تبليغاتX
روستای وفس
روستای وفس

 

آيا می دانيد تا قبل از سال 1382، وفس يك« بخش» بود که 4 دهستان با 71 روستا، زير نظر آن قرار داشتند( از جمله شهر كميجان!) ؟

آيا می دانيد وسعت روستای وفس(230 کیلومتر مربع)، دو و نیم برابر وسعت جزیره کیش(90 کیلومتر مربع) است؟

آيا می دانيد گويش وفسی يكی از زير شاخه های زبان مادی ( تاتی ) می باشد( قدمت 3000 ساله

آيا می دانيد تونل های زيرزمينی زيادی در زير سطح روستای وفس وجود دارد كه اين تونل ها يك شبكه زيرزمينی را تشكيل می دهند؟

آيا می دانيد اولين مدرسه روستای وفس در سال 1313 ساخته شده است؟

آيا مي دانيد روستای وفس از حدود 10 سال قبل از انقلاب دارای آب لوله كشی و برق بوده است؟

  

Vafsi in Tafresh area

In the Tafresh area there are four languages whose interrelationships or further affiliations to other groups of NWI (Northwest Iranian) have never been defined

 

Vafsi, a seemingly mixed language (spoken in four villages) with features of both the Tatic and the Central Plateau groups, with a heavy overlay of some form of Kurdic; it does not, however, look to be a normal transitional language between any of these groups but rather a later mixture of all three groups, probably due to population movements and language switching

 

Tafreshi

Ashtiani

Amorei

 

ترجمه

 

در ناحیه تفرش، چهار زبان وجود دارد که ارتباط متقابل یا وابستگی آنها به سایر گروه های زبانی شمال غربی ایران، قابل تعریف و تعیین نمی باشد:

 

وفسی، ظاهراً زبانی مرکب و مخلوط است( در چهار روستا صحبت می شود) که ویژگی هایی مشترک از دو گروه زبانی تاتی و فلات مرکزی دارد. همچنین این زبان به مقدار زیادی تحت تاثیر گونه هایی از زبان کردی قرار گرفته است؛ به نظر نمی رسد که زبان وفسی ، یک زبان انتقالی معمولی از این سه گروه زبانی ( تاتی، فلات مرکزی و کردی) باشد بلکه بیشتر می توان گفت که ترکیب و مخلوطی از این سه گروه است که احتمالا در نتیجه ی حرکت جمعیت و تغییر زبان حاصل شده است.

 

تفرشی

آشتیانی

آمره ای

 

 

متن فوق از مقاله پروفسور دونالد استیلو، انتخاب شده است. پروفسور استیلو در این مقاله به شرح و توضیح زبان های شمال غربی ایران می پردازد و آنها را به ۷ گروه اصلی و ۲ گروه فرعی تقسیم می کند.

 

هفت گروه اصلی عبارتند از: تاتی، کردی، گورانی، زازکی / دیملی، کاسپین، فلات مرکزی و بلوچی.

 

دو گروه فرعی عبارتند از: ۱) زبان های ناحیه تفرش ۲) زبان های ناحیه سمنان.

 

ایشان، زبان وفسی را، هم به صورت زیر شاخه ای از زبان تاتی مطرح کرده است(زبان وفسی فرمی غیر عادی از گویش تاتی است) و هم آن را به صورت زبانی مستقل جزو زبان های ناحیه تفرش تقسیم بندی نموده است.

این مقاله را می توانید در سایت موسسه ماکس پلانک آلمان مطالعه نمایید.

2 نوشته شده در  سه شنبه 30 خرداد1385ساعت 15:34  توسط مهدی   | 

همه ی ما وفسی ها، عاشق وفسیم

بعضی از تصاویری که در زیر آمده است ارزش هنری خاصی ندارد، اما همه ی این عکس ها خاطراتی از وفس را در ما زنده می کند. خاطراتی از خانه ها، کوچه ها، محله ها، قنات ها، باغات و ...

در پی درخواست آقای ندری، توضیحاتی به تصاویر اضافه شد که می توانید از طریق ثابت نگه داشتن مکان نمای ماوس بر روی هر عکس، آن توضیحات را ملاحظه نمایید.  

        در حال حرکت به طرف کوه حاج رضوان (داخل وفس)       قسمتی از جاده سَرْکولّی به طرف باغ کاچان       باغ « بالاينْ سيا اَسبْ » (درخت آلو)

        باغ های وفس       قسمتی از مناطق مسکونی و کوه سرقلعه       محله ی بَرْ قلعه

        کوچه ای مابین مانداران و مامَرَّ        کوچه ای مابین مانداران و مامَرَّ        ابتدای باغات بعد از مناطق مسکونی وفس

        یکی از برج های قلعه قدیم وفس(مامَرَّ )       خانه ی عسگر خان(مانداران)       برج حاج محمد خان و نمایی از مانداران

        کانال آب (محله ی رو)       مظهر قنات زِرینْ کَریزْ       قبرستان طرف باغات بالاينْ کَريزْ

        جاده اصلی و قسمتی از باغ کورْوَرَه (اول وفس)       ابتدای مناطق مسکونی (محله ی دونَ)       کوچه ی امامزاده اسماعیل(ع)( محله ی دونَ)

        آستان امامزاده اسماعیل(ع)       محله ی دروازه به طرف باغچه میران       محله ی دروازه - راه به طرف باغ های کریز

2 نوشته شده در  دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 8:31  توسط مهدی   | 

دامداری در وفس

همانطور که در پست مراتع وفس ذکر شد، کوهستانی بودن منطقه و وجود مراتع نسبتاً خوب که در مالکیت کسی قرار ندارد شرایط لازم را برای پرورش دام مهیا نموده است. اکثر خانواده ها برای تامین شیر، لبنیات و مواد پروتئینی مورد نیاز خود، حداقل چند راس دام نگهداری می کنند؛ تعدادی از خانواده ها نیز با نگهداری گوسفندان(به زبان وفسی، چَروا) بیشتری تا حدود ۱۰۰ راس، به کسب درآمد می پردازند( بیشتر از طریق فروش بره و گوسفندان در فصل تابستان).

مراتع زیادی برای چرای دام ها وجود دارد که بهترین آنها مراتع« سیبر و چاکنار» می باشد که از مراتع بسیار خوب منطقه محسوب می شوند و کلیه دام ها، سالی حداقل یکبار توسط جهاد سازندگی واکسینه شده و به آنها قرص ضد کرم داده می شود.

 

تامین مواد غذایی دام در فصول سال و انواع گله ها

در ابتدای فصل بهار گوسفندان را برای تغذیه به مراتع وفس می برند و اینکار تا اوایل دی ماه ادامه دارد که از این زمان با شروع فصل زمستان از دام ها در طویله و آغل نگهداری می کنند و به آنها علوفه خشک می دهند که معمولاً روزانه سه مرتبه می باشد. البته در فصل زایش دام ها که از اواخر بهمن تا اوایل فروردین ماه است گاهی تا پنج مرتبه نیز به آنها علوفه داده می شود و این علوفه شامل: برگ خشک شده ی درختان، کاه و یونجه، پوشال نخود و عدس، نان خشک و جو می باشد.

بهترین فصل برای نگهداری دام، تابستان می باشد و در این فصل بعضی از اهالی اقدام به پرورش دام های گوشتی می کنند.

 

گله های دام به دو دسته تقسیم می شوند:

الف) گله ی شب چَر

چوپان ها در ابتدای فصل بهار، گوسفندان را برای تغذیه به مراتع وفس می برند. گوسفندانی که دارای بره و بزغاله هستند توسط صاحبانشان به چَرا برده می شوند تا بره (به زبان وفسی، وَرَ) ها و بزغاله(به زبان وفسی، بِزْلَ) ها بزرگتر شوند و بتوانند با گوسفندان دیگر به چَرا بروند. از حدود ۲۰ اردیبهشت ماه، تمام گوسفندان را تحویل چوپان می دهند و صاحبان دام به نوبت، به کمک چوپان می روند و همچنین غذای او را تامین می کنند. چوپان موظف است در این مدت به طور شبانه روزی به نگهداری از دام ها بپردازد. چوپان، گوسفندان را در روزها در مراتع می چراند و هر روز ظهر آنها را برای خوردن آب به کنار چشمه می برد. شب ها نیز آنها را در آغل های بزرگی که در مراتع مختلف وفس از جمله « چاکنار»، « دُبْرینْ»، « کوسی قشلاقْ»، « آبْ رنگ» و« انجمن» ساخته شده است نگهداری می کند. در ۹ ماهه اول سال این گوسفندان در مراتع نگهداری می شوند و در اول دیماه که فصل چَرا تمام می شود آنها را به روستا باز می گردانند. در فصل زمستان نیز این گوسفندان را در آغل نگهداری می کنند و به آنها علوفه خشک می دهند.

ب) گله های روزانه

این نوع گله ها هر روز صبح از روستا به مراتع می روند و شب ها به روستا باز می گردند. در این نوع گله ها بیشتر، بز (به زبان وفسی، بِزَ )  به چشم می خورد که برای تامین شیر نگهداری می شود. همچنین افرادی که تعداد دام آنها محدود است نیز دام های خود را با این گله روانه صحرا می کنند. این نوع گله ها نیز از اوایل بهار تا اواخر پاییز برای چَرا به مراتع می روند و در فصل زمستان در آغل به آنها علوفه ی خشک داده می شود. نگهداری از این دام ها نیز در فصل چَرا بر عهده چوپان می باشد.

 

محصولات دامی و میزان تولید دام

از تعداد دام های حال حاضر وفس و تعداد زایش در هر سال، اطلاع دقیقی در دست نیست. آقای باریکلو در پایان نامه خود در سال ۱۳۷۳، می گویند: « در سال های گذشته، آمار تعداد دام های وفس در حدود ۴۰ هزار راس بوده است که در حال حاضر این تعداد به ۲۰ الی ۲۵ هزار راس می رسد و هر ساله حدود ۱۰ هزار راس گوسفند تولید می شود». آقای حاجیلو نیز، در سال ۱۳۷۹ در پایان نامه خود آورده اند:« تعداد ۲۲ راس دام بزرگ(گاو) و حدود ۱۰هزار راس دام کوچک در این روستا نگهداری می شود و چیزی حدود ۶۰۰۰ راس دام، تولید سالیانه این روستا می باشد». از طرفی آقای عباس وفسی که از مسئولین شهرستان می باشند، در جواب سئوال بنده در رابطه با تعداد دام های موجود در وفس، گفتند که بر طبق آمار رسمی، تعداد دام های وفس ۲۵ هزار راس می باشد.

فصل زایش دام ها در وفس از اواخر بهمن تا اوایل فروردین ماه است و دام ها هر سال یکبار می زایند. در بعضی مواقع و در سال هایی که مراتع خوب باشد، تعداد کمی از دام ها در اوایل پاییز می زایند که اگر این دام ها در این هنگام خوب تغذیه شوند مجددا در فروردین ماه نیز می زایند.

از تولیدات عمده ی دامی می توان به شیر، ماست، پنیر و گوشت اشاره کرد و همانطوری که قبلاً ذکر شد، این تولیدات اکثراً به مصرف خود خانواده ها می رسد. همچنین کره محلی، پشم و پوست (که مازاد مورد نیاز آن به مراکز شهری صادر می شود) از دیگر تولیدات دامی در وفس می باشد.

 

تنگناهای توسعه دامداری

امروزه مهاجرت و زندگی شهرنشینی باعث شده تا ساکنان سابق وفس و نسل جدید، دلبستگی زیادی به روستا و زندگی روستایی نداشته باشند و لذا حاضر به سرمایه گذاری در فعالیت های مختلف اقتصادی روستایی از جمله دامداری و دامپروری نمی باشند. امروزه حتی دامداران حال حاضر وفس نیز، سرمایه اضافی خود را در امر دامداری سرمایه گذاری نمی کنند(که البته دلایل زیادی دارد) و به طور کلی می توان گفت که شیوه دامداری در وفس، کاملاً سنتی می باشد و تا کنون، دامداری به روش صنعتی وجود نداشته است.

به دلیل مشکلات فراوان، هم اکنون در وفس دامپروری وجود ندارد و تنها نگهداری احشام در سطح دامداری خلاصه می شود و علی رغم اینکه هر ساله گوسفندان زیادی (به نسبت دام های موجود) به نقاط دیگر صادر می شود، لیکن در بعضی مواقع برای تهیه گوشت مورد نیاز، گوسفندان پَروار را وارد می کنند.

اصطبل ها و انبار های علوفه، بسیار قدیمی و غیر بهداشتی می باشند. علوفه ی خشک جهت تغذیه ی دام ها در فصل زمستان از روستاهای مجاور تامین می شود که صرف نظر از مشکلات بسیار آن، هزینه بالایی دارد. مشکل اساسی دیگر، کمبود آب شرب دام ها در مراتع است و دام ها هر روز باید فاصله زیادی را از مراتع تا محل آب طی کنند؛ همچنین در سال های اخیر به دلیل آلوده شدن گهگاهی آب در بعضی محل ها و نیز وجود و شیوع امراض دامی، تعدادی از دام ها تلف شده و می شوند(در زمان زایش نیز، دام هایی از بین می روند). وجود بیماری شایع « تب مالت» که در سال های اخیر امراض آن به ساکنین نیز سرایت کرده، هزینه زیادی به دنبال داشته و متاسفانه تا کنون هیچ اقدامی از سوی سازمان های ذیربط از جمله سازمان دامپزشکی استان، صورت نگرفته است و همچنان این مشکل، مصرف مواد لبنی را تهدید می کند و سلامت افراد را به مخاطره می اندازد.

 

ارزش اقتصادی توسعه دامداری و تامین مواد پروتئینی

در حال حاضر مصرف مواد پروتئینی نسبت به گذشته افزایش یافته است و قیمت آن نیز برای تولید کننده مناسب می باشد، بنابراین با توسعه دامداری و دامپروری می توان هم نیازهای پروتئینی کشور را تامین کرد و هم می توان درآمد دامداران را افزایش داد. در وفس به خاطر مشکلاتی که در بحث پیش گفته شد، دامداران مجبورند دام های خود را در حدود تیر ماه بفروشند که چنانچه مشکلات برطرف شود با نگهداری و تغذیه دام ها تا حدود ۳ الی ۴ ماه دیگر، می توان قیمت دام ها را به دو برابر افزایش داد که در نتیجه باعث رونق دامداری و دامپروری خواهد گشت.

 

منابع:

۱) جغرافیای طبیعی، اقتصادی و انسانی وفس؛ حسینعلی باریك لو؛ پایان نامه دانشجویی؛ سال ۱۳۷۳.

۲) منوگرافی روستای وفس؛ حسینعلی حاجیلو؛ پایان نامه دانشجویی؛ سال ۱۳۷۹.
2 نوشته شده در  شنبه 27 خرداد1385ساعت 6:38  توسط مهدی   | 

هیئت وزیران تصویب کرد: ارتقای محور وفس - آقجه قلعه

خبر گزاری کار ایران   ۲۰/۰۳/۱۳۸۵

 

با تصویب هیات وزیران:

توسعه و بهسازی مسیرهای حمل و نقل جاده‌‏ای و ریلی استان مركزی انجام می‌‏شود

 

به گزارش ایلنا، براساس مصوبه هیات وزیران، وزارت راه و ترابری موظف‌‏ شد در شروع عملیات اجرایی اتوبان ساوه - همدان در نیمه اول سال ۸۵ اقدام كرده و ۱۵۰ میلیارد ریال برای روكش راه‌‏ های روستایی استان مرکزی از محل اعتبارات ملی راه‌‏ های روستایی اقدام كند.

براساس این گزارش، مطالعه امکان سنجی و توجیه اقتصادی دو خطه كردن راه ‌‏آهن قم - اراک در سال جاری، احداث پل‌‏های روگذر راه ‌‏آهن، ارتقای محور وفس - آغجه قلعه برای اتصال شهر کمیجان به نوبران، مطالعه اجرایی پروژه احداث جاده اراک - طرامزاد - داودآباد و مطالعه امکان ‌‏سنجی راه اصلی ارتباطی درون استان از دیگر برنامه‌‏هایی است كه وزارت راه و ترابری مكلف شده با همکاری سازمان مدیریت و برنامه‌‏ریزی كشور پس از طی مراحل قانونی انجام دهد.

به گزارش نشریه برنامه، مطالعه امكان ‌‏سنجی اتصال راه‌‏ آهن سراسری به شهرك صنعتی خمین، مطالعه و احداث كمربندی شهر ساوه به طول ۴ كیلومتر از محل اعتبارات رفع نقاط حادثه ‌‏خیز در سال‌‏های ۸۵ و ۸۶، بهسازی و تعریض محور آشتیان - راهبرد از دیگر اقداماتی است كه براساس مصوب هیات وزیران وزارت راه و ترابری موظف به انجام آن شده است.

 

پایان پیام

2 نوشته شده در  سه شنبه 23 خرداد1385ساعت 6:24  توسط مهدی   | 

اخبار وفس

حفر چاه آب در وفس

 

چند روز قبل، خبری شنیدم مبنی بر اینکه جدیداً چاه آبی به طور مخفیانه، در « منطقه اُودَر»، حفر شده و قرار است آب آن برای کارخانه ی سیمانی که قبلاً در پست های « آب وفس به کمیجان می رود؟!!» و « قضیه انتقال آب وفس » به طور کافی در موردش بحث کردیم، انتقال داده شود. برای پیگیری بیشتر این خبر ابتدا با مهندس عباس وفسی(مسئول شیلات شهرستان) تماس برقرار کردم. آقای وفسی گفتند که این خبر صحت ندارد و هدف از حفر این چاه که توسط مسئولین مربوطه صورت گرفته است، آب رسانی به چند روستای کم آب و کم جمعیت اطراف وفس و آمره بوده است. آقای وفسی همچنین گفتند که این چاه در عمق ۷۰ متری به لایه های سنگ برخورد کرد، و لذا ناچاراً تعطیل شد و مسئولین مربوطه نیز پروژه را پایان یافته اعلام کردند.

آقای حسن باریکلو، دهیار وفس نیز با تایید صحبت های آقای وفسی اعلام کرد، قرار بود این چاه ۲۰۰ متر عمق داشته باشد ولی در ۷۰ متری به سنگ(از نوع سنگ های سیاه) برخورد کرد و لذا اجباراً تعطیل گردید. حفر این چاه برای آبرسانی به چند روستا از جمله روستاهای وحید آباد، محمود آباد، سوران و ... صورت گرفته بود که بی نتیجه ماند.

 

در ضمن، همانطور که قبلاً در پست « قضیه انتقال آب وفس» عرض کرده بودم، سرمایه گذار شرکت سیمان کمیجان، فردی تبریزی است که در شهر فراهان کارخانه هایی دارد. جدیداً از طریق جستجو در اینترنت، توانستم سایت این شرکت را بیابم. نام این فرد، محمد باقرکبیری است و نام گروه صنعتی او، کبیر می باشد. برای اطلاعات بیشتر می توانید به سایت این شرکت مراجعه کنید. در این سایت صفحه ای نیز به کارخانه سیمان کمیجان اختصاص یافته است که فعلاً اطلاعاتی ندارد.

 

بحث منزل حاج محمد خان دارابی و ایجاد پایگاه میراث فرهنگی در وفس

 

همانطور که در چند پست قبل، اشاره ی کوتاهی کردم؛ متاسفانه آقای دارابی نسبت به تهیه گزارش از ساختمان و ارائه به میراث فرهنگی، اقدام نکرده اند و گویا قصدی برای انجام این کار ندارند.

از طرف دیگر، مسئولین میراث فرهنگی به مسئولین روستا اعلام کرده اند که هر چه زودتر نتیجه ی کار را مشخص کنند و میراث فرهنگی را در جریان قرار دهند.

با تلاش و کوشش های همشهریان گرامی آقایان مهندس محمود طالبی، حاج آقا رضا سمیعی و حسن باریکلو، قرار شد تا صحبتی جدی با آقای دارابی صورت گیرد تا تکلیف این کار مشخص شود. همانطور که در پست « خانه ی مردم شناسی وفس»، شرح داده بودم، آقای دارابی در حضور مدیر کل میراث فرهنگی قول داد که نسبت به تهیه گزارش از ساختمان و سایر همکاری ها با میراث فرهنگی، اقدام کند و بی توجهی حال حاضر ایشان هیچ توجیهی نمی تواند داشته باشد.

در دو سه روز آینده نتیجه پیگیری ها را اعلام خواهم کرد.

 

چاپ کتاب های استاد سمیعی

 

همانطور که در پست «چاپ کتاب فرهنگنامه زبان وفسی»، توضیح داده بودم؛ آقای حسینی، مدیرکل میراث فرهنگی در هنگام حضور در وفس، بیان کردند که کتاب فرهنگنامه زبان وفسی استاد سمیعی زیر چاپ است. روز گذشته با استاد سمیعی در خمین تماس گرفتم و پیرامون این کتاب سئوال کردم که آقای سمیعی فرمودند، گویا این کتاب به تایید سازمان رسیده است ولی فعلاً مراحل قبل از چاپ را سپری می کند و بعید است که به این زودی ها چاپ شود.

 

ساخت مقبره برای شهدای گمنام مدفون در وفس

 

آقای دهیار اعلام کردند: با بودجه ی ۱۰ میلیون تومانی که از طرف بنیاد شهید و چند نهاد دیگر به وفس اختصاص یافته است، قرار است تغییراتی در ساختمان و جایگاه یادواره شهدای وفس ایجاد شود. این تغییرات عبارتند از ایجاد یک حسینیه در پشت جایگاه فعلی یادواره( با تخریب دیوار پشتی جایگاه ) و همچنین احداث یک مقبره برای سه شهید گمنام دفن شده در محل جایگاه. قرار است این پروژه در تابستان اجرا شود و گویا مجری آن، شهرداری شهرستان می باشد.
2 نوشته شده در  دوشنبه 22 خرداد1385ساعت 6:25  توسط مهدی   | 

سنگفرش کردن کوچه های وفس

 

خبر بسیار بسیار خوب: کوچه های وفس در حال سنگ فرش شدن است

 

در روز گذشته خبر سنگفرش شدن دو کوچه از کوچه های وفس را از دهیاری وفس دریافت کردم. بر اساس این خبر، دو کوچه ی باغچه میران( فاصله ی باغچه میران تا دروازه) و مانداران( فاصله ی مانداران تا ماندی ویلجَ)، این روزها در حال سنگ فرش شدن است. بر اساس صلاحدید اهالی روستا و مسئولان استان(و شاید شهرستان)، تصمیم گرفته شد که به جای آسفالت کردن کوچه ها، از سنگ برای فرش کردن کف کوچه ها استفاده شود. مجری این طرح بنیاد مسکن استان می باشد که با همکاری دهیاری وفس و با اعتباری بالغ بر ۱۰ میلیون تومان، اقدام به اجرای این پروژه کرده است. این پروژه که از چند روز قبل شروع شده تا حدود ۴۵ روز دیگر ادامه دارد. سنگ های مورد نیاز، توسط تراکتور از حوالی تلخاب به وفس حمل می شود و با استفاده از سیمان و سایر مواد مورد نیاز، کوچه ها سنگ می شود.

 

دقیقاً نمی دانم که هم اکنون در کدام قسمت مشغول فعالیت هستند و اینکه آیا در نهایت کل کوچه های وفس سنگ می شود یا فقط محدود به بعضی کوچه هاست( و بعضی کوچه ها آسفالت خواهند شد).

 

سنگ فرش کردن کوچه ها، مزایا و معایبی دارد که باید بررسی شود. آیا در صورت سنگ شدن کوچه ها، باز هم امکان گاز کشی خانه های وفس وجود دارد( با توجه به اینکه مسئولین بنیاد مسکن و ... اعلام کرده بودند برای گاز کشی خانه ها، ابتدا کوچه ها باید عریض شود و خانه ها نوسازی گردد؛ البته مسئولین میراث فرهنگی اعلام کرده بودند کوچه ها نباید دست بخورد و خانه ها باید با کمترین تغییرات نوسازی شود!!).

 

در روز آینده، اخبار مهم دیگری را به اطلاع خواهم رساند.

2 نوشته شده در  یکشنبه 21 خرداد1385ساعت 12:37  توسط مهدی   | 

صندوق غدیر

مطمئنا همه ی ما به خوبی می دانیم که تنها راه حل مسائل و مشکلات وفس، اتحاد و همبستگی میان همه ی وفسی هاست. هم وفسی های نسل جدید که جوانان حال حاضر این قوم می باشند و هم نسل قبل که جزو میانسالان و بزرگان قوم وفس به حساب می آیند. هم وفسی هایی که در شهرهای تهران، قم، اراک، کرمان و ... زندگی می کنند و هم وفسی هایی که در وفس زندگی می کنند. منظور از اتحاد و همبستگی نیز این است که اولا اگر اختلافاتی میان افراد و یا محله هایی وجود دارد، باید این اختلافات کنار گذاشته شود و به نظر من، ما وفسی ها باید وفس را یک مجموعه واحد در مقابل کل ایران و حتی جهان در نظر بگیریم و برای حل مشکلات همه ی محله ها و سربلندی همه ی وفسی ها تلاش کنیم. دوما اینکه همه ی ما باید حاضر باشیم از منابع مالی و سایر امکانات خود و همچنین از وقت خود برای حل مشکلات وفس صرف کنیم، همانطورکه در حال حاضر نیز افرادی چنین کاری انجام می دهند که می توانند الگوی خوبی برای سایرین باشند.

 

دهیاری و شورای روستای وفس

 

متاسفانه بعضی از همشهریان وفسی (که تعدادشان هم کم نیست) وقتی در مقابل مسئله حل مشکلات وفس قرار می گیرند نقش دهیاری و شورای روستا را بسیار پر رنگ می کنند و عامل مشکلات را عملکرد ضعیف همین دو نهاد و عده ای از اشخاص می دانند(البته بحث هایی در مورد دوره های قبلی شورا و افرادی که در آنها عضویت داشتند وجود دارد که فعلاً کاری با آنها نداریم) که به نظر من این فکر باید اصلاح شود. درست است که دو نهاد دهیاری و شورای روستایی در هر روستا می تواند بسیار موثر و مفید باشد و از طریق تعامل بیشتر و موثرتر با بخشداری، فرمانداری، استانداری و همچنین سازمانهای دولتی و اداری استانی و حتی کشوری، زمینه و شرایط پیشرفت هر چه بیشتر آن روستا را فراهم کند؛ ولی مشکلی که در رابطه با این نهاد ها خصوصاً شورای روستا، در وفس( و احتمالاً در خیلی از روستا های ایران) وجود دارد این است که این افراد به هیچ وجه توانایی حل مشکلات، چه از لحاظ مالی و چه از لحاظ دانستن چگونگی حل مسائل را ندارند و علی رغم زحمات زیادی که می کشند قادر به حل مسائل و مشکلات اساسی و جزئی وفس نیستند و در کل ما نمی توانیم انتظار پاسخگویی از این عزیزان داشته باشیم. بد نیست بدانید که هم اکنون شورای روستای وفس، عضو علی البدل ندارد و دقیقاً همان افرادی که در انتخابات ثبت نام کردند نیز به عنوان اعضاء شورا انتخاب شدند و شاید ما باید از این عزیزان هم تشکر کنیم که حداقل شورا را خالی نگذاشتند و در آن حضور یافتند. به نظر بنده، هر کدام از ما باید در درجه اول به نقش هر چند اندک خود در حل مشکلات بپردازیم و به این سئوال جواب دهیم که « من به عنوان یک وفسی، تا به حال چه تلاشی برای حل مشکلات وفس کرده ام؟» که امیدوارم به تدریج هر کدام از ما به نقش خود در سازندگی و پیشرفت وفس پی ببریم و تلاش هایی در این زمینه انجام دهیم.

 

مقدمه ی طولانی بالا برای بیان و توضیح طرح جدیدی است که یکی از همشهریان فعال و دلسوز وفسی مطرح کرده است. البته این مطلب را نیز بگویم که خدای ناکرده فکر نکنید بنده با توضیحات بالا قصد نصیحت و توصیه به سایر همشهریان را دارم بلکه فقط می خواستم نظر خودم را مطرح کنم، همانطورکه شما نیز می توانید نظرات خود را بیان کنید تا در این پست قرار بگیرد.

 

طرح صندوق غدیر

 

دهه ی محرم سال گذشته که به مسجد سیدالشهداء (ع) (مسجد وفسی های مقیم قم) رفته بودم؛ در انتهای مراسم، سخنران اعلام نمود که جدیداً طرحی برای حل مشکلات وفس با مشارکت همه ی وفسی ها از سوی همشهریان وفسی مقیم تهران پیشنهاد شده است. سخنران نام این طرح را« صندوق غدیر» اعلام کرد و توضیح داد که بر اساس این طرح، یک صندوق همیشگی و ثابت برای جمع آوری کمک های مالی همه ی همشهریان، تاسیس می شود و همه همشهریان موظف هستند ماهانه(و یا دوره هایی بلندتر) مبالغی را که از قبل تعهد کرده اند به این صندوق بپردازند تا مسئولان این صندوق از این مبالغ فقط و فقط برای حل مشکلات وفس استفاده کنند. از این خبر دیگر هیچ نشنیدم(و نمی دانم در قم کاری انجام شد یا نه) تا اینکه چند هفته قبل فهمیدم که پیشنهاد دهنده این طرح، همشهری عزیز و گرامی جناب سرهنگ سلطانی هستند که در تهران سکونت دارند. خوشبختانه از طریق این وبلاگ با ایشان ارتباط برقرار کردم و در صحبتی که بعداً با ایشان داشتم، در مورد طرح توضیحاتی دادند و گفتند که خوشبختانه این طرح با استقبال همشهریان وفسی مقیم تهران مواجه شده است و در سال ۸۳ و اوایل ۸۴، حدود ۱۲۰ نفر به نمایندگی از خانواده هایشان در این طرح ثبت نام کرده اند و حاضرند در صورت اجرایی شدن طرح در بین همه همشهریان، مبالغی را ماهیانه به این صندوق بپردازند.

آقای سلطانی همچنین گفتند که با توجه به تعداد زیاد خانواده های وفسی در چهار شهر تهران، قم، اراک و کرمان و با توجه به اینکه خوشبختانه اکثر آنها دارای وضع مالی متوسط به بالا هستند، این طرح می تواند موفقیت آمیز باشد و انشاء الله از طریق کمک های جمع آوری شده و با برنامه ریزی بلند مدت می توان گوشه ای از مشکلات وفس را حل نمود.

 

جناب آقای بندی، وفسی عزیز

لطفاً ایمیل خود را مشخص نمایید تا با شما تماس بگیرم و دلایل حذف بعضی نظرات تان را توضیح دهم.

2 نوشته شده در  جمعه 19 خرداد1385ساعت 7:55  توسط مهدی   | 

اخبار وفس

۱) در چند روز گذشته (از پنج شنبه قبل تا دوشنبه این هفته)، وفس خیلی شلوغ بود. با توجه به آب و هوای بسیار خوب و مناسب وفس در این روزهای بهاری، همشهریان زیادی برای گذران چند روز تعطیلی، به وفس رفته بودند.

 

۲) بر اساس خبری که از وفس دریافت کردم، فرماندار شهرستان، جناب آقای ابوالقاسم مسافر، صبح روز دوشنبه و در سفری نیمه رسمی، در وفس حضور یافته بود. آقای فرماندار در معیت دهیار و اعضای شورای وفس، از چند مکان بازدید کردند.

 

۳) در هفته ها و ماه های اخیر، بر تعداد ساخت و سازها در وفس افزوده شده است. در محلات مختلف وفس، افراد یا در حال خانه سازی به شیوه مدرن و جدید هستند و یا اینکه در حال تعمیر و نوسازی خانه های قدیمی خود می باشند. یکی از همشهریان وفسی که چند روز گذشته را در وفس سپری کرده است، تعداد خانه های در حال ساخت یا تعمیر را حدود ۵۰ تا ذکر کرد. مطمئنا با نزدیک شدن فصل تابستان بر تعداد این ساخت و ساز ها افزوده خواهد شد. خوشبختانه در سال های اخیر به دلیل تغییر رویکرد و دیدگاه خانواده های وفسی مقیم شهرها نسبت به وفس(البته دلایل زیادی دارد و امیدوارم در آینده امکان بحث درباره ی آن فراهم شود)، تعداد ساختمان های نوساز و همچنین تعداد تعمیرات ساختمان های قدیمی(که البته با اشکالاتی هم همراه است) در حال افزایش می باشد.

 

سایر خبر ها از استان مرکزی

 

موانع توسعه گردشگری، قومیت‌ها و اكوتوریسم استان مركزی بررسی می‌شوند

 

سه طرح پژوهشی سازمان میراث‌ فرهنگی و گردشگری استان مركزی كه در بهمن ماه ۸۴ به سازمان مدیریت و برنامه‌ ریزی پیشنهاد شده بود، فروردین ماه سال جاری به تصویب این سازمان رسید.

سازمان میراث‌ فرهنگی و گردشگری استان مركزی اجرای این سه طرح را با ۳۰ میلیون تومان اعتبار آغاز كرده و قرار است یك سال دیگر این طرح‌ها را به نتیجه مطلوب برساند.

این سه طرح عبارتند از:« بررسی موانع توسعه گردشگری در استان مركزی »،« بررسی قومیت و طوایف موجود در استان مركزی » و « بررسی اكوتوریسم استان مركزی ». اعتبار اختصاص‌ یافته به هریك از این سه طرح، ۱۰ میلیون تومان است.

 

جناب آقای سید محمد حسینی، مدیر کل میراث فرهنگی استان مرکزی، در ادامه به توضیح این سه طرح می پردازد و در رابطه با طرح« بررسی قومیت و طوایف موجود در استان مركزی » می گوید:

« این پژوهش در جهت شناسایی دقیق اقوام و طوایف، محل استقرار، حوزه و نوع فعالیت، معیشت، گویش، لباس و غذا، آیین ها و سنت‌های آنها انجام می‌شود.

مبحث قومیت‌ها و طوایف به‌ خصوص برای جذب گردشگران فرهنگی در استان مركزی از اهمیت خاصی برخوردار است و می‌تواند به عنوان یكی از جاذبه‌های گردشگری استان مطرح شود.

این استان با طایفه‌هایی مانند لر، ترك، شاهسون، خلج، فارس و تات، یكی از استانهایی است كه گستره وسیعی از اقوام و طوایف را در بر می‌گیرد».

متن کامل خبر را می توانید در این صفحه بخوانید.

 

بخشداران کمیجان و میلاجرد معرفی شدند

 

محمد اناری به عنوان بخشدار بخش مرکزی و محمد علی مرادی به عنوان بخشدار بخش میلاجرد معرفی شدند. منبع

2 نوشته شده در  سه شنبه 16 خرداد1385ساعت 5:50  توسط مهدی   | 

زبان تاتی(مادی) و گویش وفسی

همانطور که قبلاً در پست های مختلف این وبلاگ نوشته بودم، گویش وفسی جزو زبان های شمال غربی ایران می باشد. زبان های شمال غربی ایران، خود به هفت زیر گروه اصلی و تعدادی گروه فرعی تقسیم می شود که گویش وفسی جزو زیر مجموعه « تاتی » قرار می گیرد.

برای مطالعه و تحقیق بر روی گویش وفسی، لازمست که با گروه اصلی « زبان های تاتی» بیشتر آشنا شویم. خوشبختانه تا کنون تحقیقات و مطالعات بسیار زیادی بر روی زبان های تاتی(مادی) توسط محققان داخلی و خارجی انجام شده است که می تواند منبع بسیار خوبی برای علاقه مندان به گویش تاتی و وفسی باشد و خوشحالی بیشتر از این بابت که پروفسور دونالد استیلو مطالعاتی را مشترکاً بر روی زبان تاتی و گویش وفسی انجام داده است.

در این پست ابتدا مطالب بسیار کوتاهی درباره این گویش ذکر می شود و سپس منابعی برای مطالعات بیشتر معرفی می گردد.

 

گویش تاتی (Tati Language)

گویش تاتی مسلماً یكی از لهجه های قدیمی زبان فارسی است و اگر اقوال شرق شناسان و زبان شناسان را ملاك بدانیم آثاری از زبان قدیم اقوام ماد، در آن باقی مانده است.

این زبان در زمانهای گذشته، گسترش بیشتری داشته و به استناد شواهد عینی و پژوهشهایی كه انجام گرفته است زمانی همه ی اهالی آذربایجان، قزوین و طارم را فرا می‌گرفت. بعدها با اشاعه زبان تركی، تاتی كم كم از بین رفته و تنها ساكنان چند آبادی در سراسر دیار پیشین، این زبان را نگهداری و تا به امروز رسانده اند. از شمار تاتهای كنونی آمار درستی در دست نیست.

از پیشینه تاریخی و سیر تكوینی این زبان آگاهی چندانی در دسترس نیست، ولی می توان گفت به قول احمد كسروی، تاتی كنونی ادامه و بازمانده آذری است.

اورانسكی نوشته است كه كلمه تاتی، ظاهراً در آغاز بر نژاد و قبیله اطلاق می شده است. قبایل صحرانشین كه اكثراً ترك بوده اند مردم زراعت پیشه و تخته قاپو ایرانی زبان را كه در زیر انقیاد خویش درآورده بودند، تات می خواندند. برخی دیگر از دانشمندان زبان شناس كلمه تات را با تاجیك مربوط می دانند .

ملك الشعرا بهار نوشته است تات به معنای تازیك و تاجیك یعنی فارسی زبانان… ایرانیان از قدیم به مردم اجنبی تاجیك یا تاژیك می گفته اند، چنانچه یونانیان بربر و اعراب، عجم یا عجمی گویند. این الفاظ در زبان دری تازی تلفظ شده و رفته رفته خاص اعراب گردید. ولی در توران و ماوراءالنهر، لهجه های قدیم باقی مانده که در آنها به اجانب، تاجیك می گفتند. لفظ تات در كتیبه های مورخان - قرن هشتم م - آمده است و تاریخی طولانی و پیچیده ای دارد و تغییرات در معنی آن راه یافته و مثلاً به ملل تحت استیلای تركان و بالاخص - در دوره استیلای تركان بر ایران - به ایرانیان اطلاق شده است.

بالاخره لفظ تات به گروه هایی از مردم ایرانی نژاد ساكن ایران و قفقاز اطلاق شده است كه به لهجه های تاتی تكلم می كنند.

نكته دیگری كه باید بر آن توجه داشت این است كه در زبان تركی، تات به معنی لذت و مزه نیز آمده است.

علمی ترین بررسی ها را درباره لهجه های تاتی كه بازمانده زبان پیشین آذربایجان است، احسان یار شاطر در كتاب دستور زبان لهجه های تاتی جنوبی، انجام داده است.

 

یوسف علیخانی، نویسنده ی تات زبان، در سایت قابیل می گوید:« نگارنده این سطور پس از تحقیقات بسیار در محدوده جغرافیایی این زبان به این نتیجه دست یافته است كه می توانیم تاتی را در سلسله جبال البرز از شرق به غرب، ‌تاتی سمنانی،‌ تاتی لواستانی، ‌تاتی ساوجبلاغی، ‌تاتی طالقانی، تاتی الموتی،‌ تاتی مراغی،‌ تاتی رودبارمحمد زمان خانی(رودبار شهرستان كنونی)،‌ تاتی رودباری( رودبار زیتون)، تاتی شاهرودی( خلخال) و تاتی هرزنی بدانیم. در عین حال گویش تنكابنی و گویش اشكوری و گیلكی و مازنی را باید در شمال رشته كوه های البرز به این مجموعه افزود... تاتی تاكستان و شالی و بویین زهرا و وفسی نیز به گونه ای در این مجموعه جای می گیرند كه خود بحثی مفصل می طلبد. جدا از حدود جغرافیایی ایران،‌ بسیاری از مردم جمهوری آذربایجان و چچن نیز به گویش تاتی سخن می گویند».

 

سایت میراث فرهنگی و گردشگری استان مرکزی در صفحه ی مردم شناسی خود و تحت عنوان « زبان» نوشته است:

زبان تاتی ( وفس)

درباره گویش عراقی (اراكی) باید گفت كه قبل از پیدایش شهر فعلی اراك، در نقاط مختلف این استان، لهجه های متفاوتی وجود داشت؛ از جمله گویش « تاتی » در منطقه وفس، لهجه مردم شرا (چرّا) و كزاز و سربند، كه هر كدام در صورت و آوا تفاوتهایی با هم داشته و دارند؛ پس از بقای شهر اراك و مهاجرت و اسكان گروه های مردمی با لهجه‌های متفاوت در این ناحیه، یك ترکیب خاصی از لهجه های مختلف به وجود آمد كه تا پیش از پیدایش رادیو، سینما و تلویزیون متداول بود، اما با پیدایش رسانه های گروهی و تسلط زبان (لفظ قلم) با لهجه تهرانی و زبان رسمی دولتی، گویش محلی كم كم فراموش گردید و اینك مردم اراك تا حدی بدون لهجه بوده و كتابی یا تهرانی سخن می گویند. ولی در روستاهای اطراف و خود شهر محاوره پیرمردان و پیر زنان همان لهجه قدیمی می باشد كه بیشتر لغات و الفاظ ریشه در زبان اوستایی و پهلوی داشته كه امروزه در حال نابودی و از بین رفتن است و ضرورت دارد برای حفظ و نگهداری واژه های اصیل و سره قدیمی به روستاها و در بین عشایر رفته و به جستجوی آن پرداخت، تا براین گنجیه ادب دست یافت.

 

در دایره المعارف آزاد ویکی پدیا آمده است:

 

زبان‌های تاتی‌تبار (Tatic)

از دسته زبان‌های ایرانی شاخه شمال‌غربی و بازمانده یکی از گویشهای مادی هستند. گویش‌های این زبان روزگاری از شمال ارس تا سمنان گسترده بود ولی امروزه با ترک‌زبان و فارس‌زبان شدن بخشی از شمال‌غربی ایران تنها جزیره‌هایی از گویشهای تاتی در منطقه بجا مانده است. بزرگترین این جزیره‌ها در منطقه تاکستان استان قزوین دیده می‌شوند. تاتی تاکستان یکی از کهن‌ترین زبان‌های ایرانی است که از دیدگاه زبان شناسی، ارزش ویژه‌ای دارد. بیشترین آمار جمعیتی تات‌های ایران متعلق به دو شهرستان کهن تاکستان و بوئین ‌زهرا می ‌‌باشد. تاکنون هیچ آمار رسمی در مورد تات‌های این دو منطقه ارائه نشده است. تات‌های این منطقه که به تات‌های جنوب شهرت یافته اند، در شهرها و روستاهای زیر زندگی می‌کنند:

 

v     در شهرستان تاکستان، شهر تاکستان و در بخش اسفرورین، شهر اسفرورین و روستای قرقسین، تات زبان اند.

v     در شهرستان بوئین زهرا، شهرهای شال، دانسفهان و روستاهای خیارج، خوزنین، خروزان، ابراهیم‌آباد و سگزآباد و … تات زبان اند.

v     تاتهای خلخال، جیرنده، کلور، طارم، عنبران، میناباد، میرزانق، کلش، سروآباد، پیله‌زیر، پیله‌رود، جید، لرد، شاهرود، تولش، عنبران علیا، لنکران و ماسالی جمهوری آذربایجان.

به طور کلی زنجیره مناطق تات‌نشین از شهر تاکستان شروع شده و به سمت جنوب و جنوب شرقی ادامه می‌‌یابد و در نهایت در شهرستان بوئین زهرا به روستای تاریخی سگزآباد پایان می‌یابد.

 

v     در استان مرکزی (منطقه وفس) نیز روستاهای وفس، چهرقان، گورچان و فرک به زبان تاتی صحبت می‌‌نمایند. این روستاها به فاصله 100 تا 120 کیلومتری شهر اراک و در شمالی‌ترین نقطه استان مرکزی واقع شده اند. مناطق کوهستانی و خوش آب و هوا و شغل مردم روستاها کشاورزی، باغداری و دامداری است که به دلیل مواجه شدن با کمبود آب و عدم توجه مسئولین به نیاز مردم و نیروهای انسانی جوان، به شدت روستها خالی از سکنه می‌‌شوند و در شهرهای مانند تهران، قم، اراک، کرج و ... سکونت می‌‌نمایند.

 

در این میان از مهمترین و دست نخورده‌ ترین گویش تاتی یعنی گویش اشتهاردی که در استان تهران قرار دارد نام برده نشد حال آنکه طبق کتاب تات نشینهای بلوک زهرا، نوشته جلال آل احود این گویش شاید خالصترین گویش زبان تاتی باشد چون منطقه اشتهارد که در سر راه کرج به بویین زهرا در 80 کیلومتری کرج و 25 کیلومتری بویین زهرا قرار دارد به علت خشکی و کمی آب از دستبرد کوچ نشینهای ترک در امان بوده و مردم آن همچنان زبان قدیم خود را حفظ کرده اند.

 

مطالب پیشین:

 

گویش وفسی (Vafsi)

 

پروفسور دونالد استیلو و گویش وفسی

 

داستان های قومی وفسی (Vafsi Folk Tales)

 

 

علاقه مندان برای مطالعه بیشتر درباره ی زبان مادی می توانند به لینک های زیر مراجعه کنند:

 

زبان‌های تاتی‌تبار( دای