تبليغاتX
روستای وفس
روستای وفس

 

آيا می دانيد تا قبل از سال 1382، وفس يك« بخش» بود که 4 دهستان با 71 روستا، زير نظر آن قرار داشتند( از جمله شهر كميجان!) ؟

آيا می دانيد وسعت روستای وفس(230 کیلومتر مربع)، دو و نیم برابر وسعت جزیره کیش(90 کیلومتر مربع) است؟

آيا می دانيد گويش وفسی يكی از زير شاخه های زبان مادی ( تاتی ) می باشد( قدمت 3000 ساله

آيا می دانيد تونل های زيرزمينی زيادی در زير سطح روستای وفس وجود دارد كه اين تونل ها يك شبكه زيرزمينی را تشكيل می دهند؟

آيا می دانيد اولين مدرسه روستای وفس در سال 1313 ساخته شده است؟

آيا می دانيد روستای وفس یکی از روستاهای ویژه گردشگری ایران است؟

  

هنر گیوه دوزی در روستای وفس(قسمت دوم)

[در انتهای قسمت اول، گفته شد]: ديوَچِني(بافت رویه گیوه) برخلاف «شيوَ‌کِشي» (ساخت تخت گيوه) در اکثر خانواده‌ها، در محله‌هاي دوازده‌گانه‌ی وفس انجام مي‌شد و منحصر به افراد و خانواده‌هاي خاصي نبود. زنان و دخترانِ ديوَچِن (رويه‌باف)، بر حسب عادت در خانه‌هاي يکديگر يا در مکاني مشخص و يا هنگامي که شرايط آب و هوايي مساعد بود، در باغات وفس، جمع مي‌شدند و ديوَچِني مي‌کردند. اين جمع‌شدن‌ها علاوه بر اينکه مانع خستگي و موجب سرعت گرفتن کار مي‌شد، باعث مي‌گرديد که آن‌ها از اخبار مختلف مطلع شوند و از خاطرات و تجربه‌هاي خود براي يکديگر تعريف کنند. در بعضی محله‌ها در فصول بهار، پاييز و تابستان که مردان صبح زود براي کارهاي کشاورزي، دامداري و باغداري به بيرون از خانه مي‌رفتند و تا هنگام غروب به خانه بازنمي‌گشتند؛ زنان، دختران و کودکان، تمامِ روز را در کنار يکديگر سپري کرده و مشغول ديوَچِني مي‌شدند؛ آن‌ها حتي وعده‌هاي غذايي ميان‌روز را نيز دسته‌جمعي مي‌خوردند و به يکديگر در کارهاي منزل کمک مي‌نمودند که تا حد زيادي باعث نزديکي و انس و الفت بين همسايه‌ها مي‌گشت. البته ذکر اين نکته نيز لازم است که اين محافل زنانه، مستعد غيبت‌کردن و ايجاد شايعات براي افراد مختلف بود که در بعضي موارد باعث مشکلاتي نيز مي‌شد.
زناني که نوزاد خردسال و شيرخواره داشتند، گهواره کودک را نيز همراه خود به اين جمع‌ها مي‌بردند و معمولاً با بستن طنابي به گهواره و تکان‌دادن آن, ضمن خواب کردن نوزاد به ديوَچِني مي‌پرداختند.
معمولا تجمعات دختران، جدا از زنان برگزار مي‌شد و آن‌ها حرف‌ها و تجربه‌هاي متفاوت خود را با دوستان همسن و سال خود مطرح مي‌کردند. از نکات جالب اين محافل دخترانه، خواندن نغمه‌ها و اشعار به گويش وفسي بود.

[در این شماره، مطالب زیر را می‌خوانیم]:

دختران که معمولا در انتظار خواستگار بودند تا از کار ديوَچِني (هر چند به طور موقت) دست برداشته و به خانه‌ي شوهر بروند، اشعاري را بين خود زمزمه مي‌کردند؛ از جمله (سميعی، 1380: 220):

هاموچيَن چی نَربو                           hāmu-čian či narbu
گيوه‌دوزی چيزی نمي‌شود [منظور: به جايي نمي‌رسد يا فايده‌اي ندارد]
دوآر پاشْنَ چي نَربو                          duār pāšna či narbu
ديوار پاشنه، چيزي نمي‌شود

باوَيم کيزَم کِه نَربو                           bāwa-ym kiz-am ke narbu  
خانه‌ي پدرم هم خانه نمي‌شود
يِي لُخمَه نان زَهرآربُو                      yey loxma nān zahr-ārbu  
يک لقمه نان زهر مي‌شود

آيرُم نَتّا دو اَوَ                                   āyr-om nattā du awa  
آتشم نمي‌آيد دود شود
بِرايْزُمْ نَتّا شو اَوَ                              berāyz-om nattā šu awa 
برادرم هم که نمي‌آيد [نمي‌شود] شوهر شود

اما در تجمعات زنان، نوع نغمه‌ها و اشعار متفاوت بود و اکثراً شامل لالائي براي خواب‌کردن نوزادان بود؛ بعضي از اين لالائي‌ها عبارتست از(مقدم، 1328: 121):

لالا لالا  لازَ جانُم   لالا لالا پسرجانم                                (lâlâ-lâlâ lāza jānom)
اِسدَ دَردي تَمِن  گانُم  درد تو به جان من                          (esda dardi tamen gānom)
اَز که زوآني نَجانُم   من که زبانت ندانم                            (az ke zuāni najānom)
زوتَّر بُس اِي لازَ جانُم  زودتر بخواب اي پسر جانم               (zuttar bos ey lāza jānom)

لالا لالا لاي کَرُم   لالا لالا لايت کنم                                 (lâlâ-lâlâ lāy karom)
گَوارَ دَ خَوئي کَرُم   در گهواره خوابت کنم                          (gavāra-da xawi karom)
سَرپوشِ گَوارَي مَخمَل  سرپوش گهواره‌ات مخمل              (sarpuše gavāray maxmal)
چوءَ گَوارَي صَندَل   چوب گهواره‌ات صندل                         (čua gavāray sandal)

مواد اوليه و ابزار مورد استفاده در ديوَچِني
1. «دِسِّه»(desse):
در وفسی نخ را دِسِّه گويند که برای کار رويه‌بافی سه نوع مختلف داشت: «دِسِّه فرنگي» (desse-farangi) ، «دِسِّه اَرمَني» (desse-armani) و «دِسِّه نايد» desse-nāid)).
دِسِّه فرنگي (نخ فرنگی)، هم از جهت رنگ و هم از جهت جنس، کيفيت خوبي داشت؛ دِسِّه اَرمَني (نخ ارمنی)، رنگي متمايل به زرد و کيفيتي کمتر از دِسِّه فرنگي داشت. اين نخ‌ها از شهرهاي اصفهان و همدان خريداري مي‌شد. اما دِسِّه نايد (نخ نايين) که متعلق به شهر نايينِ يزد بود، رنگي به نسبت سفيدتر و کيفيت بالاتري داشت و قيمت آن در مقايسه با دو نوع ديگر، گران‌تر بود.

دِسِّه به صورت کلاف (kalāf) بود و بُغچه‌اي خريداري مي‌شد. هر بغچه حاوي 15 تا 20 کلاف بود و هر کلاف بين نيم کيلو تا يک‌کيلو وزن داشت. معمولا افرادي که در وفس مغازه داشتند و يا کساني که گيوه‌هاي آماده را براي فروش به شهرهاي ديگر مي‌بردند، اين نخ‌ها را خريداري کرده و در وفس مي‌فروختند.
کلاف‌هاي نخ را اصطلاحاً «دِسِّه خاو» (desse-xāw) (نخ خام) می‌گفتند که لازم بود کارهايي برای عمل‌آوری آن‌ها انجام شود تا قابل استفاده در ديوَچِني باشند. کارهاي عمل‌آوري نخ در وفس توسط همان زنان ديوَچِن (رويه‌باف) انجام مي‌شد و مانند بعضي نقاط ايران، گروه ديگري مسئول اين کار نبودند.

زنان و دخترانِ ديوَچِنْ، ابتدا نوع دِسِّه موردنظر خود را به صورت کلافي تهيه مي‌کردند. سپس کلاف‌هاي دِسِّه را به صورت چند لايه، پيچانده و نخ‌هاي چندلايه را «گُمبِله» (gombele) (گِرد) مي‌کردند. آن‌ها اين‌ کار را به وسيله «چارَ» (čāra) (دستگاه چهارچوب) انجام مي‌دادند. روش کار به اين صورت بود: ابتدا کلاف را به طور کامل بر روي چرخ مياني چارَ قرار داده و سر کلاف را در دست مي‌گرفتند و با پيچاندن چارَ، نخ را دور دست خود و يا تکه‌اي چوب مي‌پيچيدند تا گُمبِله (نخ گرد شده) درست کنند؛ بعد از اينکه به اندازه‌ي مورد نظر خود، دِسِّه را به شکل گُمبِله  پيچيدند، سر دِسِّه را پاره کرده و گُمبِله‌ی آماده شده را روي زمين قرار مي‌دادند. حال، هم سر دِسِّه‌ی روي چارَ و هم سر گُمبِله را در دست گرفته و دِسِّه جديد را به صورت دولايه بر روي دست خود و يا تکه چوبي مي‌پيچيدند تا گُمبِله دولايه درست شود. به همين ترتيب لايه‌هاي دِسِّه را افزايش داده و به تعداد مورد نظر مي‌رسانند که بين 4 تا 6 لايه متفاوت بود، اما معمولا نخ ها را به صورت 5 لايه پيچيده و آماده مي‌کردند.

البته بعضي افراد بر حسب عادت، بدون استفاده از چارَ و به کمک فرد ديگري، نخ‌ها را پيچانده و چند لايه مي‌کردند.
پس از پيچاندن، نوبت به ريسيدن يا تابيدن گُمبِلِ مي‌رسيد. براي اين کار، «چِلِّه» (čelle) (چرخ يا دوک نخ‌ريسي) را پيش روي خود قرار ‌داده و گُمبِله را هم در کاسه‌اي مسي مي‌گذاشتند و سرِ آن را به دست گرفته، نم مي‌زدند و دور «دُکّ» (dokk) (دوک: ميله کوچکي بود و به چرخ و دسته چِلِّ نصب بود) مي‌پيچيدند و ادامه نخ‌ها را به دست چپ مي‌گرفتند و با دستِ راست، دسته‌ی چِلِّه را مرتب مي‌چرخاندند. بدين شيوه، نخ‌ها از دور گُمبِله باز و دور دُکّ پيچيده مي‌شد و به صورت پيچيده‌اي به نام «دولچِه» (dulče) در مي‌آمد. نخ را قطع مي‌کردند، دولچِه را از سر دُکّ بيرون مي‌کشيدند و کنار مي‌گذاشتند. دولْچِه، نخ آماده شده براي ديوَچِني بود؛ اما بعضي افراد، باز هم دولچِه را به صورت گُمبِله يا «پيچينِه» (pičine) درمي‌آوردند و سپس براي ديوَچِني استفاده می‌کردند.

زنان و دختران با استفاده از گُمبِله يا پيچينه در ضخامت‌هاي مختلف (که اصطلاحاً آن را يک لايه يا چند لايه مي‌گويند) و سوزن مخصوص، به ديوَچِني مي‌پرداختند. هرچه نخ به کار رفته نازک‌تر باشد، مرغوبيت گيوه نيز بيشتر است.

2. «گَنْدوز»(ganduz): به سوزنِ ديوَچِني، گَندوز گفته مي‌شود. اين سوزن، فلزي باريک به بلندي 10 سانتي‌متر است و نوک کُندي دارد. گَندوز و دِسِّه مهمترين ابزار ديوَچِني هستند.

3. «گَندوزِ بِنَ‌پِلک»(ganduze bena-pelk): نوعي سوزن هم اندازه گَنْدوز، منتهي کمي ضخيم‌تر براي «بِنَ‌پِلک» زدن (bena-pelk). استاد شيوَکِش بعد از اتمام کار ساخت شيوَ، دورتادورِ‌ سطح مقطع داخلی آن را توسط نخ پنج لا و درفش مخصوص و به فرم زيگزاگ (مورب) تودوزی می‌کند که به آن پِلکْ گفته می‌شود. منظور از بِنَ‌پِلک، بافتنِ اولين دورِ ديوَ (رويه‌ گيوه) بر روی پِلکْ است که با ابزار گَندوزِ بِنَ‌پِلکْ انجام مي‌شود. هر دور يا رديف از گره در سطح رويه‌ی گيوه، يک «دوآرْ» (duār) گفته مي‌شود. واژه دوآر معادل ديوار در پارسی است.

 4. «خَط‌کِش»(xatkeš): خَط‌کِش، نوعي سوزن است که قطر و بلندي کمتر(6 سانتي‌متر)، ظاهري براق‌تر و نوکي تيزتر از گَنْدوز دارد. از خَط‌کِش براي زيباترکردن ديوَ استفاده مي‌شود؛ بعد از بافتن هر دوآر (ديوار)، خَط‌کِش را روي گره‌هاي آن دوآر مي‌کشند تا برجسته شده و زيباتر به نظر برسد.

5. «تِغْ»(teq): تکه‌اي تيغ برنده که براي بريدن دِسِّه مورد استفاده قرار مي‌گرفت. در دهه‌هاي اخير از تيغِ کوچکِ خودتراش براي اين کار استفاده مي‌شود.

6. «شيوَ»(šiva) و «تَختَه»(taxta) (کفی و تخت گيوه): در وفس برخلاف اکثر نقاط توليد گيوه در ايران که در آنها ديوَ و شيوَ، ابتدا جداگانه تهيه شده و سپس ديوَ بر روی شيوَ دوخته می‌شود، از همان ابتدا، ديوَ مستقيماً بر روي شيوَ که قبلاً توسط شيوَ‌کِش ساخته شده بود، بافته مي‌شد. يعني ديوَچِنْ، ابتدا شيوَ را به طور آماده تحويل مي‌گرفت و سپس شروع به بافتن ديوَ روي آن مي‌نمود. اين کار بر مرغوبيت گيوه توليدي مي‌افزود و از مراحلِ کار مي‌کاست، يعني به جاي اينکه سه گروه يا فرد مستقل يک گيوه را توليد نمايند، اين کار توسط دو نفر يا دو گروه انجام مي‌شد.
در مواردي که ديوَچِن نمي‌توانست شيوَ را تهيه کند از «تَختَه» (taxta) (تخته‌ي چوبي) به جاي شيوَ استفاده مي‌نمود و بعد از بافتن ديوَ بر روي تَختَه، آن را جدا کرده، بر روي شيوَ مي‌دوخت. اين نوع گيوه، کيفيت پايين‌تري داشت و به آن «ديوَ‌دوتَّ» (diva-dutta) (رويه دوخته شده) گفته مي‌شد. اين امکان نيز وجود داشت که ديوَ به تنهايي به فروش برسد.
تَخْتَ توسط نجارهاي وفس و در اندازه‌هاي گوناگون ساخته مي‌شد.

طرز بافتن رويه گيوه
زنان و دخترانِ ديوَچِن، ابتدا شيوَ و يا تَختَه را فراهم مي‌کردند. طرز بافتن روي شيوَ و تَختَه يکسان و شبيه هم بود، تنها تفاوتش اين بود که اگر ديوَ قرار بود روي شيوَ بافته شود ابتدا بايد با کمکِ گَندوزِ بِنَ‌پِلک، بر روي پِلک که توسط شيوَکِش در سطح گيوه بافته شده بود، بِنَ‌پِلک زده شود. ولي در هنگام استفاده از تَخْتَه، احتياجي به گَندوزِ بِنَ‌پِلک نيست (اين اصطلاحات در مبحث قبل توضيح داده شد) و به اين صورت عمل مي‌شود: ديوَچِن بعد از انتخاب تَخْتَه، پارچه‌اي روي آن مي‌کشد و از زيرِ تَخْتَه، پارچه را محکم مي‌کند. سپس بر روي پارچه يک «شَبَکه» (šabake) مي‌زند. يعني دورتادورِ روي تَخْتَه را، در اندازه‌ي مورد نظر خود مي‌بافد تا ديوَچِني را روي آن انجام دهد. بعد از اين کار همانندِ بافتن روي شيوَ، با استفاده از گَندوز شروع به بافتن مي‌کند.

براي استفاده از گَنْدوز که سوزن اصلي و در حقيقت مهمترين ابزار ديوَچِني است ابتدا آن را نخ مي‌کنند. سپس بسته به نوع کفي مورد استفاده (که در بالا توضيح داده شد)، بر روي بِنَ‌پِلک و يا بر روي شَبَکه، اولين و دومين دوآر بافته مي‌شود. يعني دورتادورِ شيوَ و دقيقاً بر روي بِنَ‌پِلکْ، دو دوآر با کمک گره‌هاي متوالي و در کنار هم بافته مي‌شود. بعد از بافتن دو دوآرِ اوليه، ديوَچِن به سراغ «پاشْنَ» (pāšna) (پاشنه) مي‌رود و نزديک به 7 تا 8 دوآر در قسمت پاشْنَ مي‌بافد که اصطلاحاً به آن «دوآرپاشْنَ» (duār-pāšna) (ديوارِ پاشنه) مي‌گويند. براي بافتنِ دوآرپاشنَ، از يک طرفِ پاشْنَ شروع مي‌کنند و با گره زدن‌هاي متوالي به طرف ديگر ختم مي‌کنند و سرِ دِسِّه را در ميان گره‌ها مخفي مي‌نمايند. بعد از پاشْنَ، وارد مرحله‌ي «پِنْجَ» (penja) (پنجه) مي‌شوند که قسمت جلوي ديوَ می‌باشد. بافتِ پِنْجَ از کمترين گره شروع شده و تا بالا و بيشترين گره افزايش پيدا مي‌کند تا اينکه به نزديکي و تقريباً مقابل پاشْنَ برسد. سپس دوباره به سراغ پاشْنَ رفته و چند دوآرِ ديگر روي آن مي‌بافند تا در محل مناسب خود قرار بگيرد. در نهايت با بافتن يک يا چند دوآرِ سراسري بر روي سطح مقطع نهايي رويه، که به آن «بَرْگَشت» (bargašt) مي‌گويند، کار بافتن رويه را تمام مي‌کنند. بَرْگَشت که در حقيقت لبه‌ي رويه است، به دليل نوع گره‌هايش، کمي ضخيم‌تر از ساير قسمت‌ها است و باعث قشنگي بيشتر گيوه مي‌شود. لنگه‌ي ديگر گيوه را نيز دقيقاً به همان اندازه و شکل لنگه‌ي اول مي‌بافند.

در هنگامِ ديوَچِني، اين امکان وجود دارد که توسط گره، اَشکال خاصي به منظور زيباتر کردن ديوَ در سطح آن، ايجاد شود. ساخت اين اشکال کار زنانِ باتجربه بود و وقت زيادي طلب مي‌کرد.
دِسِّه مورد استفاده براي ديوَچِني، در اغلب موارد سفيدرنگ بود و فقط در رويه‌ گيوه‌هاي بچه‌گانه، از نخ‌هاي رنگي استفاده مي‌شد. نخ‌هاي رنگي را خودِ زنان وفسي تهيه مي‌کردند به اين صورت که نخِ سفيد را در محلول رنگ مورد نظر خود مي‌جوشانيدند و سپس آن را زير نور آفتاب خشک مي‌کردند. رنگ‌هاي مورد استفاده بيشتر آبي و قرمز بود و مستقيماً از شهر خريداري مي‌شد.

ادامه دارد...

منبع:بهراد، مهدی(شهریور 1388)، ماهنامه صنعت کفش، سال شانزدهم، شماره 141، صفحات 56 و 57، تهران.

متن اصلی مقاله(همراه با تصویر) را می‌توانید از اینجا دریافت کنید(به فرمت PDF و حجم 253 کیلوبایت)

مطالب مرتبط: هنر گیوه‌دوزی در روستای وفس (قسمت اول)

2 نوشته شده در  شنبه 21 شهریور1388ساعت 16:10  توسط مهدی   | 

 

 

 

 

 

شنبه / 30 خرداد 1388 شمسی

2 نوشته شده در  دوشنبه 1 تیر1388ساعت 1:52  توسط مهدی  

 

 

 

 

 

دوشنبه / 25 خرداد 1388 شمسی

2 نوشته شده در  سه شنبه 26 خرداد1388ساعت 18:53  توسط مهدی  

حرف‌ها

گاهی اوقات بسیار عصبانی می‌شوم. بسیار ناراحت می‌شوم از دست وفسی‌ها. از دست این همه جور مردم که تحت نام وفس گرد هم آمد‌ه‌اند. واقعاً خیلی علاقه دارم که یک کارشناس جامعه‌شناسی یا مردم‌شناسی، ویژگی‌های جامعه وفس و مردم وفس را بررسی کند. واقعاً جامعه عجیبی است. واقعاً مردم عجیبی هستند و من مانده‌ام اینها چگونه توانسته‌اند چندین قرن در کنار هم زندگی کنند. گاهی اوقات حالم بهم می‌خورد از بعضی از آنها. نگاهشان که می‌کنی همه جای صورتشان را ریش پوشانده و تعصب مزخرف مذهبی از سر تا پای آن‌ها بیرون می‌تراود. افرادی که این دنیا را فقط مناسب روضه و گریه و زجر می‌دانند یا در ظاهر چنین نشان می‌دهند و در خفا کار دیگر می‌کنند.

در ضمن این افراد بسیار خسیس و بخیل هم هستند، حاضر نیستند یک قَران در راه رفاه خود و خانواده صرف کنند. واقعا حالم بهم می‌خورد وقتی یکی از آنها را می‌بینم که تا به حال چند بار به مکه و کربلا رفته ولی باز در فکر رفتن است یا بعضی از آنها در طول زندگی جمع می‌کنند و نمی‌خورند و وقتی مُردند تحویل وارث می‌دهند. غریبه‌ای به من می‌گفت همسایه‌ای وفسی از همین نوعی که در بالا توضیح دادم، دارد. مردِ این همسایه تا به حال دوبار مکه رفته اما همسر خود را نبرده و بی‌جهت از بردن او امتناع می‌کند و با اینکه آن مرد دائما و شبانه‌روزی در حال کار کردن است و وضع مالی بسیار خوبی هم دارد، اما سعی می کند تا زندگی را با کمترین خرج ممکن که همانا مرز زندگی و مرگ است، اداره کند.

یکی از همین نوع وفسی‌ها که اکثر مواقع در نماز اول وقت حاضر است مرا از تحقیق و نوشتن در مورد وفس سرزنش می‌کرد و می‌گفت وقت خود را بر روی این کارهای پوچ هدر نده!

تعصب کورکورانه مذهبی آدم را بدبخت می‌کند. وجود 14 مسجد(که اخیراً اکثر آن‌ها کاخ شده‌اند) در 14 محله وفس نشان از این تعصب دارد. هنوز که هنوز است اختلاف در بین محله‌ها وجود دارد. رفیقی داشتم که می‌گفت وفسی‌ها وقتی در شهر یکدیگر را می‌بینند قربان صدقه همدیگر می‌روند ولی به محض ورود به وفس، اگر آنها متعلق به دو محله جداگانه باشند دشمن یکدیگر می‌شوند. یا اگر مشاهده کرده باشید در همین وبلاگ، هر از چند گاهی، یکی از همین وفسی‌ها می‌آید و من را متهم می‌کند به طرفداری از فلان محله و فلان خانواده و ... در حالی که این احمق نمی‌بیند که وفس به خاطر همین اختلافات از بین رفت و مناطق اطراف از جمله کمیجانی‌ها توانستند به راحتی آب خوردن بخش را از وفس بگیرند و انگار نه انگار که اتفاقی افتاده و اتفاقا مسئول مستقیم حذف نام بخش وفس، یک مشت از همین نوع وفسی‌ها بودند. چند وقت پیش یکی از این‌ها را در وفس دیدم، بس که ریش در صورت داشت، او را نشناختم! این نوع وفسی‌ها حاضرند میلیون‌ میلیون پول برای مسجد و روضه و نذر بدهند اما حاضر نیستند 4 میلیون برای چاپ دو کتاب که چندین سال است در گوشه‌ای افتاده، خرج کنند.

چندین مرتبه برایم اتفاق افتاده که از وفس با اتوبوس به قم آمده‌ام. اتوبوس‌های وفس در اکثر مواقع سال جز زمستان‌ها شلوغ است و مسافران با زحمت و دردسر زیاد و رشوه دادن به ممدآقا(مسئول گاراژ) و پارتی‌بازی و ... سوار اتوبوس می‌شوند و در اکثر مواقع چند مسافر هم روی زمین می‌مانند و نه تنها به آنها صندلی نمی‌رسد بلکه در قسمت انتهای اتوبوس و میان اتوبوس و هرجای دیگر که قابلیت حمل زنده مسافر داشته باشد نیز جایی پیدا نمی‌کنند. این مسافران عزیز که فقط در مواقع خوب سال و آن‌هم برای گردش و تفریح و بریز و بپاش و ... به وفس آمده‌اند وقتی که می‌بینند جایی در اتوبوس پیدا نکرده‌اند شروع به نفرین وفس می‌کنند و آرزوی خرابی آن را سر می‌دهند. حال یکی نیست از این‌ها بپرسد که تُوی بی ‌ارزش، چه گُلی به سر وفس زدی که حالا آرزوی خرابی آن را می‌کنی؟! تو، اگر وفس این آب و هوای خوب و طبیعت زیبا را نداشت، هیچوقت اسمی هم از آن نمی‌بردی چه برسد که بخواهی به آنجا سفر کنی.

چندی پیش یکی از برنامه‌های تلویزیون با آقای بهزاد فراهانی، هنرمند بزرگ منطقه تاریخی فراهان، ارتباط تلفنی برقرار کرده بود تا پیرامون موضوعی با او صحبت و نظرش پرسیده شود؛ مجری برنامه قبل از شروع گفتگو، بیوگرافی مختصری از این هنرمند بیان نمود و زادگاه او را شهر اراک دانست اما آقای فراهانی در شروع صحبت‌های خود با شدت گفت: من متولد منطقه فراهان هستم نه اراک. شهر اراک بیش از 200 سال قدمت ندارد و ... . من بعد از شنیدن صحبت‌های این ایرانی بزرگ، به یاد هنرمندان و بزرگان وفسی افتادم. متاسفانه بعضی از این افراد نه تنها محل تولد خود را ذکر نمی‌کنند بلکه خیلی بیشتر علاقه‌مندند که آن‌ها را به نام شهرهای دیگر همچون قم، تهران یا اراک معرفی نمایند. مثلا آقای دکتر علی دارابی(جانشین فعلی صدا و سیما) تا به حال در جایی ندیده‌ام که گفته باشد در وفس متولد شده یا آقای دکتر علیرضا باریکلو (دکترای حقوق. نویسنده و استاد دانشگاه) و یا خانم مریم سقلاطونی (شاعر و نویسنده) و حتی شیخ عبدالنبی عراقی هم که حدود 40 سال قبل فوت کرده، خیلی کم به نام وفس اشاره کرده و اکثرا او را با نام های دیگری همچون عراقی، اراکی، نجفی، صبوری و ... می‌شناخته‌اند و هم اکنون هم یکی از دردسرهای تحقیق پیرامون این شخصیت بزرگ همین مسئله است که باید با چندین نام گوناگون تمام منابع موجود را بررسی کرد.

در پایان، حرف بسیار است و رمق ادامه کار بسیار کم و رفتارهای متعصبانه بسیار و ناراحتی‌ها فراوان و هرچه ناراحت بشوی و حرص بخوری، سودی ندارد که ندارد چرا که دور تسلسل بیهودگی حالا حالاها ادامه خواهد داشت و هنوز جامعه وفس و جامعه ایران پر است از افراد نادانی که به جای عقل، ریش دارند و به جای فکر، تعصب.

2 نوشته شده در  یکشنبه 4 اسفند1387ساعت 0:44  توسط مهدی   | 

ضرب المثل ترکی

دییردی بووس له یانوندا قوز سایوللار

کنایه از تاکید فردی روی موضوع خاص و عدم توجه طرف مقابل به گفته های وی به لحاظ عادی بودن و آشنایی بیشتر گوش شنونده، َبطوریکه گوینده تلاش و اصرار در تفهیم موضوع دارد ولی شنونده بی تفاوت به کار دیگر میپردازد و به زبان بی زبانی می گوید که: میدانم چه میگویی و یا چه میخواهی بگویی؛ به عبارت دیگر:تو بگویی ف، من تا فرحزاد میخوانم. 

صورت ظاهری و معنای لفظی:بووس(= وفس) به زبان محلی در محدوده شهرستان کمیجان و مناطق ترک نشین همجوار    بووسله=وفسی    قوز=جوز =گردو  

به دلیل اینکه وفس از قدیم الایام معدن گردو در استان و منطقه مطرح بوده و شمردن گردو توسط باغداران گردو بسیار آسان است و قادرند ضمن گوش دادن به حرف طرف مقابل و انجام کار دیگر گردو را نیز شمارش کنند (ترجمه لفظی: انگار در پیش وفسی گردو میشمارند).

منبع

2 نوشته شده در  پنجشنبه 12 اردیبهشت1387ساعت 15:34  توسط مهدی   | 

جاذبه‌های تاریخی و گردشگری استان مرکزی

مصاحبه رییس سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان مركزی با ایرنا:

... مهمترین جاذبه‌های طبیعی ‌استان مركزی نیز شامل: چشمه‌معدنی، آبگرم و سرچشمه محلات، چشمه‌های دوخواهران آستانه، عمارت عباس آباد، بلاغ حك و اسكان، سراب رضا آباد، غارهای چال‌نخجیر، كیخسرو، هیزج، سفیدخانی و سوله‌خونزا، منطقه حفاظت شده هفتاد قله، پناهگاه حیات وحش موته، شكارگاه‌های سفیدخانی و سیاه كوه،  سربند، چال خاتون و كوه میشو، شهباز و كوه سرو،  رشته‌كوه‌های راسوند، سرسختی و پاكل و چرّا و وفس است.

 

معرفی استان مرکزی در سایت معاونت امور مجلس و استان‌ها

جاذبه‌های استان:

آشتیان: موزه منزل میرزا هدایت وزیر دفتر/منزل معتمد الایاله/امامزاده روستای آهو/منزل عبدالعظیم قریب

 

اراک: حمام چهارفصل (موزه)/بازار تاریخی /موزه صنایع دستی (حسن پور)/سرای مهر /منزل خاکباز /مقبره آقانورالدین/هفتاد و دوتن ساروق/پیر مراد آباد/کلیسای مسروب/پارک کلاله/ دریاچه میغان

 

تفرش: امامزاده محمد فم/مسجد شش ناو/ امامزاده ابوالعلی/آرمگاه پرفسور حسابی /تکیه زاغرم/آب انبار بلور

 

خمین: بیت حضرت امام خمینی (ره) /موزه قلعه سالار محتشم/ منطقه گردشگری بوجه /امامزاده ابوالعلی ریحان/ شبستان مسجد جامع /تیمچه توکلی /بازار خمین

 

دلیجان: کاروانسرای دودهک /غار چال نخجیر /بازار نراق /آب انبار نراق

 

زرندیه: کاروانسرای خشک رود /حمام کلب علی خان خلج / یخچال مهدی آباد

 

ساوه: مسجد جامع /مسجد سرخ انقلاب/اشموئیل نبی/گنبد چهارسوق/ امامزاده سید اسحاق/ روستای چناقچی/قیزقلعه/ پل سرخ ده/ کاروانسرای باغ شیخ/ کاروانسرای آوه/ امامزاده سید هارون/ سد الغدیر (بند عباسی)

 

شازند: امامزاده سهل بن علی/بلاغ حک/پل دوآب/ کوه لجور/ سراب عباس آباد/سد هندودر/ پیست اسکی پاکل رشته کوههای شهباز / غار کیخسرو/عمارت / سراب اسکان

 

کمیجان: منزل قدیمی دارابی وفس/ قلعه خاندان بهادری

 

محلات: سرچشمه/ستون‌های خورهه/ آتشکده آتشکوه /یخچال نیم ور/ باغات گل /گلخانه کاکتوس/ آبگرم محلات

 

مطالب مرتبط:

خانه‌ی حاج محمدخان دارابی

2 نوشته شده در  چهارشنبه 11 مهر1386ساعت 15:42  توسط مهدی   | 

زنده‌یاد استاد محمدرضا محتاط؛ پدر فرهنگ‌شناسی بومی ‌اراک

شادروان استاد محمدرضا محتاطمحمدرضا محتاط در سال 1310 خورشیدی در اراک متولد شد. دوران ابتدایی تا دیپلم را در این شهر گذراند، در سال 1334 به استخدام آموزش و پرورش درآمد و به شغل معلمی مشغول گردید. پس از 6 سال تدریس در مدارس اراک در سال 1340 در رشته جامعه‌شناسی دانشگاه تهران با گرایش علوم‌اجتماعی، پذیرفته شد و همزمان با تحصیل به تدریس نیز مشغول بود، در سال 1344 از این رشته فارغ‌التحصیل شد و دیگر به تحصیلات دانشگاهی نپرداخت اما همزمان مطالعات اجتماعی و تاریخی خود را پیرامون فرهنگ، تاریخ، رجال استان مرکزی آغاز نمود. چند سال به تهران رفته و در دبیرستان‌های خوارزمی، انوشیروان و خرداد تدریس نمود. این اقامت زمان زیادی طول نکشید و پس از دو سال مجدداً به اراک مراجعت و تا سال 1360 ریاست و دبیری دبیرستان‌های شاهپور و محمدرضا شاه این شهر را به عهده گرفت و پس از آن بازنشسته گردید.

سال‌های فراغت او این امکان را پدید آورد تا طی 2 دهه مطالعات عمیق تاریخی اجتماعی خود را آغاز کند و به خلق آثار ارزشمند در این زمینه بپردازد.

 

آثار و تالیفات استاد

1) سیمای شهر اراک در 5 جلد: به عنوان اولین پژوهش در تاریخ و فرهنگ مردم، زبان، اصطلاحات عامیانه و گویش‌های اراک شامل واژه‌ها، اشعار محلی، مثل‌ها و کنایات و بازی‌های محلی، اکولوژی شهری، بوم‌شناسی و دموگرافی اراک، انتشار یافته و مورد استفاده پژوهشگران و اهل تحقیق قرار گرفت.

2) نامداران اراک، اراک، 1372(این اثر در ابتدا از سوی حسن صدیق گردآوری شده بود که توسط استاد، تصحیح و ویرایش شد و به چاپ رسید).

3) نامنامه استان مرکزی در 11 جلد، این اثر به سفارش استانداری مرکزی تالیف شده است و شامل ریشه‌یابی نام‌های شهرها، افراد، محله‌ها و روستاهای استان است که 2 جلد آن شامل اراک(و وفس)، 2 جلد درباره ساوه و برای دیگر شهرهای استان 1 جلد و یک جلد نیز نمایه است.

4) جاذبه‌هاى گردشگرى استان مركزى، 1372، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی

5) بررسی الفبا و خط در ایران و خوشنویسان اراک، چاپ اول، انتشارات کالج، 1370.

6) تذكره شعراى معاصر اراک

7) تاريخ ماد و سرزمين كنونى استان مرکزی

8) لهجه‌هاى ايرانى از عهد باستان تا حال

9) نگرش بر عدد هفت در کشورها و ادیان مختلف

علاوه بر این آثار، زنده‌یاد استاد محتاط ده‌ها مقاله در موضوعات گوناگون در نشریات مختلف استانی و کشوری چاپ کرده است.

 

سرانجام این پژوهشگر برجسته علوم‌فرهنگی و اجتماعی استان مرکزی، در شهریور 1384 و  در سن 74 سالگی بر اثر عارضه قلبی دارفانی را وداع گفت.

 

منابع:

1) ولاشجردی فرهانی، غلامعلی، نام‌های ماندگار، سیری در زندگانی مشاهیر و نامداران استان مرکزی، اراک، ناشر پیام دیگر، چاپ دوم، بهار 1382.

2) خبرگزاری ایرنا

2 نوشته شده در  جمعه 28 اردیبهشت1386ساعت 12:20  توسط مهدی   | 

نخستین ایرانی فضانورد

امروز دوشنبه - 27 شهریور 1385شمسی - مطابق با - 18 سپتامبر 2006میلادی - اولین ایرانی بعد از 50 سال از شروع عصر فضا توانست به خارج از جو زمین سفر کند. روزی چون امروز در تاریخ چند هزار ساله‏ی ایران، روزی کم نظیر می‏باشد و آیندگان از آن با افتخار یاد خواهند کرد.

 

خانم انوشه انصاری، اولین ایرانی است که توانست به خارج از جو زمین سفر کند. ایشان صبح امروز، در حدود ساعت هفت و سی دقیقه از پایگاه فضایی بایکونور قزاقستان به وسیله‏ی فضاپیمای سویوز -9 TMA  و به همراه مایکل لوپز آلگریا، فضانوردی از ناسا و کیهان نورد روسی، میخاییل تورین، بسوی ایستگاه فضایی بین المللی( ISS ) پرواز کرد.

 

این خانم با پشتکار ایرانی می گوید:« با دست یافتن به این آرزو که از دوران کودکی در سر داشتم، امیدوارم به جوانان سراسر دنیا بطور مسلم نشان دهم که هیچ محدودیتی برای آنچه که میخواهند بدست بیاورند وجود ندارد».

  

               

 

کل سفر خانم انصاری ده روز طول خواهد کشید. خانم انصاری قول داده است تا جایی که می تواند خاطرات هر روز این سفر را در وبلاگ خود به این آدرس بیان کند. همچنین علاقه مندان می توانند برای کسب اطلاعات بیشتر پیرامون نخستین فضانورد ایرانی و مشاهده‏ی عکس هایی از او به وب سایت ایشان مراجعه نمایند.

2 نوشته شده در  دوشنبه 27 شهریور1385ساعت 9:22  توسط مهدی   | 

روزنامه‏ی شرق توقیف شد

روز دوشنبه 20 شهریور 1385، روزنامه‏ی وزین شرق توقیف شد.

 

اگر چه انتشار و یا توقیف روزنامه‏ی شرق، به طور مستقیم ربطی به وفس و وفسی ها ندارد اما به دلیل اهمیت بیش از حد موضوع تصمیم گرفتم این خبر بسیار تاسف آور را در این وبلاگ بیان کنم.

روزنامه‏ی شرق احتیاج به تعریف و تمجید ندارد و هر کسی که اندک آشنایی با روزنامه ها و سایر رسانه‏های مکتوب داشته باشد به برتری بسیار زیاد این روزنامه نسبت به سایر رسانه‏های مکتوب اذعان دارد.

واقعا باید متاسف باشیم از اینکه چنین اتفاقاتی در کشور عزیزمان، ایران، رخ می دهد و همگی باید در جهت بازشدن هر چه بیشتر فضای جامعه ایران تلاش نماییم.

 

کاریکاتور زیر، ظاهرا همان کاریکاتوری است که روزنامهی شرق به خاطر آن توقیف شد:

 

 

 

تصویر از علی قدیمی.

 

در سایت هفتان پیرامون این کاریکاتور آمده است:« هاله نور و مناظره روسای جمهور ایران امریکا»

 

بد نیست این مطلب طنز نیک آهنگ کوثر را هم بخوانید.

2 نوشته شده در  چهارشنبه 22 شهریور1385ساعت 16:52  توسط مهدی   | 

وبلاگ وفس یکساله شد

یکسال گذشت. سال قبل در چنین روزی این وبلاگ را ثبت کردم و اولین پست را در آن نوشتم.

هدف من از ایجاد و راه اندازی این وبلاگ چه بود؟ ادای دِین و وظیفه در مقابل پدران، گذشتگان و نیاکانم.

 

مگر می توان وفس را فراموش کرد؟! مگر می توان تاریخ چند هزار ساله ی وفس را از یاد برد؟! مگر می توانم نسبت به تهدید و زوال گویش شیرین وفسی که نیاکانم آن را از ۳۰۰۰ سال قبل تا کنون حفظ کرده اند و اکنون به من و ما رسیده است، بی تفاوت باشم؟ مگر می توانم تاریخ نگاری ملا میر محمد باقر از واقعه کشتار قومم را بشنوم و نسبت به آن بی تفاوت باشم؟ اصلا ملا محمد باقر چرا این واقعه را نگاشت؟ هدف او چه بود؟ چه سودی دارد که من امروز بدانم، ۳۰۰ سال قبل، ۱۱۰۰۰ نفر از مردم قومم کشته و اسیر شدند و بعضی از اسرا دیگر هرگز نتوانستند به وفس بازگردند؟ آیا هدف من همان هدف او نیست؟ آیا او نیز نمی خواست نسبت به پدرانش ادای وظیفه نماید و ظلمی که بر آنها رفته است را بازگو نماید تا جوانان حال حاضر وفسی بدانند  میراثی که هم اکنون در دست آنهاست چه از سر گذرانده؟

مگر می شود در قوم و مردم خود و در بستگان خود، دانشمندانی چون شیخ عبدالنبی وفسی، دکتر حاج محمد خان دارابی، سید مبین وفسی، شیخ محمد رضا ظهیری، میرزا محمد آقا سجادی، میرزا عبدالباقی سجادی،  حاج شیخ احمد آقا انصاری، آقا صادق سجادی، میرزا حبیب سجادی، میرزا زکی سجادی، میرزا علی اکبر مدنی، شیخ مهدی ظهیری، ملا رمضانعلی بادینلو و ده ها و صد ها شخصیت برجسته علمی داشته باشی و باز هم نسبت به وفس بی تفاوت باشی؟ آیا می توان به علیقلی خان دارابی، مردی کامل، مقتدر و با درایت که در مقام مقایسه همچون شاه عباس وفس بود و دوران او دوران قدرت و شکوه و دوران پیشرفت و توسعه وفس بود، عشق و علاقه نداشت؟ آیا می توان شاعران و هنرمندانی چون همافر عراقی، حاج ابوالقاسم خاکی، میرزا رفیع رفیعا داشت و باز نسبت به وفس بی تفاوت بود؟ و سنگین تر از همه آیا می توان شهدای وفس را فراموش کرد؟ زمانی که شهدا هنوز در بین ما بودند وفس چه وضعی داشت و در حال حاضر چه وضعی دارد؟!

ده ها و صد ها سئوال دیگر از این نوع می توان طرح کرد و آنها را علاوه بر شخصیت های وفس به سایر ویژگی های طبیعی، اجتماعی و فرهنگی وفس تعمیم داد.... و جواب من به عنوان یک جوان وفسی، به همه ی آنها منفی است، من نمی توانم وفس را فراموش کنم، نمی توانم نسبت به گذشته اش بی تفاوت باشم و به آینده ی آن اهمیتی ندهم. من نه تنها شخصیت های قوم و مردم خودم را فراموش نمی کنم بلکه به آنها افتخار می کنم و آنها را الگوی خودم قرار داده ام و باید بگویم که همین اهمیت و احترام قائل شدن برای پدران و نیاکانم را نیز از خود پدران و گذشتگانم فرا گرفته ام. من این احترام را از ملا میر محمد باقر فرا گرفته ام؛ من آن را از ملا رمضانعلی بادینلو که سعی و کوشش زیادی در حفظ آثار گذشتگان از جمله شیخ عبدالنبی داشت، آموختم؛ من آن را از میرزا محمد آقا سجادی، از حاج محمد علی نمازیخواه، از مشهدی محمد تقی نظری، از ملا صفر نظری، از عطاء الله بادینلو، از دکتر فریدون دارابی و از ده ها تن از اقوام و خویشاوندانم آموختم که در راه آبادانی و پیشرفت وفس بسیار تلاش کردند و وظیفه ی خود را به نحو احسن انجام دادند و مطمئن هستم که اغلب جوانان وفسی نیز چنین حسی دارند.

خوشبختانه در زمان حاضر نیز افراد فراوانی هستند که در راه توسعه وفس تلاش می کنند و بسیار به گذشته و آینده ی وفس اهمیت می دهند و واقعا مایه ی دلگرمی و امید سایر وفسی ها می باشند.

استاد عزیزالله سمیعی، در طی چند سال تحقیق و مطالعه دو کتاب بسیار با ارزش در مورد وفس تالیف کرده اند. آقای غلامرضا ملایی تا به حال چندین مقاله در نشریات مختلف پیرامون وفس چاپ کرده اند و در حال حاضر نیز تحقیقات و مطالعات ایشان ادامه دارد. آقای سید مصطفی سجادی به همراه آقایان علی الله اکبری، حسین تعلیمی، حسین رضا حاجیلو، غلامحسن حسین خانلو، سید مجتبی سجادی، حسین فریدونی و ... در سال ۱۳۷۵ ستاد یادواره شهدای وفس را تاسیس کردند و تا کنون چهار دوره یادواره ی شهدا را برگزار نمودند. ستاد یادواره شهدای وفس با همکاری نویسندگان گرامی آقایان ملایی و علی باباجانی، کتاب وفس در گذر زمان را در سال ۱۳۷۶ منتشر نمود. آقای علی باباجانی، نویسنده ی موفق وفسی تا کنون مقالاتی پیرامون وفس در نشریات مختلف چاپ کرده اند و اهداف و برنامه های بسیاری در ذهن دارند. جمعی از همشهریان وفسی از جمله آقایان حاج محمد موسولو، امان ناصری، حاج حسین اسدی، علی کلاهی، علی سیبی، نقدی و... در سال ۱۳۷۶ به تعمیر و نوسازی امامزاده حاج رضوان(ع) که در قلب همه ی وفسی ها جا دارد، پرداختند و جاده ای برای آن ایجاد نمودند. آقای اله رضا باباجانی و حاج آقا رضا سمیعی از سال های دور، زحمات فراوانی در راه توسعه وفس کشیده اند.

این موارد و ده ها شخص و عمل و فعالیت دیگر وجود دارد که می تواند مورد استناد قرار گیرد که هم باعث دلگرمی و هم راهنمای فعالیت ما جوانان وفسی می باشد.

و حال که همه ی این مطالب را گفتم باز می پرسم:

هدف من از ایجاد و راه اندازی این وبلاگ چه بود؟ ادای دِین و وظیفه در مقابل پدران، گذشتگان و نیاکانم؛ و وقتی این احساس وظیفه با عشق و علاقه همراه شود، کار بسیار ساده تر و شیرین تر می شود.

وظیفه ی ما این است که یاد و خاطره ی آنها را زنده نگه داریم تا خود زنده بمانیم. وظیفه ی ما این است که میراث آنها را به بهترین شکل به آیندگان برسانیم تا همانگونه که ما هویت خود را می شناسیم و به آن می بالیم آنها نیز بدانند چه گذشته ای داشته اند و انشاء الله این وبلاگ ها و سایت وفس و سایر کارهای فرهنگی، محرک و معلولی برای انجام اقدامات عملی گردد و ما از طریق توسعه فرهنگی به توسعه ی زیربنایی، تاسیساتی و ... نائل شویم.

 

**********************

 

آمار و اطلاعات پیرامون یکسال فعالیت

در طی یکسال گذشته، کلا ۱۲۵ پست در این وبلاگ نوشته شد که به طور میانگین هر سه روز، یک پست را شامل می شود. این پست ها موضوعات مختلفی را در بر می گیرد که تقسیم بندی آنها در باکس آرشیو موضوعی موجود می باشد. در موضوعات اخبار وفس و گویش وفسی، مطالب بیشتری نگاشته شد.

 

خوشبختانه تعداد بازدیدکنندگان و خوانندگان وبلاگ نیز روز به روز افزایش یافت و این روند هم اکنون نیز ادامه دارد. در حال حاضر، تعداد بازدیدکنندگان وبلاگ بین حدود ۲۵ تا ۵۰ نفر در هر روز متغیر می باشد و تعداد دفعاتی که در یک روز صفحات وبلاگ بازدید شده است تا حدود ۸۰ مرتبه هم رسیده است. همچنین، هم اکنون حدود ۵۰ نفر در خبرنامه وبلاگ عضویت دارند.

 

برای من، مهمتر از همه این است که بتوانم تعداد بیشتری از همشهریان وفسی را در اینترنت شناسایی کنم و با آنها ارتباط مستقیم برقرار نمایم و خیلی خوشحالم که این هدف تا به حال به خوبی محقق شده است و به واسطه همین ارتباطات با بسیاری از همشهریانم در تهران، اراک، قم، کرمان و سایر شهرها آشنا شده ام و از نظرات و راهنمایی هایشان و یا از مطالبی که ارسال کرده اند، در تهیه مطالب استفاده نموده ام. در حال حاضر، حدود ۵۰ نفر در گروه وفسی ها عضو هستند که به طور تدریجی در حال افزایش می باشند.

 

نتایج نظرسنجی

بخش نظرسنجی وبلاگ در تاریخ ۲۷ اسفند سال گذشته ایجاد گردید. تا امروز، ۹۱ نفر در نظرسنجی شرکت کرده اند و به سئوال « نظر شما در مورد کیفیت(هم محتوا و هم قالب) این وبلاگ چیست؟» جواب داده اند.

۵۶ درصد افراد، وبلاگ را عالی دانسته اند. در بین ۴۴ درصد باقیمانده نیز ۱۵ درصد وبلاگ را خوب، ۱۵ درصد آن را متوسط و در نهایت  ۱۳ درصد نیز، وبلاگ را ضعیف توصیف کرده اند.

 

سایر وبلاگ های وفسی

خوشبختانه در یک سال گذشته حدود ۱۰ وبلاگ وفسی دیگر ایجاد شد که البته تعدادی از این وبلاگ ها فقط دو سه مطلب دارد و در حال حاضر نیز راکد می باشد. فعال ترین وبلاگ، وبلاگ حاج رضوان، می باشد که دوست گرامی ام، آقای احمد باباجانی در آن مطلب می نویسند. وبلاگ فعال دیگر، وبلاگ سعید عزیز است که به طبیعت وفس می پردازد و تا کنون مطالب جالب و متنوعی را در آن نوشته است. خود من نیز در این مدت دو وبلاگ جدید با نام های « سرزمین وفس» و « لینک های وفس» ایجاد نمودم. وبلاگ سرزمین وفس به تقسیمات جغرافیایی منطقه و دلایل حذف بخش وفس می پردازد. به دلیل کمبود وقت، این وبلاگ با فاصله ی زمانی بیشتری به روز می شود. وبلاگ لینک های وفس نیز همانطور که در شرح آن آمده است، راهنما و آرشیو لینک ها و اطلاعات مربوط به وفس در اینترنت، می باشد.

 

اهداف و مقاصد آتی

همانطور که قبلا چند مرتبه در این وبلاگ اعلام کردم، هدف آتی و برنامه ی اصلی من و دوستانم، راه اندازی پایگاه الکترونیکی جامع وفس می باشد. در یکسال گذشته نیز تلاش های فراوانی در این زمینه صورت گرفت ولی متاسفانه به دلیل مشکلات موجود، نتوانستیم سایت را راه اندازی کنیم. به هر حال امیدوارم که  در آینده ای نزدیک این امر مهم تحقق یابد. هدف دیگر، ایجاد بخشی تحت عنوان « وفس شناسی » در کتابخانه عمومی شیخ عبدالنبی وفس می باشد که انشاء الله این کار در تابستان انجام خواهد شد و به تدریج در سال های آتی و با کمک تمام وفسی ها، تکمیل خواهد گردید. امیدوارم این بخش کوچک، پایه و زمینه ای برای تاسیس خانه ی فرهنگ و مردم شناسی وفس گردد.

 

دوستان و همراهان

مطالب، تصاویر و سایر اطلاعاتی که در یکسال گذشته در این وبلاگ مورد استفاده قرار گرفت در نتیجه ی زحمات تعداد زیادی از دوستانم از جمله آقایان حسین نظری، حسینعلی حاجیلو، محمود باریکلو، حسن باریکلو(دهیار وفس)، محمود رضا طالبی، اله رضا باباجانی، محمد کاظم سمیعی، سید سعید سجادی، احمد باباجانی و ... و همچنین خانم پروین دارابی حاصل گردید که در همین جا از همه ی آنها تشکر می کنم.

2 نوشته شده در  پنجشنبه 22 تیر1385ساعت 10:20  توسط مهدی   | 

باکس « دانلود کنید»

هدف از ایجاد این باکس در وبلاگ، ارائه اطلاعاتی در مورد وفس در قالب تصویر، فیلم، صوت، متن، فایل های PDF و اشکال دیگر اطلاعات است که حجم بالایی دارند؛ این اطلاعات یا از قبل بر روی اینترنت وجود داشته اند( توسط سایر افراد و شرکت ها بر روی اینترنت قرار گرفته اند) و یا خود من، آنها را آپلود کرده و بر روی اینترنت قرار داده ام که البته در بیشتر موارد، نوع دوم صادق است.

 

روش های دانلود کردن(چه در این وبلاگ و چه در کل اینترنت):

روش اول) بدون استفاده از نرم افزار دانلود؛ در این روش برای دانلود اطلاعات، روی لینک مورد نظر رفته و رایت کلیک کنید و از منوی باز شده، گزینه « Save Target As… » را انتخاب کنید، پس از چند لحظه پنجره ای باز می شود و از شما مکان مورد نظرتان (بر روی کامپیوتر خودتان) برای ذخیره این اطلاعات را می خواهد؛ شما باید پس از تعیین مکانی، دکمه ی « Save » را فشار دهید تا دانلود آن اطلاعات آغاز شود.

 

روش دوم) با استفاده از نرم افزار دانلود؛ این روش خیلی ساده تر و بهتر از روش قبلی می باشد. در این روش از نرم افزار ویژه ی دانلود که قبلاً آن را بر روی کامپیوتر خود نصب کرده اید، استفاده می کنید. نرم افزار های زیادی برای دانلود اطلاعات از اینترنت وجود دارد که هر کدام ویژگی ها و مزایای خاصی دارند؛ اما یکی از نرم افزار های بسیار خوب برای دانلود اطلاعات، نرم افزار « Download Accelerator plus (DAP) »  می باشد که به دلیل رایگان بودن، معمولا" به راحتی در دسترس است و در همه ی « مجموعه نرم افزارها» وجود دارد.

در این روش، ابتدا نرم افزار ویژه ی دانلود را نصب می کنید. پس از نصب این نرم افزار، به صورت اتوماتیک گزینه ای به منوی بازشونده رایت کلیک، اضافه می شود؛ مثلا" پس از نصب نرم افزار « Download Accelerator plus (DAP) »، دو گزینه « Download with DAP » و « Download all with DAP »، به منوی بازشونده رایت کلیک اضافه می شود؛

پس از نصب نرم افزار، بر روی لینک مورد نظر رایت کلیک کرده و از منوی بازشونده، گزینه « Download with DAP » را انتخاب کنید، پس از چند لحظه پنجره ای باز می شود و از شما مکان مورد نظرتان (بر روی کامپیوتر خودتان) برای ذخیره این اطلاعات را می خواهد؛ شما باید پس از تعیین مکانی، دکمه ی « Start Download » را فشار دهید تا دانلود آن اطلاعات آغاز شود.

 

توضیح در مورد خود باکس « دانلود کنید »:

این باکس در ستون میانی وبلاگ و در زیر باکس « سایر وبلاگ های وفسی» قرار دارد.

در حال حاضر، 12 مورد برای دانلود وجود دارد که در زیر به معرفی اجمالی هر یک از آنها می پردازم:

1) فیلمی کوتاه از حاج رضوان(امامزاده زیبای وفس)حجم 1.88 مگا بایت

این فیلم کوتاه مستند که در « جشنواره فیلم های کوتاه ایران » نیز شرکت کرده بود، توسط آقای « محمد مهدی محمدی » و تعدادی از دوستانشان تهیه شده است.

2) گزارش جلسه حضور مسئولین استان مرکزی در وفس، چهارم دیماه  1384- حجم 200 کیلو بایت

گزارش مکتوب حضور معاون استاندار و فرماندار شهرستان و چند تن دیگر از مسئولین استان مرکزی در وفس.

3) نقشه مهندسی مناطق مسکونی وفسحجم 400 کیلو بایت

واقعا" جای خوشحالی دارد که چنین نقشه ای در حال حاضر از وفس تهیه شده است. این نقشه را از « سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان مرکزی » بخش نقشه برداری، گرفته ام. تنها عیب این نقشه این است که فقط نام بعضی از محله ها، کوچه ها، مساجد و ... ذکر شده( که بعضی از آنها نیز غلط می باشد) که باید یا خودمان آنها را اضافه کنیم و یا با پیگیری، از مسئولین مربوطه بخواهیم تا نسبت به تکمیل آن اقدام کنند.

4) مقاله: «گویش وفسی، مثل ها و متل ها» - حجم 250 کیلو بایت

این مقاله توسط آقای غلامرضا ملایی در « فصلنامه راه دانش؛ شماره مسلسل 5 ؛ بهار و تابستان 1376 ؛ صفحه 85 تا 118 » به چاپ رسیده است. در این مقاله که در مورد گویش وفسی می باشد تعداد زیادی ضرب المثل های وفسی به زبان وفسی و فارسی ذکر شده است.

5) «کو ووسی قرار اودانی؟» شعری به زبان وفسی- بخش اول؛ حجم 4 مگا بایت

6) «کو ووسی قرار اودانی؟» شعری به زبان وفسی- بخش دوم؛ حجم 4 مگا بایت

این شعر به گویش محلی می باشد و در حدود 80 بیت دارد؛ شاعر این شعر بسیار زیبا، جناب آقای اسدپور( تعزیه خوان معروف وفس) می باشد و خواننده آن نیز آقای علی سلمانی هستند. این کلیپ صوتی به دلیل حجم بالا در دو بخش ارائه شده است.


7) مجموعه تصاویر کوچه های وفس(24 تصویر)حجم 2 مگا بایت

حاوی 24 تصویر از کوچه های زیبا و بسیار قدیمی وفس.

دو تصویر زیر به عنوان نمونه از این مجموعه ارائه شده است.

                              کوچه های وفس        کوچه های وفس


8) مجموعه تصاویر ماهواره ای وفس(14 تصویر)حجم 2 مگا بایت

حاوی 14 تصویر ماهواره ای که با استفاده از نرم افزارGoogle Earth   تهیه شده است. نامگذاری ها و سایر اصلاحات را خودم انجام داده ام.

دو تصویر زیر به عنوان نمونه از این مجموعه ارائه شده است.

                             تصاویر ماهواره ای         تصاویر ماهواره ای


9) مجموعه تصاویر مسجد حضرت ابوالفضل(ع)(20 تصویر)حجم 1.4 مگا بایت

حاوی 20 تصویر از مسجد حضرت ابوالفضل(ع) که یکی از پرابهت ترین مساجد روستای وفس می باشد و در میان وفسی ها جایگاه رفیعی دارد.

10) مجموعه تصاویر مسجد خیبر(زرده کور)(22 تصویر)حجم 1.4 مگا بایت

حاوی 22 تصویر از مسجد زیبا و تاریخی خیبر(زرده کور) در محله ی « خیبر».

11) نقشه زمين شناسي برگه 1:100000 وفس  حجم 2.13 مگا بایت

گزارش زمین شناسی ورقه یکصد هزارم وفس

ورقه یکصد هزارم وفس در گوشه شمال خاوری چهار گوش دویست و پنجاه هزارم همدان، است. این اطلاعات به صورت فایل PDF است.

12) نقشه زمين شناسي اسکن شده 1:100000 وفس  حجم 1.60 مگا بایت

این نقشه همان نقشه مورد شماره 11 است با این تفاوت که فرمت آن عکس می باشد.


توجه: وبلاگ « سرزمین وفس» ، آپدیت شده است و به زودی مطلبی کامل در مورد علی حسنی، خواهم نوشت.
2 نوشته شده در  پنجشنبه 4 اسفند1384ساعت 8:53  توسط مهدی   | 

سلام

من دوباره برگشتم؛

مشکلات هنوز پابرجاست ولی من تصمیم گرفتم نوشتن و مطالعه را در مورد وفس ادامه بدهم.

همچنین با مشورتی که با بعضی از دوستانم انجام دادم تصمیم گرفتم وبلاگ جدیدی در مورد وفس ایجاد کنم؛ اسم این وبلاگ « سرزمین وفس» است که بر گرفته از یکی از متون تاریخی درباره وفس می باشد. موضوع اصلی این وبلاگ بررسی و پاسخ به یک سئوال بسیار مهم برای همه وفسی ها می باشد، و آن سئوال این است که :

چرا در سال 1382 شمسی، وفس از یک بخش که 4 دهستان و 71 روستا تابع آن بودند به فقط یک روستا و آنهم تابع یکی از دهستانهای سابق خود تبدیل می شود؟!

 

همچنین در این مدتی که نبودم کل اینترنت رو زیرو رو کردم و مطالب زیادی در مورد وفس پیدا کردم، که تصمیم گرفتم تا جایی که میشه اونها رو دسته بندی کنم و لینک هاشون رو در وبلاگ بیاورم و ستونی که الان در وسط قرار گرفته کلا" لینک های مربوط به وفس و آبرنگ (ییلاق وفس) هستش؛ و همینطور لینک هایی از سه روستای همجوار و وفسی زبان یعنی چهرقان و فرک و گورچان هم به این مجموعه اضافه کردم که امیدوارم رفقای چهرقانی و فرکی و گورچانی از این مطالب استفاده کنند.

2 نوشته شده در  چهارشنبه 16 آذر1384ساعت 2:12  توسط مهدی   | 

غيبت صغري

سلام

پنج ماه گذشت؛

و فعاليتي كوتاه در عرصه وبلاگ نويسي؛

يكي از اهداف من از راه اندازي اين وبلاگ زمينه سازي براي ايجاد يك سايت ثابت و دائمي در مورد« روستاي وفس » بود، ولي در حال حاضر به دليل وجود مشكلاتي نمي توانم اين سايت را ايجاد كنم و انجام آن را به آينده اي نزديك موكول كردم.

و اما در مورد وبلاگ نيز بايد بگويم كه به دليل فقدان وقت كافي، تا حدود چندين ماه تا يك سال ديگر نمي توانم آن را آپديت كنم اما حتما" هر سه تا چهار هفته يكبار به وبلاگ و پست الكترونيك « روستاي وفس » سَر مي زنم تا اگر مطلب و يا سخني از طرف دوستي مطرح شده باشد، بخوانم و جواب دهم.

دو نكته و مطلب مهم:

  1. تشكر مي كنم از همه دوستاني  كه در اين مدت به وبلاگ « روستاي وفس » سَر زده، مطالب را خواندند و نظر دادند و خصوصا" از كساني كه به اين وبلاگ لينك دادند.
  2. تشكر مي كنم از وفسي هايي كه به وبلاگ سر زدند(آقاي محمد حسن محمدي مهر، دوست عزيز چهرقاني، آقاي محمد حاجيلو، احمد آقا، آقاي مهدي حسيني، آقاي محمد حيدري) و نظرات دلگرم كننده اي را بيان كردند و همينطور تقاضا مي كنم از همه وفسي هايي كه اين وبلاگ را مي خوانند كه حتما" آدرس الكترونيكي خود را براي من ارسال كنند تا بتوانم با آنها ارتباط برقرار كنم و از آنها در برنامه هاي آتي كمك بگيرم.
2 نوشته شده در  چهارشنبه 18 آبان1384ساعت 7:46  توسط مهدی   | 

معرفي و تعيين هدف از ايجاد اين وبلاگ

به نام خدا

سلام

من مهدي هستم 22 ساله، در قم متولد شدم و در قم هم بزرگ شدم ولي اصالتا" وفسي هستم .(چون پدر و مادر من هم همانند خيلي از همشهري هايم، سال ها قبل از روستاي وفس به شهرهاي اطراف مهاجرت كردند از جمله اراك، قم و تهران و چون اكثر وفسي ها به قم رفته بودند ... ).

من به روستاي وفس، مردم وآداب و رسوم و همچنين به گويش آن علاقه زيادي دارم و مطالعاتي رو هم در اين راستا انجام داده ام و تصميم دارم در اين وبلاگ به اين مسائل بپردازم تا بدين وسيله قسمتي از دين خودم را نسبت به گذشتگان و نياكانم ادا بكنم. من قصد دارم تا روستاي وفس رو در درجه اول به تمام ايراني ها (چرا كه بنا به گواهي تاريخ بلوك وفس يكي از قسمت هاي مهم و تاثيرگذار دردوره اي از ايران بوده است) و در درجه دوم به تمام دنيا معرفي كنم(كه در حقيقت همان معرفي ايران و ايراني است) و اميدوارم با همكاري و همراهي دوستان و اطرافيانم و همچنين شما خوانندگان اين وبلاگ بتوانم اين كار را انجام دهم.

من در اين وبلاگ از مطالب اساتيد و بزرگاني چون مرحوم استاد ابراهيم دهگان، استاد محمد رضا محتاط، استاد عزيز الله سميعي و آقاي غلام رضا ملايي و همينطور وفسي شناس بزرگ آمریکایی آقاي دونالد استيلو استفاده خواهم كرد و لازمست در همين ابتدا دو مطلب را ذكر كنم:

1.      لطفا" هر سئوالي در مورد وفس (پيشينه تاريخي، منطقه جغرافيايي، گويش و...) داريد حتما" مطرح كنيد و من هم قول مي دهم تا جائي كه بتوانم براي يافتن جواب سئوال شما وقت بگذارم.

2.      لطفا" هر منبعي را مي شناسيد كه در مورد وفس مطالبي را حتي در يك خط بيان كرده حتما" آن را به من اطلاع دهيد تا از آن مطلب در وبلاگ استفاده كنم.

2 نوشته شده در  چهارشنبه 22 تیر1384ساعت 1:21  توسط مهدی   | 

وفسی ها

پروفسور دونالد استیلو(وفسی شناس بزرگ آمریکایی)
رضا آقاخانی(تهران)
ابراهیم اباذری(تهران)
عباس ادیبان(قم)
فریبا ایرانی(تهران)
مریم اسمعیل پور(تهران)
محمد هادی ایمانی
علی باباجانی(قم)
مهندس احمد باباجانی(قم)
سعید باباجانی(تهران)
محمدرضا باباخانلو(تهران)
باباخانلو(تهران)
امیرحسین بادینلو
رضا بادینلو
امیر بادینلو
محمود بادینلو(آمریکا)
قاسم بادینلو(آمریکا)
نورا بادینلو(آمریکا)
آرش بادینلو(آمریکا)
لیلا بادینلو(آمریکا)
امیر بادینلو(آمریکا)
سارا بادینلو(آمریکا)
احمد بادینلو
مهدی باریک لو(قم)
دکتر علیرضا باریکلو(قم)
علیرضا باریکلو(تهران)
محمدنقی باریکلو(ورامین)
داوود بندی(قم)
مهندس علی بهادری(تهران)
مهندس علی رضا بهراد(قم)
مهندس حمید بهراد(تهران)
مهدی پناهی(تهران)
مسعود جهانی(تهران)
سید مهدی حسینی(تهران)
سمیرا حسینی(قم)
محمد حیدری(ابوظبی)
محمدرضا حیدری
آقای حکاک(تهران)
دکتر محمد اسماعیل دارابی(تهران)
علی رضا دارابی
رامین دارابی(قم)
غلامرضا دارابی(قم)
حسين رضا دارابی(تهران)
غلامرضا دارابی(تهران)
علی‌صالح دارابی(کرج)
هادی رضائی(اراک)
اسماعیل رضوانی فر(قم)
سید احسان سجادی(اراک)
سید مجتبی سجادی
سید مجید سجادی(اراک)
سید محمود سجادی
سیدمصطفی سجادی(قم)
سرهنگ داوود سلطانی(تهران)
استاد عزیزالله سمیعی(خمین)
مهندس محمد کاظم سمیعی(قم)
محمد حسین سمیعی (قم)
مهندس مجتبی سمیعی(تهران)
کیهان سمیعی(خمین)
حمید رضا سمیعی(تهران)
عصمت سمیعی(تهران)
بتول سمیعی(تهران)
اعظم سمیعی(تهران)
عبدالرضا سمیعی(تهران)
هادی سميعی(تهران)
ابوالفضل سمیعی(قم)
محمد سمیعی(کرمان)
علیرضا سمیعی وفسی(تهران)
مهندس محمد سمیعی(کرمان)
سیدمهدی صیفی(تهران)
سیدمحمدرضا صیفی(تهران)
مهندس محمود رضا طالبی(تهران)
دکتر محمود ظهیری(تهران)
محمد ظهیری(تهران)
احسان ظهیری
مهندس هادی علوی(اهواز)
استاد علیرضا مجیدی(کرج)
دکتر مجید مجیدی(همدان)
محمد رضا مجیدی(کرج)
سید مجتبی مدنی(اراک)
علیرضا مرادی وفسی
محمد حسن محمدی مهر(قم)
مهدی ملایی(کرمان)
علیرضا ملایی (تهران)
مهندس محمدرضا ملایی (آمریکا)
مهندس مسعود ملایی (تهران)
رضا مقیمی
مهدی موسولو(قم)
سیدعلیرضا موسوی‌پور
مهندس سید محمد میری(تهران)
سید میر عماد میری وفسی
سید رضا نبوی(اراک)
مهندس روح الله ندری(تهران)
محمد نظری(تهران)
ستوده وفسی(آلمان)
علی وفسی

گالری تصاویر وفس

خردادماه
تابستان
گلهای بهاری
زردآلو و محصولات آن
تیم دوچرخه سواری در وفس
طبیعت وفس
مساجد وفس
دیدنی های وفس
مردمان وفس
میوه های وفس
وفس
غدير در حسينيه وفسي هاي مقیم قم
مسجد وفسي هاي مقیم قم(محرم 87)
نمايشگاه عاشورا در وفس(محرم 87)
کودکان و نوجوانان(محرم 87)
تعزیه در وفس(محرم 87)
حسينيه وفسي هاي مقیم قم(محرم 87)
دسته های عزاداری(محرم87)
گوناگون

مطالب جالب‌ و مهمتر

اطلاعات مختصر از وفس
شهرستان کمیجان در یک نگاه
معنی لغت وفس
محله‌های وفس
واقعه کشتار مردم وفس
حضور استاندار در وفس
زبان و خط مادی(تاتی)
پروفسور استیلو و گویش وفسی
Vafsi Folk Tales
آثار شیخ عبدالنبی وفسی
اولین شهید انقلاب مشروطه
برج تاریخی وفس
خانه‌ی حاج محمدخان
صرف افعال وفسی

خبر نامه





Powered by WebGozar

نظرسنجی