تبليغاتX
روستای وفس
روستای وفس

 

آيا می دانيد تا قبل از سال 1382، وفس يك« بخش» بود که 4 دهستان با 71 روستا، زير نظر آن قرار داشتند( از جمله شهر كميجان!) ؟

آيا می دانيد وسعت روستای وفس(230 کیلومتر مربع)، دو و نیم برابر وسعت جزیره کیش(90 کیلومتر مربع) است؟

آيا می دانيد گويش وفسی يكی از زير شاخه های زبان مادی ( تاتی ) می باشد( قدمت 3000 ساله

آيا می دانيد تونل های زيرزمينی زيادی در زير سطح روستای وفس وجود دارد كه اين تونل ها يك شبكه زيرزمينی را تشكيل می دهند؟

آيا می دانيد اولين مدرسه روستای وفس در سال 1313 ساخته شده است؟

آيا مي دانيد روستای وفس از حدود 10 سال قبل از انقلاب دارای آب لوله كشی و برق بوده است؟

  

شهید سید عبدالحمید سجادی وفسی(اولین شهید انقلاب مشروطیت ایران)

طلبه شهید « سید عبدالحمید سجادی وفسی » یکی از بزرگان و شهیدانی است که نام او بر تارک تاریخ این سرزمین می درخشد و نام وفس را همچون نام خویش جاودانه ساخته است. آنچه نقل می شود شرح حال ایشان است که در آثار و تالیفات بزرگان آمده است.

آقای ابراهیم دهگان  در کتاب فقه اللغه، صفحه 258 آورده است: « دومین شخص وابسته به وفس، عبدالحمید یعنی اولین شهید راه آزادی و مشروطیت ایران منتسب به خانواده ی نظام الدین وفسی است؛ سید نظام الدین دارای چهار پسر بود که کوچک تر از همه سید عبدالحمید می باشد، از سید عبدالحمید دختری به نام بانو هاجر، همسر مرحوم سید محمود نبوی وکیل دادگستری باقی می ماند. شهید عبدالحمید، بدوا" در محل اراک و سپس در قم و در پایان مقیم تهران گردید و در دروس آقایان آقا شیخ فضل الله نوری و شیخ مرتضی آشتیانی حاضر می شد.

در خلال سال های وبائی (1322 ق) از تهران فرار و پناهنده به کوهستان وفس شد و در همین جا با دختر عموی خود که خیلی جوان بود به امید یافتن اولادی وصلت نمود .... تازه صاحب اولادی شده بود که حادثه مشروطیت پیش آمد. سید عبدالحمید از رجالی نیست که شهرت علمی داشته باشد و یا بیانی شیوا و کلامی موزون به یادگار گذاشته باشد. سید نخستین کسی است که در روز انقلاب مشروطیت بدون ترس و هراس جلو رفت و جان خود را فدا نمود و اسم خویشتن را در تاریخ آزادی با خط درشت به صفحه اول نگاشت. تاریخ این حادثه بر کسی پوشیده نیست.... ».

مطالب فوق از کتاب « وفس در گذر زمان»، صفحه 210  نقل شده است. در زیر مطالبی در رابطه با شهادت ایشان، از وبلاگ « گروه آموزشی تاریخ متوسطه استان مرکزی »، با کمی اصلاح و تغییر، خواهد آمد:

 

شهادت سید عبدالحمید وفسی، اولین شهید انقلاب مشروطیت

طلبه مظلومی از سرزمین عراق عجم، "اراک" –  روستای وفس

1285هش - 1324هق

 

در کتاب تاریخ معاصر ایران اشاره ای به جریان شهادت سید عبدالحمید شده، که چون به صورت مختصر از آن یاد شده است، مطالبی جهت ایضاح موضوع درج میگردد.

سید عبدالحمید وفسی فرزند سید نظام الدین وفسی بود که در تهران در مدرسه علمیه حاج ابوالحسن معمار باشی به تحصیل علوم دینی مشغول بود؛ ماجرایی که ذکر میگردد، شرح شهادت وی می باشد که دقیقا 25 روز بعد از این شهادت (19 تیر 1285) آثار آن ظاهر گشته و موجب بیداری مردم میگردد و فرمان مشروطیت در تاریخ 14 جمادی الثانی 1324 (14 مرداد 1285) صادر میشود واما شرح ماجرا:

 

به دنبال حادثه بانک که « شیخ محمد واعظ » مردم را به خاطر ایجاد « بانک استقراضی روس » وبی حرمتی به اجساد مسلمانان شورانده بود که موجب تخریب آن نیز گردیده بود، « عین الدوله » دستور دستگیری وی را صادر کرد. « شیخ محمد(سلطان المحققین) » ازسخنوران بزرگی بود که بی پروا در مجالس عزا از استبداد بد می گفت وبه « عین الدوله » دشنام میداد. روز چهارشنبه 18 جمادی الاول 1324(19 تیر 1285هش)، 2 ساعت پس از طلوع آفتاب، « شیخ محمد » سوار بر الاغش از محله سرپولک می گذشت ناگهان 200 تن سرباز دور او را گرفته و به سوی خانه ی « عین الدوله » روانه اش کردند. چون به نزدیک مسجد و« مدرسه حاج ابوالحسن معمار باشی » رسیدند، طلاب علوم دینی که از ماجرا خبر یافته بودند همگی بیرون ریختند و با کمک مردم بازارچه از حرکت شیخ جلوگیری کردند؛ سربازان، شیخ را در آن نزدیکی در قراولخانه ای (پاسگاه) زندانی کردند. آیت الله بهبهانی چون خبر یافت، فرزندش(احمد) را به یاری فرستاد؛ آمدن او مردم را دلیر کرد تا آنجا که به قراولخانه حمله کرده و« ادیب الذاکرین کرمانی » به داخل رفته « شیخ محمد » را درآورده و روانه شدند. « احمد خان یاور»، فرمان تیراندازی داد؛ در میان تیرها که اکثرأ هوایی شلیک می شد یک تیر به پای « ادیب الذاکرین » اصابت کرد که او را به زمین در غلطاند، در این هنگام طلبه ای جوان به نام « عبدالحمید »، در حالی که روزه بود واز درس « مرحوم آمیرزا محمد تقی مجتهد گرگانی » برمی گشت و کتاب هایش زیر بغلش بود به آن محل رسید وچون تیر خوردن « ادیب الذاکرین » را دید وآن اوضاع آشفته را، خون در رگهای او به جوش آمد و جلوی فرمانده سربازان رفت و به او پرخاش نمود که:

" تومگر مسلمان نیستی؟ مگر این جمع مسلمان نیستند؟ مگر این « ادیب الذاکرین » نوکر سید الشهداء نیست؟ چرا فرمان تیراندازی دادی؟"

سخنان این طلبه عراقی که با شور وحرارت ادا می شد « احمد خان » را ناراحت کرد تا آنجا که تفنگی از سربازان گرفت و قلب آن جوان پر شور را هدف قرار داد وآن بیچاره را غلطاند( تیر بین گلو و قلب جای گرفت و از پشت گردن خارج شد)، تن نیمه جان سید را به دوش گرفته و به « مدرسه حاج ابوالحسن معمار باشی » بردند؛ یکی از طلاب به نام « حاج شیخ محمود » خود را به روی جسم نیمه جان سید انداخت و گفت: "آقای من چه میخواهی؟"، سید جواب داد: "کمی آب، که عطش مرا اذیت می کند"، تا آب حاضر شد سید شبیه جد مطهرش « امام حسین(ع) »، با لب تشنه جان به جان آفرین تسلیم نمود وشهید گردید.

« حاج شیخ محمد واعظ » که مظلومیت سید را مشاهده کرد، خون وی را به صورت ومحاسن خود مالید و صدای گریه و ضجه و ناله از مردم بلند شد، سادات و طلاب صداهای خود را بلند کردند و زنان با صدای بلند گریه می کردند و به شیون و زاری پرداختند؛ در این میان قزاق ها با « سیف الدین میرزا»، مدیر توپخانه مظفرالدین شاهی در رسیده و جسد سید عبدالحمید را به همراه بردند. « علی کوهی »، یکی از جوانان غیرتمند آن محله، قزاقان و سربازان را تعقیب نموده و نعش سید عبدالحمید را پس گرفته و به مدرسه برگرداند.

این بار طلبه ها و سادات، نعش « عبدالحمید » را به مسجد جامع بردند؛ دکان ها نیز بسته و بازار تعطیل شد. عصر روز چهارشنبه، خیل عظیم مردم در مسجد جامع جمع شدند و به شیون و زاری وعزاداری پرداختند؛ روز پنج شنبه نوزدهم و جمعه بیستم جمادی الاول(21 و20 تیر ماه ) در مسجد غوغایی بود و با غوغایی که به دنبال چوب خوردن « حاج شیخ هاشم قندی » روی داد، تفاوت داشت. از هر سری صدایی بلند بود، کودکان با فریادهای بلند این شعر کودکانه را می خواندند: "محمد یا محمد یا محمد، برس فریاد امت یا محمد". صنف بزٌاز پیراهن خونین « سید عبدالحمید » را بر سر چوبی نصب کرده و در بازارهای اطراف مسجد به حرکت در آورده و بر سر وسینه می زدند. عده ای در اطراف نعش که در وسط مسجد گذاشته شده بود، گرد آمده و خروش به فلک برداشته بودند. از عمامه ی سید مقتول دو علم ساخته بودند؛ در دنبال یک علم سادات و طلاب جمع شده، « آقا سید ذبیح الله روضه خوان » به حالت حزن وعزا این مصرع را می خواندند:" یا حضرت صاحب زمان، الامان، الامان "؛

بازاریها در دنبال علم دیگر به این مصرع متکلم بودند:" یا محمد، امتت از دست رفت".

هر کس هنری در مراسم عزاداری داشت نشان می داد، روضه خوانها، روضه می خواندند و شُعرا شعر می سرودند؛ برای نمونه یک بند از مرثیه ای شامل 25 بند که به پیروی از دوازده بند مرحوم محتشم کاشانی سروده شده بود، توسط  فَسیحُ الزمان « سید رضوان » نقل می شود:

 

بی حربه، چونکه جیش خداوند ذوالمنن بر حربیان شدند دلیرانه صف شکن

سلطان فوج، یاورعبدالمجید*، داد فرمان قتل جملگی از خبث خویشتن

شلیک با تفنگ نمودند حربیان، مجروح ساختند به یک حمله چند تن

در آن میانه سید و سالار سروران، عبد الحمید فخر زمان مفخر زمن

غافل ز ره رسید و زهنگامه بی خبر، انگشت حیرتش بشد آنگاه در دهن

چشمش به سوی معرکه افتاد محو و مات، از کارهای چرخ و زغوغای مرد و زن

نا گاه بی ملاحظه، سلطان فوج دون، تیری زد آتشین به تن شمع انجمن

ما بین سینه و گلویش تیر جا گرفت، از پشت او بدر شد و جانش شد از بدن

هم بی گناه بود و هم از خلق منزوی، هم ُبد غریب و بی کس و هم دور از وطن

تیرش به سینه خورد به مظلومی حسین، قلبش بگشت پاره به مجروحی حسن

تا جان برفت از تن جان جهان، برون زد صیحه جبرئیل که ای حی ذوالمنن:

از نو حسین کشته زجور یزید شد عبدالحمید کشته عبدالمجید* شد

بادا هزار مرتبه نزد خدا قبول قربانی جدید تو یا ایها الرسول

 

* عبد المجید میرزا، اسمِ اصلی عین الدوله بود.

 

علما، روز جمعه سید را در مسجد جامع به خاک سپردند. با فشارهای « عین الدوله » علما، مردم را به خاطر حفظ جانشان به منازلشان فرستاده و خود به مقاوت پرداختند.

هر چند پس از شهادت « سید عبد الحمید » و در این ایام، تعداد زیادی از مردم به شهادت رسیدند، ولی پس از چندی علما و مردم به عنوان اعتراض ( در حدود 3000 نفر) به قصد عتبات حرکت کردند؛ ابتدا به قم رفته، مدتی در آن شهر به تحصن پرداختند و وقتی خواسته های آنان به گوش « مظفرالدین شاه » رسید، دستور بازگشت محترمانه آنان را داد و فرمان مشروطیت را صادر کرد و پیروزی نصیب روحانیون و ملت گردید.

منابع:

  1. رضوانی، محمد اسماعیل، انقلاب مشروطیت ایران، نشر کتابهای جیبی، 1356، صفحه 108 به بعد؛
  2. ناظم الاسلام کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان، امیر کبیر، 1363، از صفحه 404 به بعد؛
  3. صدیق، حسن، نامداران اراک، نشر طرفه اراک، 1372، از صفحه 262 به بعد؛
  4. کسروی، احمد، تاریخ مشروطه ایران، امیر کبیر، 1370، از صفحه 95 به بعد؛

تهیه و تنظیم: گروه آموزشی تاریخ متوسطه استان مرکزی؛ احمد خمجانی فراهانی

2 نوشته شده در  یکشنبه 30 بهمن1384ساعت 8:28  توسط مهدی   | 

مساجد وفس

توان وَوس دَ هِ شازده دانِ مَجِد

که هر کانِ هِ در یی گوشه راکد

 

یکی خیور و مانداران و دونه

سرقَعلی، برقعلی با امامزاده

 

ماندی ویلجه، ماندی مُزن و داران

علی مَجِت و رو و باغچه میران

 

دُلی احمد و مامَری دو دانِ

که با هم اَربُوَندِ شازده دانِ **

 

روستای بزرگ وفس دارای 16 مسجد می باشد. همه ی این مساجد در ایام محرم و ماه مبارک رمضان فعال هستند و تمام افراد ساکن وفس و همینطور تعداد بسیار زیادی از همشهریان خارج از وفس، در این ایام در مساجد جمع می شوند و برنامه های خاصی را اجرا می کنند.

در مجموع در طی سال برنامه ها و مراسم هایی که در این مساجد اجرا می شود عبارتست از: نمازجماعت، بیان احکام دینی، ادعیه های مناسب هر ایام و همینطور زیارت عاشورا و دعای توسل در اکثر مواقع سال، عزاداری و نوحه خوانی خصوصا" در ایام محرم، برگزاری جشن ها و اعیاد اسلامی،  جلسات بین اهالی و شورای اسلامی روستا، جلسات بین اهالی و مسئولین دولتی، برگزاری مراسم تدفین و عزاداری اموات( سوم، هفتم، چهلم و ... )، برگزاری ختم های مختلف( ختم یا علی، ختم صلوات، ختم امن یجیب)، انجام نذرهای مختلف( نذر انداختن سفره ی حضرت رقیه(سلام الله علیها) و سفره ی حضرت عباس(علیه السلام) و ...)

 در بین این مساجد که اکثرا" در سال های اخیر بازسازی و تعمیر شده اند، مسجد حضرت فاطمه الزهرا(سلام الله علیها) در « محله ی ماندی مزنه»، مسجد جامع خیبر در « محله ی خیبر»، مسجد حضرت ابوالفضل(علیه السلام) در « محله ی باغچه میران» و مسجد حضرت ولیعصر(عج) در «محله ی دونه»، فعال تر هستند و در تمام ایام سال مخصوصا" ایام وفات و شهادت و ایام جشن و سرور برنامه های ویژه ای دارند.


          مسجد حضرت فاطمه(س)  مسجد حضرت فاطمه(س)  مسجد صاحب الزمان(عج)


در دیواره شرقی مسجد جامع خیبر، سنگی به نام « زردکَوَر » ( یعنی سنگ زرد) وجود دارد که کرامات زیادی از آن نقل شده و از قدیم مورد تکریم و احترام بوده است؛ مردم وفس اعتقاد فراوانی به این مسجد دارند و نذورات زیادی در طی سال، به آن تقدیم می کنند. از دیگر ویژگی های این مسجد، وجود طاق رومی های بسیار زیبا وقدیمی می باشد که شکوه خاصی به آن بخشیده است(مجموعه تصاویری از این مسجد در باکس « دانلود کنید » در ستون میانی جدول قرار دارد که می توانید دانلود کنید).

وفسی ها، باور و اعتقاد عجیبی به حضرت ابوالفضل (علیه السلام) دارند. مسجد حضرت ابوالفضل(علیه السلام) در تمام ایام سال باز و فعال است و خصوصا" در ماه محرم بسیار شلوغ می شود. در شب تاسوعا، دسته جات مساجد مختلف به طرف این مسجد حرکت می کنند و در این شب، اکثر جمعیت روستا در این مکان گردهم می آیند. در این ایام، نذورات فراوانی در این مسجد جمع می شود که مخارج مسجد را در طول سال تامین می کند. (مجموعه تصاویری از این مسجد نیز در باکس « دانلود کنید » در ستون میانی جدول قرار دارد که می توانید دانلود کنید).


                          مسجد حضرت ابالفضل العباس(ع)  مسجد جامع خیبر(زرده کور)


** آقای غلامرضا ملایی این شعر را به زبان وفسی درباره ی مساجد وفس سروده اند. 
2 نوشته شده در  چهارشنبه 26 بهمن1384ساعت 4:12  توسط مهدی   | 

تصاویر محرم در وفس

در پست قبلی، بارش باران در روزهای تاسوعا و عاشورا در وفس، پیش بینی شده بود؛ این اتفاق در واقعیت نیز رخ داد و از شب تاسوعا، بارش باران شروع شد و تا اواخر روز پنج شنبه(عاشورا) ادامه داشت(شاید هم اکنون نیز در جریان باشد). متاسفانه این بارش خیلی شدید بود که حتی باعث تخریب قسمتی از دیوارهای چند خانه گردید بارش باران همچنین مانع از برگزاری مناسب مراسم های دهه محرم گردید؛ یعنی حرکت دسته جات عزاداری بسیار محدود گردید و غیر از دسته ی مسجد حضرت ابالفضل العباس (ع) که در روز عاشورا تا « محله ی مانداران » حرکت کرد، دسته ی دیگری تشکیل نشد و همچنین مراسم تعزیه و شبیه خوانی نیز اصلاً اجرا نگردید.

در محرم امسال، بیشتر عزاداری ها در قالب سینه زنی و در مساجد انجام شد.

در زیر تصاویری از همین عزاداری ها را می بینید:


 سینه زنی در مساجد

              


حرکت دسته مسجد حضرت عباس(ع)

             


پذیرایی از عزاداران در مساجد

            


با تشکر بسیار از آقای هادی علوی (فرزند آقای محمد ابراهیم علوی[باریک لو]) به دلیل تهیه فیلم و تصاویری از این عزاداری ها و همچنین تشکر از آقای حسین(محمد) نظری، که این فیلم ها و تصاویر را به من رساندند.
2 نوشته شده در  شنبه 22 بهمن1384ساعت 5:39  توسط مهدی   | 

در روزهای تاسوعا و عاشورا، در وفس باران می آید

طبق پیش بینی سایت هواشناسی بین المللی " wwwa.accuweather.com"، در هر دو روز تاسوعا و عاشورا در وفس، « باران» می آید.

 

پیش بینی هوای وفس در روز تاسوعا(چهارشنبه؛ 9 محرم)

بالاترین دما در روز: 5 درجه سانتیگراد         پایین ترین دما در شب: 4 -  درجه سانتیگراد

 

در روز: در صبح آسمان ابری است و احتمال دارد مقداری باران به صورت رگباری ببارد؛ در بعدازظهر نیز باران خواهد آمد.

در شب: باران می آید و به دلیل سردی هوا، سطح آب ها یخ می بندد.

 

 

پیش بینی هوای وفس در روز عاشورا(پنج شنبه؛ 10 محرم)

بالاترین دما در روز: 7 درجه سانتیگراد         پایین ترین دما در شب: 5 -  درجه سانتیگراد

 

در روز: در صبح باران می آید و در بعدازظهر نیز باران به صورت رگباری خواهد بارید.

در شب: در سرشب، باد ملایمی می وزد و در ادامه نیز، هوا ابری و سرد می شود.

2 نوشته شده در  سه شنبه 18 بهمن1384ساعت 13:8  توسط مهدی   | 

نحوه برگزاری مراسم های عزاداری امام حسین(ع) در وفس

یک روز که به ماه محرم باقی مانده(29 ذی الحجه)، مردم هر محله، مسجد آن محله را گردگیری و نظافت کرده و بساط عزاداری را برپا می کنند؛ دور تا دور مسجد را سیاه پوش و مزّین به اشعاری از محتشم کاشانی می کنند:

 

فریاد از غریبی و بی یاری حسین(ع)

و از ناله های دم به دم و زاری حسین(ع)

 

غسلش که داد، کفنش کی برید و دوخت؟

بر حالت غریبش آیا دلِ که سوخت؟

 

ای تشنه لب تو طاقت خنجر نداشتی

گویا غریب بودی و مادر نداشتی

 

به همین ترتیب تمام حاشیه ها را از اشعار محتشم کاشانی می نویسند و در بیرق ها عباراتی چنین نوشته شده است:

« السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین »؛

 

از مقام شاه مظلومان کسی آگاه نیست

هیچ کس آگه ز اسم اعظم الله نیست

 

گر خدا خواهی ببینی رو زمین کربلا

کز زمین کربلا تا عرش چندان راه نیست

 

روز اول محرم در مسجد ها جمع می شوند و چند بار بلند می گویند :« یا حسین(ع) »؛ عَلَم مسجد را آورده و پارچه هایی بر آن می پوشانند؛ کسانیکه نذر دارند برای عَلَم پارچه می آورند و کسانی دیگر خرما، نُقل و بیسکویت پخش می کنند؛ یک نفر مداحی و نوحه خوانی کرده و بقیه سینه می زنند و می گویند: « ماه محرم شد دلها پُر از غم شد».

 

شب ها مردم در مساجد جمع می شوند؛ هر مسجد از دو قسمت زنانه و مردانه تشکیل شده است؛ در قسمت مردانه، ریش سفیدان و پیرمردان در یک طرف مسجد نشسته و آرام آرام سینه زنی و گریه می کنند و در طرف دیگر جوانان ایستاده مشغول سینه زنی و نوحه خوانی می شوند، پس از اینکه یک نوحه خوانده می شود و نوحه خوان می خواهد تعویض شود، یک نفر با صدای بلند و به صورت آواز می گوید:

فریاد از غریبی و بی یاری حسین                  وز ناله های دم به دم و زاری حسین

همه با هم می گویند: « یا امام یا حسین(ع)»

روزی که بر سر نیزه شد سر آن بزرگوار       خورشید سر برهنه درآمد ز کوهسار

همه با هم مجددا" می گویند: « یا امام یا حسین(ع)»؛

و نوحه خوان بعدی شروع به نوحه خوانی می کند که تا ساعت هشت شب به همین منوال می گذرد؛ هر شب قبل و بعد از سینه زنی، روضه خوانان به روضه خوانی می پردازند و مردم هم گریه می کنند، همینطور سخنران هایی از مسائل دینی و مصیبت امام حسین(ع) برای مردم سخنرانی می کنند.

روزها نیز در میدان « محلّه میانداران » و گاهی نیز در« محلّه خیبر »، « مراسم تعزیه خوانی » انجام می شود که مردم نیز در مکان های مخصوصی که آب و جارو و فرش شده اند، می نشینند و مشغول تماشای مراسم تعزیه می شوند؛ از روز اول محرم، مراحل سفر امام از مدینه به کربلا  را در تعزیه خوانی به مردم نمایش می دهند.

تا روز هشتم محرم، روزها تعزیه نمایش داده می شود و شبها نیز در مساجد عزاداری انجام می گیرد.

شب نهم و دهم محرم، دسته های عزاداری هر مسجد به مساجد محله های دیگر می روند و این کار در همه ی 16 مسجد روستا، انجام می شود؛ مسجدی که فردی از آن فوت شده باشد، در اولویت قرار دارد و در ابتدا همه ی مساجد، به آن مسجد دسته می برند و در غیر این صورت « مسجد حضرت زهرا(س)» در « محله میانده » و« مسجد امام علی(ع)» در« سینه ی محله باغچه میران » و « مسجد امام حسین(ع)» در « محله مامَررّی» و « مسجد حضرت عباس (ع)» در « محله باغچه میران » در اولویت هستند.

در هنگام حرکت دسته، پیرمردان در جلوی دسته و پشت سر آنها جوانانِ سینه زن و زنجیرزن و سپس کودکان قرار می گیرند، همچنین تعدادی از زنان نیز در انتهای دسته حرکت می کنند؛ دسته ها دارای چندین چراغ زنبوری، فانوس، طبل، سنج و شیپور هستند، و در هنگام حرکت دسته، صدای طبل و شیپور تمام فضای کوچه ها را پر می کند؛ اگر دسته در حال حرکت به طرف مسجدی باشد، قبلاً خادم مسجد خود را می فرستند تا به مردم آن مسجد خبر داده شود که آنان آماده باشند و به جای دیگری دسته نبرند. آنها نیز آماده عزاداری می شوند و قدری مانده به مسجد مقصد، عزاداران آن مسجد به استقبال دسته می آیند و در بیرون مسجد تجمع می کنند و مسجد را برای دسته عزادار، خالی می کنند و تنها عده ای پیرمرد در مسجد باقی می مانند.

که در این زمان صدای دسته های این دو مسجد به هم می آمیزد؛ اشعاری نیز در این هنگام توسط عزاداران مسجد مقصد، خوانده می شود:

اهل عزای شاه دین                        خوش آمدید خوش آمدید

 

و دسته ی دیگر نیز در جلوی مسجد می گوید:

 

بادا سلام از ما بر روی پیغمبر

بادا سلام از ما بر ساقی کوثر

بادا سلام از ما بر اکبر و اصغر

بادا سلام از ما بر حاضرین یکسر

 

دسته ی مهمان را، با احترام در مسجد جای می دهند و پیرمردان آن در بالای مسجد قرار می گیرند؛ جوانان سینه زن نیز در گوشه ای از مسجد به سینه زنی می پردازند. پس از قدری سینه زنی، عزاداران دسته میهمان می نشینند و چندین نفر از مردم آن مسجد از اینها(عزاداران مسجد میهمان) پذیرایی می کنند؛ برای اینها چایی آورده و خرما، شکلات، نان و حلوا پخش می کنند. در این فاصله، عزاداران آن مسجد مشغول سینه زنی می شوند و پس از مدتی دسته عزادار میهمان، چند مرتبه « یا حسین(ع)» گفته، بلند شده و از مسجد خارج می شوند؛ عزاداران آن مسجد هم آنان را تا مقداری از راه مشایعت و همراهی کرده و می گویند:

به سلامت بروید اهل عزا                ز عزای پسر شیر خدا

 

و دسته ی میهمان نیز در پاسخ می گویند:

ما دعا گفتیم و رفتیم زین عزا          اجر بانی با شهید کربلا

مردم جلوی دسته اسفند دود کرده و گوسفند قربانی می کردند.

 

غروب روز هشتم ماه محرم مردم روستا به « مسجد حضرت عباس(ع)» در « محله باغچه میران» می روند و نذرهای خود را تقدیم مسجد می کنند.

در روز تاسوعا و عاشورا، دسته های مساجد مختلف، شبانه روز در کوچه های روستا حرکت کرده و به مساجد یکدیگر دسته می برند و در این روزها مساجد میزبان، به دسته های عزادار میهمان، نهار و شام می دهند.

بعد از ظهر روز تاسوعا، دسته های عزادار و مردم بر سر مزار شهدا و اموات خود رفته و فاتحه می خوانند و خرما و نقل پخش می کنند.

شب عاشورا، مساجد بسیار شلوغ می شود و همه مردم روستا و حتی بیماران نیز در این شب، در مساجد جمع می شوند. در این شب برای مساجد روستا، خادم و روضه خوانان پول جمع می کنند و هر کس به اندازه توانایی و تمکن مالی خود کمک می کند. عزاداری در این شب، حال و هوای خاصی دارد و بعضی از دسته ها تا صبح به عزاداری مشغول می باشند و معتقدند در این شب سعادت نامه ی عشاق امضاء می شود.

در روز عاشورا، دسته های تمام مساجد روستا در محله های « میانداران » و « خیبر » جمع می شوند؛ اکثر دسته ها پشت سر هم به سمت « محله میانداران » حرکت می کنند، اول« دسته مسجد امام حسین(ع) » و بقیه به ترتیب پشت سر هم حرکت می کنند. دسته ها با طبل و ساز و شیپور و به همراه زنجیر زنی و سینه زنی عزاداران، حرکت کرده و عزادارانِ « مسجد محله میاندارن » نیز جلوی دسته ها، گوسفند قربانی می کنند. دسته های عزادران پس از ورود به « میدان محله میانداران »، در آنجا بر روی جاهای مخصوصی که از قبل آماده شده، می نشینند، زنان نیز از پشت بام خانه ها و پنجره های اتاق ها به تماشای عزادران مشغول می شوند. سپس تعزیه خوانان سواره و پیاده وارد میدان می شوند و پس از دعوت عزاداران به سکوت، مراسم تعزیه خوانی آغاز می شود.

پس از اتمام مراسم تعزیه خوانی( در بعد از ظهر عاشورا)، دسته ها با نوحه خوانی و عزاداری به مساجد خود بر می گردند، نوحه را به این شکل می خوانند:

امروز امام را ای داد و تشنه کشتند               سلطان کربلا را ای داد و تشنه کشتند

اکبر جوان او را کردند پاره پاره                    مهمان کربلا را ای داد و تشنه کشتند

 

شب روز عاشورا، که به آن « شب شام غریبان » می گویند، یکی از غمناک ترین شب های مام محرم می باشد. در این شب، در مساجد مختلف، چراغ های مسجد را خاموش کرده، سینه زنی و نوحه خوانی می کنند؛ در بعضی محله ها، دسته ها با شمع های روشن و بدون سنج و طبل و شیپور حرکت کرده و سینه زنی و نوحه خوانی می کنند، بعضی از این دسته ها دو گروه می شوند و به صورت حلقه حلقه، نشسته و چنین نوحه هایی می خوانند:

یک گروه می گویند: حسین چه شد؟

 

گروه دیگر در حالیکه بر سر می زند، فریاد می زند: کشته شد

و به همین ترتیب تکرار می شود.

 

در مساجد نیز عزاداران چنین نوحه خوانی می کنند:

 

امشب به صحرا بی کفن جسم شهیدان است، شام غریبان است

امشب نوای کودکان بر بام کیوان است، شام غریبان است

امشب یتیمان حسین در گوشه ی صحرا بی منزل و ماوا

تاراج رفت اموال شان نزد لعینان است، شام غریبان است

 

عزاداری به صورت رسمی تا شب شام غریبان است و بعد از آن بیشتر در مساجد روضه خوانی انجام می گیرد.

 

مردم معمولاً در دهه محرم به خادمان مساجد، نان و حلوا، نان و پنیر و نان خاگینه و کماج می دهند تا در بین سایر افراد تقسیم کنند.

 

« مسجد حضرت عباس(ع) » یکی از باشکوه ترین مساجد وفس می باشد که به تازگی نوسازی شده است؛ مردم این روستا اعتقاد عجیبی به حضرت عباس (ع) دارند و در مشکلات و مصائب به آن حضرت متوسل می شوند لذا « دسته مسجد ابوالفضل (ع) » نیز بسیار مورد توجه مردم روستا می باشد و نوحه ی عزادران این مسجد، بیشتر در مورد حضرت ابوالفضل(ع) می باشد:

کشته ی بی کفن یا ابالفضل                          غرق در خون بدن یا ابالفضل

یاور کودکان یا ابالفضل                              مونس بی کسان یا ابالفضل

 

منبع: « منو گرافی روستای وفس»(پایان نامه دانشجویی)؛ حسین علی حاجیلو؛ بهار 1379


در زیر عکسی از نمایش تعزیه در وفس، که از وبلاگ « حاج رضوان» گرفته شده است، قرار دارد:

                                          نمایش تعزیه در وفس


2 نوشته شده در  یکشنبه 16 بهمن1384ساعت 13:56  توسط مهدی   | 

پیش بینی آب و هوا در محرم

با توجه به اهمیت روزهای محرم در وفس ( به خصوص از اول تا 11 محرم)، به دلیل حضور تعداد زیادی از همشهریان عزیز در وفس، تصمیم گرفتم جدول پیش بینی آب و هوای وفس از امروز تا شنبه 22 بهمن را از طریق سایت هواشناسی accuweather.com، تهیه کرده و در وبلاگ قرار دهم.

خوشبختانه، همانطور که در جدول می بینید، دما در روزها در حد متوسطی قرار دارد و شب ها نیز به سردی هفته گذشته نمی باشد و خصوصا" در روزهای تاسوعا و عاشورا، هوا نسبتا" متعادل است.

در روز دوشنبه هفته آینده، پیش بینی دقیق تر آب و هوا در روزهای تاسوعا و عاشورا را به همراه اطلاعات جزئی تری در وبلاگ قرار خواهم داد.

 

روز

تاریخ

شمسی

تاریخ قمری

بالاترین دما در روز

(درجه سانتیگراد)

پایین ترین دما در شب (درجه سانتیگراد)

وضعیت جوی

دمای واقعی

دمای محسوس

دمای واقعی

دمای محسوس

در روز

در شب

جمعه

امروز

4 محرم

3

3 -

 6 -

7 -

بسیار سرد

برفی

شنبه

15 بهمن

5 محرم

3

4

5 -

1 -

ابری