آيا می دانيد تا قبل از سال 1382، وفس يك« بخش» بود که 4 دهستان با 71 روستا، زير نظر آن قرار داشتند( از جمله شهر كميجان!) ؟
آيا می دانيد وسعت روستای وفس(230 کیلومتر مربع)، دو و نیم برابر وسعت جزیره کیش(90 کیلومتر مربع) است؟
آيا می دانيد گويش وفسی يكی از زير شاخه های زبان مادی ( تاتی ) می باشد( قدمت 3000 ساله )؟
آيا می دانيد تونل های زيرزمينی زيادی در زير سطح روستای وفس وجود دارد كه اين تونل ها يك شبكه زيرزمينی را تشكيل می دهند؟
آيا می دانيد اولين مدرسه روستای وفس در سال 1313 ساخته شده است؟
آيا مي دانيد روستای وفس از حدود 10 سال قبل از انقلاب دارای آب لوله كشی و برق بوده است؟
|
|
اقلیتهای عراق(اراک) یا سنیهای درگزین |
|
|
میر محمد باقر نامی از اهالی وفس از توابع اراک که خود در واقعهی افغان حضور داشته و در حادثهی وفس اسیر شده شرح حادثه را یادداشت نموده است. دهات سنینشین درجزین را در یادداشتهای خود ذکر نموده، مینویسد که از حوالی وفس پانزده ده مسکن سنیّان کوچیده میبود از اینقرار: فرک، گهرچال(گورچان)، فرکیان، عودآقاجی(اود آقاجی)، آغدره، شیرینآباد، سیزان، عامره(آمره)، چهرهقان، قلعهدژ، هیزج، رزج، قهاوند، آگیس، موزیکان. بعد نفرین بمردم آنجا نموده، مینویسد: قتل و غارت مردم بدست رومیان بود ولی پیشرو و رهبر آنان سنیّان درجزین شدند. بومیان محلی بودند که با قشون مهاجم شرکت نموده و مردم را غارت میکردند. هر جا را که آلعثمان میخواستند غارت کنند سنیان محلی آنانرا رهنمون میشدند و بمقصد میرساندند. اینان بودند که دفائن را میدانستند و دهات را بلد بودند. اشخاص را بخوبی میشناختند ... با مردم محلی حساب خرده داشتند و بدست عساکر مهاجم دمار از روزگار مردم بدر آوردند. و پس از قتل و غارت همه روزه بهرجا که ماموریت مییافتند و عبورشان از وفس بود بخانههای بیصاحب مردم منزل میکردند و در و پیکر آنرا میسوزاندند و آنچه از میوه و غیره بود، بغارت میبردند و همه روزه شیون تازهای برپا نمودند تا آنکه محل وفس ضابط نشین سردار سپاه «خانیپاشا» گردید. بقایای مردم را اسیر و بچهها را در جوال نموده و در گودالی دفن کردند.**
|
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه 30 اردیبهشت1386ساعت 7:53 توسط مهدی
|
|
||
|
|
زندهیاد استاد محمدرضا محتاط؛ پدر فرهنگشناسی بومی اراک |
|
|
سالهای فراغت او این امکان را پدید آورد تا طی 2 دهه مطالعات عمیق تاریخی اجتماعی خود را آغاز کند و به خلق آثار ارزشمند در این زمینه بپردازد. آثار و تالیفات استاد 1) سیمای شهر اراک در 5 جلد: به عنوان اولین پژوهش در تاریخ و فرهنگ مردم، زبان، اصطلاحات عامیانه و گویشهای اراک شامل واژهها، اشعار محلی، مثلها و کنایات و بازیهای محلی، اکولوژی شهری، بومشناسی و دموگرافی اراک، انتشار یافته و مورد استفاده پژوهشگران و اهل تحقیق قرار گرفت. 2) نامداران اراک، اراک، 1372(این اثر در ابتدا از سوی حسن صدیق گردآوری شده بود که توسط استاد، تصحیح و ویرایش شد و به چاپ رسید). 3) نامنامه استان مرکزی در 11 جلد، این اثر به سفارش استانداری مرکزی تالیف شده است و شامل ریشهیابی نامهای شهرها، افراد، محلهها و روستاهای استان است که 2 جلد آن شامل اراک(و وفس)، 2 جلد درباره ساوه و برای دیگر شهرهای استان 1 جلد و یک جلد نیز نمایه است. 4) جاذبههاى گردشگرى استان مركزى، 1372، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی 5) بررسی الفبا و خط در ایران و خوشنویسان اراک، چاپ اول، انتشارات کالج، 1370. 6) تذكره شعراى معاصر اراک 7) تاريخ ماد و سرزمين كنونى استان مرکزی 8) لهجههاى ايرانى از عهد باستان تا حال 9) نگرش بر عدد هفت در کشورها و ادیان مختلف علاوه بر این آثار، زندهیاد استاد محتاط دهها مقاله در موضوعات گوناگون در نشریات مختلف استانی و کشوری چاپ کرده است. سرانجام این پژوهشگر برجسته علومفرهنگی و اجتماعی استان مرکزی، در شهریور 1384 و در سن 74 سالگی بر اثر عارضه قلبی دارفانی را وداع گفت. منابع: 1) ولاشجردی فرهانی، غلامعلی، نامهای ماندگار، سیری در زندگانی مشاهیر و نامداران استان مرکزی، اراک، ناشر پیام دیگر، چاپ دوم، بهار 1382. 2) خبرگزاری ایرنا |
||
|
2
نوشته شده در جمعه 28 اردیبهشت1386ساعت 12:20 توسط مهدی
|
|
||
|
|
جدول واژگان وفسی(4) |
|
|
پینوشت: منبع اصلی این لغات، کتاب «گویشهای وفس، تفرش و آشتیان» است؛ در ضمن لغاتی را نیز که با پرس و جو به دست آوردهام به تناسب به این جداول خواهم افزود. واژهها به منظور راحتی تلفظ و حفظ شدن شکل صحیح کلمه در جداولی با فرمت عکسی(gif) ارائه میشود. دوستانی که به شکل غیرعکسی جداول احتیاج دارند، به پست الکترونیک این وبلاگ ایمیل بزنند تا برایشان ارسال شود. مطالب مرتبط: القابهای خانوادگی و فاميلی در زبان وفسی |
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه 27 اردیبهشت1386ساعت 8:26 توسط مهدی
|
|
||
|
|
تصاویر خانواده بادینلو |
|
|
آقای محمود بادینلو، همشهری وفسی ساکن آمریکا، در عید نوروز سال 1384 به همراه خانواده برای گردش و دیدار اقوام و آشنایان به وفس سفر کردند. چند روز قبل، ایشان تعدادی تصویر از آن سفر را به پست الکترونیکی وبلاگ وفس ارسال کرده و درخواست نمودند که تصاویر در وبلاگ به نمایش درآید. این تصاویر را در پایین مشاهده مینمایید.
|
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه 26 اردیبهشت1386ساعت 8:28 توسط مهدی
|
|
||
|
|
زبان و خط مادی |
|
|
متاسفانه تا کنون از دورهی ماد که تا قبل از هخامنشیان دارای فرهنگ و تمدن شکوفایی بوده و اولین حکومت و امپراتوری را بوجود آوردهاند، هیچ اثر کتبی، چه لوحه و یا سنگ نبشته بدست نیامده است. فقط در لوحهها و نوشتههای آشوری و بابلی اشاراتی رفته است. در صورتیکه شاخهای از زبان آن دوره از مردم ایران بنام زبان تاتی تا هم اکنون باقی مانده و گروهی از مردم بدان سخن میگویند. در اطراف شهرستان دلیجان(دلیگان) و ناحیهی بویینزهرای قزوین بویژه در روستاهای ابراهیمآباد و سگزآباد و در گیلان در ناحیهی اسالم و بخصوص در روستاهای وفس و چهرگان و فرک و گورچان در منطقه اراک، مردم بزبان تاتی که شاخهای از زبان مادی است سخن میگویند اما بدبختانه در طول هزاران سال خط و الفبای این زبان متروک شده است و هیچ اثر نوشتهشدهای از زبان مادی تاکنون بدست نیامده؛ زیرا در ناحیهی ماد بویژه ماد بزرگ که طبق سند(استاد دیاکونوف روسی) محل تشکیل حکومت ماد بزرگ ناحیهای بین همدان و ری بوده یعنی سرزمینهای بین رودهای قرهچای و ابهررود و قمرود، هیچگونه کاوش و تحقیق و بررسی بعمل نیامده فقط کاوشهای مقدماتی روی تپه کیان و بویژه در سال 1934 میلادی بوسیله دانشمندان فرانسوی کاوشهایی روی تپه باستانی سیلک کاشان بعمل آمده که راهگشای دستیابی به فرهنگ و تمدن و هنر زمان ماد میباشد و حتی لوحهی گلینی پیدا کردهاند که دارای خط تصویری است و نقوشی روی آن منقوش است. در دو سال پیش که برای تحقیق و فیشبرداری از زبان تاتی(مادی) به وفس و چهرگان رفته بودم، غار باستانی قلعهجوق بویژه شهر ویران شدهی اسرارآمیز روبروی آن توجهم را جلب کرد. مشخصات این شهر ویران شده از لحاظ طول و عرض جغرافیایی و نقشه و آدرسی که استاد دیاکونوف راجع به شهر بابلیان که بوسیلهی آشوریان ویران شده را داده است، مطابقت دارد و بدبختانه تا کنون حتی یک کلنگ باستانشناسی در این منطقهی باستانی زده نشده و اگر از این شهر باستانی و دهها شهر و شهرک دیگر در منطقهی ماد بزرگ(استان اراک) تحقیق و کاوش بعمل آید چه بسا نوشتهها و الواحی بدست آید که کمک فراوانی به شناخت هنر و فرهنگ دوره ماد بنماید. بدون شک یقین دارم که اگر از شهرهای ویران شده در بخشهای فرهان و چَرّا تحقیق و کاوش بعمل آید به نوشتههایی دسترسی پیدا خواهد کرد که از دورهی مادها باقی مانده و راه گشای خواندن زبان مادی و دستیافتن به الفبا و خط آن زبان خواهد گردید. اکثر دانشمندان و مورخین درباره زبان و خط مادی اظهار نظر کردهاند که به چند نمونه از آنها فقط اشاره میگردد. استرابون (63 ق.م تا 19 میلادی) مورخ و جغرافیادان یونانی که به ایران سفر کرده است چنین میگوید. «مادها و پارسها زبان یکدیگر را میفهمیدند و زبانهای مادی و پارسی همانند بودند.» در صورتیکه میدانیم در کتیبهی بیستون یا بغستان تعداد زیادی واژههای مادی وجود دارد که به زبان و خط میخی پارسی نوشته شدهاند. دارمستر(1849 تا 1894 میلادی) ایرانشناس فرانسوی و متخصص در زبانهای اوستایی عقیده دارد که اوستا در زمان مادها و به زبان مادی نوشته شده است و ادامه میدهد که زبان کردی مشتق از زبان مادی است. نولدکه(1836 تا 1935 میلادی) در کتاب تاریخ ایران باستان اظهار نموده که اگر کتیبهای یا نوشتهای از دورهی ماد بدست آید از حیث خط و زبان مانند کتیبههای هخامنشی خواهد بود. دیاکونوف دانشمند روسی در تاریخ ماد از صفحات 74 تا 93 در مورد فرهنگ و هنر زبان مادی بحث مفصل دارد و میگوید مادها و پارسها در همسایگی هم زندگی میکردند. زندگی همانند و مشترکی داشتند و زبان کتیبههای هخامنشی حاوی لغات مادی فراوانی است. و دهها اعتقاد و عقیدهی دانشمندان خارجی و ایرانی دیگر که بخاطر طولانی نشدن کلام از ذکر آنها خودداری میگردد. دوباره در اینجا از تمام دانشمندان علاقمند به فرهنگ و هنر ایران بویژه از مسئولین دانشمند در زمینههای فوق استدعا دارد که طرح و برنامهای برای تحقیق و بررسی فرهنگ و تمدن باستانی ایران در ناحیهی اراک تنظیم نمایند، زیرا نویسنده این سطور تا کنون اسامی شهرها و شهرکهایی را که در هم فرو ریخته شدهاند ضبط و تا حدی بطور مقدماتی، تحقیقاتی روی آنها بعمل آورده که میتواند نقطه شروع این کار مهم باشد. همچنین یادآور میگردد که از هزاران واژه تاتی فیشبرداری شده و با اندوختهی کم و بضاعت ناچیز مشغول مقایسه با زبانهای اوستایی و پهلوی میباشم. از استادان محترم زبانشناس دانشگاه تهران و همهی علاقهمندان به زبان کهن ایرانی تقاضای کمک و یاری داشته و در صورت لزوم تمام فیشها تقدیم دانشگاه تهران و یا سایر فرزانگان زبانشناس خواهد شد. بلکه این مهم به انجام رسد. منبع: محمدرضا محتاط، بررسی الفبا و خط در ایران و خوشنویسان اراک، چاپ اول،انتشارات کالج، 1370. |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه 25 اردیبهشت1386ساعت 6:30 توسط مهدی
|
|
||
|
|
بلوکات وفس و بزچلو |
|
|
این دو ناحیه کوهستانی که در مغرب فراهان و شمال شراء و جنوبغربی رودبار واقع شده یکی از بهترین ییلاقهای عراق و مانند کلیهی نواحی کوهستانی، مردمانی سالم و نیرومند تربیت مینماید. پیشهی عموم اهالی تربیت مواشی مخصوصا گوسفند و زرع غلات و نباتات است. در بعضی از نقاط آن باغستانهای خوبی نیز دیده میشود که در آنها علاوه بر محصول تاک، میوهجات دیگری هم بعمل میآورند. صنعت قالیبافی نیز در این ناحیه معمول است ولی قالیهای این بلوکات مانند قالیهای خوب و ممتاز فراهان و مشکآباد نبوده و از این حیث بیشتر با کزاز، سربند و بعضی از نقاط شراء همسری مینمایند. صادرات آن پوست بره و میوهجات و پنبه و تریاک است. بلوک بزچلو را 34 قریه و کرسی آن قصبهی کمیجان است که تقریباً 2500 نفر جمعیت دارد. در اراضی آن تپه خرابهای است که آثار خندقی نیز بر گرد آن موجود و در چند سال قبل بر اثر کاوشی که بعمل آمده، ستونهای سنگی و آثار ابنیه محکم و مفصلی در آن یافت گردیده است. قصبهی خسروبیگ که تقریبا دارای 1500 نفر جمعیت است. قریه سمغار(1200 نفر) قریه مزبور تپه خاکی بزرگی دارد که در آن مواقع حفریات، کندمانهایی زیرزمینی در آن مانند معقلهای تحتالاراضی تپههای فراهان ظاهر شده و عتیقهجات و آثار تاریخی گرانبهایش دستخوش تاراج و یغمای یکعده از مردمان لاابالی آن حدود گردیده است. قریه آمره(1000 نفر) و قریه سوران(300 نفر) گویند این قریه در قدیمالایام معموره معتبری بوده موسوم به «بابلان». تپه خاکی و آثار ابنیه قدیمه بسیاری نیز در اراضی آن مشهود است. بین اهالی افسانه در خصوص نام بزچلو شایع است. گویند این ناحیه در ازمنه سابق به کهستان درگزین معروف بوده و در اوایل زمان صفویه و سلطنت شاه اسمعیل اول، جد روسای کنونی این بلوک که از ایل بزچلو و ایل مزبور از ایلات نواحی آذربایجان است به این ناحیه هجرت کرده و بر اثر تسلط و اقتدار خویش این قسمت را بنام ایل خود(بزچلو) معروف نموده است. مشق دفیله دادن بطرز قدیم و ورزشهای مختلفه بطور دستجات و کلوب، تا چندی قبل هم در میان آنها معمول و متداول بوده. به مناسبت قریه چلپ که در این نواحی واقع شده، تصور آن میرود که وقتی هم از طوایف چلپ در این ناحیه آمد و شد داشتهاند. در قراء مزبورهی فوق اغلب صنایع معموله از قبیل آهنگری و کوزهگری و کرباسبافی و جاجیمبافی متداول است. بلوک وفس دارای 6 قریه و مرکز آن قصبهی معتبرهی وفس است که مرکز نایبالحکومه و در حدود 5000 نفر جمعیت دارد. صنعت گیوهبافی در این قصبه و قراء اطراف آن شایع است. سایر قراء عمدهی آن عبارتند از قریهی چهرقان (500 نفر)، در قله کوه مجاور این قریه آثار و بقایای قلعه خرابه است که اهالی آنرا قلعهی گبری گویند. در شمال قریه مزبور، قلعه خرابهای است که اراضی آنرا انجمن گویند و بین اهالی شایع است که وقتی در این ناحیه شهرک معتبری بوده؛ چند سال قبل که در این نقاط کاوش و حفریاتی بعمل آمده آثار تاریخی و عتیقهجات فراوانی نیز ظاهر گردیده. منبع: کتاب جغرافیای عراق، تالیف حسن فرید، تاریخ تالیف به طور دقیق مشخص نمیباشد اما با توجه به مطالبی که مولف در مقدمه گفته، به احتمال زیاد این کتاب بین 50 تا 60 سال قبل، تالیف شده باشد. مطالب مرتبط: وفس و بُزچلو |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه 23 اردیبهشت1386ساعت 9:20 توسط مهدی
|
|
||
|
|
خبرها و لینکهایی از وفس |
|
||||||||
|
مناقصه لایروبی قنوات وفس واگذارکننده مناقصه: سازمان جهاد کشاورزی استان مرکزی مکان دریافت اسناد: اراک؛ خیابان جهاد سازندگی؛ دبیرخانه کمیسیون؛ معاملات سازمان جهاد کشاورزی استان مرکزی تاریخ دریافت اسناد: 18/07/1385 تاریخ انتشار آگهی: 08/07/1385
تهیه فیلم از یادواره شهدای روستای وفس زمان: 4 سال تولید: 1377 مجری طرح: سید جمال ذوالفقاری واژه نامه مشترك گویشهای ایرانی و بانك اطلاعاتی گویششناسی ایران گروه گویششناسی كه اكنون به عنوان یكی از گروههای مهم فرهنگستان در حال مطالعه و پژوهش است از همان ابتدای فعالیت مؤسسه مطالعات تحقیقات فرهنگی به عنوان یكی از محورهای كار مورد توجه بوده است، به گونهای كه میتوان گفت برنامه واژهگزینی و بررسی و مطالعات گوناگون درباره زبانها و گویشهای ایرانی، دو برنامه اصلی و تمامی فعالیت این مركز به شمار میآمده است. این گروه كه در فرهنگستان سوم از سال 1371 و با طرح «واژهنامه مشترك گویشهای ایرانی» هویتی نو یافته زیر نظر خانم دكتر «بدر الزمان قریب» فعال است. یكی از سه پژوهشگر گروه گویششناسی با اشاره به واژهنامه مشترك گویشهای ایرانی میگوید: «در این واژهنامه در برابر هر واژه فارسی، معادل آن در حدود هفتاد گویش ایرانی نو قرار داده شده است كه برخی از این گویشها عباتند از: آرانی، آشتیانی، ابوزیدآبادی، افتری، اناركی، بختیاری، بستكی، بلوچی، بهدینی، تاتی، تالشی، تفرشی، خوانساری، خوری، دوانی، راجی، سرخهای، سمنانی، سنگسری، شهمیرزادی، قائنی، كردی، گیلكی، لاستانی، لاسگردی، لری، لكی، مازندرانی، نائینی، وفسی، هرزنی و ... كه واژههای گردآوری شده همه این گویشها به تدریج به برنامه نرم افزار رایانهای سپرده میشود.» وی از طرح دیگری نیز به نام طرح «بانك اطلاعاتی گویششناسی ایران» نام میبرد كه بر اساس آن گویشهای نقاط مختلف كشور، منطقه به منطقه گردآوری خواهد شد: «اولین منطقه مورد مطالعه در این طرح استان فارس است كه از نظر فراوانی گویش و در عین حال گوناگونی آنها مورد توجه میباشد. شیوه تحقیق نیز به شكل میدانی بوده است كه با پرسشنامههای موضوعی، عمده واژههای پایه ضبط و ثبت میگردد. این پرسشنامهها در 15 موضوع از جمله واژگان اجزای بدن، ابزار و وسایل خانه، آفات و بیماریها و ... طبقهبندی شده كه با تكمیل هر یك از آنها 2300 واژه و 100 جمله به دست میآید؛ همچنین با توجه به نكات دستوری میتوان در این پرسشنامهها به ساختار گویشهای مورد مطالعه پیبرد.» منبع(روزنامه ایران؛ شماره 3490؛ تاریخ 15/8/85) روستای شهابیه خمین به عنوان روستای مدل جهانی! سازمان بهداشت جهانی در اجرای پروژه روستای سالم با رویکرد CBI (نیازهای اساسی توسعه) روستای شهابیه در شهرستان خمین را به عنوان مدل و نمونه در سطح جهان برگزید. بهگزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی، اعضای سازمان جهانی بهداشت روز دوشنبه در بازدید از سه روستا در شهرستان خمین شامل رباطمراد، شهابیه و لكان، روستای شهابیه را شناسایی و به عنوان مدل برای سایر روستاهای جهان انتخاب کردند. دلایل انتخاب این روستا طرح موفقیتآمیز جمعآوری زباله، وجود مدرسه شبانهروزی، احداث كشتارگاه دام و انجام فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی توسط اهالی بوده است. پروژه روستای سالم با هدف بهرهگیری از دانش عمومی مردم در رابطه با مسائل مختلف زندگی روستایی به منظور مشاركت مستقیم در برنامههای اجرایی و افزایش آگاهی برنامهریزان بخشهای توسعه تحت عنوان برنامهسازان بهداشت جهانی اجرا میشود. |
||||||||||
|
2
نوشته شده در جمعه 21 اردیبهشت1386ساعت 7:51 توسط مهدی
|
|
||||||||||
|
|
گونههای گیاهی منطقه وفس |
|
|
ناحیه سربند و دامنههای راسوند به دلیل ویژگیهای اقلیمی، از پر آبترین و سر سبزترین مناطق استان مركزی محسوب میگردد. تراكم چشمههای پر آب دائمی و فصلی، پوشش گیاهی بسیار خوب و گستردگی باغها و چمن زارها، داشتن تالابها و سرابهای بزرگ را ایجاد نموده است. گونههای گیاهان بومی و دارویی این مناطق عبارتند از: نعناع فلفلی؛ شمعدانی؛ شاهتره؛ منداب؛ اویشن؛ ریواس؛ خاكشیر؛ بومادران؛ شنگ؛ اسپند؛ مرزنگوش؛ ترشك؛ تره وحشی؛ بارهنگ؛ كاسنی؛ گل گاوزبان؛ گل ارغوان؛ گزنه؛ بابونه؛ بادرنگ بویه؛ خارخسك؛ روناس؛ علف شیر؛ لاله سرنگون؛ مریم نخودی؛ همیشه بهار؛ زیره؛ لاله؛ زینان؛ شوید؛ شقایق؛ شنبلیله؛ تاجریزی؛ تاتوره؛ تیغال؛ توتیای نباتی و ... منبع: پایگاه ملی دادههای علوم زمین |
||
|
2
نوشته شده در جمعه 21 اردیبهشت1386ساعت 6:37 توسط مهدی
|
|
||
|
|
تاریخچه گیوه |
|
|
گیوه، اصولا پای پوشی است سبك، بادوام و مناسب برای راهپیماییهای طولانی در مسیرهای ناهموار و با توجه به این خصوصیات، اغلب افراد پیدایش آن را به روزگارانی خیلی قدیمتر از پیدایش سایر انواع پاپوش نسبت دادهاند و همین امر باعث شده تا تولد گیوه با افسانهها پیوند بخورد. كما اینكه در اكثر منابع، تولید نخستین گیوه را به گیو، پهلوان داستانی ایران (كه به روایت فردوسی پسر گودرز و داماد رستم بوده است) نسبت دادهاند. مولف كتاب بهار اجم(عجم) به نقل از فرهنگ قوسی نوشته: گیو منصوب به گیو گودرز است و گیو آن را هنگام سرگردانی در توران زمین ترتیب داد و دیگران با استناد به شاهنامه و در تفسیر این نظریه عنوان كردهاند كه گیو وقتی برای بازگرداندن سیاوش(نوهی كیكاوس) و مادرش فرنگیس به تركستان رفت هفت سال در آن دیار سرگردان بود و چون برای راهپیماییهای طولانی خود نیاز به پایافزاری بادوام، سبك و خنك داشت گیوه را بوجود آورد و بعدها همهی كسانی كه چنین مختصاتی را از پاپوش انتظار داشتند گیوه را انتخاب كردند و در رهگذر قرون و اعصار تغییراتی در آن بوجود آوردند.
سمت راست، تخت گیوه آماده شده در وفس؛ سمت چپ: در حال دوختن رویه گیوه قرنهاست عشایر ایرانی و نیز بسیاری از روستائیان نقاط كوهستانی و نواحی خشك كشورمان گیوه را به هر نوع كفش ترجیح میدهند و از آن استفاده میكنند و هر چند نمیدانیم گیوههای ابتدایی از چه جنسی ساخته میشده و چه شكلی داشته، اسنادی در دست داریم كه نشان میدهد قرن هشتم هجری قمری دوران اوج استفاده از گیوه بوده و استان فارس در زمینه تولید آن مقام برجستهای داشته و این معنا از آنجا استنباط میشود كه ابوالعباس زركوب شیرازی در كتاب شیرازنامه كه در سالهای پیش از 754 قمری نوشته شده از بازار گیوهدوزان در شیراز یاد كرده و در مكاتبات خواجه رشیدالدین فضلالله، گیوه به عنوان یكی از محصولات عمده كازرون مورد اشاره قرار گرفته است. در همین خصوص عبیدزاكانی و نظامالدین قاری مصنف كتاب ارزندهی دیوان البسه نیز نكاتی را متذكر شدهاند كه از خلال آنها ارزش گیوه و اینكه در آن زمان تهیه انواع دیگر كفش برای همگان مقدور نبوده است مستناد میگردد. خصوصا كه نظامالدین قاری در بیتی، دوام گیوه را نسبت به سایر كفشها متذكر شده است. از دورهی صفوی به بعد به موازات سایر تغییراتی كه در شئون مختلف زندگی مردم كشورمان بوجود آمد كفش نیز دچار دگرگونیهایی شد و آنچه از تاریخ پوشاك در ایران بر میآید دلالت دارد بر آنكه در دورهی صفوی طبقات بالای جامعه عموما از كفشهای تمام چرم استفاده كرده و اغلب مردم عادی گیوه میپوشیدهاند و باز در همین دوره است كه میبینیم در شكل و ساختمان گیوه تغییراتی رخ میدهد و پاپوشدوزان قدیمی در راه تطابق كارآییهای گیوه با موقعیت اقلیمی منطقهای كه در آن باید مورد استفاده قرار گیرد، برمیآیند. در این دوره علاوه بر شیراز كه دارای بازار گیوهفروشان بوده در اصفهان نیز بازاری برای تولید و فروش گیوه ایجاد شده و محل آن به روایت سیاحان، حوالی بازار علیقلیخان بوده است. در بین اسناد و مدارك دورههای بعدی نیز به كرات با نام گیوه، كاربردهای آن و حتی مشخصات افراد معروفی كه به گیوهدوزی اشتغال داشتهاند، برمیخوریم. گیوه چیست؟ گیوه نوعی پای افزار است كه رویهی آن را به شیوهی بافتنی از ریسمانهای ابریشمی یا پنبهای نازك و زیرهی آن را گاه از چرم یا لاستیك و اغلب از لتههای به هم فشرده و در هم كشیده میسازند. گیوه كه باید آن را جزو یكی از تولیدات كاملا كاربردی روستایی و عشایری دانست، هم اكنون در بسیاری از مناطق كشور تولید میشود و قسمتهای مختلف كرمانشاه، بخشهایی از اورامان، آباده، كازرون در فارس، بهبهان و دزفول در خوزستان، بخشی از اصفهان، چهارمحال و بختیاری، روستای وفس و سنجان در استان مركزی جزو مناطق اصلی تولید گیوه در ایران هستند. البته در گذشته تعداد نقاطی كه گیوه در آن تولید میشده به مراتب بیشتر از امروز بوده و تعداد كارگاهها نیز در مناطق نسبت به امروز در سطح بالاتری قرار داشته است. كار تولید گیوه به سه بخش كاملا مشخص تقسیم میشود كه عبارت است از رویهچینی، تختكشی و گیوه دوزی. انواع گیوه از دورهی صفویه به بعد تغییراتی در ساختمان و شكل گیوه بوجود آمد و هم اكنون نیز گیوههایی به اشكال و نامهای مختلف تولید میگردد و مهمترین آنها عبارت است از: 1. ملكی: نوعی كه دارای رویهی نفیس و گران قیمت است و نوك(پنجه) درازی دارد. این نوع گیوه رویهاش بلندتر از گیوههای دیگر بوده و به قسمت پشت آن نیز یك قطعه چرم دوخته میشود. 2. گیوه آجیده یا آجده: نوعی گیوه است كه دارای رویهی درشت باف و تخت چرمی بخیهدار میباشد. 3. لتهای: نوعی كه تنها تفاوتش با سایر انواع گیوه تخت لتهای آن است. 4. گیوه تخت چرمی: نوعی گیوه شبیه كفشهای معمولی كه تخت آن چرمی است و بیشتر در شهرها مورد استفاده قرار میگیرد و به همین اعتبار گیوه شهری نیز نامیده میشود. 5. تخت لاستیكی: نوعی گیوه درشت باف و ارزان قیمت كه دارای زیرهی لاستیكی است. 6. گیوه ابریشمی: نوعی گیوه تزئینی و تشریفاتی با تخت چرمی یا لاستیكی ظریف كه رویهاش با نخ ابریشمی رنگین بافته میشود و گاهی با منجقدوزی همراه است. منبع: روزنامه تفاهم مطالب مرتبط: |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه 19 اردیبهشت1386ساعت 9:34 توسط مهدی
|
|
||
|
|
شهید اکبر چهرهقانی |
|
|
... یك بار خانمی كه به آنجا آمده بود گفت: میدانی از این بچهها چه كسی شهید میشود؟ گفتم: نه. گفت: اكبر چهرهقانی شهید میشود. گفت: ببین این چقدر در كارش دقت دارد، چقدر به اسلحهاش میرسد، چقدر در لباسهایش منظم است، ببین چقدر كارهایش حساب شده است! او با تمام وجود به راهی كه میرود عشق میورزد. اوست كه شهید میشود... اتفاقا اكبر چهرهقانی تیپی داشت كه همه به او علاقهمند بودند و دكتر(چمران) هم او را دوست داشت. او از نیروهای مخصوص و تعلیم دیده بود. اكبر چهرهقانی همیشه برای نماز صبح بقیه را از خواب بیدار میكرد، همیشه منظم بود و كارهایش روی حساب و كتاب بود. در اكیپهایی كه آنجا مستقر شده بودند، برنامههای منظم داشت و خیلی عاشقانه و بیصدا و بیادعا كار میكرد. شهید اکبر چهرهقانی یکی از شهدای سرافراز روستای چهرهقان استان مرکزی است. این شهید بزرگوار از همرزمان و یاران شهید دکتر چمران در ستاد جنگهای نامنظم بود و در عملیاتهای مختلف چریکی شرکت فعالانه و موثری داشت. شهید چهرهقانی در اواخر سال 1359، در منطقه سوسنگرد و در کنار دکتر چمران به شهادت میرسد. دکتر چمران در کتاب خود با نام «رقصی چنین میانه میدانم آرزوست» کل عملیات سوسنگرد و در مطلبی با عنوان «معركه شرف و افتخار» نحوهی شهادت شهید اکبر چهرهقانی را شرح میدهد. قسمتی از این نوشته شورانگیز را که مرتبط به شهادت شهید چهرقانی است، در اینجا میآوریم.
|
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه 18 اردیبهشت1386ساعت 10:59 توسط مهدی
|
|
||
|
|
تکلم زبان تاتی 3000 ساله در استان مرکزی |
|
|
این روزها در صفحه 188 تلهتکست(پیامنما) تلویزیون، مطلب مختصری در مورد گویش تاتی در استان مرکزی قرار داده شده است؛ متن این تلهتکست بدین شرح است: گویش تاتی از کهنترین گویشهای رایج در کشور است که در بخشهایی از استان مرکزی با آن تکلم میشود. کارشناس مردمشناسی و یکی از محققان استان مرکزی با اشاره به اینکه بیش از 900 گویش در ایران رواج دارد، گفت: زبان تاتی بیش از 3000 سال قدمت دارد؛ سمیعی افزود علاوه بر منطقه وفس و روستاهای اطراف آن، مردم شهر دلیجان نیز به زبان تاتی با لهجهی راجی صحبت میکنند و در مجموع بیش از 50000 نفر در استان مرکزی تات زبان هستند. گردآوری واژهها، ضبط سخنان تاتی زبانان و آموزش آن از مهمترین راهکارهای نگهداشت و انتقال این زبان است و رسانهها نیز در معرفی این زبان نقش اساسی دارند. پینوشت1: کارشناس مورد اشاره در این خبر، استاد عزیزالله سمیعی میباشد. ایشان این مطالب را چند هفته قبل در مصاحبه با مسئولان خبری صدا و سیمای استان مرکزی(در شهر خمین) بیان کردهاند. پینوشت2: استان مرکزی بر روی شبکه تلهتکست
پسنوشت: لینک مربوط به این خبر در خبرگزاری صدا و سیما را امروز(18/02/86) یافتم. |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه 17 اردیبهشت1386ساعت 8:16 توسط مهدی
|
|
||
|
|
گزارش همایش كوهروی عمومی در دامنه کوههای وفس |
|
|
همانطور که قبلا خبر داده بودم، همایش بزرگ کوهروی عمومی در دامنه کوههای وفس در روز جمعه، 14 اردیبهشت برگزار شد. در این مراسم مدیر كل تربیت بدنی استان مركزی، معاونت ورزشی و معاونت اداری مالی اداره كل تربیت بدنی، فرماندار و اعضای شورای شهر كمیجان و جمعی از مسئولین استانی حضور داشتند.
در حاشیه برگزاری این همایش، سرپرست اداره تربیتبدنی شهرستان كمیجان در گفتوگو با خبرنگار ورزشی ایسنا، هدف از برگزاری این همایش را توسعه ورزشهای همگانی در این شهرستان عنوان كرد .
پسنوشت: گزارش مختصر کوهروی، در وبلاگ گروه کوهنوردی شاهین این همایش روز جمعه ساعت حدود ۷ صبح از مقابل سالن ۵ مرداد با شرکت گروههای کوهنوردی و به سرپرستی آقای امینی آغاز شد. در بین راه همه افراد بر مزار یکی از کوهنوردان مدفون در گورستان ساروق گرد آمدند و فاتحه نثار روح آن مرحوم کردند. برنامه بعدی صعود به کوه وفس بود که انجام شد و در قله این کوه امامزادهای به نام شاهزاده حسین بنا شده بود که کوهپیمایان را به زیارت و استراحت میطلبید. ساعت حدود 30: 15 به اراک بازگشتیم.
قاسم نادری(سرپرست گروه کوهنوردی شاهین)؛ علیاکبر باقری(مربی فنی گروه) |
||
|
2
نوشته شده در یکشن | ||