با نگارنده در میان بگذارند تا انشاء‌اله در ویرایش‌های بعدی، این اشکالات رفع گردد.

 

نکته‌ی آخر اینکه: به منظور ثبت صحیح اسامی و لغات به گویش وفسی، حرف و نشانه‌ی جدیدِ «و̫ » نیز به صورت زیر تعریف شده و در این تحقیق مورد استفاده قرار می‌گیرد:

و̫  : مانند و کُردی و عربی و در فارسی در «جو» و «نو».

این حرف و نشانه‌ی جدید، اولین بار در کتاب «گویش‌های وفس، تفرش و آشتیان» توسط استاد محمد مقدم مورد استفاده قرار گرفته است.

 

فهرست جداول

اسامی محله‌ها و مکان‌ها 

اسامی باغات

نام محصولات باغی و زراعی

اسامی بیابان، مراتع و زمین‌های زراعی

اسامی گیاهان

اسامی حیوانات و جانوران            

نام‌ کوه‌ها و ارتفاعات        

اسامی و مکان قنوات و چشمه‌ها

نام غذاها          

نام‌های فامیلی خانواده‌های وفسی

 

 

گروه‌های مختلف اسامی را به تدریج در این وبلاگ منتشر خواهم کرد.

2 نوشته شده در  چهارشنبه 3 مرداد1386ساعت 9:37  توسط مهدی   | 

وبلاگ وفس دوساله شد

دو سال از شروع فعالیت وبلاگ وفس گذشت.

سال گذشته در چنین روزی مطالبی نوشتم و هدف خود را از تاسیس این وبلاگ بیان کردم...

 

از 23 تیرماه سال 1385 تا امروز(22 تیرماه 1386)، 194 مطلب در موضوعات گوناگون در این وبلاگ درج گردید. بیشتر این مطالب مربوط به اخبار وفس و گویش وفسی بود.

 

آمار کلی و جزئی بازدیدکنندگان وبلاگ در چند شمارنده مختلف و همچنین نتایج نظرسنجی در اختیار همه دوستان است که می‌توانید آن‌ها را ملاحظه نمایید.

 

خوشبختانه طی یکسال گذشته نیز تعداد اعضای وبلاگ رشد خوبی داشت و در حال حاضر، 113 نفر که اکثر آن‌ها وفسی هستند، عضو خبرنامه وبلاگ می‌باشند.

 

تشکر می‌کنم از همه دوستان و همشهریان وفسی که در تهیه مطالب این وبلاگ بنده را یاری می‌دهند و همچنین از کسانی که با حضور هر روزه در وبلاگ و ارائه نظراتشان باعث ادامه فعالیت این وبلاگ می‌شوند.

2 نوشته شده در  جمعه 22 تیر1386ساعت 7:26  توسط مهدی   | 

روز گذشته فیلم مستند کوتاهی از وفس در تلویزیون نمایش داده شد

بالاخره پخش شد!

فیلمی که قرار بود روز یکشنبه‌ی هفته‌ی گذشته(10 تیرماه) از برنامه «اقتصاد گردشگری» پخش شود و به دلایلی در آن هفته نمایش داده نشد؛ روز گذشته ساعت 14 و 40 دقیقه (بعد از اتمام خبر ساعت 14) از شبکه یک سیما نمایش داده شد.

قبلا در این پست گفته بودم که فیلم در روز 10 تیر نمایش داده می‌شود اما متاسفانه به دلیل طولانی شدن صحبت‌های احمدی‌نژاد بعد از اخبار سراسری، برنامه اقتصاد گردشگری در آنروز(یک‌شنبه هفته گذشته)  نمایش داده نشد؛ اما این هفته و در روز یک‌شنبه 17 تیر، بلافاصله بعد از اتمام اخبار، این برنامه از شبکه یک‌ سیما نمایش داده شد.

 

برنامه اقتصاد گردشگری حدوداً از ساعت 14 و 40 دقیقه آغاز و به مدت 16 دقیقه تا ساعت 14 و 56 دقیقه ادامه داشت؛ از این زمان 16 دقیقه فقط مدت 3 دقیقه به معرفی وفس اختصاص پیدا کرد.

معرفی وفس به این صورت انجام گرفت که:

 

در ابتدا استاد عزیزالله سمیعی با عنوان تاریخ‌شناس توضیحاتی پیرامون وفس دادند، بدین شرح:

روستای باستانی وفس، در شمال کمیجان و در حدود 20 کیلومتری آن قرار دارد. روستای وفس یکی از روستاهای نمونه گردشگری استان مرکزی است. روستای وفس بافت قدیمی خود را حفظ کرده است، دارای آب‌ها، جنگل‌ها و منابع طبیعی زیادی است از جمله «خاک زرد» و بعلاوه هنرهای دستی کهنی دارد از جمله «شیوه‌کشی» که در واقع ساخت کفی گیوه‌ است که در بعضی نقاط به نام گیوه کهنه‌ای هم معروف است. این ویژگی‌ها و ویژگی‌های دیگر باعث شده که این روستا یکی از روستاهای نمونه گردشگری استان باشد.

 

در ادامه، گوینده توضیحات زیر را در مورد وفس بیان می‌نماید:

وفس از روستاهای شهر اراک است که به لحاظ بافت سنتی و ابنیه تاریخی موجود در آن از روستاهای نمونه گردشگری است. روستایی که به سبب آب و هوای مفرحش، جاذبه‌های گردشگری بسیاری دارد که می تواند به یکی از مراکز مهم توریستی در استان تبدیل شود. اگرچه با امکانات موجود نمی‌توان به تحقق این خواسته خوشبین بود؛ با این همه، پتانسیل بالای این روستا ما را امیدوار می‌کند تا مسئولین میراث فرهنگی و گردشگری استان، ابزارهای لازم را فراهم کنند.

وفس به دلیل نزدیکی با استان تهران می‌تواند مشتاقان طبیعت را برای گذران تعطیلات جذب کند.

با وجود سرمای گزنده استان و بویژه شهر اراک، تابستان وفس خاطره‌ی خوشی را برای خانواده‌های ایرانی به یادگار می‌گذارد.

 

در انتها از آقای مهندس محمود طالبی که در آماده‌سازی شرایط برای تهیه این فیلم و پخش آن زحمات فراوانی کشیدند، تشکر می‌نمایم.

 

مطلب مرتبط: تهیه فیلم از وفس

2 نوشته شده در  دوشنبه 18 تیر1386ساعت 11:28  توسط مهدی   | 

توسعه روستایی در گذر زمان و دهیاری‏ها

مطلب کامل و مستدل زیر پیرامون تاریخچه و روند توسعه روستایی در قرن معاصر و نقش دهیاری‏ها در توسعه روستا، توسط خبرگزاری جمهوری اسلامی در تاریخ 23 آبان‏ماه سال 1384، منتشر گردید. متن کامل این مقاله را به دلیل ارتباط مستقیمی که با بحث توسعه روستای وفس برقرار می‌کند بدون هیچ‌گونه تغییری در این پست آورده‏‌ام.

 

هنگامی كه از توسعه و توسعه‏یافتگی سخن به میان می‌آید؛ توسعه‌ای همه جانبه در بخش‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی به اذهان می‌رسد، جامعه توسعه‏یافته‌ای كه توسعه را نه فقط در شهر و شهرنشینی بلكه در روستا و زندگی روستایی نیز می‌یابد.

 

اگر تاكنون دولت‏ها، در قالب نوشته‌ها و بر روی كاغذ از توسعه روستایی داد سخن می‌گفتند، امروز همگان بر این اعتقادند كه روستا نیز جزئی از جامعه محسوب می‌شود و باید برای توسعه آن چاره‌ای اندیشید.

امكانات بیشتر شهرها و بی‌توجهی به روستاییان یكی از عوامل مهاجرت بی‌رویه روستاییان به شهرها شده كه توسعه افسار گسیخته شهرها را به همراه داشته است.

افسار گسیختگی شهرها، بیشتر افراد را به ‌جای شهروند واقعی كه با فرهنگ شهری آشناست، فقط «شهرنشین» بار آورده كه عدم آشنایی با فرهنگ شهرنشینی معضلاتی همچون راه‏بندان‌های طولانی بزرگراه‌ها، آلودگی محیط زیست و زاغه‌نشینی را به وجود آورده ‌است.

 

از این رو اكثر دولت‏ها، همواره در فكر توسعه روستایی و كاهش مهاجرت به شهرها بوده‌اند. اما آیا توسعه روستایی بدون آگاهی از زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و كالبدی جامعه روستایی میسر است؟ بی‌تردید توسعه روستایی باید با آگاهی از ابعاد مختلف روستا و مسایل آن اتفاق افتد، تا دارای عمق و وسعت بیشتری باشد.

پس از روی كار آمدن دولت مدرن در كشور، دولت‏ها، در خصوص حضور بیشتر دولت در روستا تصمیمات مختلفی گرفتند.

در پی آن تصمیمات بود كه مدیریت روستاهای كشور نیز دچار تغییرات شد و روستاها با مباحث جدیدی همچون «خانه‏ی انصاف»، «سپاه دانش»، «سپاه بهداشت» و «سپاه ترویج» آشنا شدند.

در پی بوجودآمدن این نهادها، عواملی از سوی دولت در نقش سپاهی دانش، سپاهی بهداشت و سایر موارد به روستاها گسیل شدند، هر چند این افراد، اقداماتی را برای روستا و روستایی انجام دادند كه نمی‌توان آن اقدامات را نادیده گرفت ولی به علت نا آشنایی با فرهنگ مردم روستا، مشكلات زیادی را خواسته یا ناخواسته بوجود آوردند.

ادامه مطالب

2 نوشته شده در  شنبه 26 خرداد1386ساعت 9:12  توسط مهدی   | 

نخستین معلم مدرسه وفس؛ آقای بینش

مرحوم فرج الله بینش نام «آقای بینش»، نامی کاملا آشنا برای تمام پیرمردان و پیرزنان وفسی است و وقتی از آن‌ها در مورد این نام سئوال می‌کنی، خاطرات بسیاری دارند که برایت تعریف کنند. این خاطرات که اکثراً در زمان وقوع بسیار تلخ بوده، در حال حاضر احساس لذت‌بخشی را در ناقلان پیر آن به وجود می‌آورد.

 

مرحوم فرج‌الله بینش فضلی زنجانی، اولین مدیر و معلم مدرسه در وفس بود. همانطور که در جملات پرسشی و توصیفی ابتدایی وبلاگ، بسیار خوانده‌اید؛ اولین مدرسه وفس به سبک و شیوه نوین در سال 1313 شمسی تاسیس شد و اولین مدیر آن آقای بینش بود. او، هم مسئولیت اداره مدرسه را برعهده داشت و هم به عنوان معلم در کلاس‌های درس حاضر می‌شد.

 

آقای بینش در اصل فردی نظامی بود که بعدها هم به عنوان سپاهی دانش در وفس فعالیت‌هایی انجام داد. او به دلیل نظامی بودن، خلق و خوی بسیار سخت و خشنی داشت و انسان منظم و قانون‌مآبی بود. رفتار خشن و نظم فراوان آقای بینش، نخستین چیزی است که همه پیرمردان امروز وفسی که در اصل شاگردان کوچک آقای بینش در 60 سال قبل بودند، از او بیان می‌کنند. مردی که قدرت زیادی داشت؛ به هیچ‌وجه در مقابل مسامحه‌کاری کوتاه نمی‌آمد و به راحتی دانش‌آموزان خطا کار چه رعیت‌زاده و چه خان‌زاده را فلک می‌کرد.

 

آقای بینش در کار آموزش کودکان وفسی، بسیار جدی و کوشا بود و برای تحقق این امر از انواع و اقسام روش‌ها استفاده می‌کرد. او سعی می‌نمود با تشویق و تنبیه، اولا کودکان را به مدرسه بکشد و ثانیا آن‌ها را باسواد کند. مرحوم بینش تا سال‌های سال در مدرسه وفس مشغول فعالیت بود و به اذعان بزرگان وفس، کوشش‌های او نقش بسیاری در با‌سوادی بچه‌های وفسی و به طور کلی بالارفتن سطح علم و فرهنگ در وفس بر عهده داشت.

 

مطالعه و تحقیق پیرامون وفس

آقای بینش از علاقه‌مندان به تاریخ وفس و گویش وفسی بود و در هنگام حضور در وفس، یک سری مطالعات و فعالیت‌های تحقیقی انجام داد. از جمله کارهای بزرگ ایشان در حق وفس، یافتن جزوه «واقعه وفس» اثر «ملا میرمحمد باقر وفسی» و ارسال آن برای تاریخ‌نویس بزرگ استان مرکزی، مرحوم استاد دهگان است.

استاد دهگان در جلد دوم کتاب «تاریخ اراک» در پی‌نوشت «واقعه وفس» و بعد از توضیح مختصر درباره ملا میرباقر و جزوه او، می‌نویسد: «و نیز از آقای فرج‌الله بینش مدیر سابق وفس تشکر حاصل است که در ضمن جستجوی آثار متعلق به وفس به جزوه مزبوره دست یافته و آن‌را به رایگان در اختیار نویسنده سطور گذاشته است. آقای بینش از اشخاص با‌ذوقی است که در ایام مدیریت خود به بلده وفس در جمع لغات مخصوص تاتی یا زبان وفسی زحمتی به سزا کشیده و گرد آورده‌های خود را نیز به رایگان در اختیار اینجانب گذاشته که اگر بیاری خداوند متعال موفق به انتشار کتاب عادات و رسوم (قسمت پنجم کتاب) اراک شدیم از گرد آورده‌های مشار‌الیه استفاده نموده و در قسمت زبان‌های ویژه مردم این شهرستان از آن استفاده خواهد شد».

 

بعد از انتشار کتاب تاریخ اراک، آقای بینش به خرج خود تعداد 50 تا 60 نسخه کپی کتاب را تهیه کرده و اقدام به توزیع آن در بین بزرگان و افراد باسواد و فرهنگی وفس نمود. این نسخه‌های کپی شامل صفحات 13 الی 180 جلد دوم تاریخ اراک بود.

 

این معلم کوشا و علم‌دوست، ذوق و قریحه شاعری نیز داشت و گه‌گاهی اشعارش در ویژه‌نامه وزین «کانون شعرا» به چاپ می‌رسید. به عنوان حسن ختام معرفی این مرد بزرگ، یکی از اشعار او که در شماره 36- 40 این ویژه‌نامه در سال 1315 شمسی به چاپ رسیده، نقل می‌گردد.

 

            به (دانشپایه) روزی در دبستان                   شنیدم کودکی شیرین‌تر از جان

            به فرگاه مهین آموزگارش                            زبان بگشود بر گفتار دلکش

            جهانبانی که ما را آفریده                            کدامین جای آرامش گزیده؟

            (روان پیری) دانای سخن ساز                     بپاسخ کرد بر کودک سخن باز

            الا ای دانش‌آموز هشیوار                            چه میخواهی بدانی جای «دادار»

            هر آن دل پاک باش از بدیها                         «مهین داور» در آن دل می‌کند جا

            بهر دل هست یزدان، اهرمن نیست              بهر جا هست عیسی گورکن نیست

            بیا اکنون تو ای استاد به‌کیش                     چه می‏بینی بگو اندر دل خویش

            تو گفتی دل به یزدان جایگاه است               از این(فردژ) به اهریمن نه راه است

            دلت گر بر خدا بد جایگاهی                        چرا اهریمن آنجا هست راهی؟

            فروغ و تیرگی با هم نسازد                         خدا‌بین دل به اهریمن نبازد

            چو «بینش»، نیست باور هیچ ما را              فریبد اهرمن، مرد «خدا» را

2 نوشته شده در  یکشنبه 2 اردیبهشت1386ساعت 6:21  توسط مهدی   | 

بازدید از غار هیزج و نوشته تاریخی آن

نویسنده کتاب «غار‌های اراک» به هنگام بازدید از محوطه داخلی غار هیزج، نوشته‌ای خوش‌خط را بر روی دیواره غار مشاهده می نماید که در سال 1319 قمری و توسط نایب‌الحکومه وفس و رودبار و سایر همراهانش که برای گردش در بلوک وفس به دیدن غار هیزج رفته بودند، نگاشته شده بود. این نوشته کوتاه، اطلاعات مفید و جالبی از نایب‌الحکومه وفس و سایر مسئولین آن زمان منطقه برای ما روشن می‌نماید. آقای امینی اینطور نقل می‌کند:

در روی «قلب غار هیزج»، نوشته‌های مدادی و جوهری بد خطی به چشم می‌خورد که به وسیله دهاتی‌ها و اشخاص متفرقه‌ای که به غار آمده‌اند، نوشته شده است. در نتیجه دقت بیشتر، یادبودی در گوشه‌ای از قلب مزبور با خط شکسته نستعلیق زیبایی به وسیله قلم و مرکب نوشته و به یادگار باقی‌مانده که از هر حیث جالب و در خور توجه می‌باشد.

متاسفانه ما دوربین مخصوص عکسبرداری از این قبیل آثار برجسته و قدیمی را نداریم و چه بجا می‌بود که از روی نوشته قلب عکسی برداشته می‌شد تا صورت اصلی آن محفوظ بماند، چونکه دیر یا زود این اثر جالب و تماشایی محو ایام و جهل انسان خواهد شد و چیزی از آن پدیدار نخواهد ماند و اینک عین نوشته تاریخی مزبور را در زیر بنظر می‌رسانم.

«در سنه 1319 این کمترین عباد، ابوالقاسم مهدیْ نایب خلوت و سرایدارخانه مبارک همایونی، نایب‌الحکومه وفس و رودبار و غیره، برسم بلوک گردشی با میرزا تقیْ مباشر وفس و کدخدا حسن‌خان هیزجی و باقربیگ حاجی‌خان وفسی و اسفندیار‌بیگ هیزجی و میرزا قهرمان‌خان کاشانیْ نایب درب خانه مُخلص، و قدمعلی‌خانْ آبدار و شکرالله خان تفرشیْ جلودار، در این مکان که بدین دو کلمه خود را یادآور آیندگان و سیاحت‌کنندگان می‌نماییم که به طلب مغفرتی ماها را یاد نمایند، زیرا که ثبات انسانی معلوم است که چقدر است ولی بقای این نوشته سال‌ها باقی خواهد بود».

 

ادامه مطالب

2 نوشته شده در  پنجشنبه 16 فروردین1386ساعت 7:47  توسط مهدی   | 

سفرنامه بازدید از غار قلعه جوق

در تابستان 1384، هنگام جستجو در کتابخانه میرجعفری اراک، کتاب قدیمی و کم‌حجمی تحت عنوان «غارهای اراک» یافتم. نویسنده این کتاب یکی از علاقه‌مندان غارنوردی بود که در حدود سال‌های 1340 و 41 شمسی، به اتفاق یکی از دوستان خود به تعدادی از غارهای استان سر زده و شرح سفر خود به اضافه مشاهدات از داخل و خارج غارها را در کتابی گردآوری کرده بود. دو غار «قلعه‌جوق» و «هیزج» از غار‌های موجود در بخش سابق وفس نیز از جمله غارهایی بود که این نویسنده از آن‌ها دیدن کرده و شرح سفر خود را به طور جالبی بیان نموده است. سفرنامه بازدید از غار قلعه‌جوق را در این پست و غار هیزج را در پست بعدی بخوانید.

نام کتاب: غارهای اراک                             تاریخ انتشار: 1341 شمسی                     

نام نگارنده: عباس امینی حاجی باشی      نام غارنورد همراه نگارنده: چنگیز شیخلی

کتاب در قطع جیبی است

 

غار قلعه جوقدر شمال‌غربی اراک تقریباً به مسافت هفده فرسخ، دو غار عظیم و مشهور وجود دارد یکی در دو کیلومتری قریه «قلعه‌جوق» که آخرین نقطه خاک اراک به همدان می‌باشد و دیگری در قریه «هیزج» که با «قلعه‌جوق» بیش از دو فرسخ فاصله ندارد و به غار آن «زاغه دره سی» هم می‌گویند.

تصمیم گرفته شد که از این دو غار افسانه‌ای دیدن کنیم و ببینیم روایات و داستان‌هائیکه درباره دو غار مزبور گفته شده تا چه اندازه حقیقت دارد.

در بعد از ظهر روز چهارشنبه 24 مردادماه 1341 به اتفاق چنگیز شیخلی بار سفر بستیم و تهران را به طرف قم ترک کردیم و سه ساعت بعد به قم رسیدیم و بدون درنگ به سراغ گاراژهای محلی رفتیم تا بوسیله ماشین‌های خط بخش «وفس» و دهستان «کمیجان» بسوی مقصد ناشناس خویش رهسپار شویم، سرانجام تنها گاراژی که برای مقصد ما سرویس داشت پیدا کردیم و بنا شد 10 شب حرکت کنیم.

در وقت مقرر کوله‌پشتی‌ها را به پشت گرفته روانه گاراژ شدیم و با سه ربع تاخیر با یک اتوبوس که من شرم دارم به آن اتوبوس بگویم به راه افتادیم و ساعت 2 بعد از نیمه شب اتوبوس جلوی قهوه‌خانه «صالح‌آباد» بین راه قم به اراک محل انشعاب جاده فرعی آشتیان و کمیجان ترمز کرد و بعد معلوم شد که باید تا صبح در آنجا بمانیم چون راننده خواب‌آلود بود و نمی‌توانست به رفتن ادامه دهد و گویا در بین راه هم چند مرتبه از جاده انحراف نموده که خوشبختانه بخیر گذشته است.

سپیده دم با وضع اسفناکی به طرف آشتیان و کمیجان حرکت کردیم . فاصله تقریباً 120 کیلومتر را با مشقت و تاسف بسیار در حالیکه چند مرتبه با آن اتوبوس که به تابوتی بیشتر شباهت داشت نزدیک بود به دیار نیستی برویم، پیموده عاقبت به کمیجان وارد شدیم و پس از توقف طولانی و بی‌مورد راننده ساعت 30/5 بعد از ظهر به قریه «آمره» آخرین نقطه ماشین‌رو این منطقه رسیدیم و مسافرت 15 ساعته و خسته کننده ما پایان یافت و 10 ساعت از وقت خود را بیهوده تلف کرده بودیم. شب را در آمره گذرانده، سحرگاهان از خواب برخاستیم و بلادرنگ بدون صبحانه آماده حرکت شدیم چون طبیعت پست کدخدا و لئیم بودن او رغبت ایستادن در آمره را به ما نمی‌داد.

 

 از راست به چپ: عباس امینی و چنگیز شیخلی

                                      از راست به چپ: عباس امینی و چنگیز شیخلی

 

فاصله گردنه آمره تا قریه چهرقان را که سه کیلومتر می‌شد یکساعت و نیم پیمودیم و ساعت 30/7 صبح که آفتاب تازه «چهرقان» را در بر گرفته بود به آنجا رسیدیم و به منزل کدخدا وارد شدیم و کدخدا ابوالفضل با چهره خندان از ما استقبال کرد و بدون مقدمه بساط چای و صبحانه را چید و بشقاب نیمرو و نان و ماست به میان آمد و جبران پست فطرتی کدخدای آمره را نمود.

از کدخدا ابوالفضل درباره غار مورد نظر پرسیدیم و او ما را راهنمایی کرد و بار و بنه ما را بر پشت الاغی بست و پسربچه‌ای را از خویشاوندان خود همراه ما فرستاد و خودش تا مسافتی از آبادی ما را بدرقه نمود. مسیر ما از کف دره خشک و بی آب و علفی می‌گذشت و شدت گرما و حرارت آفتاب راه رفتن را بر ما دشوار می‌ساخت تا اینکه نزدیک ظهر به دهکده کوچک «راستگویان» رسیدیم و با همه سعی و کوششی که در رفتن داشتیم در مقابل اصرار و خواهش مشهدی حسینعلی کدخدای راستگویان تسلیم شده به منزل او وارد گردیدیم و از ما به طور دوستانه پذیرایی گرم و خالصانه‌ای کرد و این ابیات لطیف بر دیوار اطاقش نوشته شده بود:

یارب این عالی عمارت تا ابد معمور باد          هم قضا و هم بلا از صاحبانش دور باد

بارالها کم مگردان چهار چیز از این اطاق        علم عالم نان گندم آب سرد قلیان چاق

 

پس از صرف نهار به حرکت ادامه دادیم و آفتاب با شدت می‌تابید و سکوت و سنگینی صحرا را در خود فرو برده بود و تنها صدای پوتین‌های سنگین‌مان به گوش می‌خورد. پس از مسافت یک کیلومتر مسیر ما از حالت یکنواختی بیرون آمد و رفته‌رفته دره تنگ شده به صورت دربندی درآمد که از دو سمت کوه‌های دیوار مانند آهکی با حفره‌هایی که چون کندوی زنبوران عسل می‌بودند بر شکوه و زیبایی آن می‌افزودند و قدری که رفتیم به باغات پر درختی که به صورت بیشه‌ای بود رسیدیم و پس از گذشتن خم سربالایی، برجی فرو ریخته را دیدیم و چون وصف آن را قبلا شنیده بودیم و آنرا می‌شناختیم از دیدنش حال سرور و نشاطی به ما دست داد و از اینکه توانسته بودیم به موقع و پیش از رسیدن غروب آفتاب به برج و غار «قلعه‌جوق» برسیم خیلی خوشحال شدیم.

بارها را از الاغ پایین آوردیم و در زیر سایه درخت گردوی تنومندی نزدیک به غار گذاشتیم و پسرک راهنما را با قمقمه‌ها به دنبال آب فرستادیم چون بی‌اندازه تشنه بودیم، چیزی نگذشت که راهنمای کوچک ما آمد و قمقمه‌های پر آب را آورد و لحظه‌ای بعد سوار بر الاغش شده و در حالیکه شکلات‌هایی را که به او داده بودیم با لذت در دهانش می‌انداخت الاغ را به تاخت به سوی «چهرقان» به حرکت درآورد.

کمی در اطراف به بررسی پرداختیم و دیدیم یک چشمه آب گوارا در نزدیکی محل اطراق ما می‌گذرد. از دیدن آن چشمه آب صاف و خوش طعم، شور و شعفی به ما دست داد؛ دست و روی خود را شستشو دادیم و آن‌وقت لوازم ضروری و مورد احتیاج در غار را در کوله کوچکی گذاشته به طرف غار رفتیم.

 

نویسنده در ادامه توضیحات کلی و جزئی پیرامون غار را تحت عناوین «وضع خارجی غار»، «وضع داخلی غار»، «مخزن آب»،‌ «تالار و شاه‌نشین»، «ایجاد غار برای چه بوده؟» و «خرابه‌های شهر باستانی» را به طور کامل بیان می‌نماید که به دلیل طولانی بودن از ذکر آن‌ها در اینجا خودداری می‌شود.

دو غارنورد یک روز کامل را در غار سپری کرده، قسمت‌های مختلف آن را مورد بررسی قرار می‌دهند.

نگارنده در انتها می‌نویسد: "هوا رو به تاریکی می‌رفت که بارها را به پشت الاغ باغبان پای غار نهاده به اتفاق روانه ده «قلعه‌جوق» شدیم."

 

توضیحات کوتاهی پیرامون غار قلعه‌جوق را می توانید در اینجا مطالعه نمایید.

2 نوشته شده در  چهارشنبه 15 فروردین1386ساعت 8:52  توسط مهدی   | 

وفس در سال 1385

 

جمع‌بندی کامل و صحیح اتفاقات و رویدادهای سال 1385 وفس و نتیجه گیری از آن‌ها، باید توسط مسئولین محلی وفس و یا افرادی که از نزدیک در جریان رخدادها و حوادث وفس قرار دارند صورت گیرد.

اما به هر حال برای خالی نبودن عریضه و اطلاع علاقه مندان تصمیم گرفتم به طور خلاصه و ناقص، گزارشی از حوادث، اخبار و رویدادهای سال 1385 وفس را تهیه و ارائه نمایم.

 

رخدادهای با اهمیت

حضور بالاترین مقام اجرایی حال حاضر ایران در منطقه تاریخی وفس یکی از رخدادهای با اهمیت سال 1385 بود. همچنین برگزاری سومین دوره انتخابات شورای روستایی و انجام ششمین سرشماری عمومی ایران نیز از جمله اتفاقات با اهمیت این سال در وفس می‌باشد.

در بعد داخلی، افزایش بی‌شمار ساخت و ساز و همچنین حضور گسترده وفسی‌ها در وفس برای گردش و تفریح و یا انجام عزاداری محرم، از اتفاقات مهم سال 1385 به شمار می‌رود.

 

ساخت و ساز و اجرای طرح‌های توسعه دولتی و خصوصی

در سال 85، کارخانه‌ای در وفس تاسیس نگردید، جاده‌ای کشیده نشد و از همه مهم‌تر گاز شهری به وفس نرسید. تنها طرح‌های دولتی که در این سال در وفس اجرا گردید، عبارت بود از:

طرح سنگ‌کردن کوچه‌های وفس، که در دو محله «باغْچِمیران» و «مانداران» انجام شد؛

و دیگری طرح توسعه و بهسازی ساختمان مخابرات به منظور احداث دفتر ICT وفس بود.

برخلاف طرح‌های دولتی، ساخت و سازهای شخصی که شامل احداث خانه‌های جدید، بهسازی اساسی خانه‌های قدیمی(مانند بهسازی داخلی، شیروانی کردن خانه و ...) و احداث سرویس بهداشتی کامل و جدید در خانه می‌باشد در مقیاس وسیعی به وقوع پیوست و بسیاری از مهاجران وفسی با دریافت وام‌های مسکن روستایی و یا با بودجه‌های شخصی خود اقدام به این کار کردند.

 

اخبار مربوط به وفس در روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها (اخبار خارجی)

28/02/1385؛ صحبت‌های امام جمعه کمیجان در جریان سفر احمدی‌نژاد به منطقه؛ خبرگزاری فارس؛ ایجاد راه مواصلاتی وفس – ساوه

 

20/03/1385؛ خبرگزاری کار؛ هیئت وزیران تصویب کرد: ارتقای محور وفس- آقجه قلعه

 

31/04/1385؛ سایت خبری وزارت نیرو؛ دکتر حسن مرادی(نماینده مجلس)؛ ساخت اولین حمام خورشیدی استان مرکزی در وفس

 

10/05/1385؛ خبرگزاری ایسنا؛ سفر هنرجویان خانه عکاسان استان مرکزی به وفس

 

01/07/1385؛ سایت «گروه غیرحرفه‏ای رویت هلال»؛ رویت هلال ابتدای ماه رمضان از کنار امامزاده وفس

 

08/07/1385؛ خبرگزاری میراث فرهنگی؛ بناهای تاریخی وفس به موزه و مهمان‌سرا تبدیل می‌شوند

 

18/07/1385؛ خبرگزاری ایسنا؛ وفس یکی از ده روستای ویژه گردشگری استان مرکزی

 

29/07/1385؛ سایت «گروه غیرحرفه‏ای رویت هلال»؛ رویت هلال شامگاهی شوال 1427، از کنار امامزاده وفس 

 

28/09/1385؛ آقای عباس رجایی(نماینده مجلس)؛ طرح توسعه وفس شراء

 

13/10/1385؛ خبرگزاری ایسنا؛ گیوه‌دوزی از قدیمی‌ترین صنایع دستی استان مرکزی

 

14/10/1385؛ اخبار خبرگزاری‌های مختلف پیرامون موفقیت فیلم حیات

 

5/11/1385؛ خبرگزاری ایرنا؛ تصویب طرح توسعه گردشگری در چهار منطقه روستایی استان مركزی

 

16/11/1385؛ روزنامه تفاهم؛ گیوه‌دوزی از قدیمی‌ترین صنایع دستی استان مرکزی

 

04/12/1385؛ روزنامه ایران؛ گیوه‌دوزی از قدیمی‌ترین صنایع دستی استان مرکزی

 

اخبار مربوط به آقای علی دارابی(فعال سیاسی)، آقای علی باباجانی(نویسنده و شاعر)، خانم مریم سقلاطونی(نویسنده و شاعر)، آقای عباس وفسی(مسئول شیلات)و سایر وفسی‌ها در این لیست لحاظ نشده است.

 

اخبار داخلی وفس

در این قسمت فقط عناوین اخبار ذکر می‌گردد. شما می‌توانید متن آن‌ها را در این صفحه و این صفحه مطالعه نمایید.

وفس لرزید

قضیه انتقال آب وفس به کمیجان

طرح تاسیس خانه‌ی مردم شناسی وفس

حفر مشکوک گودال در مناطق مختلف وفس

طرح صندوق غدیر

سنگفرش کردن کوچه‌های وفس

تخریب و بازسازی مسجد علی(ع)

راه اندازی بخش وفس شناسی در کتابخانه عمومی وفس(VAFSOLOGY)

انتخابات سومین دوره شورای روستای وفس

ششمین سرشماری نفوس و مسکن در شهرها و آبادی‌های ایران

نمایشگاه تازه‏های کتاب در وفس؛ سیستم کامپیوتری کتابخانه شیخ عبدالنبی وفسی

افتتاح دفتر ICT وفس

زمستان سخت وفس

نمایشگاه معرفی فرهنگ و تاریخ وفس در دهه محرم

اخبار محرم سال 1385

تور گردشگری وفس

 

شرایط آب و هوایی و میزان نزولات جوی

درجه گرمی و سردی هوا و میزان نزولات جوی شش ماهه اول سال 1385، همانند سال‌های قبل بود اما فصول پاییز و زمستان این سال، بسیار سردتر بود و همچنین باران و برف بسیار بیشتری نسبت به چند سال اخیر در وفس بارید.

 

فعالیت شورا و دهیاری وفس

عملا با برگزاری سومین دوره انتخابات شورای روستایی در سال 85، مدت فعالیت اعضای شورای فعلی وفس به پایان رسید. اکثر اعضای شورای فعلی به مدت 8 سال در شورا حضور و فعالیت داشته‌اند. شورای جدید نیز کار خود را از اردیبهشت سال جاری آغاز خواهد کرد.

 

و سایر خبرها

جمعیت وفس در سال 1385 نسبت به سال 1384 تقریبا ثابت بود.

مدارس ابتدایی و راهنمایی وفس طی سال فعال بودند.

تردد در جاده وفس دائما برقرار بود و اتوبوس های خط قم- وفس به طور مستمر و مینی‌بوس خط اراک-وفس در اکثر ماه‌ها فعالیت می‌کردند.

طی سال 1385 بعضی مسئولین دولتی(مدیرکل میراث فرهنگی استان، فرماندار و سایر مدیران بخش‌های اداری شهرستان، بخشدار، کارشناسان میراث فرهنگی، ...) و نظامی و مذهبی(نماینده آیت الله العظمی صافی گلپایگانی) و نمایندگان مجلس(آقایان مرادی و رجایی) برای بازدید و دیدار با مردم به وفس سفر کردند.

طی سال 85، علاوه بر فیلم‌هایی که از وفس در شبکه سیمای استانی پخش شد، فیلم کوتاهی نیز در برنامه آقای میلانی(سیمای خانواده؛ ایران، بهشتی دیگر) نمایش داده شد.

نمایشگاه معرفی فرهنگ و تاریخ وفس به بهترین نحو و با بالاترین بازدیدکننده در دهه محرم سال جاری برگزار گردید.

2 نوشته شده در  شنبه 4 فروردین1386ساعت 11:58  توسط مهدی   | 

شرکت توسعه و عمران وفس

همه­ی ما به خوبی می­دانیم و هیچ شک و تردیدی نداریم که تنها راه (دقت کنید، تنها راه) پیشرفت و توسعه وفس این است که وفسی­ها بخواهند وفس پیشرفت کند. تنها راه این است که وفسی­ها برای سازندگی وفس پول خرج کنند و مقداری از وقت و زمان خود را در این راه صرف نمایند.

 

ما نباید هیچ امیدی به مسئولین مذهبی و دولتی کشور اعم از نمایندگان مجلس، استاندار، فرماندار، بخشدار و ... داشته باشیم، چرا که:

در 25 سال از عمر 28 ساله­ی نظام جمهوری اسلامی، وفس یک بخش بود. یعنی منطقه­ای با نام وفس یکی از سه بخش شهرستان بزرگ اراک بود و تعداد زیادی روستا و دهستان در این بخش قرار داشتند و هر ساله بودجه­هایی برای این بخش به تصویب می­رسید و هر ساله نام این بخش در فهرست مناطق محروم کشور ذکر می­گردید و ...

اما نتیجه چه بود؟ روستای وفس در بعد از انقلاب(خصوصا دهه ی دوم و سوم) نه تنها هیچ پیشرفت و توسعه ای نداشت بلکه پسرفت هم کرد و در نهایت به خاطر نبودن کار و بعضی امکانات همچون گاز و ...، تعداد زیادی از جمعیتش به شهرها مهاجرت کردند.

 

پس زمانی که وفس، بخش بود، دولت مردان و مسئولین استان و شهرستان به فکر حل مشکلات و توسعه و سازندگی آن نبودند پس چه انتظاری داشته باشیم، حالا که وفس یک روستا است آنها بخواهند مشکلاتش را حل کنند؟!

امیدمان به کلی از بین می رود وقتی که متوجه شویم بعضی مسئولین شهرستان تازه تاسیس کمیجان، نه تنها به فکر توسعه و پیشرفت وفس نیستند، بلکه به طرق مختلف سعی می کنند تا مانع توسعه آن شوند. آنها سعی می­کنند اسم وفس را حذف نمایند. اصلا دوست ندارند در مورد شهدای وفس و تعداد آنها (72) صحبت شود و ...

 

بنابراین تنها راه موجود، کار و کوشش و تلاش خود وفسی­ها در توسعه وفس است. آنها باید همت کنند، به یکدیگر اعتماد کنند و با برنامه­ریزی و هماهنگی عمل نمایند.

 

خوشبختانه بنده اولین نفری نیستم که این مسئله را فهمیده و قبل از من، ده ها و صدها نفر از بزرگان وفس، با درک این مسئله راه حل­هایی برای آن ارائه نموده­اند و جلسات زیادی برگزار کردند. از جمله این راهکارها، همین پیشنهاد آقای ادیبان بود یعنی تشکیل یک شرکت، انجمن یا گروه که در جهت پیشرفت، توسعه و سازندگی وفس تلاش و کوشش نماید. فعالیت چنین شرکتی در درجه اول احتیاج به پول و اعتبار دارد که باید توسط همه وفسی­ها تامین شود. آقای سلطانی، از وفسی­های ساکن تهران، چند ماه قبل پیشنهاد بسیار خوب و مناسبی را پیرامون طریقه کمک مالی وفسی­ها، اظهار کردند و خوشبختانه تعداد زیادی از همشهریان وفسی مقیم تهران نیز با پیشنهاد ایشان موافق بوده و آمادگی خود را برای همکاری اعلام نمودند. قبلا در مطلبی با نام «صندوق غدیر» پیرامون این طرح توضیحات کاملی داده­ام.

انجمن توسعه وفس، علاوه بر پول و اعتبار به افراد دلسوز و آگاهی احتیاج دارد که با مشکلات اساسی وفس آشنا باشند و طریقه­ی حل آن­ها را بدانند و بتوانند پول­های اهدایی را به بهترین نحو ممکن مصرف نمایند.

 

خلاصه؛ وفس، وفس نمی­شود مگر اینکه وفسی­ها بخواهند. باید پول خرج کنند، وقت بگذارند و دلسوزانه عمل نمایند. همین و بس.

 

پی نوشت: با «انجمن توسعه و سازندگی خنجین» آشنا شوید.

2 نوشته شده در  شنبه 19 اسفند1385ساعت 11:23  توسط مهدی   | 

خانه های وفس

خانه­های وفس که به خاطر قدمت و نوع معماری یکی از ویژگی­های برجسته و جذاب وفس می­باشد به همراه «گویش وفسی» و «فرهنگ و آداب و رسوم وفس» از جمله یادگارها و دستاوردهای زندگی چند هزار ساله­ی وفسی­ها در این منطقه و محدوده به حساب می­آید. البته وفسی­ها، علاوه بر ایجاد منطقه­ای مسکونی(همان خانه­های وفس) به وسعت 2 کیلومتر مربع، اثر و یادگار بزرگتری که همان باغات وفس می­باشد از خود به جا گذاشته­اند. باغات وفس به طول 13 کیلومتر در میان دره­های عمیق و غیر عمیق وفس و در کرت­های پلکانی ایجاد شده­اند که نشاندهنده­ی قرن­ها تلاش و کوشش نسل­های مختلف در ایجاد و گسترش آن­ها می­باشد.

 

این احتمال وجود دارد که وفسی­ها در ابتدا در حفره­ها و گودال­های بزرگ زیرزمینی که در آن اتاق­ها و بخش­های جداگانه­ای تعبیه شده بود، زندگی می­کردند(به دلایل کمبود امنیت و برف و سرمای شدید). به تدریج و در طی قرن­ها، اتاق­هایی نیز در سطح زمین ایجاد گردیده تا اینکه در زمان­های بعد کلا خانه­ها به سطح زمین منتقل شده است. در قرن­های اخیر نیز ارتفاع ساختمان­ها افزایش پیدا کرده و از یک طبقه به دو یا سه طبقه رسیده است.

 

در این پست قصد بر این است که کمی در مورد خانه­هایی که بر روی سطح زمین ساخته شده بحث کنیم و صحبت در مورد خانه­های زیرزمینی را به وقت مناسبتری واگذاریم.

بیشتر خانه­های وفس بر روی دامنه­های با شیب ملایم کوه­ها(خصوصا کوه مصلی) ساخته شده است و باید گفت که خانه­های وفس نیز همچون خانه­های اکثر روستاهای کوهستانی ایران حالت پلکانی دارد. وفسی­ها برای ایجاد پی و شالوده­ای محکم از سنگ­های بزرگ و خیلی بزرگ استفاده کرده­اند. آن­ها قسمتی از همان محوطه­های زیرزمینی را با سنگ­های بزرگ پر کرده و بعد از ساخت پی، ساختمان­های کوچک و کم­ارتفاع خود را بنا می­نمودند.

بدنه­ی اصلی و اسکلت خانه­های وفس از خشت، گِل، چوب و سنگ تشکیل یافته است. دیوار خانه­های وفس بسیار ضخیم و گاه بیشتر از یک متر عرض دارد و برای ساخت آن از خشت و سنگ استفاده شده است. خشت­هایی که در زمان قدیم برای ساخت خانه استفاده می­شده با خشت­های فعلی تفاوت داشته است به این صورت که امروزه خاک، کاه، نمک و آب را با هم مخلوط کرده و خشت ایجاد شده را مستقیما در ساخت بنا مورد استفاده قرار می­دهند اما در زمان­های قدیم، خشت آماده شده را به صورت قالب­های کوچک و بزرگی جدا کرده و آن­ها را به طور کامل در آب ساکن قرار می­دادند. در آب، رویه و سطح شُل­تر قالب­ها جدا شده و فقط هسته­ی محکم­تر قالب خشت باقی می­ماند. قالب­های خشتی تا چند روز در آب بود و سپس برای ساخت بنا مورد استفاده قرار می­گرفت. این خشت از خشت­های امروزی به مراتب محکم­تر و سنگین­تر بود. همچنین خاک­های مورد استفاده نیز از دره­های شمال وفس که از خاک­های مرغوب منطقه می­باشد تامین می­شده است.

 

طاق خانه­ها مسطح بوده و در ساخت آن­ها از تیرهای چوبی استفاده می­شده است. تیرهای چوبی که بسته به ساختمان طول و قطر مختلفی داشته­اند از درختان مختلف خصوصا درخت گردو و درخت­های غیرمثمر منطقه تهیه می­شده است. مراحل ساخت سقف به این صورت است که ابتدا تیرهای چوبی را با فاصله­ای حدود 0.5 تا 1.5 متر بر روی دیوارهای ساخته­شده قرار می­دادند. پس از آنکه آن­ها را با خشت در جاهای­شان محکم کردند، قطعات چوبی را به طور طولی، مابین و روی دو تیر کنار هم قرار می­دهند. این قطعات چوبی، طولی به اندازه فاصله دو تیر از هم دارند و عرض آن­ها حدودا بین 5 الی 30 سانتی­متر متغیر می­باشد، همچنین ارتفاعی بین 1 تا 5 سانتی­متر دارند؛ وفسی­ها به این چوب­های تراشیده شده «پَرتو» می­گویند. بعد از قراردادن پرتو بر روی تیرها، روی آن­ها را با بوته(یا حصیر) می­پوشانند و در نهایت روی بوته و حصیر را کاهگل می­کنند. اگر این سقف، سطح بام خانه نیز باشد، چندین مرتبه آن را کاهگل می­کنند تا کاملا اندوده شود و مانع نفوذ آب گردد.

 

هر خانه در وفس معمولا یک حیاط نسبتا وسیع نیز دارد که در جلو یا انتهای ساختمان تعبیه شده است. حیاط از قسمت­های اصلی خانه­ها می­باشد چرا که موارد استفاده گوناگونی دارد و بدون آن زندگی روستایی بسیار مشکل می­شود.

 

در حال حاضر، اکثر خانه­های وفس دو طبقه هستند. به احتمال زیاد تا قبل از دو سه قرن اخیر، بیشتر خانه­ها فقط یک طبقه داشته­اند و به تدریج در طی قرن­های اخیر و در پی گسترش امنیت به تعداد طبقات افزوده گردیده است. دو طبقه یک خانه در وفس را به این صورت می­توان توصیف کرد:

 

طبقه تحتانی(زیرین)

همانطور که گفتم این قسمت از خانه قدمت بیشتری دارد و قسمتی از آن زیر زمین قرار گفته است. در زمان­های قدیم، افراد به همراه حیوانات اهلی و دام­هایشان در این بخش زندگی می­کردند.

در این طبقه چندین اتاق با طول، عرض و ارتفاع­های مختلف حول یک حیاط ساخته شده است. یکی از اتاق­ها که نسبتا کوچکتر است، «کِه» نامیده می­شود. «کِه» در حقیقت همان اتاق تنور و پخت نان می­باشد و کندوله آرد، نان، دوشاب و وسایل دیگر در آن نگهداری می­شود. تنور که وفسی­ها به آن «تَنْدَ» می­گویند در میان این اتاق و در زمین قرار دارد. این اتاق معمولا پنجره و هواکشی در دیوار یا سقف دارد. در گوشه­ی دیگر حیاط، یک انباری بزرگ برای نگهداری علوفه و وسایل مختلف کشاورزی ساخته شده است. معمولا در سقف انباری روزنه­ای تعبیه شده که علوفه را پس از خشک کردن و خرد کردن در بام از طریق این روزنه داخل آن می­ریزند و سپس محل روزنه را با سنگ و گل می­پوشانند. در قسمت دیگر حیاط، یک هیزمدان قرار دارد که داخل آن انواع سوخت از جمله بوته­های صحرایی، چوب، سِرگین، کَنْرِه و ضایعات قابل اشتعال دیگر نگهداری می شود. سوخت­های مختلف هم برای تولید گرما (زیر کرسی) در فصل زمستان و هم برای پخت نان(در تنور) مورد استفاده قرار می­گیرند. «طویله» یکی دیگر از بخش­های این طبقه است. طویله یا زاغه گاه بسیار دراز بوده و طول آن به چند صد متر می­رسد. داخل محوطه طویله به چند بخش تقسیم می­شود و قسمتی از آن در زیر زمین قرار می­گیرد.

یکی دیگر از اجزاء ساختمان که معمولا در این طبقه و در گوشه­ای از حیاط قرار دارد، مستراح و توالت می­باشد. توالت­ها در وفس از دو طبقه تشکیل شده­اند که به وسیله یک دریچه در کف به یکدیگر راه پیدا می کنند. در توالت برای دفع ادرار و مدفوع دو قسمت مختلف در نظر گرفته شده است. دفع مدفوع از همان دریچه میانی و دفع ادرار از طریق مسیری که در کنار ایجاد شده، انجام می­گردد. این مسیر، ادرار را به کنار دیوار و از آنجا با لوله­ای که در دیوار قرار داده شده به بیرون هدایت می­کند. استفاده صحیح از این توالت­ها به مهارت زیادی احتیاج دارد(!).

 

طبقه فوقانی(بالایی)

این طبقه معمولا عمر زیادی ندارد، قشنگ­تر و تمیزتر از طبقه زیرین می­باشد و درب و پنجره­های بیشتری نسبت به طبقه پایین دارد. افراد از طریق پلکانی که در حیاط ایجاد شده از طبقه پایین به طبقه بالا می­روند. پلکان معمولا از سنگ همراه خشت ساخته شده و نرده نیز ندارد.

در این طبقه حداقل دو اتاق وجود دارد که یک یا هر دو آن­ها مسکونی می­باشد. این اتاق­ها با قالی و گلیم فرش شده و وسایل مربوطه نیز در گوشه­ای از آن­ها نگهداری می­شود. معمولا در یکی از این اتاق­ها چندین کمد دیواری ساخته شده که موارد استفاده گوناگونی دارد. یکی از کمدهای دیواری که اندازه کوچکتری دارد برای نگهداری مواد لبنی و مواد فاسد شدنی مورد استفاده قرار می­گیرد. قسمت بیرونی این کمد با تور پوشیده شده و وفسی­ها به این نوع کمد، « لَمْبِه» می­گویند.

در داخل اتاق­ها، یک یا دو طاقچه و همچنین قسمت­هایی در داخل دیوار قطور، برای گذاشتن اشیاء مورد نیاز تعبیه شده است. اتاق­ها چندین درب و پنجره چوبی نیز دارند؛ درب­ها و خصوصا پنجره­ها به واسطه طرح­های مختلفی که دارند و شیوه­ی ساخت هنرمندانه­ی آن­ها، بسیار زیبا می­باشند. معمولا در جلوی اتاق­ها در طبقه بالا، بالکنی وجود دارد که به حیاط یا کوچه احاطه دارد. در طبقه فوقانی علاوه بر دو اتاق مسکونی، اتاق کوچکتر دیگری نیز وجود دارد که استفاده­های گوناگونی از آن می­شود و می­توان آن را به عنوان آشپزخانه در نظر گرفت.

 

1) بعضی از خانه­های وفس بسیار بزرگ هستند و در هر طبقه آن­ها تعداد زیادی اتاق وجود دارد. در این خانه­ها جمعیت بسیار زیادی که گاه شمار آن­ها تا 20 خانوار می­رسیده، زندگی می­کرده­اند.

2) طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال 1375، تعداد 311 واحد مسکونی معمولی در وفس وجود دارد.

 

مطالب پیشین:

ریخت­شناسی روستای وفس

محله­های وفس

تصاویر کوچه‏های وفس

2 نوشته شده در  شنبه 5 اسفند1385ساعت 9:45  توسط مهدی   | 

تحقیق پیرامون لغت «وفسی» در کتاب مقدس(تورات)

مرحوم استاد دهگان در کتاب گزارشنامه(یا فقه اللغه)، صفحه‏ی 253، پیرامون معنی و مفهوم لغت «وفس» نوشته است:

"کلمه ی «وفس»، اصطلاح ارباب قلم است؛ مردم این سرزمین دهستان خود را «ووس» همچو دوس تلفظ می‏کنند؛ در وجه این تسمیه چیزی به دست راقم سطور نیست جز آنکه در کتاب اعداد، باب سیزدهم پاره چهاردهم جمله ایست که می نویسد «از سبط نفتالی، نَحبی بنُ وَفْسی»؛ صاحب قاموس کتاب مقدس، این لغت را به ازدیاد و برکت معنی کرده است."

 

برای بررسی لغت «وَفسی» ذکر شده در کتاب اعداد، ابتدا توضیحات کوتاهی پیرامون کتاب مقدس و کتاب اعداد بیان می شود و سپس باب 13 کتاب اعداد به طور کامل ذکر میگردد.

کتاب مقدس شامل دو بخش است: عهد عتیق و عهد جدید.

عهد جدید مجموعه ای از انجیل های چهارگانه و سایر متون پایه ای مسیحیت است ولی عهد عتیق که به کتاب مقدس خاقانی هم معروف است ابتدا تنها کتاب دینی یهودیان بوده و آنها آن را با نام ساده‏ی «کتب(اسفار)» می شناختند؛ ولی بعدها مسیحیان نیز آن را جزء کتاب مقدس خویش دانسته اند و نام عتیق را بر آن نهاده اند.

فهرست کتاب مقدس یهودیان شامل 39 عنوان است که این 39 عنوان در سه بخش کلی خلاصه می شود: تورات (torah)، کتب انبیا (nabiim) و نوشته ها یا صحیفه ها (kethubim).

تورات(اسفار پنج گانه)، که مهمترین و معروفترین بخش کتابهای عهد عتیق است همان کتابی است که به موسی نسبت داده شده است. این مجموعه، اسفار پنج گانه یا پنتاتوک (Pentateuch) نیز خوانده میشود. پنتاتوک واژه ای یونانی است به معنای کتب پنج گانه و تورات واژه ای عربی بر مبنای آموزه و دستور است. این اسفار یا کتب عبارتند از سفر پیدایش، سفر خروج، سفر لاویان، سفر اعداد و سفر تثنیه.

 

از میان کتب پنچ گانه، پیرامون کتاب اعداد که لغت وفسی در آن آمده است، توضیحات زیر لازم است:

کتاب سفر اعداد (numbers)

این کتاب حاوی حوادثی است که در بیابان بین راه مصر و سرزمین موعود بر قوم اسرائیل گذشته است(سال دوم خروج از مصر تا وفات هارون). این سفر(40 ساله) به این جهت اعداد نامیده می‏شود که در آن شرح سرشماری قوم اسرائیل در بیابان سینا و تعیین جایگاه قبائل و تقسیم آنها را به تفصیل بیان داشته است. علاوه بر این سرشماری، در کتاب اعداد چگونگی تمرد و نااطاعتی بنی اسرائیل از فرمان خدا مبنی بر حمله به سرزمین موعود، مستولی شدن ترس بر قوم، سرگردانی چهل ساله ی آنها در بیابان و فراز و نشیب های قوم در این سرزمین ...، در سی و شش باب(فصل) عنوان شده است.

 

ترجمه تفسیری باب 13 کتاب اعداد، با عنوان «بررسی سرزمین کنعان»:

خداوند به‌ موسی‌ فرمود: «افرادی‌ به‌ سرزمین‌ كنعان‌ كه‌ می خواهم‌ آن‌  را به‌ قوم‌ اسرائیل‌ بدهم،‌ بفرست‌ تا آن‌ را بررسی‌ كنند. از هر قبیله‌ یك‌ رهبر بفرست‌».

(در آن‌ موقع‌ بنی‌اسرائیل‌ در صحرای‌ فاران‌ اردو زده‌ بودند) موسی‌ طبق‌ دستور خداوند عمل‌ كرده‌، این‌ دوازده‌ رهبر را به‌ سرزمین‌ كنعان‌ فرستاد.

شموع‌ پسر زكور، از قبیله‌ رئوبین‌؛ شافاط‌ پسر حوری‌، از قبیله‌ شمعون‌؛  كالیب‌ پسر یفُنَه‌، از قبیله‌ یهودا؛

یجال‌ پسر یوسف‌، از قبیله‌ یساكار؛ هوشع‌ پسر نون‌، از قبیله‌ افرایم‌؛ فلطی‌ پسر رافو، از قبیله‌ بنیامین‌؛

جدی‌ئیل‌ پسر سودی‌، از قبیله‌ زبولون‌؛ جدی‌ پسر سوسی‌ ، از قبیله‌ منسی‌؛ عمی‌ئیل‌ پسر جملی‌، از قبیله‌ دان‌؛

ستور پسر میكائیل‌، از قبیله‌ اشیر؛ نحبی‌ پسر وفسی‌، از قبیله‌ نفتالی‌؛ جاوئیل‌ پسر ماكی‌، از قبیله‌ جاد.

موسی‌ ایشان‌ را با این‌ دستورات‌ اعزام‌ نمود: «از اینجا به‌ سمت‌ شمال‌ بروید و از صحرای‌ نِگِب‌ گذشته‌، خود را به‌ سرزمین‌ كوهستانی‌ برسانید، و ببینید وضع‌ سرزمین‌ موعود از چه‌ قرار است‌ و مردمی‌ كه‌ در آنجا ساكنند، چگونه‌اند قوی‌ هستند یا ضعیف‌؟ بسیارند یا كم‌؟ زمینشان‌ حاصلخیز است‌ یا نه‌؟ شهرهایشان‌ چگونه‌اند، حصار دارند یا بی‌حصارند؟ زمینشان‌ بارور است‌ یا بایر؟ در آنجا درخت‌ زیاد است‌ یا كم‌؟ هراس‌ به‌ خود راه‌ ندهید و مقداری‌ از محصولات‌ آنجا را بعنوان‌ نمونه‌ با خود بیاورید.» (آن‌ موقع‌ فصل‌ نوبر انگور بود).

پس‌ ایشان‌ رفته‌، وضع‌ زمین‌ را از بیابان‌ صین‌ تا رحوب‌ نزدیك‌ گذرگاه‌ حمات‌ بررسی‌ كردند. در مسیر خود بسوی‌ شمال‌، اول‌ از صحرای‌ نگب‌ گذشته‌، به‌ حبرون‌ رسیدند. در آنجا قبایل‌ اخیمان‌، شیشای‌ و تلمای‌ را كه‌ از نسل‌ عناق‌ بودند دیدند(حبرون‌ هفت‌ سال‌ قبل‌ از صوعن‌ مصر ، بنا شده‌ بود). سپس‌ به‌ جایی‌ رسیدند كه‌ امروزه‌ به‌ درة‌ اشكول‌ معروف‌ است‌ و در آنجا یك‌ خوشه‌ انگور چیدند و با خود آوردند. این‌ خوشه‌ انگور بقدری‌ بزرگ‌ بود كه‌ آن‌ را به‌ چوبی‌ آویخته‌ دو نفر آن‌ را حمل‌ می‌كردند! مقداری‌ انار و انجیر نیز برای‌ نمونه‌ با خود آوردند. آن‌ دره‌ بسبب‌ آن‌ خوشه‌ انگوری‌ كه‌ چیده‌ شده‌ بود اشكول‌ (یعنی‌ «خوشه‌») نامیده‌ شد.

پس‌ از چهل‌ روز ایشان‌ از مأموریت‌ خود بازگشتند. آنان‌ به‌ موسی‌، هارون‌ و تمام‌ قوم‌ اسرائیل‌ كه‌ در قادش‌ واقع‌ در صحرای‌ فاران‌ بودند، از وضعیت‌ آنجا گزارش‌ داده‌، میوه‌هایی‌ را هم‌ كه‌ با خود آورده‌ بودند به‌ آنها نشان‌ دادند.

گزارش‌ ایشان‌ از این‌ قرار بود: «به‌ سرزمینی‌ كه‌ ما را جهت‌ بررسی‌ آن‌ فرستادی‌، رسیدیم‌، سرزمینی‌ است‌ حاصلخیز كه‌ شیر و عسل‌ در آن‌ جاری‌ است‌. این‌ هم‌ میوه‌هایی‌ است‌ كه‌ با خود آورده‌ایم‌. اما ساكنان‌ آنجا خیلی‌ قوی‌ هستند و شهرهایشان‌ حصاردار و بسیار بزرگ‌ است‌. از این‌ گذشته‌ غولهای‌ عناقی‌ را هم‌ در آنجا دیدیم‌. عمالیقی‌ها در صحرای‌ نگب‌، حیتی‌ها و یبوسی‌ها و اموری‌ها در نقاط‌ كوهستانی‌، و كنعانیها در ساحل‌ دریای‌ مدیترانه‌ و كناره‌ رود اردن‌ سكونت‌ دارند».

كالیب‌، بنی‌اسرائیل‌ را كه‌ در حضور موسی‌ایستاده‌ بودند خاطر جمع‌ نموده‌ گفت‌: «بیایید فوراً هجوم‌ ببریم‌ و آنجا را تصرف‌ كنیم‌، چون‌ می‌توانیم‌ آن‌ را فتح‌ نماییم‌».

اما همراهان‌ كالیب‌ گفتند: «ما از عهده‌ این‌ اقوام‌ نیرومند بر نمی‌آییم‌، چون‌ از ما قویترند». بنابراین‌، گزارش‌ آنها منفی‌ و حاكی‌ از آن‌ بود كه‌ آن‌ سرزمین‌ آنها را از پای‌ در خواهد آورد. آنها گفتند: «اهالی‌ آنجا قوی‌ هیكل‌ هستند. ما در آنجا عناقی‌ها را دیدیم‌ كه‌ از نسل‌ مردمان‌ غول‌ پیكر قدیم‌اند. چنان‌ قد بلندی‌ داشتند كه‌ ما در برابرشان‌ همچون‌ ملخ‌ بودیم‌».

 

 

توضیح پیرامون نفتالی(Naphtali)، وفسی(Vafsi) و نحبی(Nachbi):

«وَفْسی» و پسرش «نَحبی» هر دو از سبط «نفتالی» بودند. منظور از سبط تبار، عشیره و قبیله است و یعنی اینکه وفسی و نحبی هر دو از قبیله ای با نام «نفتالی» بوده اند. اما در رابطه با «سبط نفتالی»(the tribe of Naphtali):

حضرت یعقوب‌ دو همسر و دو صیغه‌ داشت‌. این‌ زنان‌، 12 پسر برای‌ او بدنیا آوردند.

(همسر اول) لیه‌: رؤبین‌، شمعون‌، لاوی‌، یهودا، یساكار و زبولون‌.

(همسر دوم) راحیل‌: یوسف‌، بنیامین.

(صیغه اول) زلفه‌، كنیز لیه‌: جاد، اشیر.

(صیغه دوم و مادر نفتالی) بلهه‌، كنیز راحیل‌: دان‌، نفتالی‌.

خدا، این‌ خانواده چند همسری‌ را بعنوان‌ یك‌ كلّ پذیرفت‌، تا آغازگر دوازده‌ سبط‌ قوم‌ بنی‏اسرائیل‌ باشند كه‌ به‌ انتخاب‌ خدا قرار بود نجات‌ دهنده‌ را به‌ این‌ جهان‌ بیاورند.

پس به طور کلی می توانیم بگوییم که سبط نفتالی یکی از 12 سبط اصلی قوم بنی اسرائیل بوده است. حضرت یعقوب به همراه پسرانش از جمله نفتالی، از مصر به طرف سرزمین موعود حرکت می کند. پس از استقرار در سرزمین موعود، فرزندان نفتالی در نزدیکی بیت المقدس در منطقه ای با نام جلیل، مستقر می شوند و این منطقه تا قرن ها بعد محل زندگی نوادگان نفتالی بوده است.

کلمه «وفسی» در تورات، نام یک شخص است. این کلمه فقط یکمرتبه(باب 13، پاره ی 14) در کتاب اعداد ذکر شده است. شخص «وفسی» متعلق به قوم نفتالی از اقوام بنی اسرائیل می باشد. به منظور «بررسی سرزمین کنعان»، خداوند به موسی دستور می دهد که 12 رهبر از بین قبایل بنی‏اسرائیل انتخاب کن و آن ها را برای بررسی سرزمین کنعان بفرست. موسی نیز از هر قبیله، فردی را انتخاب می کند از جمله از قبیله نفتالی، نحبی پسر «وفسی» را بر می گزیند و به فرموده خدا به سرزمین کنعان می فرستد. دوازده‌ مرد اسرائیلی‌ پیشاپیش‌ به‌ سرزمین‌ موعود فرستاده‌ می شوند تا وضع‌ آنجا را بررسی‌ كنند. از بین‌ این‌ افراد، تنها دو نفر، «یوشع‌» و «كالیب‌» با اعتماد بر خدا، قوم‌ بنی اسرائیل‌ را ترغیب‌ به‌ فتح‌ سرزمین‌ موعود می کنند. اما ده‌ نفر بقیه‌، از جمله نحبی(پسر وفسی)، گزارش‌ می دهند كه‌ مردان‌ غول پیكری‌ در آن‌ سرزمین‌ هستند و بنی اسرائیل‌ قادر نخواهند بود آنها را شكست‌ دهند. با شنیدن‌ این‌ گزارش‌ منفی‌، ترس‌ بر قوم‌ اسرائیل‌ غلبه‌ می کند، بطوری‌ كه‌ آنان‌ به‌ فكر بازگشت‌ به‌ مصر می افتند. به‌ سبب‌ این‌ كم ایمانی‌، خدا به‌ مدت‌ چهل‌ سال‌ بنی اسرائیل‌ را در بیابان‌ نگه‌ می دارد. در این‌ مدت‌، همه جنگجویان‌ قوم‌ می میرند و نسل‌ جدیدی‌ روی‌ كار می آید. خدا حضور خود را در آتش‌ و ابر به‌ این‌ نسل‌ جدید آشكار می كند و به‌ آنان‌ اطمینان‌ می بخشد كه‌ همواره‌ با ایشان‌ خواهد بود. خداوند به‌ آنان‌ دستوراتی‌ مبنی‌ بر تقسیم‌ اراضی‌ سرزمین‌ موعود، بین‌ قبایل‌ اسرائیل‌ می دهد.

 

و در نهایت به قاموس کتاب مقدس، می پردازیم:

کتاب «قاموس کتاب مقدس»؛ ترجمه و تالیف: جیمز هاکس؛ چاپ اول: 1928 م؛ بیروت

این کتاب، شرح و تفسیر الفاظ و کلمات کتاب مقدس است که از عبرانی، یونانی، لاتینی، سریانی و منابع مختلف دیگر در کتاب مقدس مأخوذ گردیده است.

در صفحه ی 908 کتاب، در مقابل مدخل «وفسی»، توضیح کوتاه زیر درج شده است:

وفسی. (ازدیادی) پدر نحبی، جاسوس است از نفتالی  عد  14:13

 

مرحوم استاد دهگان نیز در کتاب خود به این مدخل و معنی «ازدیاد و برکت» برای «وفسی» اشاره می کند.

 

دو نکته:

1) در بعضی از ترجمه های تفسیری کتاب مقدس، لغت وفسی به صورت وُفسی(Vophsi) نوشته شده است.

2) ذکر لغت وَفسی در کتاب مقدس یهودیان باعث شده است که بعضی از آن ها، نام پسران خود را «وَفسی» بگذارند و هم اکنون نام و اسم پاره ای از هنرمندان و نویسندگان یهودی و مسیحی، وَفسی می باشد.

 

پی نوشت1) در تکمیل این پست از سایت های مختلف اینترنتی استفاده شده است. همچنین ترجمه تفسیری باب 13 کتاب اعداد از این سایت نقل شده است.

پی نوشت2) پیرامون معنی لغت «وفس»، مرحوم استاد محتاط تحقیقات کاملی انجام داده اند که قبلا در این پست وبلاگ مطرح کرده بودم.

2 نوشته شده در  شنبه 21 بهمن1385ساعت 6:4  توسط مهدی   | 

ویژه نامه نمایشگاه تاریخ و فرهنگ وفس

اشاره:

همانطور که قبلا گفته بودم، طی دهه محرم، نمایشگاهی در معرفی تاریخ و فرهنگ وفس در محل امامزاده اسماعیل وفس، برگزار خواهد شد. به درخواست مسئولین برگزاری این نمایشگاه، ویژه نامه ای در شرح مختصر ویژگی های تاریخی، جغرافیایی و اجتماعی وفس تهیه کردم که قرار است به بازدیدکنندگان از نمایشگاه داده شود.

 

مطالب این ویژه نامه در زیر آمده است:

 

وفس

روستای وفس در غرب کشور ایران، شمال غربی استان مرکزی و شمال شهرستان کمیجان قرار دارد.

نماد وفس-- امامزاده حاج رضوانمنطقه وفس یکی از مناطق قدیمی و سکونت گاه مادها بوده است؛ در دوران اسلامی، این منطقه جزئی از ایالت جبال بود که عراق عجم نامیده می شد. وفس در طول تاریخ اسلامی مرکز استقرار و حکومت نایب الحکومه ها بود. در اولین تقسیمات جغرافیایی ایران در سال 1316 شمسی، منطقه وفس به عنوان یکی از بخش های شهرستان اراک در نظر گرفته شد. بخش وفس سه منطقه وفس، بزچلو و شراء را در بر می‏ گرفت. وفس تا سال 1382شمسی، بخش بود و در این سال، بخش وفس حذف و شهرستان کمیجان جای آن را گرفت[به لطف جمهوری اسلامی، در حال حاضر وفس فقط یک روستای بزرگ محسوب می شود].

 

طول جغرافیایی وفس: 49 درجه و 23 دقیقه از نصف النهار گرینویچ

عرض جغرافیایی وفس: 34 درجه و 51 دقیقه از خط استوا

جهت جغرافیایی: وفس دقیقا در راستای جنوب به شمال جغرافیایی قرار دارد. به عنوان مثال، گردنه ی وفس در جنوب و دشت انجمن در شمال قرار دارد.

 

توضیح مختصر ویژگی های وفس

 

مشخصات و ویژگی های طبیعی:

وفس، روستایی با توپوگرافی دره‏ای و آب و هوای معتدل کوهستانی است.

طول وفس(هوایی): طول و درازی وفس از ابتدای گردنه ی وفس تا انتهای دشت انجمن، در حدود 23 کیلومتر است.

 

عرض وفس(هوایی): عرض وفس در نقاط مختلف، متفاوت است؛ کمترین مقدار آن، 6 کیلومتر(در گردنه ی  وفس) و بیشترین مقدارش 13کیلومتر(در دشت انجمن) است.

 

وسعت وفس: وسعت وفس با طول 23 کیلومتر و عرض متوسط 10کیلومتر، 23 هزار هکتار یا 230 کیلومتر مربع است. وفس به تنهایی در حدود یک چهارم مساحت شهرستان کمیجان را تشکیل می دهد.

 

شکل وفس: با توجه به اختلاف کم طول و عرض وفس، می توانیم وفس را به صورت مستطیلی با عرض 10 و طول 23 کیلومتر در نظر بگیریم که در راستای جغرافیایی جنوب به شمال، کشیده شده است.

 

ارتفاع وفس از سطح دریا: بلندترین ارتفاع وفس، کوه قلنجه با ارتفاع 2750 متر در جنوب وفس و کمترین ارتفاع آن، محلی در دشت انجمن با ارتفاع  حدود 1550 متر است. در نتیجه، اختلاف ارتفاع در وفس در حدود 1200 متر می باشد. ارتفاع مناطق مسکونی وفس 2100 متر است.

 

اسامی و موقعیت بعضی ارتفاعات عمده وفس: هرچه از جنوب به سمت شمال می‏ رویم، ارتفاع کاهش می یابد. کوه قلنجه: ارتفاع 2750 متر در جنوب وفس؛ کوه هَرسهول: ارتفاع 2692 متر در جنوب وفس؛ کوه شاه نمیران: ارتفاع 2325 متر در غرب وفس؛ کوه دِزلی: ارتفاع 2500 متر در جنوب غربی وفس؛ کوه انجمن‏چای: ارتفاع 1973 متر در شمال شرقی وفس؛ کوه خشک دره: ارتفاع 2030 در شمال وفس؛ كوه بلاغ دره سی: ارتفاع 1648 در شمال وفس؛ کوه شنگه دره: جنوب غربی وفس؛ کوه سرقلعه: ارتفاع 2335 متر در جنوب وفس.

 

مراتع وفس: مراتع و بیابان های وفس در حدود 21 هزار هکتار می باشد. مراتع وفس جزو مراتع خوب و متوسط طبقه بندی می شود. اسامی بعضی از مراتع وفس: دُبرین(شمال)؛ کوسی قشلاق؛ اَلولان؛ قلنجه(جنوب شرقی)؛ اسماعیل شای دره؛ ارّان(مرکز وفس)؛ سیبر و چاکنار(غرب)؛ دره موشی(جنوب و جنوب غربی)؛ سنگزار؛ داران بَر؛ ییلاق؛ مانْ در؛ اَیوزی چاه.

 

باغات وفس: باغات وفس در میان دره ها ایجاد شده اند. طول باغات در حدود 10 کیلومتر می باشد و مساحتی در حدود 15 کیلومتر مربع دارد. اسامی باغات وفس: زِرین کریز؛ بالاین کریز؛ مَلکی بانَه؛ زِرین کوروَرَه؛ بالاین کوروَرَه؛ اِسپین؛ آخرِ دیوِ؛ دَرَه؛ بالوُبان؛ یم؛ دَرَه شیر؛ بٰالاین گِندادَرَه؛ ویی دانله؛ کاچان؛ بالاین سیااَسب؛ زِرین سیااَسب؛ مُسِیمییان؛ کَندووٰار؛ بُلاغی چالَه؛ مان تامبو؛ نِیدَر؛ اونووَر؛ کَرگَین؛ زِرین گِندادَرَه؛ مُوژدواه؛ شادییان؛ گولووَر؛ کوچَه یم؛ بَرهوشکَ آی؛ گَرِسکَ؛ دِندان هوتَه؛ سِلَ (باغ مراد)؛ میرزاقُلی خٰانییه؛ اَلولٰان؛ دَر اَبّای؛ سینَه مولای؛ بِن کَوَر؛ لِکَ؛ وَردَرو؛ اوُرَین؛ اوُدَر؛ کولوخٰانیه؛ خانیله.

 

زمین های کشاورزی وفس: زمین های قسمت شمالی روستا، که ارتفاع کمتری دارند و هموارتر می باشند، برای کشاورزی مناسب و مساعد هستند، اما به دلیل کمبود آب، به صورت دیم کشت می شوند. اسامی بعضی از زمین های کشاورزی وفس: سرعلی آباد؛ آبی در؛ زیزار؛ سَراوْنواران؛ شخان هُنگه؛ انجمن؛ آبی رنگ؛ گدوک فرک؛ دُبرین؛ فرهادی هُنگه؛ ارّان؛ کله تختی؛ گدوک چالمیان؛ مرزیله؛ سی در؛ چاه کنار؛ گا اُوْله؛ ییلاق؛ دِزلَ؛ کله رشتَکه؛ قلنجه؛ بن دَری؛ دوش اُشتر؛ سَیل آوْ تختی؛ مُوابی چال؛ داران بَر؛ سنگزار؛ کله میلی؛ پا ایوان گیره؛ سیدی اخراج؛ شورو؛ دَره گِرچی؛ گیزان پین؛ یعقوب جانی چال؛ باپور دره.

 

قنات های وفس: آب وفس از قنات و چشمه تامین می شود. روستای وفس، هشت رشته قنات دارد که همه ی آن ها در بخش جنوبی و از غرب به شرق کشیده شده اند. اسامی قنات های وفس:  قنات دوشاخه؛ قنات خیبر؛ قنات اسفین؛ قنات کیاسرعلیا؛ قنات گدوک؛ قنات کوروره؛ قنات آبرنگ؛ قنات آبدر.

 

حیات وحش در وفس: شرایط آب و هوایی و پوشش گیاهی مناسب، حیات وحش گسترده ای را در وفس پدید آورده است. بعضی از جانورانی که در حیات وحش وفس وجود دارند: گراز، گرگ، روباه، شغال، آهو، بزکوهی، کل، قوچ، میش، خرگوش، موش، سوسمار، مار، عقرب، مارمولک، لاک پشت، عقاب، شاهین، زاغ، انواع کلاغ، بلبل، قرقاول، کبک، کبوتر، اردک، کفترچاهی، کبوترکوهی، قمری، یاکریم، تیهو، جغد، گنجشک، بلدرچین، سار، پرستو، دارکوب، شانه بسر.

 

دامداری: در حال حاضر، در حدود 15000 راس انواع مختلف دام در وفس وجود دارد.

 

مشخصات و ویژگی های اجتماعی و انسانی:

مناطق مسکونی وفس: وسعت مناطق مسکونی وفس در حدود 4 کیلومتر مربع می باشد. در حدود 70 درصد خانه های وفس بر روی دامنه ی شمالی کوه سرقلعه قرار گرفته اند.

 

قدمت وفس: با توجه به نتایج تحقیقات محققان استان مرکزی (دهگان و محتاط) پیرامون وفس و سایر نقاط استان، وجود گویش باستانی در وفس، نزدیکی وفس به همدان(پایتخت دولت ماد)، شرایط نسبتا مناسب آب و هوایی برای زندگی، ساختار خانه های وفس، وجود کانال های زیرزمینی در وفس، یافت شدن سکه های ادوار مختلف تاریخ در وفس و ... ، می توان گفت که روستای وفس حداقل 3000 سال قدمت دارد.

 

معنی لغت وفس (vafs): بر اساس تحقیقات مرحوم استاد محتاط، 1) وفس یا ووس، تحریف شده یا دگرگون شده ی لغت ویس اوستائی، به معنی دهكده و روستا می باشد و 2) با توجه به متون اوستائی و پهلوی و سبك شناسی بهار و گویش زبان تاتی در منطقه، که این زبان بنا بر تحقیق زبان شناسان شاخه ای از زبان مادی است، بدون شك می توان پنداشت که وفس همان ویس زبان مادی و اوستائی به معنی دهكده، ملك اربابی، عشیره و تبار و خانه و خانمان می باشد.

 

اسامی محله های وفس: محله ی دونَ (مسجد صاحب الزمان-عج-)؛ محله ی خِیوَرْ (مسجد جامع خیبر)؛ محله ی مانْدارانْ (مسجد امام حسین-ع-)؛ محله ی مانْدِی مَزَنْ (مسجد حضرت فاطمه-سلام اله علیها)؛ محله ی مانْدِی ویلْجَ (مسجد جامع امام صادق-ع-)؛ محله ی باغْچِمیرانْ (مسجد حضرت ابوالفضل-ع-)؛ محله ی  دارانْ (مسجد امام رضا-ع-)؛ محله ی رو (مسجد امام حسین-ع-)؛ محله ی مامَرَّ (مسجد امام حسین-ع-)؛ محله ی دُلی اَمَّدْ (مسجد موسی بن جعفر-ع-)؛ محله ی دَرْوازَه(مسجد حضرت علی-ع-)؛ محله ی سِیدانْ مَلَ (مسجد برقلعه).

 

گویش وفسی (vafsi language): بر اساس تحقیقات زبان شناسان، گویش وفسی، شاخه ای از زبان تاتی(مادی) می یاشد. زبان تاتی(ماد) زبان رسمی «حکومت ماد» بوده است که در حدود 3000 سال قبل، در محوطه ی وسیعی از ایران مرکزی حکومت می کردند. بنابراین، گویش وفسی و به طور کلی زبان تاتی(مادی) در حدود 3000 سال قدمت دارد. در نتیجه ی تحقیقات و مطالعات پروفسور دونالد استیلو، دانشمند زبان شناس آمریکایی و سایر محققان فارسی زبان، گویش وفسی یکی از شناخته شده ترین گویش های ایرانی است و در تحقیقات مختلف زبان شناسی، به نتایج تحقیقات گویش وفسی، استناد می شود. بعضی آثاری که تا به حال پیرامون گویش وفسی تالیف شده اند: 1) کتاب «گویش های وفس، تفرش و آشتیان»: محمد مقدم(استاد زبان اوستا و فارسی باستان)؛ شماره 11 مجله ایران کوده؛ سال 1328 شمسی. 2) کتاب «Vafsi Folk Tales»(داستان های قومی مردم وفس)؛ پروفسور دونالد استیلو؛ زبان انگلیسی؛ سال 2004؛ 300 صفحه. 3) مقاله «برخی باورها و ضرب المثل های مردم وفس»؛ عزیزالله سمیعی؛ فصلنامه راه دانش؛ شماره مسلسل 9؛ بهار و تابستان 1378؛ انتشار: زمستان 1380. 4) مقاله «هماهنگی در سه زبان غربی ایران: وفسی، فارسی و گیلکی»؛ دونالد استیلو؛ زبان انگلیسی؛ سال 2004؛ 60 صفحه.

 

شخصیت ها و مشاهیر وفس: ملا میرمحمدباقر بن ‏میرفاضل وفسی (در حدود 300 سال قبل، زندگی می کرده است)؛ سید مبین حسینی وفسی(نامشخص، وفس - 1270 قمری، قم)؛ میرزا رفیع رفیعا(نامشخص - 1288 قمری)؛ شهید سید عبدالحمید سجادی وفسی(اولین شهید انقلاب مشروطیت ایران)(نامشخص، وفس - 1285 شمسی، تهران)؛ میرزا ابوالقاسم وفسی عراقی، معروف به حاجی میرزا(در حدود 100 سال قبل زندگی می کردند)؛ میرزا محمد حسین همافر عراقی(1265 قمری، وفس - 1307 شمسی، اراک)؛ حضرت آیت اله العظمی شیخ عبدالنبی عراقی وفسی(ره)(1308 قمری، وفس - 1344 شمسی، قم)؛ علی قلی خان دارابی؛ حاج محمد خان دارابی(پزشک حاذق)؛ میرزا محمد آقا سجادی(1276 شمسی، وفس - 1365، وفس)؛ ملا رمضان علی بادینلو(1295شمسی، وفس - 1379 شمسی، وفس)؛ شیخ احمدآقا انصاری؛ شیخ محمدرضا ظهیری؛ شیخ مهدی ظهیری؛ دکتر فریدون دارابی(متخصص قلب).

 

شخصیت های علمی و فرهنگی معاصر وفسی: استاد عزیزالله سمیعی(محقق تاریخ استان مرکزی)(1329 شمسی، وفس)؛ علی باباجانی(شاعر و نویسنده)(1352 شمسی، وفس)؛ مریم سقلاطونی(شاعر و نویسنده)(1354 شمسی، وفس)؛ دکتر علی دارابی(دکترای تاریخ و فعال سیاسی)؛ دکتر علیرضا باریکلو(دکترای حقوق)؛ دکتر محمود ظهیری(دکترای مدیریت مالی)؛ دکتر محمد اسماعیل دارابی (متخصص بیهوشی)؛ آقای اشراق(وکیل پایه یک دادگستری)؛ غلامرضا ملایی(نویسنده).

2 نوشته شده در  پنجشنبه 28 دی1385ساعت 11:36  توسط مهدی   | 

حیات وفس

در تابستان سال 83، یک فیلم بلند سینمایی در وفس ساخته شد. نام این فیلم که همان نام بازیگر نقش اصلی فیلم می باشد، «حیات» بود. این فیلم یکی از ماجراهای حیات (دختر 12 ساله ی روستایی)، را به تصویر می کشد و شرح مختصر ماجرا از این قرار است که:

حیات، دانش‌آموز كلاس پنجم ابتدایی است و باید (برای ادامه تحصیل) در آزمون تیزهوشان روستائیان شركت كند. صبح روز امتحان پدرش دچار تنگی نفس می‌شود. مادر، پدر را برای درمان به شهر می‌برد. حیات در غیاب مادر باید از برادر هشت ساله(اکبر) و خواهر نه ماهه‌اش(نبات) نگهداری كند. او برادر را به مدرسه می‌فرستد و به دنبال كسی است تا نبات  را نزد او بگذارد و خود را به جلسه امتحان برساند.

 

 

 

قبلا پستی را درباره ی این فیلم نوشته بودم(که می توانید تصاویر بیشتری را در آن ببینید) اما چون دیدم موفقیت های این فیلم تمامی ندارد و دیگر کشوری در دنیا نمانده (!) که این فیلم در آنجا نمایش داده نشده باشد، گفتم بازهم یک یادآوری از این فیلم انجام دهم.

قبلا نوشته بودم که این فیلم در بیست و سومین جشنواره فجر نمایش داده شد و در نوزدهمین جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان در اصفهان، جوایز بهترین کارگردانی(غلامرضا رمضانی)، بهترین فیلمنامه(مجتبی خشک دامن) و جایزه ویژه داوران را کسب کرد. همچنین این فیلم بین سالهای 1383 و 1384 در کشورهای هند، کره جنوبی، هلند، جمهوری چک، آلمان، روسیه، ترکیه(آنکارا) و ... به نمایش درآمد که توانست از اکثر آنها جوایزی کسب کند.

در آخرین خبر، خبرگزاری ایسنا و ایرنا اعلام کردند که فیلم‌ سینمایی «حیات» به كارگردانی غلامرضا رمضانی، بهترین فیلم جشنواره بین‌المللی فیلم كودكان و نوجوانان استانبول شد:

"در این جشنواره 9 فیلم به بخش مسابقه راه یافت. فیلم «حیات» به كارگردانی غلامرضا رمضانی از کشورمان ایران به عنوان بهترین فیلم از سوی هیات داوران نوجوان این جشنواره شناخته شده و لوح تقدیر به وابسته فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در استانبول به نمایندگی از كارگردان داده شد."

 

عوامل فیلم حیات

کارگردان: غلامرضا رمضانی

بازیگران: غزاله پارسافر، مهرداد حسنی، محمد سعید باباخانلو ، معصومه غیاث آبادی، پریسا دیناری و خاطره مسلمی

تهیه کننده: محمدباقر آشتیانی - محصول گروه کودک و نوجوان شبکه اول سیما

فیلمنامه: مجتبی خشک دامن

مدیر فیلمبرداری: ساعد نیک ذات

تدوین: سعید شاهسواری

موسیقی: حمیدرضا صدری

طراح صحنه و لباس: غلامرضا رمضانی

صدابردار: حسین بشاش

صداگذار: حسین مهدوی

 

آقای رمضانی، کارگردان فیلم، در مورد علت ساختن فیلم در روستا می گوید:

در همان ابتدا حتی تصور ساخت فیلم روستایی از نگاه دهه های پیشین و قدیمی به شدت برایم غیرقابل قبول بود. موضوعی كه انتخاب شد طبعا باید در روستا اتفاق می افتاد. این كه نوجوانی در روزی سرنوشت ساز می خواهد برود امتحان دهد، «نمی تواند»، تلاش می كند و بعد «می تواند». بسیار مایل بودم شكل و طرحی را از یك روستا تعریف و ترسیم كنم كه هم دلنشین و واقعی باشد و تماشاگر را پس نزند و هم این كه به نقش فرهنگ و فرهنگ سازی در روستا تاكید داشته باشم. طبعا ما می توانیم این شكل و نما را به مرور فرهنگ سازی كنیم و آن را به وجود آوریم.

 

در صورت تمایل، صحبت های آقای رمضانی پیرامون این فیلم را می توانید در این صفحات، 1 و 2 و 3 بخوانید.

2 نوشته شده در  پنجشنبه 14 دی1385ساعت 8:23  توسط مهدی   | 

تونل های برفی

دیروز(سه شنبه) به یکی از اقوام در وفس زنگ زدم و از اوضاع آب و هوا و بارش برف پرسیدم، می گفت: امروز 3 مرتبه برف را از پشت بام پارو کردم!

 

تونل های برفی

برگردیم به 10 سال قبل، زمانی که جاده وفس خاکی بود، گردنه ی وفس خاکی بود و هنوز آسفالت نشده بود، آن زمان هایی که بعد از یک بارش سنگین، جاده ی وفس بسته می شد و تا چند روز ارتباط وفس با اطراف قطع می شد و ....

یا اصلا برگردیم به 30، 40 سال قبل، زمانی که نه تنها جاده آسفالت نبود، بلکه برق و مخابرات درست و حسابی هم وجود نداشت، زمانی که برف های شدید در وفس می بارید و ارتباط وفس با اطراف بیش از یک ماه یا حتی یک فصل قطع می شد. اون زمان ها بارش برف در وفس چنان زیاد بود که تا حدود 2 الی 3 متر برف در کوچه ها انباشته می شد و این وضع 3 الی 5 ماه تمام ادامه داشت. مسیر تردد روستایی ها از پشت بام خانه ها بود و در جاهایی نیز تونل هایی در برف کنده می شد و از داخل این تونل ها عبور و مرور انجام می شد. عبور از داخل تونل های برفی!. تونل هایی با ارتفاع و عرض کم و تاریک و حتما بسیار سرد و یخ.

 

مطمئنا هر چه به سال های دورتر برویم، هم هوا بسیار سردتر می شود و هم مقدار بارش بسیار بیشتر. در حال حاضر، بعضی شب های وفس دمای 10 الی 15 درجه زیر صفر دارند و این یعنی انجماد!. همه چیز یخ میزند، آب، درخت، چوب، خشت، سنگ، .... و آدم. به هر چیزی که دست بزنی، انگشتانت به آن می چسبد!. این دما، همان دمای یخچال فریزر است و حتی سردتر. اگر دمای این روزها، 10 درجه زیر صفر است؛ پس دمای 100 سال قبل و یا 200 سال قبل چند بوده است؟! حتما 20 درجه زیر صفر! آن زمان ها نه برق بود و نه تلفن، نه ماشین و نه موتور، نه نفت بود و نه روغن های مخصوص سوخت و حتی کبریت هم برای روشن کردن آتش وجود نداشت و از سنگ چخماق برای روشن کردن آتش استفاده می شد. پس آن زمان ها،  وفسی ها چگونه در وفس زندگی می کردند؟ واقعا چگونه؟ آیا ییلاق قشلاق می کردند؟ به کجا؟ ییلاقشان کجا بوده؟

ارتفاع شمال وفس (همان دشت انجمن) در حدود 1600 متر است و در مقایسه با مناطق جنوبی(کوهستان) با ارتفاع حدود 2300 متر، کمی گرمتر می باشد. آیا وفسی ها در زمستان به آنجا می رفتند؟ دشت انجمن با مناطق مسکونی فعلی وفس در حدود 12 کیلومتر فاصله دارد. دشت انجمن از لحاظ وجود خانه و تاسیسات برای زندگی در آن، تا به حال بررسی علمی نشده است و فقط با مشاهدات سطحی می توان حدس هایی زد؛ در کتاب وفس در گذر زمان، صفحه ی 18، آمده است:" به دلیل خرابه ها و آثار ویرانی بازمانده از دوره های بسیار دور در دشت انجمن که آثار آبادانی و شهری داشته و امروز جز ویرانه ای بیش نیست و تنها سند ما در این ادعا، تپه ای ویرانه است که در دامن دشت واقع شده و دره ای که به « دَرَ آر ِ [یا آخْر ِ]» معروف است یعنی «دره ی آسیاب» و آسیاب مخروبه و سنگ آسیاب آن هنوز باقی است."

با توجه به واقعه «کشتار وفس» که در حدود 300 سال قبل صورت گرفته و خاطرات سینه به سینه که عمرشان به حدود 150 الی 200 سال می رسد، اگر کوچ فصلی هم در وفس انجام می شده، مربوط به 4 قرن قبل بوده است. پیرامون زندگی در دشت انجمن، حرف های جالب و تقریبا یکسانی توسط پیرمردان و پیرزنان وفسی بیان می شود:«وفسی ها قبلا در محوطه ی وسیع دشت انجمن زندگی می کردند، ولی به دلیل زلزله ای که رخ می دهد، کل خانه ها ویران می گردد و وفسی ها به منطقه فعلی کوچ کرده و خانه های خود را در این قسمت، ایجاد می کنند. وفسی ها ابتدا یک قلعه ی بسیار بزرگ(توضیح در انتها)  درست کردند و سپس خانه های نسبتا کوچک و فشرده ی خود را در آن بنا کردند...». بحث «دشت انجمن» را پایان دهیم و به سراغ «تونل های زیرزمینی وفس» برویم.

در پستی که قبلا پیرامون این تونل ها نوشتم، یکی از فرض هایی که مطرح شد همین بحث بارش سنگین برف بود." در نتیجه ی بارش سنگین برف و مسدود شدن کوچه ها و بام ها، از این تونل ها برای عبور و مرور و حتی زندگی استفاده می شده است". اگر فعلا به جنبه ی امنیتی این تونل ها کاری نداشته باشیم، می توانیم یکی از دلایل حفر آن ها را سرمای زیاد هوا در نظر بگیریم. این فرض جدی تر می شود اگر این نکته را نیز بدانیم که، این تونل ها فقط تونل هایی با عرض کم و برای عبور و مرور نبوده اند و بنا بر مشاهدات دو نفر از دوستان معلم بنده در وفس، در مسیر این تونل ها، محوطه های وسیعتری نیز ایجاد شده است که مانند اتاق می باشد و هر دو این دوستان می گفتند که وسایلی همچون کوزه و پارچه های پوسیده را در این اتاق های زیرزمینی یافته اند!.

رد یا قبول هر کدام از این فرضیات، احتیاج به تحقیقات میدانی و کتابخانه ای بیشتری دارد که امیدوارم در آینده صورت گیرد.

 

در انتها، پیرامون خانه های مسکونی وفس نیز چند نکته را بگویم: بر اساس پرس و جو های محلی که انجام داده ام، حداقل تا حدود 200 سال قبل، تمام یا اکثر خانه های وفس در یک قلعه ی بسیار بزرگ قرار داشته است، آن قلعه 12 برج و 4 در اصلی داشته که به مرور زمان و با گسترش امنیت، دیوارها و برج های قلعه خراب شده و خانه ها به بیرون از قلعه نیز گسترش یافته اند و شاید حتی بعضی محله های فعلی وفس نیز در آن زمان ساخته شده باشد. در حال حاضر از آن قلعه، فقط سه برج و نام هایی همچون «برقلعه»، « سر قلعه»، «کوه قلعه»، «دروازه» و ... به یادگار مانده است.

خانه های قدیمی وفس، دیوارهایی قطور با عرض حدود یک متر دارند؛ خانه ها معمولا کوچک هستند و کاملا به یکدیگر فشرده شده اند و کوچه های باریکی را پدید آورده اند. اکثر خانه ها تا حدود 100 سال قبل فقط یک طبقه داشتند و به ندرت از پنجره در دیوارهای خانه استفاده می شد.

2 نوشته شده در  چهارشنبه 22 آذر1385ساعت 12:44  توسط مهدی   | 

انتخابات در استان مرکزی

1) در استان مرکزی پنج هزار و 435 نفر، داوطلب شوراها هستند که از این تعداد 182 نفر زن و مابقی مرد می‏باشند.

2) از بین داوطلبان انتخابات شوراهای استان، 717 داوطلب شهری و چهار هزار و 716 داوطلب روستایی هستند.

3) تعداد داوطلبان زن در مقایسه با دوره قبل 32 درصد رشد نشان می‏دهد.

4) 103 نفر از داوطلبان زن این استان از مناطق روستایی و 79 نفر نیز از داوطلبان مناطق شهری هستند.

5) متوسط سن داوطلبان شوراهای اسلامی در استان مرکزی 5/38 سال است.

6) 47 درصد از داوطلبان شوراها تحصیلات عالیه، 13 درصد از آنان فوق دیپلم و 40 درصد نیز دیپلم دارند.

7) از بین داوطلبان شوراها، 5/33 درصد کارمند، 5/26 درصد فرهنگی، 12 درصد شغل آزاد و 28 درصد مابقی نیز در سایر بخش‏ها مشغول به کارند.

8) از مجموع ثبت‏نام کنندگان شوراهای اسلامی استان، 4/2 درصد رد صلاحیت شدند و 91 نفر نیز انصراف دادند.

 

 

 

9) اسامی نامزدهای انتخابات خبرگان استان مرکزی: احمد دانش‏زاده، احمد محسنی گرکانی، احمد مبلغی، سید احمد میر‏محمدی

10) مردم استان مرکزی از بین نامزدهای انتخابات خبرگان، 2 نفر را به مجلس خبرگان می‏فرستند.

 

11) انتخابات خبرگان و شوراهای اسلامی به صورت همزمان در 10 حوزه اصلی و 8 حوزه انتخابیه فرعی استان مرکزی برگزار می‏شود.

12) تعداد شعب اخذ رای در استان مرکزی، یک هزار و 310 شعبه می‏باشد.

13) از مجموع شعب اخذ رای استان، 376 شعبه شهری و 872 شعبه روستایی می‏باشد.

14) تعداد 62 شعبه اخذ رای خبرگان، مخصوص روستاهایی است که انتخابات شوراهای اسلامی ندارند.

15) یک هزار و 228 شعبه ثابت و 102 شعبه سیار می‏باشد.

 

16) تعداد واجدین شرایط رای دادن در استان مرکزی، 951 هزار نفر است.

17) 48 هزار نفر از واجدین شرایط رای در استان مرکزی، رای اولی هستند.

18) تعداد واجدین شرایط رای استان، نسبت به انتخابات قبل، 95 صدم درصد رشد کرده‏ است.

 

19) تبلیغات انتخابات خبرگان رهبری در استان مرکزی همزمان با سراسر کشور از 9 آذرماه آغاز شد که تا 22 آذر ادامه دارد.

20) تبلیغات شوراهای اسلامی شهر و روستا از روز 16 آذر آغاز گردید.

21) سومین دور انتخابات شورای شهر و چهارمین دور انتخابات خبرگان رهبری با حضور 25 هزار نفر عوامل اجرایی، نظارت و انتظامی در سطح شعبات اخذ رای انجام می‏شود.

22) طبق قوانین انتخابات، استفاده از پیام‏های کوتاه(SMS)، سی‏دی، بنر، بلندگو در محدوده ستاد تبلیغات نامزد انتخابات و حضور کارمندان دولت منهای استفاده از امکانات دولتی در غیر از ساعت اداری، مجاز است.

23) استفاده نامزدها از عناوین جعلی، همچنین حضور ناظران و مجریان انتخابات در تبلیغات انتخاباتی، تشکیل ستاد انتخابات در شهرهایی که یک منطقه شهرداری دارند و یا در روستاها بیشتر از یک ستاد، غیر قانونی است.

 

24) تعداد اعضای شورای اسلامی شهر اراک، 9 نفر، دو شهر ساوه و خمین هر کدام، 7 نفر و سایر شهرهای استان مرکزی، 5 نفر است.

 

25) انتخابات از ساعت 9 صبح، 24 آذرماه تا ساعت 19 عصر، برگزار خواهد شد.

2 نوشته شده در  جمعه 17 آذر1385ساعت 19:49  توسط مهدی   | 

وفس ِ شصت سال قبل

وَفس

قصبه‏ی آباد و شاداب وفس(به گویش محل وُوْسْ )، 12 فرسخی همدان و 14 فرسخی ساوه و 14 فرسخی اراک، میان دره‏های کوه وفس یا کوه سفید قرار دارد. رشته کوهی که شمال شرقی و شرق و جنوب وفس کشیده شده، « اَیِنَ بٰارْ » و کوه غربی « هُموُزْ » و دنباله‏ی آن « دُبْرینْ » خوانده می‏شود. قصبه‏ی وفس، پیرامون 4500 نفر جمعیت دارد و دارای چندین محله (به وفسی، مَلَ) است بنام خِیْوَرْ - مٰانْدارانْ - نَمَرَّ - مٰانْدِیْ مَزَنْ - مٰانْدِیْ ویلجَ - سِلاکوُ - سِیْدانْ مَلَ - دوُنَ - دارانْ - باغْچِمیرانْ.

 

کشتزارهای پیرامون قصبه، اُوْرِیْنْ - اُوْدَرْ - چٰاکِنٰارْ - اَرّانْ - کُیْبَرْ - اِسْپینْ - کییٰاسَرْ، نامیده می‏شوند.

 

دو دِه کوچک دوردست بنام چهرقان (در محل چالقان یا چراقان) با 1200 نفر جمعیت و فَرْکْ (به وفسی پَرْکَ ) با 380 نفر جمعیت، جزو وفس بشمار می‏آیند.

 

 

(صفحه‏ی 10؛ از سمت راست تصویر، ذ.بهروز از همکاران زبانشناس استاد مقدم، خود استاد مقدم و «استاد محسن وفسی»، پیرمردی که در آن زمان 85 سال داشته است و فعلا هیچ اطلاعاتی پیرامون او در دست نیست.)

 

 

 

 

 

(صفحه‏ی 12؛ مرحوم عباسعلی نادری که در آن زمان 30 سال داشته، کدخدای وفس بوده است.  کدخدا عباسعلی تا سال‏های سال، کدخدای وفس بود.)

 

بلوک وفس

بلوک وفس بر دامنه‏ی شرقی کوه وفس یا کوه سفید کشیده شده و شش ده بزرگ دارد بنام گورْچان (در قباله‏ها گوهرچال) - درویشان - چالمیان - کَسْراصِف(در محل کَسْراسْ) - رَکین - خِنِجین(در محل خِنِئینْ) و نه کشتزار بزرگ یا ده کوچک بنام میدانک - عُودآقاج - چُوگان - فَردقان - قوشه‏خانه - وَسمَق - هَفتیان - مَلِک‏باغی - ضیاءآباد.

 

مرکز بلوک وفس، خنجین است در 15 فرسخی همدان و 11 فرسخی ساوه و 12 فرسخی اراک. بلوک وفس ملک آقای ضیاءالملک فرمند است.

 

 موقعیت وفس و سایر نقاط جمعیتی مهم

      (صفحه‏ی 9 کتاب؛ گویش‏های مورد بحث کتاب، میان سه گوش همدان، ساوه و آشتیان صحبت می‏شود)

 

گویش وفس

وفسی(در محل وُوْسی) گویش قصبه‏ی وفس و سه ده کوچک چهرقان و فرک و گورچان است و روی‏هم‏رفته، پیرامون 6600 به آن حرف می‏زنند. همه‏ی این جمعیت فارسی می‏دانند و حرف می‏زنند و جوان‏هایی که به شهر رفته یا درس خوانده‏اند بسیاری از واژه‏های محلی را فراموش کرده‏اند.

 

ترکی گویانِ بلوکِ وفس، قصبه‏ی وفس را « بُوْوس » و گویش وفس را « تٰاتْ دیلِ » می‏خوانند.

 

منبع: کتاب گویش‏های وفس، تفرش و آشتیان

2 نوشته شده در  چهارشنبه 8 آذر1385ساعت 6:5  توسط مهدی   | 

نتایج سرشماری نفوس و مسکن سال 1375در وفس

همانطور که در پست ششمین سرشماری نفوس و مسکن در شهرها و آبادی‏های ایران، بیان کردم، آخرین سرشماری سراسری نفوس و مسکن در ایران(و همچنین وفس)، در سال 1375 شمسی صورت گرفته است. در این پست قصد دارم نتایج نهایی سرشماری نفوس و مسکن سال 1375 در وفس را بیان کنم. منبع این اطلاعات، شناسنامه آبادی‏های کشور، سرشماری عمومی نفوس و مسکن شهرستان اراک سال 1375، صفحه‏ی 34، می‏باشد.

در روستاها، علاوه بر فرم‏های معمولی سرشماری نفوس و مسکن (که در شهرها هم مورد استفاده قرار می‏گیرد) فرم مجزایی نیز باید تکمیل گردد. این فرم، همان شناسنامه آبادی (فرم شماره 5) است که سئوالاتی پیرامون ویژگی‏های کلی روستا را در بر می‏گیرد. در ادامه، ابتدا اطلاعات شناسنامه آبادی وفس و سپس نتایج سرشماری نفوس و مسکن در سال 1375، ذکر می‏گردد.

 

شناسنامه آبادی

شماره شیت:                   001

کد آبادی:                        000866

نام آبادی:                       وفس

 

1) وضع طبیعی آبادی (1. دشتی؛ 2.کوهستانی یا تپه‏ای؛ 3.جنگلی واقع در دشت؛ 4.جنگلی واقع در کوهستان یا تپه؛ 5.دره‏ای): شماره‏ی 2

 

2) نوع راه آبادی(1.آسفالته؛ 2.شوسه؛ 3.خاکی؛ 4.مالرو؛ 5.راه آهن؛ 6.راه آبی):

در سال 1375، جاده‏ی وفس شوسه بود و لذا در منبع، شماره‏ی 2 مشخص گردیده است؛ اما در حال حاضر جاده‏ی وفس آسفالته است.

 

3) وضع آبادی از نظر سکونت: دارای سکنه و دایمی.

 

4) امکانات آبادی:

تاسیسات، تسهیلات و نهادهای زیر، در سال 1375 در وفس وجود داشتند:

شورای اسلامی روستا

شرکت تعاونی روستا

پایگاه بسیج

 

آب لوله‏کشی تصفیه نشده

برق

 

حمام

مرکز بهداشت

خانه بهداشت

پزشک

بهیار و مامایی

بهداشتیار

بهورز

 

موج متوسط رادیو

شبکه اول سیما

 

صندوق پست

نمایندگی پست

تلفن

دسترسی به وسیله‏ی نقلیه

 

نتایج سرشماری نفوس و مسکن

 

تعداد واحد مسکونی معمولی:          311 واحد

 

تعداد خانوار:                               396 خانوار

 

جمعیت روستا:                             1736 نفر

 

جمعیت

کل

14- 0

64 - 15

65 و بیشتر

1736

646

903

187

 

جمعیت 6 ساله و بیشتر

جمعیت 10 ساله و بیشتر

مرد

زن

مرد

زن

683

834

587

739

 

جمعیت باسواد

مرد

زن

447

461

 

جمعیت شاغل

مرد

زن

336

266

 

پی نوشت1: طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال 1365 شمسی، 722 خانوار با جمعیتی برابر 3231 نفر در وفس سکونت داشتند که نشان‏دهنده‏ی مهاجرت نزدیک به 50 درصد جمعیت روستا در طی سال‏های 1365 تا 1375 است.(با فرض ثابت بودن مرگ و میر و زاد و ولد)

 

پی نوشت2: یکی از وظایف سازمان مدیریت و برنامه‏ریزی هر استان، تهیه منبعی تحت عنوان «سالنامه

آماری» آن استان است. این منبع همانطور که از نامش پیداست در هر سال تهیه می‏شود و حاوی آخرین اطلاعات آماری آن استان است. اطلاعات در سالنامه‏های آماری، به تفکیک هر شهرستان مشخص می‏شود.

سالنامه آماری سال 1383 استان مرکزی، از طریق این صفحه قابل دسترسی است. اطلاعات آماری در این سالنامه به تفکیک ده شهرستان اراک، شازند، کمیجان، زرندیه، ساوه، تفرش، خمین، آشتیان، محلات و دلیجان، مشخص شده است.

همچنین می‏توانید «سالنامه آماري کل كشور» و نتایج کلی تمام سرشماری‏های رسمی صورت گرفته در تاریخ ایران را از طریق این صفحه تهیه نمایید.

2 نوشته شده در  سه شنبه 9 آبان1385ساعت 2:5  توسط مهدی   | 

شوراها و دهیاری‏های وفس، پس از انقلاب اسلامی

وضعیت کلی شوراهای روستایی پس از انقلاب اسلامی را در پست «شورای روستا» توضیح دادم. می‏توان گفت که وضعیت وفس نیز دقیقا به همان صورت بوده است؛ یعنی در همان روزهای اول، نهادها و افراد قدرتمند همچون «خان‏»، «مالک»، «نایب الحکومه» و «کدخدا»، از قدرت کنار گذاشته می‏شوند و به تدریج نهادی از جنس مردم یعنی «شورای اسلامی وفس» جای آنها را می‏گیرد. البته توجه دارید که، خان‏ها، مالکان و کدخداها در روستاهای مختلف ایران، همه به یک شکل و شیوه، اعمال قدرت نمی‏کردند و هر کدام از این افراد را باید با توجه به شرایطی که در آن قرار گرفته بودند، ارزیابی کرد. همه‏ی خان‏ها و کدخداها در هر جایی از ایران زورگو و ظالم نبودند و آنهایی هم که زورگو و فاسد بودند؛ به یک اندازه، از قدرت خود سوء استفاده نمی‏کردند و میزان آن متفاوت بود. در مورد وفس، با توجه به اینکه از اوایل قرن جاری، یکی از چهار بخش اراک به حساب می‏آمد و قدرت فراوانی در مناطق اطراف داشت و همچنین عالمان مذهبی فراوانی داشت(جو وفس، یک جو شدید مذهبی بود)، شرایط ویژه‏ای وجود دارد و به راحتی نمی‏توان در مورد حاکمان آن قضاوت کرد و در اینباره باید تحقیقات مفصل و جامعی صورت گیرد؛ که اولین و مهمترین گام را استاد عزیزالله سمیعی برداشتند و کتاب «تاریخ بلوک وفس» را که شامل سه منطقه شراء، برچلو و وفس می‏شود را تالیف کردند که امیدوارم هر چه زودتر مقدمات چاپ و انتشار آن فراهم آید.

آخرین خان و نایب الحکومه وفس، «مرتضی خان دارابی» فرزند «علیقلی خان دارابی» بود که حدود شش تا هفت ماه بعد از انقلاب، فوت کرد. آخرین کدخدای وفس، «کدخدا رحمان» بود که هنوز هم کدخدای وفس نامیده می‏شود و در وفس سکونت دارد.

 

شورای اسلامی وفس (شورای غیر رسمی)

این شورا در همان سال اول بعد از انقلاب شکل می‏گیرد و با توجه به اینکه هیچ قانون و تصمیمی از طرف حکومت و دولت، مبنی بر تشکیل شورا در روستاها و شهرها وجود نداشت، این شورا نیز به طور خودجوش و توسط تعدادی از دبیران دبیرستان دولتی آن زمان وفس، تشکیل می‏شود. اولین شورای اسلامی وفس توسط چهار نفر از این دبیران(بعضی از دبیران وفس، از دانشجویان دانشگاه بودند که به دلیل انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه‏ها برای تدریس به وفس رفته بودند) تشکیل گردید، این افراد عبارت بودند از: آقایان «علیرضا مجیدی»(وفسی)، «طاهری»(وفسی)، «آرانی»(غیر وفسی) و «صادقی»(غیر وفسی). شورای اسلامی وفس، با تغییر و تحولات فراوان، در حدود 20 سال عمر کرد و در نهایت جای خود را به اولین شورای رسمی وفس، داد.

شورای اولیه وفس با ترکیبی از دبیران، در حدود 2 تا 3 سال عمر کرد. در طی این مدت، به تدریج روستایی‏ها خود را باور کردند و بعضی‏ها که باسوادتر و یا ریش سفیدتر بودند تصمیم گرفتند در شورا حضور یابند. خصوصا با استعفای سه نفر از اعضای شورای اولیه که عبارت بودند از: «طاهری»، «آرانی» و «صادقی»، زمینه برای حضور سایرین در شورا فراهم شد و به این ترتیب می‏توانیم بگوییم دور دوم شورای وفس، آغاز شد. در گروه دوم شورای وفس، آقایان «علیرضا مجیدی»(از دوره اول)، «غلامرضا خان دارابی»، «محمد حسین حیدری»، «حاجی علیقلی موسولو»، «حاج حسن باریکلو»، «محمد حسن حیدری» و «آقا رضا فولادی» حضور داشتند. شورای دوره‏ی دوم با همین اعضایی که نامشان ذکر شد در حدود دو سال به کار خود ادامه داد اما بعد از سال دوم، آقای «غلامرضا خان دارابی» و بعد از حدود سه سال، آقای «محمد حسین حیدری» از عضویت در شورا استعفا دادند و افراد جدیدی وارد شورا شدند که می توان شورای جدید را به عنوان گروه سوم شورای وفس در نظر گرفت. زمان تشکیل گروه سوم شورای وفس، در حدود سال‏های 65 و 66 بود. افرادی که جدیداً وارد شورا شده بودند، عبارت بودند از: آقایان «الله رضا باباجانی»، «حمید ماشی» و «سید احمد اَرماینده» و افراد باقیمانده از گروه دوم شورا آقایان «علیرضا مجیدی»، «حاجی علیقلی موسولو»، «حاج حسن باریکلو»، «محمد حسن حیدری» و «آقا رضا فولادی» بودند. گروه سوم شورا، آخرین گروه شورای غیر رسمی وفس بود و با عمر طولانی 11 ساله، تا سال 1377 و برگزاری اولین انتخابات رسمی شورا، وجود داشت. علت طولانی شدن عمر گروه سوم شورا، این بود که افراد جدیدی قصد ورود به شورا را نداشتند و به همین دلیل، اعضای شورا (آنهایی که قصد خروج از شورا را داشتند) نیز نمی‏توانستند استعفا بدهند و از گروه خارج شوند و به هر حال با اکراه و اجبار، در گروه باقی ماندند.

در انتهای این قسمت، بد نیست توضیح کوتاهی را در مورد نحوه‏ی پذیرفته شدن افراد به عضویت شورا، بیان کنم؛ تا قبل از برگزاری انتخابات رسمی، برای پذیرش عضو جدید در شورا، مردم یک محله یا چند محله در یکی از مساجد وفس جمع می‏شدند و به فردی که تمایل خود را برای ورود به شورا اعلام کرده بود، رای می‏دادند. رای دادن در اوایل انقلاب به صورت صلواتی بود(یعنی به افراد حاضر در جلسه گفته می‏شد که فلانی می‏خواهد عضو شورا شود، اگر موافقید صلوات ختم کنید و ...)؛ در سالهای بعد با شمردن مخالف و موافق داخل مسجد، یک فرد انتخاب یا رد می‏شد و بعد از آن، رای گیری به شیوه فعلی، یعنی استفاده از کاغذ و صندوق برگزار میگردید. مسئول برگزاری رای گیری، شمارش آرا و تایید عضویت، «جهاد سازندگی» بود.

نهاد دهیاری (انتصابی)

با اینکه قانون و تصمیم مشخصی برای تشکیل شورا و انتخاب دهیار در روستاها وجود نداشت، اما در کنار تشکیل شوراهای غیر رسمی، اولین دهیار وفس نیز در سال 1375 از طرف بخشداری «بخش وفس» که در کمیجان قرار داشت، انتصاب (و نه انتخاب) شد. نام این دهیار را نمی‏دانم، اما اصالتاً خنجینی و محل زندگی او در وفس، طبقه بالای ساختمان «صندوق قرض الحسنه» فعلی وفس بوده است. این فرد تا حدود سال‏های 78 و 79 دهیار وفس بود. بعد از ایشان، آقای «حسین بهادری» به سمت دهیار وفس انتصاب گردید. آقای بهادری، تا انتخاب اولین دهیار رسمی وفس توسط شورا در سال 1382، دهیار وفس بود.

 

اولین شورای انتخابی وفس

بالاخره انتظار به سر رسید و مسئولان حکومت جمهوری اسلامی بعد از بیست سال از انقلاب مردم ایران و زمانی که خیلی چیزها برای وفس از دست رفته بود، تصمیم گرفتند مردم را هم در حکومت و سرنوشت خودشان شریک کنند؛ در نتیجه اولین انتخابات شورای شهر و روستا در هفتم اسفند سال 1377، برگزار شد. انتخابات در وفس هم، جریان پیدا کرد و چون اولین دوره‏ی آن بود، شور و شوقی در میان روستانشینان وفسی، برای نامزد شدن در انتخابات و همچنین شرکت در رای گیری وجود داشت. افراد زیادی برای عضویت در شورا ثبت نام کردند و اکثر این افراد کسانی بودند که در طی 20 سال گذشته، در شوراهای غیر رسمی حضور پیدا کرده بودند.

انتخابات در موعد مقرر برگزار و نتیجه‏ی انتخابات در زمان مشخص اعلام گردید؛ اما پس از اعلام نتایج، مسائل و مشکلاتی پیش آمد. قضیه از این قرار بود که، یکی از افرادی که توانسته بود تعداد آراء لازم برای عضویت در شورای وفس را به دست آورد و به طور قانونی عضو شورا شود، آقای «عباس ر