آيا می دانيد تا قبل از سال 1382، وفس يك« بخش» بود که 4 دهستان با 71 روستا، زير نظر آن قرار داشتند( از جمله شهر كميجان!) ؟
آيا می دانيد وسعت روستای وفس(230 کیلومتر مربع)، دو و نیم برابر وسعت جزیره کیش(90 کیلومتر مربع) است؟
آيا می دانيد گويش وفسی يكی از زير شاخه های زبان مادی ( تاتی ) می باشد( قدمت 3000 ساله )؟
آيا می دانيد تونل های زيرزمينی زيادی در زير سطح روستای وفس وجود دارد كه اين تونل ها يك شبكه زيرزمينی را تشكيل می دهند؟
آيا می دانيد اولين مدرسه روستای وفس در سال 1313 ساخته شده است؟
آيا مي دانيد روستای وفس از حدود 10 سال قبل از انقلاب دارای آب لوله كشی و برق بوده است؟
|
|
يادواره شهداي روستاي وفس |
|
|
حدود دو هفته قبل و در تاريخ 18/4/1384 ، چهارمين يادواره شهداي روستاي وفس برگزار شد. اين مراسم از ساعت 17 تا 19 و در شب شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) ، درمحل روستاي وفس برگزار شد.
روستاي وفس در زمان جنگ تحميلي، به منظور آزاد بودن و آزاد زيستن ايران و ايراني 72 شهيد تقديم به ملت ايران كرده است و خوشبختانه در نهايت نيز با رشادت مردي ها و دلاوري هاي زنان و مردان ايراني دشمن نتوانست حتي يك وجب از خاك ايران پهناور و آزاد و سربلند را از آن خود كند و با زبوني و خواري به عقب برگشت. اما در اين ميان مسئه اي در مورد روستاي وفس وجود دارد كه دوست دارم آن را بيان كنم و آن اينكه متاسفانه روستاي وفس در بعد ازپيروزي انقلاب و روي كار آمدن جمهوري اسلامي، پيشرفت كه نداشته است هيچ، بلكه پسرفت هم كرده است و بالاترين مصداق ادعاي من اين مطلب است كه در زير بيان مي كنم: طبق تحقيقات انجام شده ، منطقه وفس يكي از كهن ترين مناطق ايران مي باشد كه در طول تاريخ دستخوش حوادث گوناگون بوده است(واقعه وفس و ...) و از سوي ديگر، همواره در طول تاريخ ، هر وقت كه از وفس نام برده شده حتما" با يكي از عناوين سرزمين، بلوك، منطقه و يا بخش بوده است(مراجعه كنيد به لغت نامه دهخدا يا فرهنگ معين يا دايره المعارف فارسي و... ) واين مي رساند كه بخش وفس به مركزيت روستاي وفس ، همواره بخش وسيعي را در قسمت شمالي استان مركزي در بر مي گرفته است. ولي متاسفانه بعد ازپيروزي انقلاب ، نه تنها گسترده تر وپيشرفته تر نشده است بلكه از بخش و بلوك به يك روستا تبديل شده است و هم اكنون حتي در اندازه هاي يك روستا نيز به آن توجه نمي شود. وفس هم اكنون يكي از روستا هاي بخش مركزي شهرستان كميجان محسوب مي شود در حالي كه شهرستان كميجان تا قبل از سال ۱۳۸۲ يكي از دهستان هاي بخش وفس محسوب مي گشت. و اين مورد تنها به عنوان نمونه بيان شد و بگذريم از صادرات ميوه و صنايع دستي و... منطقه وفس. |
||
|
2
نوشته شده در جمعه 31 تیر1384ساعت 11:49 توسط مهدی
|
|
||
|
|
وفس vafs |
|
|
اين واژه، از نام هاي كمياب يا ناياب است. در لغت نامه دهخدا، به دو "وفس " اشارت رفته است بدون آنكه به معني آن پرداخته گردد.
در هيچ يك از فرهنگ ها وفس معني نشده است، به طور يقين در شكل كلمه دگرگوني حاصل شده است. خود اهالي محل، وفس را " ووس " تلفظ مي كنند. چون در زبان هاي ايراني تبديل حروف انجام مي گرفته است، كلمه ويسِ VIS اوستائي و پهلوي تبديل به وفس يا ووس گرديده است. پيش از پرداختن به واژه ويس، نظر استاد دهگان را در مورد وفس مي آوريم: "... نام يكي از بخش هاي تابعه اراك است و خودِ ده مركزي آن نيز، به نام وفس خوانده مي شود و در محيط خود شارستاني است محصور به كوهستان هاي مرتفع كه به گفته مستوفي، در موضع تفرش از هر كجا بدانجا بايد شدن، گريوه (كوه) بايد بريدن، زبان اهالي يكي از لهجه هاي قديم پارسي و شاخه اي از تاتي محسوب ميشود". وجه تسميه وفس با توجه به متون اوستائي و پهلوي و سبك شناسي بهار و گويش زبان تاتي در منطقه كه اين زبان بنا بر تحقيق زبانشناسان شاخه اي از زبان مادي است، بدون شك مي توان پنداشت كه وفس همان ويس زبان مادي و اوستائي به معني دهكده، ملك اربابي، عشيره و تبار و خانه و خانمان مي باشد. طبق گفته دياكونوف روسي در كتاب تاريخ ماد : " ... ويس VIS دو معني دارد الف) عشيره و تبار، ب) نقطه مسكون يا دهكده ... ... ولي ويس، تنها به معني خاندان و عشيرت نيست بلكه نام متداول دهكده و نقطه مسكون نيز مي باشد و اين ميرساند كه در آغاز دهكده ها عشيرتي و خانداني بودند و بنابراين ›› خداوند ويس ››(در اوستا، ويس پتي VISPATI) ، تنها پير و شيخ خاندان و عشيره نبوده بلكه رئيس ده (دهخدا) نيز محسوب مي گشت... ". در كتاب گاثاها، ويس ها شوئيتره SOITHRA ناميده شده است كه بخش يا بلوك يا مزرعه مي باشد و مي بايست بخش يا بلوك با ورزنه كه به زبان پارسي باستان وردنه يعني دهكده گفته ميشود، مطابقت داشته باشد و كلمه ورزنه با ريشه فعل ورز به معني كار كردن مربوط است. ممكن است چند ويس را ورزنه مي گفته اند. در كتيبه داريوش اول در بيستون اصطلاح ويس پتي موجود است كه مردم سلحشور مادي بوده اند كه در جماعت و عشيرت ويس زندگي مي كردند. ويسباخ (WISSBACH) دانشمند ايران شناس ويس را ‹‹ خانه›› ترجمه كرده و بدين سبب ‹‹ ويس پتي ›› را ‹‹ آنان كه در كاخ هستند ›› ميداند؛ همچنين تولمان (H.G.TOLMAN) از ويسباخ نيز آنسوتر رفته و خودِ كلمه ويس را ‹‹ مقّر سلطنتي›› معني ميكند. ديگر دانشمند ايران شناس آقاي كنت (R.G.KENT) ويس را ‹‹ خانه ››، ‹‹ خانه شاهي ›› و ‹‹ خاندان شاهي و دربار›› مي شمارد. آقاي دياكونوف در صفحه 308 در مورد ويس چنين ادامه داده است : "... به نظر ما ويس به معني جماعت است، جماعتي كه در اغاز عشيرتي بوده و بعد به صورت جماهت روستائي درآمده ... " . در دانشنامه مزديسنا ويس به معني دهكده و ويس پئتي واژه اي اوستائي است كه در پهلوي ويس پت شده يعني بزرگ ده (دهخدا) سالار قوم و تيره. در سانسكريت هند باستان ‹‹ ويسبدان›› به معني كدخدا و فرمانروايان دهات است كه در اوستائي ويس پتي مي باشد. در فرهنگ زبان پهلوي دكتر فره وشي در مورد واژه ويس چنين آمده است: ويس پتي، اوستائي است به معني بزرگ ده(دهخدا). ويس پت = ويس + پت؛ ويس = آب و خاك و روستا؛ جزء دوم كلمه پت كه در اوستائي پئتي و در پهلوي پذه ( پات ) و در فارسي امروزي پذ، بذ و بد شده است مانند سپهبد. بنابراين در زبان پهلوي، ويس= ناحيه، روستا، دهكده، ملك اربابي و روستا هاي اطراف آن و تركيبات آن عبارتند از: ويسيه VISIH = متعلق به ديه يا قبيله اي بودن. ويسيك VISIK = منسوب به ديه، ديهي، دهكده اي و ناحيه اي. ويسپوهر VISPUHR= نجيب زاده، فردي از خاندان شاهي. واستريوش VASTRYOS= برزگر، دهقان و كشاورز. واستريوشان VASTRYOSAN= نام طبقه برزگران و دهقانان در دوره ساساني. ويسيه نام فرشته ايست كه از براي نگهداري ده گماشته شده است. ويس در لغت نامه دهخدا: ويس در اوستائي به معني ده وقريه است. ده و طايفه و قبيله. ميرويس يعني بزرگ قبيله؛ در زمان ساسانيان شاهزادگان را ويسپهر ( ويسپور) يعني زاده خانواده بزرگ مي ناميدند. شكل حكومت در ايران قديم(پيش از مادها) ملوك الطوايفي بود، از چند تيره، عشيره يا ... تركيب مي يافت و محل سكناي آن بلوك خوانده مي شد؛ چند عشيره قومي را به وجودمي آورد و محل سكناي آنان را ولايت (ده يو) مي گفتند. (به نقل از تاريخ ايران باستان). ويس پوهر: مراد از كلمه ويس پوهر( پسر طايفه)، پسر ويس پتي يا ويس بذ ( رئيس طايفه) نبوده است؛ بلكه اين لفظ داراي ارزش اجتماعي بيشتري شده بود و شاهزادگان خانواده شاهي را بدان مي ناميدند. اما لفظ واسپوهر در مورد اعضاء طبقه نژادگان و نجباي درجه اول به كار ميرفت ولي كم كم در اواخر دوره ساساني كلمه ويسپوهر، از ياد رفته و واژه واسپوهر جاي آنرا گرفته است.( به نقل از ايران در زمان ساسانيان ص 120). در ايران باستان، فرماندهان را به چهار دسته طبقه بندي كرده اند كه در كتب پهلوي و آثار تورفاني نيز درباره آنان مكرر ذكر شده است و اين چهار طبقه عبارتند از: رئيس خانه – رئيس ده – رئيس طايفه ( ويس بذ ) – رئيس كشور. در هر صورت وفس يا ووس، تحريف شده يا دگرگون شده ويس VIS اوستائي به معني دهكده و روستا مي باشد. نمونه آن فراوان است، در فراهان روستاي ويسمه را داريم كه ويس + مه و در بين گلپايگان و خوانسار روستاي ويس موجود است. در لغت نامه دهخدا چندين روستا با نام ويس، ويس آباد در نقاط مختلف ايران آمده است. بنا بر نظر دياكونوف ويس واژه اي هخامنشي و مادي ميباشد و مي دانيم كه گويش مردم وفس، چهرگان، فرك و گورچان شاخه اي از زبان مادي تاتي است و بدون ترديد بايد گفت كه وفس يا ووس همان ويس دوران مادهاست. |
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه 30 تیر1384ساعت 8:29 توسط مهدی
|
|
||
|
|
مشخصات كلي روستاي وفس |
|
|
روستاي وفس ، يكي از روستا هاي تابعه استان مركزي مي باشد كه فاصله آن تا مركز استان در حدود 120 كيلومتر مي باشد. در آخرين تقسيمات جغرافيايي، اين روستا در بخش مركزي از شهرستان كميجان قرار مي گيرد. روستاي وفس در عرض جغرافيايي 34.70 و طول جغرافيايي 50.07 قرار دارد و از شمال به استان همدان و از شرق به بخش خنجين و از غرب به بخش خسروبيگ و از جنوب به بخش مركزي (كميجان) محدود مي باشد. كوه وفس به ارتفاع 2745 متر تشكيل دهنده يكي از نقاط مرزي بين استان مركزي و استان همدان مي باشد. گويش اهالي وفس يكي از لهجه هاي قديم پارسي و شاخه اي از تاتي محسوب مي شود. طبق آخرين سرشماري در سال 1375، حدود 2000 نفر در اين روستا زندگي مي كنند. اين روستا به دليل محصور شدن در كوهستان هاي مرتفع داراي آب و هوايي معتدل و نسبتا" سرد مي باشد.شغل مردم وفس كشاورزي، باغباني، گيوه چيني، تخت كشي و نجاري مي باشد. |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه 29 تیر1384ساعت 2:37 توسط مهدی
|
|
||
|
|
معرفي و تعيين هدف از ايجاد اين وبلاگ |
|
|
به نام خدا سلام من مهدي هستم 22 ساله، در قم متولد شدم و در قم هم بزرگ شدم ولي اصالتا" وفسي هستم .(چون پدر و مادر من هم همانند خيلي از همشهري هايم، سال ها قبل از روستاي وفس به شهرهاي اطراف مهاجرت كردند از جمله اراك، قم و تهران و چون اكثر وفسي ها به قم رفته بودند ... ). من به روستاي وفس، مردم وآداب و رسوم و همچنين به گويش آن علاقه زيادي دارم و مطالعاتي رو هم در اين راستا انجام داده ام و تصميم دارم در اين وبلاگ به اين مسائل بپردازم تا بدين وسيله قسمتي از دين خودم را نسبت به گذشتگان و نياكانم ادا بكنم. من قصد دارم تا روستاي وفس رو در درجه اول به تمام ايراني ها (چرا كه بنا به گواهي تاريخ بلوك وفس يكي از قسمت هاي مهم و تاثيرگذار دردوره اي از ايران بوده است) و در درجه دوم به تمام دنيا معرفي كنم(كه در حقيقت همان معرفي ايران و ايراني است) و اميدوارم با همكاري و همراهي دوستان و اطرافيانم و همچنين شما خوانندگان اين وبلاگ بتوانم اين كار را انجام دهم. من در اين وبلاگ از مطالب اساتيد و بزرگاني چون مرحوم استاد ابراهيم دهگان، استاد محمد رضا محتاط، استاد عزيز الله سميعي و آقاي غلام رضا ملايي و همينطور وفسي شناس بزرگ آمریکایی آقاي دونالد استيلو استفاده خواهم كرد و لازمست در همين ابتدا دو مطلب را ذكر كنم: 1. لطفا" هر سئوالي در مورد وفس (پيشينه تاريخي، منطقه جغرافيايي، گويش و...) داريد حتما" مطرح كنيد و من هم قول مي دهم تا جائي كه بتوانم براي يافتن جواب سئوال شما وقت بگذارم. 2. لطفا" هر منبعي را مي شناسيد كه در مورد وفس مطالبي را حتي در يك خط بيان كرده حتما" آن را به من اطلاع دهيد تا از آن مطلب در وبلاگ استفاده كنم. |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه 22 تیر1384ساعت 1:21 توسط مهدی
|
|
||