تبليغاتX
روستای وفس
روستای وفس

 

آيا می دانيد تا قبل از سال 1382، وفس يك« بخش» بود که 4 دهستان با 71 روستا، زير نظر آن قرار داشتند( از جمله شهر كميجان!) ؟

آيا می دانيد وسعت روستای وفس(230 کیلومتر مربع)، دو و نیم برابر وسعت جزیره کیش(90 کیلومتر مربع) است؟

آيا می دانيد گويش وفسی يكی از زير شاخه های زبان مادی ( تاتی ) می باشد( قدمت 3000 ساله

آيا می دانيد تونل های زيرزمينی زيادی در زير سطح روستای وفس وجود دارد كه اين تونل ها يك شبكه زيرزمينی را تشكيل می دهند؟

آيا می دانيد اولين مدرسه روستای وفس در سال 1313 ساخته شده است؟

آيا مي دانيد روستای وفس از حدود 10 سال قبل از انقلاب دارای آب لوله كشی و برق بوده است؟

  

اینجا وفس است

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

با تشکر از آقای امیر شاه محمدی به خاطر تهیه این تصاویر زیبا، از شما دعوت می کنم تصاویر بیشتری را در این صفحه ببینید

2 نوشته شده در  پنجشنبه 29 فروردین1387ساعت 14:26  توسط مهدی   | 

شاهین های منطقه در معرض انقراض

زمستان سال گذشته بیش از ۲۰ مورد مرگ ومیر شاهین های منطقه فراهان در روستاهای کمیجان  و در تبرته دستجان و کودزرو تلخاب واشقان مشاهده  گردید.

در روزگار نچندان دور در منطقه فراهان گله های آهو در بین روستا های دستجان و کودزر و زنگارک و چابار مشا هده می شد ولی در دهه ۴۰شمسی منقرض شدند  بنده در موسسه جغرافیایی سحاب نقشه ای را دیدم که توسط مرحوم عباس سحاب در سال ۱۳۲۵ش کشیده شده بود و در منطقه مذکور گله های آهو را به زیبایی کشیده بود ولی امروزه نسل انها منقرض شده است .

باید در اقدامی هماهنگ از انقراض شاهین فراهان جلوگیری کرد. زیستگاه این پرنده نادر در کوهستانهای منطقه واز جمله در کوههای وفس و هفتاد قله و منطقه واشقان و...است

سازمان محیط زیست تفرش باید چاره ای بیاندیشد و از انقراض کونه های در حال نابودی حیوانت و پرندگان و حتی گونه های گیاهی جلوگیری نماید.

منبع

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه 22 فروردین1387ساعت 14:28  توسط مهدی   | 

اسامی روستاهای دیدنی ایران

استان کردستان

روستاهای صلوات آباد، اورامان تخت، پالنگان، خسرو آباد، گروس، نگل، اوینگ، نوره

 

استان قم

روستاهای گیو، دره قاهان، وشنوه

 

استان کرمانشاه

روستاهای شالان، خانقاه، شمشیر، پیران، چرمله علیا، سمنگان علیا، کلانتر

 

استان قزوین

روستاهای جرندق، فارسجین، حصار، محمدآباد، هجیب، رودک،شکرناب ، زرجه بستان، زرشک، موشقین ، سیاه پوش

 

استان فارس

روستاهای قلات، مارگون، دشتک، جیزرزار، پاقلعه، تنگ براق، بندامیر، سر مشهد

 

استان سیستان و بلوچستان

روستاهای سه کوهه، لادیز، تمین، آبادان، ناهوک، کجور، بریس

 

استان آذربایجان غربی

روستاهای سوله دو کل، سهولان، احمدآباد تکاب، شلماش، حسنلو

 

استان کهگیلویه و بویر احمد

روستاهای مختار، دلی بهرام بیگی، کریک، چشمه بلقیس چرام، دیشموک، مارین

 

استان لرستان

روستاهای بیشه، ونایی، درب گنبد، ولی عصر، کمندان، حشمت آباد، دره تنگ علیا، شول آباد، دیماندول، میربک شمالی

 

استان بوشهر

روستاهای طاهری (سیراف)، نایبند، رود فاریاب

 

استان سمنان

روستاهای شهر مجن، قلعه نو خرقان، فرو مد، دیباج، رامه و قالیباف، ملاده، ده صوفیان

 

استان همدان

روستاهای سیمین ابرو، ورکانه، خاکو، حبشی، علیصدر

 

استان اردبیل

روستاهای ماجولان، کزج، برندق، انار، برزند

 

استان خراسان شمالی

روستاهای رویین، اسفیدان، درکش

 

استان خراسان جنوبی

روستاهای مافونیک، چنش

 

استان خراسان رضوی

روستاهای عمرانی (عزیز آباد)، اخلمد، ابرده سفلی، مزینان، باغستان، بار، دیزبادعلیا، بزد، دریاچه کل بی بی بزنگان، لقمان بابا، رباط شرف

 

استان زنجان

روستاهای خوین، روستای قروه، شاه‌نشین (ده بهار)، منطقه حفاظت شده انگوران و کلیسای تک‌آغاج، گلابر (قلابر)

 

استان گیلان

روستاهای سراوان، چاف، امیر کلایه، بالارود، قلعه رودخان، آق اولر و مریان، امامزاده ابراهیم و امامزاده اسحاق، امامزاده هاشم، سفیدآب

 

استان مازندران

روستاهای جواهر ده، جنب رودبار، دو هزار برسه، سه هزار درجان، کلاردشت، کردیچال، کلمه، کجور، میخساز، لاویج رییس کلا، کرچی، جوربند، شهرقديمی آلاشت (زادگاه رضاخان)، آبشار دراسله وروستای ارات بن

 

استان یزد

روستاهای باجگان، قطروم، شادکام، ده بالا، طرزجان، اسلامیه، توران پشت، سانیچ، کرخنگان، سر یزد، منشاد

 

استان کرمان

روستاهای سیرچ، کوهپایه، بیدخوان، دلفارد، خبر، طرز، هنزا، لاله زار

 

استان هرمزگان

روستاى خربس، لافت، روستاى باستانى سيبه، گنبد سرخ، ايسين، روئيدر.

 

استان تهران

روستاهای جلیزجند، شهرستانک، گچسر، دیزین، دریاچه تار، کرکبود، گیلیرد، هیو، قلعه عظیم آباد، حاجی آباد عربها، رودافشان، ازبکی

 

استان چهار محال و بختیاری

روستاهای چشمه، یاسه چا، هوره، امام قیس، شیخ علیخان

 

روستاهای هدف گردشگری در استان مرکزی  و جاذبه های آنان عبارت است از:

 

1. روستای انجدان: بخش مرکزی اراک، همجوار مقبره های شاه غریب، شاه قلندر، چهل دختران، همجوار منطقه حفاظت شده هفتاد قله، دارای چشم انداز طبیعی و آب و هوای مناسب

 

2. روستای هزاوه: بخش مرکزی اراک، همجوار بقعه شاهزاده محمد صفوی، دارای بافت روستایی کوهستانی و آب و هوای مناسب

 

3. روستای وفس: بخش مرکزی کمیجان، دارای بافت تاریخی، معماری سنتی و چشم انداز طبیعی

 

4. روستای جاسب: بخش مرکزی دلیجان، همجوار امامزاده های حمزه، محمد و اسحاق، دارای معماری قدیمی، درختان کهنسال و آب و هوای مناسب

 

5. روستای کاروانسرا: بخش مرکزی اراک، همجوار کاروانسرا و دارای طبیعت زیبا

 

منابع (1و2)

2 نوشته شده در  چهارشنبه 14 فروردین1387ساعت 18:20  توسط مهدی   | 

معنی لفظی نام قصبه وفس اراک

درباره نام این قصبه بسیارقدیمی اراک، تحقیقاتی نموده اند و آن را با کلمه اوستایی ویس یعنی قبیله و روستا مقابله نموده اند که معلوم میشود از سر خالی نبودن عریضه صورت گرفته است چه در این نام، به وضوح حرف "و" به معنی وه یعنی خوب و کلمه فس تلخیص کلمه اوستایی فش (فشو یعنی رمه) می باشد. در مجموع یعنی دارای رمه های خوب .در این باب گفتنی است نام روستای مجاور آن یعنی خنه جین هم دیرینه بوده و به معنی جایگاه و خانه آب است چه این روستا دارای غاری است که در آن آب جمع است.

 

معنی لفظی نام واوس

از آنجاییکه ساکنین محلی قصبه وفس اراک، آن را واوس تلفظ می نمایند بنابراین تلفظ نام این قصبه به لغت قدیم اوستایی (مادی) سرزمین چشمه خوب معنی میدهد.

جالب توجه است که در اوستا پادشاه سرزمین کاشان (کارکاسی منابع آشوری) در اوستا و شاهنامه کاوس یعنی پادشاه سرزمین چشمه نامیده شده است ولی منظور از این چشمه بی شک چشمه بزرگ فین کاشان است. نام کوه کرکس کاشان هم در رابطه با کیکاوس، ارزیفیه آمده است که به معنی کوه کرکسها است. کتیبه های آشوری اسم منطقه پارتاکی و پارتوکا آورده اند که اینها هم باز به معنی سرزمین چشمه می باشند. اسرحدون مقر خشتریتی را در سیلک (سیلخازی) ویران کرد و جانشین او آشوربانیپال سردار خویش شانابوشو را در رأس سپاهیان آشوری را در تعقیب خشتریتی (کاوس) به سوی شهر آمول (آمل) روانه کرد ولی این سپاهیان توسط سردار بزرگ خشتریتی/ کیکاوس تار و مار شدند. نام این سردار در اصل آترادات پیشوای آماردان بوده است ولی در اساطیر ملی ایرانی بیشتر با نامهای رستم و گرشاسپ (یعنی نابودکننده اشرار) معروف شده است و پیداست منظور از دیوان مازندران آشوریهای مهاجم بوده اند.

 

منبع: سایت فرهنگ و اندیشه (پايگاه جواد مفرد كهلان)

2 نوشته شده در  سه شنبه 13 فروردین1387ساعت 23:43  توسط مهدی   | 

نمایندگان اراک، کمیجان و وفس در مجلس هشتم شورای اسلامی

در حوزه انتخابيه اراك و كميجان "عباس رجايی" با 62 هزار و 514 رای و "سيد احمد لطفی" با کسب 56 هزار و 646 رای از مجموع 179 هزار رای ماخوذه به مجلس هشتم راه یافتند.

 

 

 

 

 

 

 

عباس رجایی

نقاط مثبت: سابقه چهار ساله ی حضور وی به عنوان نماینده در مجلس هفتم به وی این فرصت را داده است كه بتواند در انظار عمومی چهره آشنایی باشد. همچنین استفاده وی از نام برادران شهیدش و نام پدرش از امتیازات وی می باشد كه سبب شده است كه بخشی از لایه های نیروهای حزب اللهی از وی حمایت كنند.

 

نقاط ضعف: داشتن رفتار خشك و عدم روابط عمومی مناسب در برخوردهای اجتماعی مهمترین نقطه ضعف وی می باشد كه در كنار روحیه محافظه كاری وی سبب شده است كه بسیاری از نیروهایی كه در مجلس هفتم از او حمایت می كردند در انتخابت مجلس هشتم از او فاصله بگیرند و گاها تمام نیروی خود را صرف بیان کم کار ی های وی می کنند. از طرفی عملكرد نامناسب وی در طول دوره ی چهار ساله ی مجلس سبب شده است كه كارنامه ی او در نزد مردم مورد توجه قرار نگیرد همچنین انتشار اخباری در سطح جامعه در به كارگیری خویشاوندان در مناسب اداری همچون عمو، پسر عموها و گرفتن وام های كلان برای اقوام و خویشان زمینه را برای ایجاد فضای دلسردی مردم نسبت به وی فراهم كرده است.

 

در كنار اینها در بین فعالین سیاسی در توصیف رجایی، اصطلاحات و جملاتی ازجمله «از دماغ فیل افتاده است»، «با یك من عسل هم نمی توان او را خورد»، «از خود راضی»، «متكبر ،محافظه كار» و ... استفاده می شود.

 

قشرها و شخصیت های ذی نفوذ طرفدار رجایی: در بین نیروهای سیاسی جریاناتی همچون برخی افراد شورای هماهنگی نیروهای انقلاب همچون محصولی، میر باقری، حاج محمد حسینی، شهبازی، راهزانی دیده می شود كه در كنار اینها می توان از پشتیبانی مسافر، فرماندار كمیجان، از وی نیز یاد كرد و قشرهایی همچون برخی افراد ذی نفوذ در حوزه علمیه بانوان، اصناف، طیف راست سنتی  اراك(حزب موتلفه اراك) یاد كرد. در این دوره هیچ کدام از نشریات استانی از وی حمایت نکردند. ولیکن هفته نامه مجنون همانند دوره قبل که مسئولیت جااندازی وی را در بین افکار عمومی بر عهده داشت؛ این دوره نیز (به رغم نارضایتی که به دلیل  سکوت معنادار عباس رجایی پیرامون برخوردهای صورت گرفته با هفته نامه مجنون و شخص علی آقا ایرجی توسط برخی جریانات مدیریتی استان داشت) باز هم در کنار دو نامزد دیگری که مطرح نمود از وی حمایت کرد.

 

 

سید احمد لطفی

نقاط مثبت: سابقه ی لطفی در شهرداری اراك و اقداماتی كه وی در این زمینه انجام داده است كمك شایانی به وی در طی این چند هفته سرما و یخبندان اراك كرده است چرا كه به دلیل اقدامات  مدیریت فعلی شهرداری اراك این تصویر در ذهن مردم شكل گرفته است كه حداقل شهردار قبلی(لطفی) چهار تا خیابان را می توانست جارو و برف روبی كند و همین نكته و اقدامات  دیگر شهردار فعلی سبب شده است كه مردم با مقایسه عملكرد شهردار فعلی با زمان شهرداری لطفی عملكرد وی را بسیار مناسب ارزیابی كنند. همچنین بازگشایی خیابان های اراك همچون انتهای خیابان  محسنی (هنرستان شهید باهنر) خیابان ۲۲ بهمن ( كنار پاساژ طلا)، خیابان شهدا و مولوی و... كه با استقبال بسیار خوب مردم مواجه شده بود، همگی به محبوبیت فعلی او افزوده است. از طرفی لطفی از قدرت ارتباط گیری بسیار بالایی برخوردار است و این توانایی در این انتخابات كه به صورت گلدكوئیستی و هرمی می باشد بسیار چاره ساز خواهد بود.

 

نقاط ضعف: در اواخر دوران مدیریت لطفی در شهرداری شب نامه ای چند صفحه ای بر علیه وی در سطح شهر توزیع گردید كه منجر به شایعات بسیار بر علیه وی گردید. اگر چه براساس گزارشات قضایی- امنیتی موارد مطروحه در این شب نامه خلاف و نادرست می باشد ولی انتشار همین شب نامه، سبب پخش شایعات بسیار از طرف مخالفان لطفی شد و كار به جایی رسید كه در مرحله اول تایید صلاحیت یعنی در مرحله هیات اجرایی بسیاری گمان می بردند كه وی رد صلاحیت گردد ولی در نهایت بر خلاف شایعات، وی مورد  تایید صلاحیت قرار گرفت و همین امر سبب فروكش كردن امواج شایعات و تهمت های اقتصادی به وی گردید و مخالفان وی را مجبور كرد تا به حربه های دیگری دست برنند.

 

قشرها و شخصیت های ذی نفوذ طرفدار لطفی: به دلیل سابقه كار در مناصب مختلف  در میان  قشرهای  اجتماعی تاثیر گذار از فرصت های رای آوری بالایی برخوردار است. سابقه كار در شهرداری اراك و شركت هپكو سبب شده است كه وی از پشتیبانی مجموعه های شهرداری های شهرستان اراك، كمیجان و خنداب برخوردار باشد. همچنین ارتباطات وسیع وی با مدیران كارخانجات و صنایع اراك سبب شده است تا وی بتواند در مدیریتی مناسب از قشر عظیم كارگری اراك استفاده كند.

همچنین لطفی به دلیل نزدیكی با برخی از نهادهای انقلابی توانسته است رای آنان  را در اختیار بگیرد  و این امر می تواند آرای طیف كسانی را كه از روی تكلیف در انتخابات شركت می كنند را به خود جذب كند. در حوزه های كمیجان و خنداب نیز داماد وی یعنی مجتبی امیدی شهردار كیمجان می باشد و عزیزا... براتی بخشدار سابق خنداب نیز كه نفوذ خوبی در آن منطقه می باشد از طرفداران لطفی می باشند.

از همه مهمتر اینكه با توجه به شرایط و قوانین جدید تبلیغات و ممنوعیت الصاق پوستر به دیوارها و معابر عمومی و بالطبع تاثیر گذاری مطبوعات محلی استان مركزی در این دوره، لطفی از برگ برنده رسانه های محلی  به خصوص هفته نامه مجنون و علی آقا ایرجی که از دوستان بسیار نزدیک او می باشد برخوردار است و به این واسطه  بسیاری از مدیران مسوول مطبوعاتی محلی از جمله نامه امیر،  لاله سرخ، نوید، سر چشمه، آرمان جوان و حتی هفته نامه مشارکتی عطر یاس و... نیز برای وی تبلیغات می كنند.

 

منبع

2 نوشته شده در  سه شنبه 13 فروردین1387ساعت 2:39  توسط مهدی   | 

موسیقی وفسی ها

آقای "هوشنگ جاوید" در مقاله ای با عنوان " كوچ‌ و موسیقی‌ در ایران‌" که در سایت "سوره مهر" منتشر شده است، به بررسی ارتباط‌ كوچ‌ و موسیقی‌ پرداخته و آن را به چهار دسته متمایز تقسیم نموده است؛ که عبارتند از:

 

 

 

 

الف‌ ــ موسیقی‌ كوچ‌ كنندگان‌ داخلی‌ كه‌ از ابتدای‌ سكونت‌ در ایران‌ فعلی‌ از حدود مشخص‌ منطقه‌ی‌ ییلاق‌ و قشلاق‌ خود خارج‌ نشده‌اند، بلكه‌ پذیرای‌ طوایف‌ دیگری‌ كه‌ به‌ منطقه‌ی‌ آنان‌ آمده‌ و یا در مسیرشان‌ یكجانشین‌ شده‌اند، نیز، بوده‌اند.

ب‌ ــ موسیقی‌ كوچ‌ داده‌شده‌گان‌ داخلی‌ كه‌ در اثر تغییر حكومت‌ها، تغییر سیاست‌های‌ اجتماعی‌ دولت‌ها و یا ناسازگاری‌ با حكومت‌ها از جایی‌ به‌ جای‌ دیگر كوچ‌ داده‌ شده‌ و به‌ همزیستی‌ با طوایف‌ و ساكنین‌ منطقه‌ی‌ جدید عادت‌ نموده‌اند.

ج‌ ــ موسیقی‌ كوچ‌ كنندگانی‌ كه‌ از سرزمین‌های‌ دیگر به‌ ایران‌ وارد شده‌ و با همه‌ی‌ بیگانه‌ بودنشان‌ بر اثر مرور زمان‌ و طی‌ سالیان‌ دراز به‌ نوعی‌ همزیستی‌ با ایرانیان‌ رسیده‌ و پذیره‌ی‌ ایرانی‌ گردیده‌اند.

د ــ موسیقی‌ كوچ‌كنندگانی‌ كه‌ از ایران‌ رفته‌اند، این‌ دسته‌ از كوچندگان‌ كه‌ از اصالت‌ هنری‌ خاص‌ و دست‌ نخورده‌تری‌ برخوردار بوده‌اند، بر اثر نپذیرفتن‌ شرایط‌ سیاسی‌، دینی‌، اجتماعی‌ و تضاد با حاكمان‌ و حكومت‌ها و یا دست‌یابی‌ به‌ وضعیت‌ بهتر اقتصادی‌ به‌ سرزمین‌هایی‌ چون‌ مراكش‌ (اندلس‌)، هند، تركیه‌، رومانی‌، یوگسلاوی‌، مجارستان‌، گرجستان‌ و حوزه‌ی‌ روم‌ باستان‌ كوچ‌ و بر سر راه‌ كوچ‌ خود آثار و تأثیرات‌ بسزائی‌ به‌ لحاظ‌ هنر موسیقایی‌ به‌ جا نهاده‌اند كه‌ پرداختن‌ به‌ آن‌ كاری‌ بزرگ‌ خواهد بود و امید دارم‌ كه‌ تا فرهنگ‌های‌ موسیقایی‌ باقیمانده‌ در این‌ گستره‌ از میان‌ نرفته‌، نهادی‌، ارگانی‌ و یا مؤسسه‌ی‌ فرهنگی‌یی‌ با یك‌ سرمایه‌گذاری‌ صحیح‌ به‌ این‌ مهم‌ بپردازد و به‌ دنبال‌ پرسش‌هایی‌ چون‌ نمونه‌ی‌ زیر برود: چرا و چگونه‌ است‌ كه‌ از ایران‌ تا مجارستان‌ و لهستان‌ و یونان‌ موسیقی‌ پنتاتونیك‌ رواج‌ دارد و در بخش‌ سازهای‌ بادی‌ از سازهای‌ ایرانی‌ بهره‌ می‌برد و در موسیقی‌ رومانی‌ «همایون‌» رواج‌ دارد؟

ایشان در ادامه مقاله پیرامون هر کدام از موارد چهارگانه توضیحاتی ارائه نموده و موسیقی "وفسی های اراک" را جزو گروه سوم (ج) لحاظ نموده است. آقای جاوید در توضیح گروه سوم گفته است:

 

موسیقی دسته‌ی‌ ج:
تاریخ‌ این‌ دسته‌ از موسیقی‌ها به‌ ورود نخستین‌ قبایل‌ مهاجر عرب‌ كه‌ با سپاه‌ اسلام‌ به‌ ایران‌ می‌آمدند می‌رسد لمبتون‌ در تاریخ‌ ایلات‌ ایران‌، از حضور بیست‌ هزار طایفه‌ی‌ عرب‌ در بیابان‌ جوز جانان‌ خبر می‌دهد )ایلات‌ و عشایر، به‌ ترجمه‌ی‌ علی‌ تبریزی‌، مجموعه‌ی‌ كتاب‌ آگاه‌، 1362) و می‌دانیم‌ كه‌ در حدود 500 هجری‌ قمری‌ بین‌ صد تا چهارصد خانوار كرد از جبل‌السماق‌ به‌ ایران‌ وارد شدند و وارد منطقه‌ی كردان‌ پارس‌ گردیدند كه‌ بعدها نام‌ «لر بزرگ‌» و «لر كوچك‌» یافت‌، طوایف‌ دیگری‌ از جبل‌السماق‌ در اوائل‌ قرن‌ هفتم‌ هجری‌ قمری‌ و در زمان‌ حكومت‌ اتابك‌ هزارسف‌ به‌ این‌ منطقه‌ وارد شدند كه‌ تأثیرات‌ بسیاری‌ بر فرهنگ‌ و هنر منطقه‌ نهادند به‌ همراه‌ این‌ عده‌، طوایف‌ عربی‌ از عقیلی‌ و هاشمی‌ نیز به‌ منطقه‌ وارد شدند كه‌ بیگمان‌ موسیقی‌ خاصی‌ را نیز در منطقه‌ از نوع‌ موسیقی ابتدای آفریقای‌ فعلی‌ در منطقه‌ رایج‌ نموده‌اند، اینان‌ پس‌ از مدتی‌ با همزیستی‌ و نزدیكی‌ با اقوام‌ از پیش‌ در منطقه‌، آنقدر قوی‌ می‌شوند كه‌ به‌ قوم‌ «شول‌» كه‌ در سرزمین‌ شولستان‌ مناطقی‌ از اصفهان‌ و چهارمحال‌ فعلی‌ حمله‌ برده‌ و آنان‌ را سركوب‌ كرده‌ و می‌رانند، به‌ همین‌ سبب‌ است‌ كه‌ هرگاه‌ آوازهای‌ شُلیل‌ (شول‌ ایل‌) را شنیده‌ام‌ به‌ خود نهیب‌ زده‌ام‌ كه‌ این‌ می‌تواند سوگ‌ حماسه‌های‌ آن‌ قوم‌ باشد و می‌تواند به‌ صورت‌ (شول‌ ایل‌) نوشته‌ شود، بخصوص‌ در آوازهای‌ شلیل‌ هر منطقه‌ می‌توان‌ اوصاف‌ و تعاریفی‌ را شنید كه‌ حكایت‌ داغ‌ غریبی‌ و ستم‌ از نواهای‌ آوازی‌ آن‌ می‌آید:
شُو دراز و مَه‌ بُلَن‌، دل‌ نیگِرِه‌ جا، هر كِه‌ مِن‌ جامون‌ نِشَسْ، دِلِس‌ چی‌ دِلِم‌ با
شبی‌ بلند و ماهتاب‌، دلم‌ قرار نمی‌گیرد، هر كس‌ كه‌ بین‌ ما فاصله‌ انداخت‌، دلش‌ چون‌ دل‌ من‌ (بی‌قرار) شود.

پس‌ از اعراب‌، آمدن‌ اقوام‌ اوغوز به‌ ایران‌ آغاز شد، مغول‌ها، تركان‌ خاقانی‌ از ماوراءالنهر و تركان‌ غزنوی‌ از شرق‌ ایران‌ وارد شدند، سلجوقیان‌ قبایل‌ چادرنشین‌ و صحراگرد تركی‌ بودند كه‌ از نواحی‌ قرقیزستان‌ واقع‌ در آسیای‌ مركزی‌ به‌ ایرانِ آن‌ سامان‌ آمدند و به‌ مرور زمان‌ تا مرزهای‌ عربستان‌ و اروپای‌ شرقی‌ را زیر فرمان‌ بردند، پس‌ از آنان‌ طوایفی‌ از تركانِ غور كه‌ از كوچندگانِ افغانستان‌ بودند به‌ نام‌ خوارزمشاهیان‌ بر ایران‌ حاكم‌ شدند.
در این‌ فاصله‌ در اثر فشارهای ترك‌های قبچاق‌ و مغول‌های‌ بودائی‌ (مانگیت‌ها) تركمن‌های‌ مانقشلاق‌ در دسته‌های‌ جداگانه‌ به‌ ایران‌ وارد شدند، یورش‌ مغول‌ها نه‌ تنها بازمانده‌های‌ تاراج‌ پیشینیان‌ مهاجم‌ را از بین‌ برد، بلكه‌ موجب‌ شكل‌یابی اقوام‌ جدیدی‌ در كوچ‌نشینی‌ ایران‌ شد.
موسیقی‌ قشقایی‌ها، گرایلی‌ها، وَفسی‌های‌ اراك‌، تركمن‌های‌ ایران‌ از این‌ نظر بسیار مهم‌ و قابل‌ پژوهش‌ است‌ و هیچ‌ تأمل‌ دقیق‌ و درستی‌ تاكنون‌ بر آن‌ نشده‌، ضمن‌ آنكه‌ ایل‌هایی‌ چون‌ عرب‌ كوهی‌های‌ ایران‌ نیز در این‌ دسته‌ جای‌ می‌گیرد.

 

برای بنده این سئوال مطرح است که چرا آقای جاوید، موسیقی وفسی ها را جزو این دسته طبقه بندی نموده است؟ مطمئنا اگر وفسی ها یا دسته ای از آنها، از جای دیگری به وفس کوچ کرده باشند، این کوچ از دیگر نقاط ایران بوده و نه از خارج از ایران.

 

برای مطالعه کامل این مقاله به این صفحه مراجعه نمایید.

2 نوشته شده در  دوشنبه 12 فروردین1387ساعت 11:9  توسط مهدی   | 

غارهای طبیعی وفس، پرجاذبه اما ناشناخته

در دل كوههای استان مركزی و در حاشیه سلسله جبال زاگرس، غارهای ناشناخته اما بسیار زیبا و اعجاب انگیزی وجود دارد كه چشم هر بیننده‌ای را خیره می‌كند.

در شمالغربی این استان و به ویژه در منطقه وفس به لحاظ گسترش سازه‌های آهكی و دولومیتی، غارهای طبیعی بسیاری وجود دارد كه متاسفانه به آنها توجهی نشده و اطلاعات بسیار ناچیزی از آنها موجود است.

 

در اکثر کتاب ها و مجلات زمین شناسی و در اکثر سایت های الکترونیکی استان، از «غار وفس»

( Vafs Cave to the west of Arak) به عنوان یکی از غارهای برتر استان نام برده شده است. این غار در دامنه کوهی با ارتفاع 1700 متر و در دشت انجمن قرار دارد.

همچنین غارهای سنگی بسیار دیگری در طول 23 کیلومتری وفس قرار دارند که از آنجمله می توان به «غار باغ مراد» و غار موجود در کوه قلعه کهنه و همچنین غار موجود در دامنه ی محله ی خیبر وفس اشاره کرد. غار موجود در دامنه ی محله ی خیبر بسیار وسیع بوده و داخل آن به شعبات متعددی تقسیم می شود. به اعتقاد اهالی انتهای این غار به بیابان «گیزان پین» در دشت انجمن ختم می شود.

2 نوشته شده در  یکشنبه 11 فروردین1387ساعت 15:4  توسط مهدی   | 

اشعار هم استانی های عزیز

آشنايی

با نگاهی در طبيعت سيرکردن                     صبحدم زيبا نشستن فکر کردن

در فضای صبگاهی با درختان                      هم نوا با بلبلان همراز گشتن

اولين گويش به پيشی در سلام اول صبح      مشترک لبخند چهره با طبيعت سازگار است

الا ای مردم استان و ايران                           بيائيد اول تابستان فراهان

نگاهی افکنيد هر سو خرامان                     چه زيبايی فراوان است در ايران

به يک سو آشتيان باشد هويدا                   چه شهر و مردم بازار زيبا

زراعت کارشان با مشکلاتی                       محبت مهربانی خوش صفايش

در آن سو گر ببينی شهر کميجان                پذيرای فراوان گشته مهمان

ز باغ سبزه و گلهای ريحان                         برايت آورند خورشت بادمجان

به شهر وفس يک وقتی گذرکن              بر آن باغهای سيب هم يک نظر کن

بيا تفرش بر آن نقره کمر کوه                       شود ميهمان پذيرايی با گردو

تفرجگاه خوبی باشد اينجا                         شگفتی های خالق شد هويدا

عزيزان بزرگ اندر بر ما                               تمامی سايه افکندند سر ما

ابرمرد زمان قائم مقام است                       که در دوران خود خدمت تمام است

جهان علم و دانش با صفا گشت                 ز شهرستان تفرش آشنا گشت

وجودش پاک و علمش پا گذار است              بدانشگاه دنيا استاديار است

ز الگوی زمان پرفسور حسابی                    عجب نام نکو دانشجو کتابی

به هر کشور بود نامش زبانزد                      چه خدمتهای علمی در جهان کرد

بزرگ ديگرم اميرکبير است                          که در دارلفنون اول مدير است

ز استادی خود با علم و تدبير                      نموده کشورش در آن زمان پير

چراغ راهنما در هر زمان است                     به باغ فين ظلم بر او تمام است

گرامی داشته ايم هر ساله او را                   به گوش و جان سپاريم راه او را

دگر شهر روبرو نامش اراک است                  چو همسايه ای صاحب کمال است

بزرگانی در او همچون خمينی                     فراگيرند ره توش حسينی

زصنعت نام نيکش جاودانی                        ز هر سو بنگری چيزی بدانی

فراوانند کارشناسان در زمانی                     به هر کارخانه ای حيران بمانی

مکمل گشته صنعت گر بدانی                      شده زربافت توليد صادراتی

کتاب شعور و دانش گر بخوانی                    که پروين اعتصامی نامی آشنايی

 

منبع: سایت فراهان

 

 

زنجیروار پشت به پشت همید هنوز              از پیش لره و ز پسش کوه شب فروز

اندر شمال آن قره یال مصیب است               آب قنات آق بابا دلچسب و طیب است

از سوی قبله بین به بلندای دای جیریا          لختی درنگ کن سوی گل تپه هم بیا

ساروق و آن دگر چه بگویم نوازن است          وفس است و رودبار فراهان چه گل بن است

از هر طرف احاطه نموده است کوهها            ای زادگاه من چو نگین در بغل تو را

ای کوههای سبز سراوان دشت من              اندر بهار لاله و ریحان و یاسمن

ای سرزمین من ز سمنگان بهترین               ای تاکهای زاده ز انگور انگبین

ای خوشه های گندم تو تاب سرنوشت         از یاد و خاطرات که به آب طلا نوشت

هر گوشه ای ز خاک تو گلبار پرور است         گلهای سرزمین تو چون مشک و انبر است

اکنون تو استوار و سرافراز و سر بلند             بر جای مانده ای و نباشد تو را گزند

 

منبع: وبلاگ کودزر فراهان

2 نوشته شده در  یکشنبه 11 فروردین1387ساعت 10:51  توسط مهدی   | 

بروشور معرفی وفس

شهرستان کمیجان در یک نگاه

اولین بروشوری که به عنوان معرفی شهرستان کمیجان در استان مرکزی به چاپ رسید. این بروشور با تحقیق و پژوهش های اولیه توسط تیراژه در ابعاد 30X42  شمارگان 500 قطعه و در تابستان 1386 به چاپ رسید.

 

پژوهش جهت تولید دیگر محصولات فرهنگی شهرستان کمیجان و روستای وفس توسط تیراژه ادامه دارد.

 

هر قطعه بروشور: 1000 تومان                                         

 

  

 

 

 

 

منبع

 

مطلب مرتبط به این موضوع

2 نوشته شده در  شنبه 10 فروردین1387ساعت 22:53  توسط مهدی   | 

یا شاهزاده حسین

حدود دو ماه قبل و در اوج بارش برف زمستان گذشته، آقای امیر شاه محمدی تصاویر زیر را برای نمایش در وبلاگ وفس به ایمیل بنده ارسال نمودند. آقای شاه محمدی در ایمیلش نوشته است:«... با برف امسال كه در قم باريد و ما را در خانه حبس كرد، باعث شد كه ما نيز از فرصت استفاده كنيم و خلاقيت به خرج دهيم».

امکان نمایش این تصاویر تا به حال فراهم نشده بود تا اینکه امروز توانستم آن ها را بر روی وبلاگ قرار دهم. از شما دعوت می کنم این تصاویر زیبا را ملاحظه نمایید.

 

حاجی رضوان وفس

 

 

 حاجی رضوان وفس

 

 

حاجی رضوان وفس 

 

مطالب مرتبط:

حاجی رضوان

28 صفر، روز حاجی رضوان

2 نوشته شده در  پنجشنبه 8 فروردین1387ساعت 8:10  توسط مهدی   | 

یادداشتی بر زبان تاتی وفس (زبان وفسی)

استاد عزیزالله سمیعینخستین پرسش اینست كه از دیدگاه زبان شناسان و پژوهشگران، زبان وفسی جزو كدام دسته از   گویش های ایرانی است؟ جدول زبان های قدیم نشان می دهد كه زبان وفسی جزو «لهجه های مركزی ایران» و فراتر جزو «دسته شمالی زبان های كنونی ایران» و فراتر جزو «شاخه غربی زبان های ایرانی» و فراتر جزو «زبان های هند و ایرانی» است كه در نهایت به «زبان هند و اروپایی» می رسد.       زنده یاد دكتر پرویز خانلری از گویش وفسی یاد می كند و می نویسد: «گویش های حوزه اراك شامل: گویش های وفس، آشتیان و تفرش میباشد». علامه دهخدا گویش وفسی را جزو لهجه های مركزی ایران در نظر گرفته و می نویسد: «اردستانی، وفسی و لهجه های وابسته یعنی آشتیانی، كهكی، آمره ای، میان ساوه و همدان و اراك». بنابراین علامه دهخدا برای زبان یا لهجه وفسی چندین لهجه وابسته نیز در نظر می گیرد.