تبليغاتX
روستای وفس
روستای وفس

 

آيا می دانيد تا قبل از سال 1382، وفس يك« بخش» بود که 4 دهستان با 71 روستا، زير نظر آن قرار داشتند( از جمله شهر كميجان!) ؟

آيا می دانيد وسعت روستای وفس(230 کیلومتر مربع)، دو و نیم برابر وسعت جزیره کیش(90 کیلومتر مربع) است؟

آيا می دانيد گويش وفسی يكی از زير شاخه های زبان مادی ( تاتی ) می باشد( قدمت 3000 ساله

آيا می دانيد تونل های زيرزمينی زيادی در زير سطح روستای وفس وجود دارد كه اين تونل ها يك شبكه زيرزمينی را تشكيل می دهند؟

آيا می دانيد اولين مدرسه روستای وفس در سال 1313 ساخته شده است؟

آيا مي دانيد روستای وفس از حدود 10 سال قبل از انقلاب دارای آب لوله كشی و برق بوده است؟

  

A Multiplicity of Constructions in Vafsi

Congress in

*Max Planck Institute for Human Cognitive and Brain Science

 

 

Semantic Role Universals - Programme

Saturday, December 7th

12:15-13:00

Don Stilo

A Multiplicity of Constructions in Vafsi (NW Iranian): Ergatives, Accusatives, Nominatives and Obligatory OSV, SOV Orders

 

abstract

 

In at least 5 subgroups of NW Iranian (Tatic, Kurdic and others), there exists a split ergativity, i.e., Nominative-Accusative (direct-oblique) in the present tenses and Ergative-Absolutive (oblique-direct) in the past tenses.  Since many of the languages of these subgroups are in flux and are at different stages of losing some or all forms of ergativity (as did Persian much earlier), there are many variations on this split in constructions, depending on the language

 

The present paper presents data from Vafsi (±20,000 speakers), a Tatic language, in which there are six different constructions for expressing subject and object: two in the present tenses (both SOV) and four in the past tenses (two SOV and two obligatorily OSV, each with subtypes). While one construction in each tense system can be eliminated from the discussion because they only apply to non-specific objects, there still remains a choice among three different constructions in the past system for specific objects.  While subjects in the past system are always in the oblique case, objects may be either direct or oblique and word order may be either SOV or OSV, depending on the construction

 

In addition, to the above uses, the oblique is also used for subjects of Dative Verbs (to be hungry, sleepy, etc.) and "to love" always takes oblique for "subjects" and direct case for "objects".  The oblique case also is used for the indirect objects, possessives of nouns and pronouns, and objects of most adpositions

 

Don Stilo

Max Planck Institute for Evolutionary Anthropology

 

 

Research at the Max Planck Institute for Human Cognitive and Brain Science, revolves around* human cognitive abilities and cerebral processes, with the accent on language, music and action.Studies look into the perception of language, music, actions (and their outcome), the planning and generation of language and activity, and the interaction between, and common functional principles of, generation and perception in various cognitive fields

 

 

 

related links

Prof. Don Stilo & vafsi language

Vafsi Folk Tales

Vafsi in Tafresh area

Coordination in three Western Iranian languages: Vafsi, Persian and Gilaki

Vafsi

Linguistic Lineage for Vafsi

2 نوشته شده در  سه شنبه 30 آبان1385ساعت 8:37  توسط مهدی   | 

بارش شدید برف و سردی هوا

همانطور که قبلا پیش‏بینی شده بود، امروز، دوشنبه(29 آبان) برف شدیدی در وفس بارید و هوا بسیار سرد بود. در کل روز، آسمان پوشیده از ابر بود.

طبق خبرهای رسیده از وفس، شدت بارش به قدری بود که اتوبوس خط قم- وفس که همیشه حدود ساعت 8 و نیم به وفس می‏رسید، امروز ساعت 1 بعد از ظهر به وفس رسید. علت اصلی تاخیر، بسته بودن گردنه‏ی وفس به دلیل شدت بارش برف بود که در نهایت ماشین‏های برف‏روب، گردنه را باز کردند و اتوبوس توانست به وفس برود.

 

 

 

طبق پیش‏بینی سایت هواشناسی، بارش برف و سردی زیاد هوا، تا صبح سه‏شنبه ادامه دارد و بعد از آن، هوا آفتابی خواهد شد و در روزهای آینده، آسمان آفتابی و در قسمت‏هایی ابری خواهد بود. بالاترین دما در طی روزهای آتی، 5 درجه سانتیگراد و پایین‏ترین دما در شب، حدود 4- درجه است.

2 نوشته شده در  دوشنبه 29 آبان1385ساعت 22:35  توسط مهدی   | 

خبرها و حرف‏ها

1) برگزیده شدن کتاب خانم مریم سقلاطونی در دهمین دوره کتاب سال دفاع مقدس

روز چهارشنبه(24 آبان) مراسم انتخاب کتاب سال دفاع مقدس در دهمین دوره‏ی این رویداد، در سالن اجتماعات مجتمع فرهنگی سیدالشهداء(ع) تهران، برگزار شد.

انتخاب کتاب سال دفاع مقدس در 9 رشته‏ی مختلف صورت گرفت که خانم مریم سقلاطونی در بخش «شعر نو» و با کتاب «از نام‌ها خبری نیست» در این دوره شرکت کرده بودند. در نهایت نیز، هیات داوران در بخش شعر نو، «یک سبد خاطره، یک سینه حرف» سروده‌ رضا کاظم را رتبه‌ اول، «چراغانی بی‌ دلیل» سروده حمیدرضا شکارسری و «حماسه، همین پلاک و خاطره» سروده‌ی رجب افشنگ را به‌ صورت مشترک دوم و کتاب «از نام‌ها خبری نیست» سروده‌ مریم سقلاطونی را به عنوان رتبه سوم انتخاب کردند.

 

2) مدیركل صدا و سیمای استان مركزی: 82 درصد استان زیر پوشش شبكه استانی است.

وفس، زیر پوشش شبکه‏ی استانی قرار ندارد، اما چهار شبکه‏ی سیما و رادیوهای سراسری، قابل دریافت است. آقای مدیرکل پیش‏بینی کرده است که:«تا پایان نیمه نخست سال 86 جمعیت كل استان زیر پوشش شبكه استانی قرار می‌گیرد»؛ امیدوارم این امر محقق شود.

 

3) چاپ کتاب راهنمای گردشگری روستاها و عشایر ایران

کتاب «راهنمای گردشگری»، برای سفر به 365 روستا و منطقه عشایری كه به عنوان هدف‌های گردشگری تعیین شده‌اند، در نظر گرفته شده است. اطلاعات این کتاب شامل جاذبه‌ها، اوقات مناسب برای سفر به این مناطق، آداب، سنن، مناسک، زیرساخت‌ها از جمله آب، برق، تلفن، درمانگاه، پست، پارکینگ، مراکز اقامتی، سوغات روستا، محصولات دامپروری و کشاورزی روستا خواهد بود.

برای هر روستا چهار صفحه و دو قطعه عکس در نظر گرفته شده است. ابتدای هر استان نیز، نقشه روستایی و عشایری آن استان چاپ می‌شود.

 

4) تا پایان سال، 61 پروژه منابع طبیعی و آبخیزداری در استان مركزی اجرا می‌شود

یکی از طرح‏هایی که وفسی‏ها از قبل از انقلاب بر روی آن تاکید داشتند و هنوز هم محقق نشده است، تقاضای احداث سدی خاکی در دشت انجمن (شمال وفس) است. وفسی‏ها می‏گویند که: ما هشت رشته قنات داریم که آب آنها در تمام فصول سال جاری است، آب این قنات‏ها در فصول بهار و تابستان به خوبی استفاده می‏شود اما در فصول سرد، هدر می‏رود. برای جلوگیری از هدر رفتن آب لازم است در انتهای باغات وفس در دشت انجمن، سدی نسبتا کوچک در مقابل جریان آب (که شامل آب هشت قنات و تعدادی چشمه است) ایجاد شود و آب را در خود جمع کند تا در فصول گرم سال و در هنگام کمبود آب مورد استفاده قرار گیرد.

در آخرین جلسه‏ی مسئولین با مردم وفس در دیماه سال 1384، مردم وفس دوباره درخواست خود را مطرح کردند و مسئولین گفتند:

جناب آقای مهندس پورقاسمیان، مدیر کل طرح و برنامه و معاون مدیر کل سازمان جهاد کشاورزی؛

بحث احداث سد خاکی را مطرح کردند که من در این رابطه خیلی سریع مطالبی می گویم وسپس چند پیشنهاد مطرح می کنم.

ما مطالعات آبخیزداری را در این منطقه به پایان رسانده‏ایم که انشاء ا... اعتباراتش را از سال آینده به حول قوه الهی و با درایتی که فرماندار محترم، صدیق و تلاشگرتان دارد کمک می‏کنند و همچنین در کمیته برنامه ریزی شهرستان به ما قول دادند که انشاء ا... امسال مبلغی هم به اعتبار آبخیزداری اضافه بکنند. که انشاء ا... کار آبخیزداری و احداث سد و حوضچه‏ها و آبگیرهایی که در منطقه آب را به زمین نفوذ بدهند را شروع می‏کنیم. این کار را ما باید بکنیم، منتها کمک شما را هم می‏طلبد چرا که ممکن است یک بند خاکی را که ما می‏زنیم در یک قطعه از زمین شما قرار بگیرد، شما باید همکاری بکنید. چون این سد را برای عموم می‏زنیم همه اهالی باید کمک کنند که اگر زمین فردی در محدوده حوضچه سد یا در تاسیسات سد قرار گرفت، سایر افراد، زمینی را به عنوان جایگزین به او بدهند و بدانید که اگر تعامل و کمک شما نباشد، خدا می‏داند که یک ذره هم نمی‏توانیم قدم برداریم. بحث سد خاکی را مطالعه کرده‏اند البته بند خاکی و آبگیرهای مختلف هم حتما توی این مطالعه هست. انشاء الله  کار آبخیزداری را نیز انجام می‏دهیم که برف و باران و نزولات جوی در همین منطقه بماند؛ البته امسال یک مقدار دیر شده که از خدا می‏خواهیم که نظر رحمت خودش را به ما داشته باشد و انشاء ا...  به ما عنایت بکند و نزولات آسمانی را بر ما نازل کند. باران و برف و نزولات جوی را که در اینجا می‏بارد قول می‏دهیم که با کارهای آبخیزداری اجازه ندهیم که از دسترس شما خارج شود و در اینجا بماند و شما در بهار و تابستان از آن استفاده کنید. این کاری است که انشاء ا... با کمک شما انجام خواهیم داد. البته عرض کردم که فرماندار محترم نقش اساسی دارند در گذاشتن اعتبار، و ما هم حتما پیشنهادات خودمان را ارائه می‏دهیم.

 

مهندس شجاعی زاده، مدیر کل امور آب استان مرکزی؛

دوستان درخواست داشتند سد خاکی اینجا احداث بشود، طرح جامع آب شهرستان کمیجان خوشبختانه مطالعه شده است نه تنها وفس بلکه همه‏ی نقاط شهرستان. شناسایی شده که متناسب با هر حوضه آبریزی که هست چه کاری باید انجام بدهیم، مِن جمله همین بالای «قنات کوروره» که دوستان اشاره کردند. اینجا همانطور که آقای مهندس پور قاسمیان اشاره کردند فکر می کنم معادله آبخیزداری بهتر جواب می دهد، شیب منطقه تند می باشد، حوضه‏ی آبریز کم می باشد، سنگ بستر رو هست و اینجا بایست در واقع کارهای آبخیزداری انجام دهیم و بندهای خاکی؛ شاید سد بزرگ جایش اینجا نباشد. من حالا امیدوارم که آقای شعیبی هم کمک بکنند برای بحث آبخیزداری این حوزه، چه از اعتبارات ما و چه از اعتبارات جهاد کشاورزی کمک بشود برای یک کار زیربنایی و آبی که در زمستان‏ها هدر می‏رود نگه‏داری شود.

 

توضیح: نمی‏دانم این مسئولین هنوز در پست‏هایشان هستند یا در انقلاب احمدی‏نژاد از بین رفتند اما فرماندار کمیجان(آقای شعیبی)، دو ماه بعد از این جلسه، از پست خود کنار گذاشته شد.

 

5) رييس سازمان امور اقتصادی و دارايی استان مرکزی: بیش از440 میلیارد ریال سهام عدالت در استان مرکزی توزیع می شود.

متاسفانه خیلی از ساکنان روستاها و حتی شهرها، به درستی نمی‏دانند که سهام عدالت چیست و همین امر باعث ایجاد امیدهای واهی در آنها شده است و اکثرشان انتظار دارند که به زودی مبالغ چند صد هزار تومنی برای هر یک از اعضای خانواده به آن‏ها داده شود.

در وفس، بحث سهام عدالت در بین پیرمردان و پیرزنان بحث داغی است. البته از آن با عنوان سهام عدالت یاد نمی‏شود بلکه گفته می‏شود که قرار است به هر فرد خانواده روستایی، مبلغ 500 هزار تومان پول داده شود؛ خیلی از پیرمردان و پیرزنان برای انجام کارهای اداری دریافت این پول، سریعا خود را به کمیجان رسانده‏اند و در فلان اداره برگه‏هایی را پُر کرده‏اند و فکر می‏کنم 3000 تومان نیز پول داده‏اند.

 

6) در استان مركزی، دومین مرحله ثبت‌نام متقاضیان دریافت تسهیلات مقاوم‌سازی مسكن روستایی آغاز شد.

وفسی‏ها، خصوصا وفسی‏های شهرنشین، استقبال خوبی از این طرح کردند و هم اکنون، اثرات آن را می‏توان در همه‏ی محله‏های روستا مشاهده کرد(اگر چه به ظاهر سنتی روستا ضربه وارد کرده است).

فکر می‏کنم در وفس، به طور کلی در حدود 20 نفر از این تسهیلات استفاده کرده باشند.

 

7) تحلیل آماری ششمین دوره سرشماری نفوس و مسكن در استان مركزی آغاز شد.

 

8) نماینده ایلام: با خواهش و تمنا از مردم خواستیم برای شوراها ثبت نام کنند.
2 نوشته شده در  دوشنبه 29 آبان1385ساعت 10:19  توسط مهدی   | 

وفس در روز دوشنبه یخ می‏زند

با توجه به سردشدن هوا در کل ایران و بر اساس پیش‏بینی سایت هواشناسی، وفس در روز دوشنبه - 29 آبان- یخ می‏زند.

روز دوشنبه، سردترین روز وفس، در میان روزهای گذشته از سال 1385، می‏باشد و در حقیقت شروع روزهای سرد و یخ سال وفس، در ادامه‏ی فصل پاییز و خصوصا فصل زمستان است.

 

پیش بینی هوای وفس در ساعت 1 و 21 دقیقه امروز

 

سایت هواشناسی، اطلاعات زیر را پیش‏بینی کرده است:

1) شب یک‏شنبه

دما، 12- درجه سانتیگراد است(دمایی که احساس می‏شود، 16- درجه می‏باشد).

پدیده‏های جوی: یخ‏زدگی به همراه 4 تا 9 سانتی‏متر بارش برف.

سرعت وزش باد، 19 کیلومتر بر ساعت و جهت آن از طرف شرق و شمال است.

 

2) روز دوشنبه

دما، 3- درجه سانتیگراد است(دمایی که احساس می‏شود، 13- درجه می‏باشد).

پدیده‏های جوی: سرما به همراه 1 تا 4 سانتی‏متر بارش برف.

سرعت وزش باد، 20 کیلومتر بر ساعت و جهت آن از طرف شمال و شرق می‏باشد.

 

3) شب دوشنبه

دما، 9- درجه سانتیگراد است(دمایی که احساس می‏شود، 12- درجه می‏باشد).

پدیده‏های جوی: آسمان ابری است و هوا بسیار سرد می‏باشد.

سرعت وزش باد، 6 کیلومتر بر ساعت و جهت آن از طرف شمال و شرق می‏باشد.

2 نوشته شده در  دوشنبه 29 آبان1385ساعت 1:2  توسط مهدی   | 

کوچه‏های وفس

وفس از نوع دهات با مساکن نامنظم و فشرده است که شکل غالب سکونت‏گاه‏های روستایی ایران را تشکیل می‏دهد. بدین‏ترتیب که خانه‏ها با نظم توده‏واری به یکدیگر فشرده شده، بلوک‏ها و محلات ده به وسیله‏ی کوچه‏های باریک و پر پیچ و خمی از یکدیگر جدا می‏شوند. این کوچه‏ها اغلب به یک میدان مرکزی منتهی می‏شوند. مراکز و تاسیسات عمومی نظیر دکان‏ها، مساجد، مدارس و یا محل شرکت تعاونی در آن قرار گرفته است. گاه فشردگی خانه‏ها به طرزی است که کلیه‏ی خانه‏های ده از طریق بام‏ها به یکدیگر متصلند.

وفس علاوه بر فشردگی و توده‏ای بودن مساکن آن، بسیار ناهموار نیز می‏باشد و خانه‏ها در قسمت عمده‏ای از روستا شکل پلکانی به خود گرفته‏اند و کوچه‏های روستا نیز از شیب تندی برخوردار هستند که عبور و مرور از آن‏ها را در فصل زمستان مشکل می‏کند.

تصاویری از کوچه‏های روستا در زیر آمده است:

 

 

 

 

 

 تصاویر بیشتر

2 نوشته شده در  یکشنبه 28 آبان1385ساعت 7:24  توسط مهدی   | 

نمایشگاه تازه‏های کتاب در وفس

به مناسبت هفته‏ی کتاب و کتاب‏خوانی، نمایشگاهی تحت عنوان «تازه‏های کتاب» در کتابخانه عمومی شیخ عبدالنبی وفسی، در حال برگزاری است. این نمایشگاه در روز چهارشنبه، 24 آبان 85، افتتاح شد و تا روز چهارشنبه، 1 آذر 85، ادامه خواهد داشت. در این نمایشگاه که در سالن مطالعه کتابخانه عمومی وفس، برگزار می‏شود، کتاب‏های جدید و اهدایی از طرف استانداری استان مرکزی، به نمایش گذاشته شده است. این نمایشگاه هر روز از ساعت 8 و نیم صبح الی 1 بعد از ظهر، پذیرای علاقه‏مندان به کتاب و کتاب‏خوانی است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پی نوشت1: کتابخانه عمومی شیخ عبدالنبی وفسی

 

پی نوشت2: راه اندازی بخش وفس‏شناسی - VAFSOLOGY

 

پی نوشت3: نمایشگاه تازه‏های کتاب، در کتابخانه فخرالدین عراقی شهر کمیجان نیز در حال برگزاری است.

2 نوشته شده در  شنبه 27 آبان1385ساعت 6:5  توسط مهدی   | 

تایید صلاحیت کاندیداها؛ پایان سرشماری وفس؛ بارش اولین برف امسال و ...

روز سه‏شنبه (23 آبان) برای انجام یک سری کارهای اداری به کمیجان و وفس رفتم و تا پنج‏شنبه(25 آبان) در وفس بودم.

1) آب و هوا

روز سه‏شنبه: در صبح و غروب، هوا کمی سرد بود. در طول روز هوا آفتابی بود(به قول وفسی‏ها، خُرْ لاله زار وِه) و باد ملایم خنکی می‏وزید.

روز چهارشنبه: در صبح، هوا کمی سرد بود، در ادامه با تابش بیشتر نور خورشید، هوا گرم شد و تا بعد از ظهر ادامه داشت. در ساعت 3 و 40 دقیقه بعد از ظهر، با اینکه هوا تقریبا آفتابی بود، اما به یکباره از آسمان برف بارید. این برف (با دانه‏های ریز و شدت کم) که اولین بارش برف در سال جاری بود، بیشتر از 5 دقیقه ادامه نداشت؛ اما بعد از حدود 20 دقیقه و با ابری‏تر شدن هوا، از آسمان باران بارید که در مواقعی به برف تبدیل می‏شد. بارش برف و باران تا ساعت 6 بعد از ظهر ادامه داشت.

روز پنج‏شنبه: حدودا از ساعت 4 بامداد، باران شروع به باریدن کرد و با شدت کم تا ساعت 11 صبح، ادامه داشت. در طی ساعات صبح، آسمان ابری بود، اطراف کوه‏ها را مه احاطه کرده بود(صحنه‏ی بسیار زیبایی بود) و گاهی اوقات باران و گاهی اوقات برف از آسمان می‏بارید.

ساعت 8 صبح، با یک ماشین سواری مسافرکش، از وفس به کمیجان رفتم. در حالی که آسمان وفس ابری بود و از آسمان باران می‏بارید، ولی در کمیجان(به طور کلی در بعد از گردنه‏ی وفس) هوا آفتابی بود و هیچ اثری از بارش باران وجود نداشت. خیلی جالب بود که در عرض 10 دقیقه و فاصله‏ی 200 متر، اینقدر تفاوت آب و هوا وجود داشته باشد.

2) بارش بی سابقه باران در یک روز

در توضیح شرایط آب و هوایی روز سه‏شنبه (16 آبان)، در پست اخبار وفس، گفتم که:

"از ساعت 7 الی 8 صبح، مقدار کمی باران بارید. از ساعت 8 الی 12 ظهر، هوا آفتابی بود و نسیم خنکی می‏وزید. از ساعت 12 به بعد، هوا ابری شد و از ساعت 1 بعد از ظهر، بارش نزولات جوی آغاز شد که بیشتر به صورت باران بود و در مواقعی هم تگرگ می‏بارید. بارش نزولات جوی که به تدریج بر شدت آن افزوده شد، تا ساعت 5 صبح روز چهارشنبه، ادامه داشت. همچنین با نزدیک شدن به ساعات پایانی روز سه‏شنبه، بر تعداد و بزرگی رعدوبرق نیز افزوده گردید.

بارش نزولات جوی در روز سه‏شنبه، بسیار شدید بود و طبق گفته‏ی ساکنان وفس، در نوع خود بی‏سابقه بود. ساعت 11 شب روز دوشنبه به همراه تعدادی از دوستان در کوچه‏های وفس بودیم که ناگهان بارش تگرگ به صورت شدید آغاز شد و تا حدود 20 دقیقه ادامه داشت. صحنه‏ی ریزش تگرگ به این شدت بر روی کوچه‏های خاکی و خانه‏های خشتی، یکی از زیباترین صحنه‏هایی بود که من تا به حال دیده بودم؛ جای همه‏ی شما خالی بود".

طبق اعلام ایستگاه باران‏سنجی وفس، در روز سه‏شنبه، 16 آبان 85، مقدار 60 میلی‏متر باران در وفس بارید که چنین بارشی در طول یک روز، در طول عمر این ایستگاه(از سال 1377 تا کنون)، بی سابقه بود.

3) تایید صلاحیت کاندیداهای شورای وفس

صلاحیت تمام شش کاندیدای سومین دوره شورای وفس، تایید شد.

« کاندیداهای سومین دوره شورای وفس» را قبلا در این پست معرفی کرده‏ام. در سفر اخیر به وفس، توانستم تصویر دو تن از این عزیزان را به دست بیاورم که در زیر می‏بینید.

  

آقای هدایت اله سجادی- معلم مدرسه ابتدایی وفس          حجت الاسلام رضا امینی فر- روحانی طرح هجرت در وفس

 

4) پایان سرشماری نفوس و مسکن در وفس

ششمین سرشماری نفوس و مسکن در وفس که از روز سه‏شنبه (9 آبان) آغاز شده بود در روز چهارشنبه (24 آبان) به پایان رسید.

5) نباریدن باران و جمع‏آوری خزان(به زبان وفسی، خازان رووآن)

از روز چهارشنبه‏ی هفته‏ی گذشته(17 آبان) تا روز چهارشنبه این هفته(24 آبان) در وفس نه باران بارید و نه برف و تگرگ؛ لذا فرصت بسیار مناسبی برای جمع‏آوری خزان به منظور تغذیه گوسفندان در زمستان بود.

 

خزان 

 

 

 

6) افتتاح نمایشگاه تازه‏های کتاب

در پست بعدی توضیح می‏دهم.

7) تشویق وفسی‏ها برای شرکت در انتخابات شوراها

بر اساس خبر یک منبع نسبتا موثق، در هفته‏های آتی و با نزدیک شدن به زمان انتخابات، گروه‏هایی از طرف سپاه (!) برای تبلیغ شرکت مردم در انتخابات، در وفس حضور پیدا خواهند کرد.

8) اخبار مدارس

الف) در روز سه‏شنبه، توسط تانکر حمل سوخت، چندین لیتر نفت در مخازن نفت مدارس ابتدایی و راهنمایی وفس، ریخته شد.

ب) در روز چهار‏شنبه، دفتر معلمان، آبدارخانه، حیاط و کلیه‏ی کلاس‏های مدرسه‏ی راهنمایی وفس، توسط دانش‏آموزان دختر و پسر این مدرسه، نظافت و تمیز شد.

ج) در روز چهارشنبه، فاضلاب چاه مدرسه‏ی راهنمایی وفس، توسط تانکر تخلیه چاه، تخلیه شد.

 

 

 

2 نوشته شده در  جمعه 26 آبان1385ساعت 0:25  توسط مهدی   | 

مسجد جامع خیبر

یکی از زیباترین و قدیمی‏ترین مساجد وفس، مسجد جامع خیبر است که در محله‏ی زیبای «خیبر» قرار دارد.

در دیواره شرقی این مسجد، سنگی به نام « زردَکَوَر» (یعنی سنگ زرد) وجود دارد که کرامات زیادی از آن نقل شده و از قدیم مورد تکریم و احترام بوده است؛ مردم وفس اعتقاد فراوانی به این مسجد دارند و نذورات زیادی در طی سال، به آن تقدیم می‏کنند. از دیگر ویژگی‏های این مسجد، وجود طاق رومی‏های بسیار زیبا و قدیمی می‏باشد که شکوه خاصی به آن بخشیده است.

در فرصت‏های آتی و با انجام تحقیقات میدانی بیشتر، مطالب بیشتری پیرامون این مسجد ارزشمند بیان خواهم کرد.

 

گوشه ای از طاق رومی های مسجد

 

زرد کور

  

 تصاویر دیگر  

2 نوشته شده در  سه شنبه 23 آبان1385ساعت 1:49  توسط مهدی   | 

مصاحبه با مریم سقلاطونی؛ شاعر و داستانویس جوان وفسی

قصد داشتم مطالبی در مورد خانم مریم سقلاطونی و آثارشان بنویسم که متوجه شدم سایت کتاب‏نیوز به تازگی مصاحبه‏ای جالب و کامل با ایشان انجام داده است؛ برای آشنایی بیشتر با خانم سقلاطونی، متن مصاحبه بدون کم و کاست در ادامه آورده شده است.

 

مقدمه و مصاحبه(مصاحبه کننده: روح اله نور موسوی):

متولد مرداد و حوالی «انقلاب» -1356- است و "گزیده‌ی شعر معاصر شماره 136"، "تو را گلهای عالم دوست دارند"، "خرچنگ‏ها برای ماهی‏ها آواز می خوانند" و "از نام‏ها خبری نیست" کتاب‏های مریم سقلاطونی هستند که با سلول سلول احساس و عقل و نگاه نافذش به رشته تحریر درآورده.

 

سقلاطونی برخلاف دیگر شاعران به بحران مخاطب معتقد نیست، می‏گوید شعر خود به خود مسیرش را طی می‏کند، الان نباید دنبال قله در شعر امروز گشت، مانیفست‏هایی هم که در ادبیات و به تبع آن در شعر اتفاق می‏افتد، فعلا در حد جریان‏های شعری باقی مانده است. معلوم نیست به هدفی که حتی خودشان مد نظر دارند، برسند. الان هم برای نظر دادن زود است، آینده برای امروز تصمیم خواهد گرفت. فکر می‏کنم بیشتر حرکت‏های ما، موج‏های گذرا باشد.

شعر و شاعری در هر برهه‏ای طرفداران بسیاری داشته که هیچ‏گاه به یک صنف و یک شهر هم محدود نمی‏شود. از پادشاه و وزیر و وکیل تا رعیت و کشاورز و خباز همه و همه شعر را غذایی برای روح می‌دانستند که اگر بگوییم «دسر» روزمرگی برای رهایی از شلوغی شهر و پرواز تا آرمان شهر، بیراه نگفته‌ایم . «شعر» موسیقی و ملودی روزگار کهن ایران زمین است، آنچنان که به جرأت می‌توان گفت "هنر نزد ایرانیان است و بس"، بر محور و مدار شعر بیشتر زیبنده است که الحق شعر و شاعری نزد ایرانیان است و بس.

تب شاعر شدن هم البته از آن جور تیپ‏هایی است که سرطان می‏آورد. مواد لازمش هم کمی طبع نازک، حضور در یک محفل خفن- از کافی‏شاپ تا استادیوم آزادی- استفاده ازعینک- درهر شکل و نوع- بلندکردن مو برای آقایان، متفاوت جلوه کردن- لباس- برای خانم‌ها و بعد هم دفترچه‏ای که معجونی است از واژگان مرتبط و غیرمرتبط! با این همه مریم سقلاطونی که هنر شعر را، مادربزرگ هنرها می‏داند، معتقد است کافی‌شاپ و پیپ و قیافه، کسی را شاعر نمی کند، «شاعری را آدمیت لازم است» این جمله را خانم سقلاطونی- با فتحه بر سین، نگفته، خودم گفتم!

برنده جایزه سال کتاب شعر- قلم زرین- شعر را یک هنر مقدس می‏داند. آنقدر هم جدی به شعرهایش نقد می‏زند که در همان برخورد اول، می‏فهمی که شعر به عنوان دغدغه‏ای جدی در کلامش جاری است، شاید متانت و صراحت او در پاسخ به سؤال‏هایی که کمتر به شعر و شاعری مرتبط است، شخصیت صادق این شاعر خوش قریحه را بیشتر نمایان کند.

 

از یک شاعر چه سؤال غیرمنتظره‏ای به عنوان اولین سؤال می‌توان پرسید؟

- نمی‏دونم.

 

شعر؟

- واقعا غیرمنتظره بود! دغدغه، مونس خلوت و تنهایی من- مثل یه سایه است که هیچ وقت رهام نمی‌کنه و همیشه همراهمه. مثل یه آینه شفاف و روراست که باعث ارتباط من با جهان درون خودم می‏شه.

 

اولین شعری که خواندی؟

- (بامکث تأمل انگیز که از یک شاعر بعید هم نیست) شاید شعر کتاب ابتدایی- من یار مهربانم!

 

یعنی شعرهایی مثل یه توپ دارم قل قلیه را اصلا نخواندین؟

- آها، بارون می یاد جرجر، پشت خونه هاجر... این الان یادم اومد.

 

اولین شعری که گفتید؟

- دوران دبیرستان- حدود دوم دبیرستان بود. الان که فکرش رو می‏کنم کلی خنده‏ام می‏گیره. راجع به بهار بود موضوع انشا بود که من به شعر تبدیل کرده بودمش!

 

سعدی یا حافظ؟

- سعدی. نه، نه (بعد از تفکر طولانی) حافظ.

 

بالاخره کدام؟

- هردو را دوست دارم ولی بیشتر حافظ می‏خونم. هرچند داستان‏های حکیمانه سعدی و شعرهای عاشقانه اون رو با هیچی عوض نمی‏کنم.

 

چرا بیشتر شاعرها سعدی رو به حافظ ترجیح می دن؟!

- شاعران دنبال خلوت درون هستند. حافظ عام تر از سعدی‏ست. دغدغه‏های خاص باعث گرایش به سمت شعر سعدی می‏شه. شما رندی و عاشق بودن رو در شعر حافظ می‏بینید و حکمت رو در آثار سعدی.

 

آخرین کتابی که خواندید؟

- «شرح معلقات سبع» از احمد ترجانی زاده.

 

شعر طنز؟

- با بچه‏ها این کارها رو دسته جمعی و برای تفنن انجام می‏دیم. البته الان بیشتر مد شده در رثای همدیگر یا مراسم‏های خاص گفته بشه که باید بگم شیوع اون در آقایان به مراتب بیشتر از خانم‏هاست.

 

مادربزرگ هنرها؟

- شعر

 

چرا؟

- چون همه چیز از هر هنری رو شما بخواهید می‏توانید در شعر پیدا کنید. تصویر، خط، نقاشی، موسیقی، فیلم. اگر تمام هنرمندان رو یه جایی حبس کنن، تنها شاعران هستند که می توانند هنر خودشان را خلق کنند. فکر کنم دلیل قانع کننده ای باشه. نه؟

 

زیباترین شعر؟

- قشنگ‌ترین شعری که تا به حال گفته شده و شما تمام هارمونی لازم را در اون می‏بینید توسط ذات اقدس الهی بوده و اون آفرینش اشرف مخلوقات یعنی انسانه.

 

غروب؟

- خیلی دوستش دارم. چون لحظه‏ای که همه چیز به پایان می‏رسه و تموم می‏شه.

 

شایدم داره شروع می شه؟ شروع تاریکی؟

- از این نظر غم انگیزه وحشتناک. چون آدمی رو به یاد مرگ می‏اندازه. شاید به خاطر همین تلاقی باشه که زیبایی غروب دوچندان می‏شه. نمی‏دونم چرا عکاس‏ها بیشتر متمایل به عکس انداختن از غروب هستند تا طلوع.

 

قرآن منظوم؟

- اصلا نمی‏پسندم. معنی نداره. قرآن کلام خداست. خدا هم این همه زیبایی را خلق کرد و شیوایی بیان را در کتاب آسمانی خودش قرآن به رخ مردم دنیا کشید تا عظمت اون رو تا حدی درک کنند. اونوقت یه شاعر بخواد زبان خدا رو توسط بیان و زبان ناقص خودش زیباتر کنه؟ از این مسخره‏تر و توهین آمیزتر در هنر شعر چی می‏تونه باشه.

 

کافی‏شاپ، پیپ، چای، سیگار و بالاخره شعر؟

- هیچ نسبتی نداره ولی شاید یه عده می خوان با این چیزا قیافه بگیرن. شاعر خلوت نیاز داره نه شلوغی و بلبشو. با دود هم مخالفم به هر شکل! فکر می‏کنم می‏خوان ضعف شعرشون رو بین دودهای سیگار و پیپ قایم کنن!

 

گریه؟

- خیلی، به حال خودم گریه می‏کنم! برای اینکه به اونجایی که می‏خواستم برسم و باید می‏رسیدم و یا توی سرنوشتم بود نرسیدم. من خلق شدم برای کشف کردن. ولی فکر می کنم فرصت‏ها رو از دست دادم به همین دلیل بارها به خاطرش گریه کردم. از خیلی‏ها عقبم به همین دلیل هم ناراحتم.

 

جایزه کتاب سال؟

- تلخ.

 

مگه جایزه بادام طلایی بوده؟

- نه. چون ظرفیت جامعه هنری ما هنوز به اون سطح نرسیده که به آرا و نظرها احترام بگذاره. من اصلاً در جریان برگزاری این جایزه سال نبودم و کتاب من توسط ناشر برای جایزه سال ارسال شد و زمانی که به عنوان کتاب سال انتخاب شد، آماج حملات دوستان و غریبه‏ها، جهت دریافت این افتخار عظیم (با لحن خاص) قرار گرفتم. دنیا ارزش این حرف‏ها رو ندارد. ولش کنیم. سوالات تا اینجا داشت خوب پیش می‏رفت. خرابش کردید.

 

گاهی دلت برای خودت تنگ می‏شود؟

- از گاهی هم بعضی وقت‏ها بیشتر. هر وقت که از دور و بری‏ها می‏برم بیشتر.

 

کتاب خودت رو بیشتر دوست داری یا دیوان حافظ؟

- اصلاً قابل مقایسه نیست. کتاب من دغدغه شخصی خودمه. در صورتی که دیوان حافظ جهان شمول و مانیفست کاملاً جهانی رو درون خودش داره که با بینش و منطقی مثال زدنی تونسته همه جا رسوخ کنه. مثال شما مقایسه یه قطره آب با اقیانوس بیکران بود.

 

انجمن شاعران مرده؟

- یه فیلم قشنگ و زیبا که دیدنش رو به همه توصیه می کنم بخصوص شاعران زنده!