آيا می دانيد تا قبل از سال 1382، وفس يك« بخش» بود که 4 دهستان با 71 روستا، زير نظر آن قرار داشتند( از جمله شهر كميجان!) ؟
آيا می دانيد وسعت روستای وفس(230 کیلومتر مربع)، دو و نیم برابر وسعت جزیره کیش(90 کیلومتر مربع) است؟
آيا می دانيد گويش وفسی يكی از زير شاخه های زبان مادی ( تاتی ) می باشد( قدمت 3000 ساله )؟
آيا می دانيد تونل های زيرزمينی زيادی در زير سطح روستای وفس وجود دارد كه اين تونل ها يك شبكه زيرزمينی را تشكيل می دهند؟
آيا می دانيد اولين مدرسه روستای وفس در سال 1313 ساخته شده است؟
آيا می دانيد روستای وفس یکی از روستاهای ویژه گردشگری ایران است؟
|
|
آیینهای نمایشی بومی وفس |
|
|
در سال 2005 میلادی در پژوهشی جامع، وضعیت آیینهای نمایشی بومی وفس، تحقیق و مطالعه شده و نتایج پژوهش تحت عنوان "بررسی وضعیت آیینهای نمایشی بومی وفس ایران" در کنگره بینالمللی اتحادیه قومشناسان و مردمشناسان در دانشگاه پاردوبیتس جمهوری چک ارائه شده است.
آقای وحید گلستان که به عنوان همکار در این طرح حضور داشتند در توضیح آن گفتند: "جناب دکتر محمد عارف رییس دانشکده علوم انسانی دانشگاه آزاد اراک به عنوان مجری طرح و سخنران اصلی بودهاند. ایشان دکترای ایرانشناسی دارند و از منطقه شما بسیار میدانند." آقای علی آقابابا از دیگر علاقهمندان به منطقه وفس نیز در این طرح مشارکت داشتهاند، ایشان که استاد جامعهشناسی هستند، وفس را دارای فرهنگی غنی میدانند و همیشه تاکید میکنند که جوانان وفسی باید به بررسی و تحقیق جنبههای گوناگون فرهنگی، طبیعی و تاریخی بپردازند. هم اکنون نسخهای از پژوهش فوقالذکر در سازمان کل ارشاد و تبلیغات اسلامی شهر اراک موجود میباشد. اطلاعات زیر از پایگاه بزرگ "اطلاعات و مدارک علمی ایران" استخراج شده: بررسی آیینهای نمایشی بومی سنتی شهرستان كمیجان و روستاهای تابعه عنوان لاتین Komijan in the folklore به زبان فارسی كلید واژه : فرهنگ عامه / هنر نمایشی / استان مركزی / كمیجان (اراك) / تئاتر سنتی / چكیده : آیین های نمایشی استان مرکزی مثل سایر مناطق بومی ایران مستلزم گردآوری و تدوین است. که در این پروژه 46 آیین گردآوری و بررسی تطبیقی شده است.
Aref, Mohammed: Iranian Studies Department, Armenian State University, Iran |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه 19 اسفند1387ساعت 6:48 توسط مهدی
|
|
||
|
|
keep me from getting rusty in Vafsi |
|
|
Halla everyone!!!1! My name is Kacie P. van der Leone London, Canada is where I reside. I would prefer to be having fun in the vicinity of Milwaukee, United States, where I have always dreamed of being able to talk to the last known speaker of Tatar, play soccer, and do calligraphy, as well as skip stones; or chilling near Rancho Cucamonga, California, where I have always dreamed of being able to keep from getting rusty in Vafsi or my least favorite language, Chikaonde, go hiking, quilt, and add to my stamp collection I would have to speculate I'm not actually a linguist. I'm constructing a language with an original corpus etymology framework for my own particular humorous delectation, as incompatible with Natanzi and Kabyle as is workable. And I write literary semantics features for Written Communication. My day job is as a software engineer So you can more wisely ogle me, I've included a picture of me from the fall of 1918 My hobbies include adding to my rock collection, studying Middle High German, and adding to my model car collection Hallo —Kacie |
||
|
2
نوشته شده در جمعه 16 اسفند1387ساعت 7:32 توسط مهدی
|
|
||
|
|
دو مدرک از پایگاه مدارک علمی |
|
|
اولین مدرک: بررسي ثبات مديران آموزشگاهها در سه مقطع و تاثير آن بر ميزان پيشرفت تحصيلي دانشآموزان
تاريخ اجراي طرح تا 1372 ميزان پيشرفت كار (به درصد) 100 كليد واژه : آموزش ابتدائي / آموزش متوسطه / دانشآموز / دوره راهنمايي تحصيلي / پيشرفت تحصيلي / مديريت آموزشي / چكيده: هدف تحقيق بررسي ثبات مديران آموزشگاهها در سه مقطع و تاثير آن بر ميزان پيشرفت تحصيلي دانشآموزان است . روش تحقيق توصيفي و ابزار مورد استفاده پرسشنامه است. جامعه آماري شامل آموزشگاههاي سه دوره تحصيلي در سه منطقه وفس، فراهان و ناحيه يك اراك از استان مركزي است. يافتهها نشان ميدهد كه ثبات مديريت با پيشرفت تحصيلي دانشآموزان ارتباط معكوس دارد، هرچه ثبات مديريت بيشتر باشد، پيشرفت تحصيلي پايين ميآيد. مقطع ابتدايي داراي بيشترين تعويض مديريت بوده است. نحوه انتخاب مديران براساس سليقه و ذوق فردي يا گروه خاصي بوده و در كل دستخوش حوادث است.
200، واژه نامه، ديسكت |
||
|
2
نوشته شده در جمعه 16 اسفند1387ساعت 7:28 توسط مهدی
|
|
||
|
|
گنجینه های وفس |
|
|
هر پیرمرد و پیرزن وفسی، گنجینهای است گرانبها برای نسل فعلی وفس و فقدان هر کدام از آنها برابر است با از بین رفتن گوشهای از تاریخ، فرهنگ و گویش وفس. پس تا آنها در بین ما هستند، قدرشان را بدانیم و از اطلاعاتشان بهره بگیریم و دانشی را که هزاران سال سینه به سینه نقل شده اکنون مکتوب کنیم تا پشتوانهای باشد برای نسلهای آینده چرا که هر قوم و ملتی که گذشتهی خود را فراموش کرد، خود نیز فراموش شد.
شش تصویر اول از آقای امیر شاهمحمدی. |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه 14 اسفند1387ساعت 0:55 توسط مهدی
|
|
||
|
|
هیئت مجمعالذاکرین |
|
|
چند روز پیش در حال عبور از یکی از کوچههای خیابان حافظ در قم بودم که اعلاميهای روی دیوار، توجهم را جلب کرد؛ نزدیک رفتم، با تیتر درشت در بالای آن نوشته شده بود:«هیئت مجمعالذاکرین (وفسیهای مقیم قم)». بیشترِ اعلامیه از روی دیوار کنده شده بود اما از تکههای باقیمانده میشد فهمید که از مردم دعوت شده بود تا در روز اربعین برای عزاداری امام حسین(ع) و بردن دسته عزاداری تا حرم حضرت معصومه(س) در آن هیئت حضور یابند.
از این دست هیئتها در میان وفسیها فراوان داریم. در هر چهار شهر تهران، قم، اراک و کرمان که از مناطق اصلی سکونت وفسیهای مهاجر است، هیئتهای گوناگونی توسط آنها تشکیل شده که بعضی از آنها در تمام سال و بعضی فقط در محرم و صفر فعالیت میکنند. این هیئتها هم مردانه و هم زنانه هستند و سبک و سیاق آنها همانند دیگر هیئتهای عزاداری در ایران است. روحیه بالای دینی و عشق و ارادت فراوان مردم وفس به امامان شیعه باعث تشدید برگزاری مراسمهایی همچون سوگواری و عزاداری، روضهخوانی، نوحهخوانی، سینهزنی، مولودیخوانی و جشنهای دینی و نیز توزیع نذری در ایام سوگواری و جشنِ حضرت محمد و آل محمد(ص) شده است. این روحیه خاص که به دلیل سابقه تاریخی منطقه، در مردم به وجود آمده علاوه بر اثر فوق باعث ایجاد باورها و اعتقادات ویژه و عجیبی شده است که بعضی از آنها در حال حاضر در حکم خرافات است و در حقیقت قسمتی از فولکلور مردم وفس به حساب میآید. گردآوری و بررسی این باورها و اعتقادات ما را در شناخت هرچه بهتر مردم وفس یاری خواهد کرد. |
||
|
2
نوشته شده در جمعه 9 اسفند1387ساعت 17:27 توسط مهدی
|
|
||
|
|
پایگاه زبانهای در خطر جهان: وفسی، زبانی در معرض خطر قطعی |
|
|
یونسکو، سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد در روز جهانی زبان مادری مطابق با ۲۱ فوریه، سوم اسفندماه، نسخه اینترنتی اطلس «زبانهای درخطر جهان» را افتتاح کرد.
این پایگاه اطلاعاتی دیجیتالی و اینترنتی، حاوی اطلاعاتی بهروز از ۲۵۰۰ زبان درخطر جهان است که همچون دائرهالمعارف اینترنتی «ویکیپیدیا» میتوان آن را تکمیل و تصحیح کرد. از میان تقریبا شش هزار زبان موجود در جهان، بیش از ۲۰۰ زبان در طول زندگی سه نسل گذشته منقرض شده، ۵۳۸ زبان در وضعی بحرانی هستند، و ۵۰۲ زبان شدیدا در خطرند. کوییچیرو ماتسوئورا، دبیرکل یونسکو، در مراسم رونمایی از این پروژه ضمن تاکید بر این که زبان، ابزار انتقال دانش و اطلاعات انسان درباره طبیعت و کائنات است گفت: «مرگ زبان به ناپدید شدن بخش بزرگی از میراث فرهنگی، از شعر و افسانه تا ضربالمثل و لطیفه میانجامد.» اطلس زبانهای درخطر جهان که حاصل کار و تلاش ۳۰ زبانشناس است نشان میدهد کشورهایی که بیشترین تنوع زبانی را دارند مثل هند و ایالات متحده بیشترین تعداد زبانهای درخطر جهان را نیز دارا هستند. ۱۹۹ زبان در جهان کمتر از ۱۰ گوینده و ۱۷۸ زبان دیگر بین ۱۰ تا ۵۰ گوینده دارند. اما چهار زبان هم در جهان هست که فقط یک گوینده دارند: زبانهای وینتو – نوملاکی در شمال کالیفرنیا، لیوونیایی در منطقه بالتیک، یاگان در شیلی، و کایخنا در برزیل. دلایل مرگ یک زبان از نظر یونسکو: یادداشت: پس وفسیهای عزیز بیایید به زبان وفسی افتخار کنیم و آن را که میراثی گرانبها از 3000 سال زندگی پدرانمان در وفس است مایه مباهات و غرور خود بدانیم. در این راستا لازم است به وفسی صحبت کنیم و بشنویم و فرزندانمان را نیز به این امر ترغیب کنیم. باید بیشتر به وفس سفر کنیم و نوجوانان و جوانان را هر چه بیشتر با فرهنگ و تاریخ وفس و گویش وفسی آشنا کنیم. باید در رابطه با وفسی بنویسیم و مطالعه کنیم. پایگاه فوقالذکر نامی از وفسی نیز برده و آن را در گروه زبانهای در خطر قطعی(definitely endangered) طبقهبندی نموده است. تنها اطلاعاتی که فعلاً از وفسی در این سایت موجود است، نقشهای است که موقعیت وفس و وفسی روی آن مشخص شده است. البته ذکر این نکته نیز لازم است که مکان مشخص شده کاملا دقیق نمیباشد و باید آن را کمی بالاتر در نظر بگیریم. این تصویر را در زیر میبینید.
|
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه 8 اسفند1387ساعت 13:22 توسط مهدی
|
|
||
|
|
آيين رشکی و ماسی در بخش وفس و فراهان |
|
|
رشکی و ماسی(Reshki-massi) آیینی دیرپاست که از پنجاه یا چهل روز مانده به آغاز بهار اجرا میشود؛ گونهای از نوروزی خوانی که خاستگاهش را جدا از برخی محلات شهرستان اراک (همچون رازان- حصار- عباسآباد- مد آقاسیا- سرآسیاب- تک¬درختی- اُلکه) بیشتر در روستاهایی مانند فیجان، ضامنجان، موت آباد، آمانآباد، پاکل، سنگ اسپید، خرخپ، بُلاق، ساقی و بخشهایی چون وفس و فراهان میتوان جُست و یافت. طبق مستندات اغلب شفاهی و به زعم قلیلی نقش پوشان باقیمانده در رُفت حیات این آیین آخرۀ زمستان، رشکی و ماسی تا چهل سال پیش بر پایه متنی موجود و نیز بداههگوییهای حسبالوقت، هر ساله اجرا میشده و الانه باید پس از بسیاری گشت و گرد مگر بیاییم کسانی را که در هیئت رشکی و ماسی دورگردانی میکنند و ره به ره کلون میکوبند. برای مطالعه این پژوهش که توسط علی شمس صورت گرفته به این پایگاه مراجعه نمایید. |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه 7 اسفند1387ساعت 18:20 توسط مهدی
|
|
||
|
|
آشنایی مختصر با وفسی |
|
|
محرم امسال در وفس با یک پیرزن وفسی چند ساعتی صحبت کردم و الان دارم لغتهاش رو پیاده میکنم روی کاغذ برای همون طرح «فرهنگ لغت وفسی». تا حالا بیش از 3000 واژه وفسی جمع کردم ولی تعداد واژهها چندبرابر این رقم است و وقت و کوشش زیادی میخواهد.
چند جملهای از صحبتهای این پیرزن باصفا رو فقط محض یک آشنایی مختصر در زیر نقل میکنم. معنی فارسی و آوانگاری هم به دنبال اون هستند. خُدایا شوکری. چیاِسانُ برآردِ. خُدای قربان بَسّم کَ اَنْداقَرْ هوشِس هادا مِلَّتی. هَزار کُرور شوکْرِس با، خُدایْ. اَزْ تَرانْ آقات اَکَری ایندیاَنَ جَوابْ هادَی. اِلاهی شوکرْ. خُدا، اِلاهی شوکری. یِی پَرَّ رادَ نَچُّءَ. یُوميَه مُتُر دَ رِ هَنی... هِمَّ نِ. اوگی اَوينْ کازانِ؟...خُرما وازِ... نَجانُمِ، آخِ تاق نی اَینامْ چيزُءَ. ایرگُ اینْ هادُم، بَبَم، قُرْصِ نانا، هَنْ؟ آوان که تّاويامِ اَتّاوِ، مَمَد کیءُ؟... آنِ ويندِ؟ خدایا شکرت. چه چیزی درآوردهاند(اختراع کردهاند). قربان خدا بروم که اینقدر هوش به مردم داده است. هزار کرور شکر خدا. از تهران صحبت کنی و اینجا جواب بدهی. الهی شکر. الهی شکرت. یک کم راه نمیرود. یکسره روی موتور است... آره ديگه. آوانگاری(x=خ؛ c=چ؛ š=ش؛ q=ق؛ s=س؛ ā=آ؛ a=اَ؛ e=اِ؛ o=اُ؛ i=ای؛ و ...) Xodāyā šukri. ciesān o bar ārde. xodāy qorbān bassom ka andāqar hušes hādā mellati. hazār korur šukres ba, xodāy. az tarān āqāt akari, Indiana javāb hāday. elāhi šukr. xodā, elāhi šukri Yey parra rāda naccoa. yowmia motor da re hani…. hemma ne یادداشت: آوانگاری قید شده در بالا درست و علمی نیست اما برای درک جملات فوق کفایت میکند. در این آوانگاری مواردی مانند کشیدگی واج، ادغام کلمات و حذف واجها (که در هنگام صحبت پیش میآید همانند فارسی) تکیه، آهنگ و بعضی واجهای ویژه وفسی مشخص نشده است. |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه 4 اسفند1387ساعت 17:10 توسط مهدی
|
|
||
|
|
حرفها |
|
|
گاهی اوقات بسیار عصبانی میشوم. بسیار ناراحت میشوم از دست وفسیها. از دست این همه جور مردم که تحت نام وفس گرد هم آمدهاند. واقعاً خیلی علاقه دارم که یک کارشناس جامعهشناسی یا مردمشناسی، ویژگیهای جامعه وفس و مردم وفس را بررسی کند. واقعاً جامعه عجیبی است. واقعاً مردم عجیبی هستند و من ماندهام اینها چگونه توانستهاند چندین قرن در کنار هم زندگی کنند. گاهی اوقات حالم بهم میخورد از بعضی از آنها. نگاهشان که میکنی همه جای صورتشان را ریش پوشانده و تعصب مزخرف مذهبی از سر تا پای آنها بیرون میتراود. افرادی که این دنیا را فقط مناسب روضه و گریه و زجر میدانند یا در ظاهر چنین نشان میدهند و در خفا کار دیگر میکنند.
در ضمن این افراد بسیار خسیس و بخیل هم هستند، حاضر نیستند یک قَران در راه رفاه خود و خانواده صرف کنند. واقعا حالم بهم میخورد وقتی یکی از آنها را میبینم که تا به حال چند بار به مکه و کربلا رفته ولی باز در فکر رفتن است یا بعضی از آنها در طول زندگی جمع میکنند و نمیخورند و وقتی مُردند تحویل وارث میدهند. غریبهای به من میگفت همسایهای وفسی از همین نوعی که در بالا توضیح دادم، دارد. مردِ این همسایه تا به حال دوبار مکه رفته اما همسر خود را نبرده و بیجهت از بردن او امتناع میکند و با اینکه آن مرد دائما و شبانهروزی در حال کار کردن است و وضع مالی بسیار خوبی هم دارد، اما سعی می کند تا زندگی را با کمترین خرج ممکن که همانا مرز زندگی و مرگ است، اداره کند. یکی از همین نوع وفسیها که اکثر مواقع در نماز اول وقت حاضر است مرا از تحقیق و نوشتن در مورد وفس سرزنش میکرد و میگفت وقت خود را بر روی این کارهای پوچ هدر نده! تعصب کورکورانه مذهبی آدم را بدبخت میکند. وجود 14 مسجد(که اخیراً اکثر آنها کاخ شدهاند) در 14 محله وفس نشان از این تعصب دارد. هنوز که هنوز است اختلاف در بین محلهها وجود دارد. رفیقی داشتم که میگفت وفسیها وقتی در شهر یکدیگر را میبینند قربان صدقه همدیگر میروند ولی به محض ورود به وفس، اگر آنها متعلق به دو محله جداگانه باشند دشمن یکدیگر میشوند. یا اگر مشاهده کرده باشید در همین وبلاگ، هر از چند گاهی، یکی از همین وفسیها میآید و من را متهم میکند به طرفداری از فلان محله و فلان خانواده و ... در حالی که این احمق نمیبیند که وفس به خاطر همین اختلافات از بین رفت و مناطق اطراف از جمله کمیجانیها توانستند به راحتی آب خوردن بخش را از وفس بگیرند و انگار نه انگار که اتفاقی افتاده و اتفاقا مسئول مستقیم حذف نام بخش وفس، یک مشت از همین نوع وفسیها بودند. چند وقت پیش یکی از اینها را در وفس دیدم، بس که ریش در صورت داشت، او را نشناختم! این نوع وفسیها حاضرند میلیون میلیون پول برای مسجد و روضه و نذر بدهند اما حاضر نیستند 4 میلیون برای چاپ دو کتاب که چندین سال است در گوشهای افتاده، خرج کنند. چندین مرتبه برایم اتفاق افتاده که از وفس با اتوبوس به قم آمدهام. اتوبوسهای وفس در اکثر مواقع سال جز زمستانها شلوغ است و مسافران با زحمت و دردسر زیاد و رشوه دادن به ممدآقا(مسئول گاراژ) و پارتیبازی و ... سوار اتوبوس میشوند و در اکثر مواقع چند مسافر هم روی زمین میمانند و نه تنها به آنها صندلی نمیرسد بلکه در قسمت انتهای اتوبوس و میان اتوبوس و هرجای دیگر که قابلیت حمل زنده مسافر داشته باشد نیز جایی پیدا نمیکنند. این مسافران عزیز که فقط در مواقع خوب سال و آنهم برای گردش و تفریح و بریز و بپاش و ... به وفس آمدهاند وقتی که میبینند جایی در اتوبوس پیدا نکردهاند شروع به نفرین وفس میکنند و آرزوی خرابی آن را سر میدهند. حال یکی نیست از اینها بپرسد که تُوی بی ارزش، چه گُلی به سر وفس زدی که حالا آرزوی خرابی آن را میکنی؟! تو، اگر وفس این آب و هوای خوب و طبیعت زیبا را نداشت، هیچوقت اسمی هم از آن نمیبردی چه برسد که بخواهی به آنجا سفر کنی. چندی پیش یکی از برنامههای تلویزیون با آقای بهزاد فراهانی، هنرمند بزرگ منطقه تاریخی فراهان، ارتباط تلفنی برقرار کرده بود تا پیرامون موضوعی با او صحبت و نظرش پرسیده شود؛ مجری برنامه قبل از شروع گفتگو، بیوگرافی مختصری از این هنرمند بیان نمود و زادگاه او را شهر اراک دانست اما آقای فراهانی در شروع صحبتهای خود با شدت گفت: من متولد منطقه فراهان هستم نه اراک. شهر اراک بیش از 200 سال قدمت ندارد و ... . من بعد از شنیدن صحبتهای این ایرانی بزرگ، به یاد هنرمندان و بزرگان وفسی افتادم. متاسفانه بعضی از این افراد نه تنها محل تولد خود را ذکر نمیکنند بلکه خیلی بیشتر علاقهمندند که آنها را به نام شهرهای دیگر همچون قم، تهران یا اراک معرفی نمایند. مثلا آقای دکتر علی دارابی(جانشین فعلی صدا و سیما) تا به حال در جایی ندیدهام که گفته باشد در وفس متولد شده یا آقای دکتر علیرضا باریکلو (دکترای حقوق. نویسنده و استاد دانشگاه) و یا خانم مریم سقلاطونی (شاعر و نویسنده) و حتی شیخ عبدالنبی عراقی هم که حدود 40 سال قبل فوت کرده، خیلی کم به نام وفس اشاره کرده و اکثرا او را با نام های دیگری همچون عراقی، اراکی، نجفی، صبوری و ... میشناختهاند و هم اکنون هم یکی از دردسرهای تحقیق پیرامون این شخصیت بزرگ همین مسئله است که باید با چندین نام گوناگون تمام منابع موجود را بررسی کرد. در پایان، حرف بسیار است و رمق ادامه کار بسیار کم و رفتارهای متعصبانه بسیار و ناراحتیها فراوان و هرچه ناراحت بشوی و حرص بخوری، سودی ندارد که ندارد چرا که دور تسلسل بیهودگی حالا حالاها ادامه خواهد داشت و هنوز جامعه وفس و جامعه ایران پر است از افراد نادانی که به جای عقل، ریش دارند و به جای فکر، تعصب. |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه 4 اسفند1387ساعت 0:44 توسط مهدی
|
|
||